• نام گروه : «𝐇𝐔𝐍𝐓𝐄𝐑𝐒 𝐎𝐅 𝐒𝐄𝐂𝐑𝐄𝐓𝐒»
• تعداد عضو : 81
• توضیحات :
🌟 گروه گرگ بازی: جایی که هیجان و استراتژی در هم میآمیزند! هر شب با دوستان جدید به دنیای رازآلود گرگها و روستاییان سفر کنید و با چالشهای مهیج، لحظات فراموشنشدنی بسازید! 🐺✨
• لینک گروه :
━┅┅ ✦ ┅┅━
🔗 https://t.me/+ojUdAbHJeKA4MDE0
• تعداد عضو : 81
• توضیحات :
🌟 گروه گرگ بازی: جایی که هیجان و استراتژی در هم میآمیزند! هر شب با دوستان جدید به دنیای رازآلود گرگها و روستاییان سفر کنید و با چالشهای مهیج، لحظات فراموشنشدنی بسازید! 🐺✨
• لینک گروه :
━┅┅ ✦ ┅┅━
🔗 https://t.me/+ojUdAbHJeKA4MDE0
Telegram
𝐖𝐎𝐋𝐕𝐄𝐒 𝐎𝐅 𝐍𝐈𝐆𝐇
🌟 گروه گرگ بازی: جایی که هیجان و استراتژی در هم میآمیزند! هر شب با دوستان جدید به دنیای رازآلود گرگها و روستاییان سفر کنید و با چالشهای مهیج، لحظات فراموشنشدنی بسازید! 🐺✨
❤3
کانال کافه رمان خونه📖
• نام گروه : «𝐇𝐔𝐍𝐓𝐄𝐑𝐒 𝐎𝐅 𝐒𝐄𝐂𝐑𝐄𝐓𝐒» • تعداد عضو : 81 • توضیحات : 🌟 گروه گرگ بازی: جایی که هیجان و استراتژی در هم میآمیزند! هر شب با دوستان جدید به دنیای رازآلود گرگها و روستاییان سفر کنید و با چالشهای مهیج، لحظات فراموشنشدنی بسازید! 🐺✨ • لینک گروه : ━┅┅…
اگر دنبال هیجان هستید
دنبال جایی که بازی کنید همراه با چت با دوستان خوب
درنهایت ادب احترام صمیمیت
گروهی برای رهایی ازمشکلات وغم
میتونید به خانواده کوچک ما بپیوندید
لحظات شاد و پرهیجان
دنبال جایی که بازی کنید همراه با چت با دوستان خوب
درنهایت ادب احترام صمیمیت
گروهی برای رهایی ازمشکلات وغم
میتونید به خانواده کوچک ما بپیوندید
لحظات شاد و پرهیجان
❤1👍1
مانکن نابودگر.pdf
8.7 MB
❤️رمان: #مانکن_نابودگر
❤️ نویسنده: #مریم_بهاور
❤️ ژانر: #عاشقانه #جنایی #معمایی
❤️خلاصه:
سرگرد اینترپل سام نیکنام ملقب به آلفاباس، مردی استثنایی و مشهور کسی هست که به دنبال گذشته رازآلودش کمر به قتل پانزده شخص میبندند، سام به دنبال تلخترین حقیقت زندگیش شمشیر دولبهای به دست گرفته و به رسم ویرانی، نابودگر متظاهر شده و با مخفی شدن تو نقاب فداکاری، انتقام قضاوتهای بیرحمانه اطرافیانش را میگیرد، او در گذشته غرق میشود تا این که....
❤️ نویسنده: #مریم_بهاور
❤️ ژانر: #عاشقانه #جنایی #معمایی
❤️خلاصه:
سرگرد اینترپل سام نیکنام ملقب به آلفاباس، مردی استثنایی و مشهور کسی هست که به دنبال گذشته رازآلودش کمر به قتل پانزده شخص میبندند، سام به دنبال تلخترین حقیقت زندگیش شمشیر دولبهای به دست گرفته و به رسم ویرانی، نابودگر متظاهر شده و با مخفی شدن تو نقاب فداکاری، انتقام قضاوتهای بیرحمانه اطرافیانش را میگیرد، او در گذشته غرق میشود تا این که....
❤2
برشی از این رمان فوقالعاده هیجان انگیز👇
جیغ زدم.
بلند...گوش خراش...جوری که حس کردم حنجره ام پاره شد.
_ باز کن این در لامصبو...توروخدا بذار بیام بیرون.لعنت بهت خب....لعنت به همه اتون اصلا....
میان نفس نفس زدن هایم در اتاق با صدای بدی باز و از پشت به دیوار کوبیده شد.
نگاه وحشت زده ی من مات مردی بود که با هیکل درشت و سر شانه های پهنش جلو آمد.
با هر قدمی که به تن لرزان من نزدیک میشد؛ قلبم مثل گنجشک توی سینه می کوبید.
زیادی چهره ی خشنی داشت و از همه مهم تر در برابر من ریزه میزه زیادی گنده بود.
ترسیده از طرز نگاه خشن و جدی اش ؛ آب گلویم را پس فرستادم که به سمت صورتم خم شد و
یک دسته از موهایم را بین انگشتان زبرش گرفت و با لحن وحشتناک و زمختش کنار گوشم پچ زد:
_قرار نیس از اینجا بری بیرون! نه تا وقتی که من نخوام! پس بی جیک جیک کردن؛ بشین سرجات!
هق زدم:
_ چی از جونم میخوای؟ از نگه داشتن من ؛چی بهت میرسه که پا گذاشتی روی هرچی رفاقت و مردانگیه؟!
پوزخند زد و گوشه ی لب بالا انداخت:
_ قراره یه عمر همینجا زندگی کنی چش قشنگ!کنار من! توی بغل من!
با غیظ و خشم از دهانم حرفی بیرون پرید که خودم را یک عمر بابت گفتنش تف و لعنت کردم.
_ من حتی حاضر نیستم کنار تو نفس بکشم. آقاااا نمیخوامت.بزار برم.
چشمانش به خون نشست و دست بند یقه ام کرد:
_ که حاضر نیستی کنار من حتی نفس بکشی آره ؟! وقتی زبونتو کوتاه کردم اونوقت یاد میگیری با بزرگتر از خودت چطوری صحبت کنی.
ترسیده خودم را عقب کشیدم و شروع کردم به جیغ کشیدن که بی رحمانه دست روی دهانم گذاشت... 😢😱
https://t.me/+oDGP2SJsb2NlM2Zk
https://t.me/+oDGP2SJsb2NlM2Zk
Telegram
خان♠️دایی|آرزو هاشمآبادی
تنها کانال رسمی آرزو هاشمآبادی🤍✨
✍نویسنده رمانهای
« #نازدانه_حاجی💋 #یک_هیچ_به_او_باختم
#دلبرک_ممنوعه #اجبار_سیمین #جنون_زادگان
#غریبانه_عاشق_شدم #خاطره_باز»
ارتباط با نویسنده @A_S137w
#تبلیغات پذیرفته میشود❤️
پارت گذاری هر روز جز جمعه ها
✍نویسنده رمانهای
« #نازدانه_حاجی💋 #یک_هیچ_به_او_باختم
#دلبرک_ممنوعه #اجبار_سیمین #جنون_زادگان
#غریبانه_عاشق_شدم #خاطره_باز»
ارتباط با نویسنده @A_S137w
#تبلیغات پذیرفته میشود❤️
پارت گذاری هر روز جز جمعه ها
❤10
• نام گروه : «𝐖𝐎𝐋𝐕𝐄𝐒 𝐎𝐅 𝐓𝐇𝐄 𝐍𝐈𝐆𝐇𝐓»
• تعداد عضو : 85
━┅┅ ✦ ┅┅━
• لینک گروه :
🔗 https://t.me/+ojUdAbHJeKA4MDE0
• تعداد عضو : 85
━┅┅ ✦ ┅┅━
• لینک گروه :
🔗 https://t.me/+ojUdAbHJeKA4MDE0
Telegram
𝐖𝐎𝐋𝐕𝐄𝐒 𝐎𝐅 𝐍𝐈𝐆𝐇
🌟 گروه گرگ بازی: جایی که هیجان و استراتژی در هم میآمیزند! هر شب با دوستان جدید به دنیای رازآلود گرگها و روستاییان سفر کنید و با چالشهای مهیج، لحظات فراموشنشدنی بسازید! 🐺✨
کانال کافه رمان خونه📖
• نام گروه : «𝐖𝐎𝐋𝐕𝐄𝐒 𝐎𝐅 𝐓𝐇𝐄 𝐍𝐈𝐆𝐇𝐓» • تعداد عضو : 85 ━┅┅ ✦ ┅┅━ • لینک گروه : 🔗 https://t.me/+ojUdAbHJeKA4MDE0
گپ چت رمانخونه بیایدددد راجب رمان هم صحبت میشه
👍1
کانال کافه رمان خونه📖
• نام گروه : «𝐖𝐎𝐋𝐕𝐄𝐒 𝐎𝐅 𝐓𝐇𝐄 𝐍𝐈𝐆𝐇𝐓» • تعداد عضو : 85 ━┅┅ ✦ ┅┅━ • لینک گروه : 🔗 https://t.me/+ojUdAbHJeKA4MDE0
گپ بازی هستش دوستانی که علاقه مند هستن به این بازی عضو شن
نیــلوفــر آلــپ .pdf
5 MB
#نیلوفر_آلپ 📚⬆️
نویسنده: #مهرسار_و_حانیه
صفحه: 984
ژانر: #عاشقانه #اجتماعی #ازدواج_اجباری #همخونه
خلاصه:نیلوفر دختری از تبار غم گوشه ای از این شهر بزرگ با سختی های زندگی دست و پنجه نرم میکنه تا میون باتلاق کثافت هایی که روز به روز جامعه رو فرا میگیره فرو نره، انصافا هم تاحالا خوب موفق بوده اما یه بازیگوشی و کنجکاوی کوچیک که برای خیلی ها عادیه کار دستش میده و سرنوشت جدیدی براش رقم میخوره که برای نیلوفر اون یه فاجعه اس...
#جدید
نویسنده: #مهرسار_و_حانیه
صفحه: 984
ژانر: #عاشقانه #اجتماعی #ازدواج_اجباری #همخونه
خلاصه:نیلوفر دختری از تبار غم گوشه ای از این شهر بزرگ با سختی های زندگی دست و پنجه نرم میکنه تا میون باتلاق کثافت هایی که روز به روز جامعه رو فرا میگیره فرو نره، انصافا هم تاحالا خوب موفق بوده اما یه بازیگوشی و کنجکاوی کوچیک که برای خیلی ها عادیه کار دستش میده و سرنوشت جدیدی براش رقم میخوره که برای نیلوفر اون یه فاجعه اس...
#جدید
❤7🤡2😈2
دروود بر شما عزیزان
یک کتی خانوم داریم و هزار و یک ماجرا 😍😍
با ما همراه بشین در کانال :👇👇
https://t.me/Story_113Z
داستان های زندگی 😍
دویست و بیست قسمت آماده و مابقی قسمت ها ، روزانه اشتراک گذاری میشه .
رمان زیبای : هم قسم
یک کتی خانوم داریم و هزار و یک ماجرا 😍😍
با ما همراه بشین در کانال :👇👇
https://t.me/Story_113Z
داستان های زندگی 😍
دویست و بیست قسمت آماده و مابقی قسمت ها ، روزانه اشتراک گذاری میشه .
رمان زیبای : هم قسم
😍6❤3👏1
💖#رمان_1411
💖خلاصه:
ی دختر فضول به اسم آترا ک دنبال هیجان و رو کردن دست آقازادههاست به درخواستِ دوست پسر خبرنگارش میره از سلبریتی ها و آقازاده اطلاعات جمع میکنه ... توی یکی از این اطلاعات جمع کردنااش یه آزمایشگاه یه آقازاده رو ک باباش یه سرهنگ اعدامیه میرسه و توسط این پسر داستان ک قدرتمند و جذاب و آلفا🥹 و... دزدیده میشه و قرار میشه در ازای اذیت نشدن خونوادش برای این کاپو [نادین] کار کنه و ...
در اصل برای بابای کاپو پاپوش درست کردن و به ناحق اعدام شده خلاصه کاپو میخواد انتقام خون ناحق باباشوو از باعث و بانیاش ک یازده نفرن بگیره سر همین آزمایشگاه مخفی دارع ک توش داروهای کمیاب و تولید میکنه تا وارد بازار کنه و اسمشو سرِ زبوناا در کنه ک دشمنای باباش بشناسنش و ....
💖شخصیت دختر[آترا]: لوس ، مستقل ، با معرفت ، رک ، بی پروا ، بشدت فداکارررر😂
نازپرورده
💖شخصیت پسر [نادین]: آدماش کاپو صداش میکنن البته علتشمم برمیگردع ک این بابا ی دوست دختر ایتالیایی داشته اونم کاپو صداش میزدع دیه از اون موقع لقبش کاپو شد ، خیلیی خونسرد ، حامی ، یُبس ، سرد ، مغرور
💖داستان دو تا زوج دارع ، زوج اصلی آترا و نادینِ ، زوج دوم سام و سایه ک قصه اوناام مفصل توو طول رمان گفته شده .
💖قلمش قوی همونطور ک از نویسنده توقع میرفت البته اخراش یکم کشدار شده بود لامصب تموم نمیشد💀 ٫,نویسنده خیلی به جزییات پرداخته بود هیچ نقطه مبهمی نداشت همه چی واضح و شفاف ، بنظر من تنها ایرادش طولانی بودنشه...
کشش رمان زیاد بود اما روند داستان جوری نبود خیلی کندم پیش بره ..
💖رمان فلش بک ندارع ، فاقد الفاظ رکیک و جنسی هست ، صحنه باز ندارع ، عاشقانههاش اوکیه ، راوی داستان اول شخص و چند نفره گاهی از زبون زوج اول آترا و نادینه گاهی از زبون سایه ..
💖مثلث عشقی هم ندارع و راجبِ شخصیتااای فرعی هم خیلی عالی توصیفشون کرده و وارد جزئیات شده بود ، اینمم بگمم ک شما علت این ۱۴۱۱ رو هم توو داستان میفهمین..
#نقد
💖خلاصه:
ی دختر فضول به اسم آترا ک دنبال هیجان و رو کردن دست آقازادههاست به درخواستِ دوست پسر خبرنگارش میره از سلبریتی ها و آقازاده اطلاعات جمع میکنه ... توی یکی از این اطلاعات جمع کردنااش یه آزمایشگاه یه آقازاده رو ک باباش یه سرهنگ اعدامیه میرسه و توسط این پسر داستان ک قدرتمند و جذاب و آلفا🥹 و... دزدیده میشه و قرار میشه در ازای اذیت نشدن خونوادش برای این کاپو [نادین] کار کنه و ...
در اصل برای بابای کاپو پاپوش درست کردن و به ناحق اعدام شده خلاصه کاپو میخواد انتقام خون ناحق باباشوو از باعث و بانیاش ک یازده نفرن بگیره سر همین آزمایشگاه مخفی دارع ک توش داروهای کمیاب و تولید میکنه تا وارد بازار کنه و اسمشو سرِ زبوناا در کنه ک دشمنای باباش بشناسنش و ....
💖شخصیت دختر[آترا]: لوس ، مستقل ، با معرفت ، رک ، بی پروا ، بشدت فداکارررر😂
نازپرورده
💖شخصیت پسر [نادین]: آدماش کاپو صداش میکنن البته علتشمم برمیگردع ک این بابا ی دوست دختر ایتالیایی داشته اونم کاپو صداش میزدع دیه از اون موقع لقبش کاپو شد ، خیلیی خونسرد ، حامی ، یُبس ، سرد ، مغرور
💖داستان دو تا زوج دارع ، زوج اصلی آترا و نادینِ ، زوج دوم سام و سایه ک قصه اوناام مفصل توو طول رمان گفته شده .
💖قلمش قوی همونطور ک از نویسنده توقع میرفت البته اخراش یکم کشدار شده بود لامصب تموم نمیشد💀 ٫,نویسنده خیلی به جزییات پرداخته بود هیچ نقطه مبهمی نداشت همه چی واضح و شفاف ، بنظر من تنها ایرادش طولانی بودنشه...
کشش رمان زیاد بود اما روند داستان جوری نبود خیلی کندم پیش بره ..
💖رمان فلش بک ندارع ، فاقد الفاظ رکیک و جنسی هست ، صحنه باز ندارع ، عاشقانههاش اوکیه ، راوی داستان اول شخص و چند نفره گاهی از زبون زوج اول آترا و نادینه گاهی از زبون سایه ..
💖مثلث عشقی هم ندارع و راجبِ شخصیتااای فرعی هم خیلی عالی توصیفشون کرده و وارد جزئیات شده بود ، اینمم بگمم ک شما علت این ۱۴۱۱ رو هم توو داستان میفهمین..
#نقد
❤7👍3