رویای قاصدک.pdf
8.2 MB
رویای قاصدک.pdf
نام رمان: #رویای_قاصدک
نویسنده: #شادی_موسوی
ژانر: #عاشقانه #هیجانی
تعداد صفحات رمان: ۲۳۱۹
خلاصه:
عشق آتشین و نابی که منجر به جدایی شد و حالا سرنوشت بعد از ۱۲ سال در حالیکه احساسات گذشته هنوز فراموش نشده، دوباره مقابل هم قرارشان میدهد. تقابل جذاب و دیدنی دو عشق قدیمی؛ ایلدا دکترای معماری و استاد موفق دانشگاه که قسم خورده هرگز دیگر به عشق شانس دوباره ندهد و ارسلان پزشک جذاب و موفقی که با دوباره دیدن عشقش به سمتش کشیده میشود و وسوسه میشود تا دوباره آن عشق را تصاحب کند.
https://t.me/Roman_Khone_Ch
نام رمان: #رویای_قاصدک
نویسنده: #شادی_موسوی
ژانر: #عاشقانه #هیجانی
تعداد صفحات رمان: ۲۳۱۹
خلاصه:
عشق آتشین و نابی که منجر به جدایی شد و حالا سرنوشت بعد از ۱۲ سال در حالیکه احساسات گذشته هنوز فراموش نشده، دوباره مقابل هم قرارشان میدهد. تقابل جذاب و دیدنی دو عشق قدیمی؛ ایلدا دکترای معماری و استاد موفق دانشگاه که قسم خورده هرگز دیگر به عشق شانس دوباره ندهد و ارسلان پزشک جذاب و موفقی که با دوباره دیدن عشقش به سمتش کشیده میشود و وسوسه میشود تا دوباره آن عشق را تصاحب کند.
https://t.me/Roman_Khone_Ch
👍13❤7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رمان: #آبرویم_را_پس_بده
نویسنده: #Moon_Shine (#مریم_ثروت )
ژانر: #عاشقانه #اجتماعی #مذهبی
خلاصه :داستان زندگی دختری از قشر متمول به نام ارکیده هست که عاشق مردی به اسم سپهر میشه سپهر و ارکیده قبل ازدواج با هم رابطه دارن و ارکیده باردار میشه با فهمیدن خانواده ارکیده بچه سقط میشه و سپهر مجبور به ازدواج با ارکیده ای میشه که علاقه ای بهش نداره و فقط به خاطر پول پدر ارکیده باهاش رابطه داشته ارکیده از خانواده طرد میشه و هم توسط سپهر شکنجه روحی و جسمی شدید میشه تا اینکه طی اتفاقاتی با حاج رسولی و خانوادش آشنا میشه و مشغول به کار در کارخانه حاج رسولی میشه و حالا سه سال از ازدواجش یا سپهر میگذره و شکنجه های سپهر رو تحمل میکنه پسر حاج رسولی امیر حافظ از ارکیده متنفره و ارکیده رو دختر بدکاره میدونه در حالی که ارکیده سالهاست که به خاطر گناهش با سپهر توبه کرده و زن محجبه و رنج کشیده و نجیبیه امیر حافظ تو محیط کارخونه ارکیده رو عذاب میده و آبرو براش نمی ذاره و تهمت میزنه تا اینکه حاج رسولی و امیر حافظ سر موندن ارکیده تو کارخونه با هم بحث میکنن و ارکیده از کارخونه میره و طی یه سری اتفاق امیر حافظ پی به بیگناهی و پاکی ارکیده میبره و عذاب وجدان شدید میگیره و این آغاز ماجرای امیر حافظ و ارکیده هستش... قلم داستان قوی و ماهیت مذهبی داره و ارزش خوندن داره
#نقد
نویسنده: #Moon_Shine (#مریم_ثروت )
ژانر: #عاشقانه #اجتماعی #مذهبی
خلاصه :داستان زندگی دختری از قشر متمول به نام ارکیده هست که عاشق مردی به اسم سپهر میشه سپهر و ارکیده قبل ازدواج با هم رابطه دارن و ارکیده باردار میشه با فهمیدن خانواده ارکیده بچه سقط میشه و سپهر مجبور به ازدواج با ارکیده ای میشه که علاقه ای بهش نداره و فقط به خاطر پول پدر ارکیده باهاش رابطه داشته ارکیده از خانواده طرد میشه و هم توسط سپهر شکنجه روحی و جسمی شدید میشه تا اینکه طی اتفاقاتی با حاج رسولی و خانوادش آشنا میشه و مشغول به کار در کارخانه حاج رسولی میشه و حالا سه سال از ازدواجش یا سپهر میگذره و شکنجه های سپهر رو تحمل میکنه پسر حاج رسولی امیر حافظ از ارکیده متنفره و ارکیده رو دختر بدکاره میدونه در حالی که ارکیده سالهاست که به خاطر گناهش با سپهر توبه کرده و زن محجبه و رنج کشیده و نجیبیه امیر حافظ تو محیط کارخونه ارکیده رو عذاب میده و آبرو براش نمی ذاره و تهمت میزنه تا اینکه حاج رسولی و امیر حافظ سر موندن ارکیده تو کارخونه با هم بحث میکنن و ارکیده از کارخونه میره و طی یه سری اتفاق امیر حافظ پی به بیگناهی و پاکی ارکیده میبره و عذاب وجدان شدید میگیره و این آغاز ماجرای امیر حافظ و ارکیده هستش... قلم داستان قوی و ماهیت مذهبی داره و ارزش خوندن داره
#نقد
👏13❤2👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#به_من_بگو_لیلی
#مهسا_زهیری
پزشک موفقی به خاطر مشکلات خانوادگی و پرونده دادگاهش از کار تعلیق میشه و به نسیم محسنی روانشناس نه چندان سر شناسی که در گذشته نامزدش اون رو رها کرده و اون برای فرار از نگاه اطرافیان به تهران پناه آورده و مشغول به کار شده برای مشاوره معرفی میشه و نسیم باید صلاحیتشو واسه ادامه کار تایید کنه و این شروع گره خوردن زندگی این دو نفر به هم دیگهاس...
.
داستان اجتماعی-روانشناسی-عاشقانهاس. و در بخش انتهایی رمان، نویسنده گرهای ایجاد میکنه و داستان کمی تم معمایی هم به خودش میگیره.
.
پیرنگ رمان قوی و بی نقصه. و نویسنده با پرداخت خوب و دوری از کلیشههای تکراری داستان جذابی رو خلق کرده.
.
از نکات قوت کتاب شخصیت پردازی کامل نویسندهاس. رفتار و کردار شخصیتها همگی بر پایه منطق پیش میره. خصوصا شخصیت کارن که روند بهبود شخصیتش خیلی خوب پیش میره و مخاطب به وضوح متوجه تغییرات مثبت میشه.
شخصیت های فرعی مثل همسایههای نسیم و همکارانش در خیریه هم باورپذیر و واقعی از آب دراومدهن...
.
با وجود اینکه کتاب حجیمه اما اصلا حوصلهسر بر نیست و تعلیق خوبی داره. ریتم داستان نه تند و پرهیجانه و نه کند و خسته کننده...
.
قلم نویسنده پخته و روانه و به دور از هرنوع اضافه گویی و اطنابه...
.
در انتها اگر مخاطب رمان با هر سبکی هستید این کتاب رو از دست ندین چون همه زمینههای
روانشناختی/عاشقانه/اجتماعی و حتی معمایی رو در بر میگیره...
#نقد
#مهسا_زهیری
پزشک موفقی به خاطر مشکلات خانوادگی و پرونده دادگاهش از کار تعلیق میشه و به نسیم محسنی روانشناس نه چندان سر شناسی که در گذشته نامزدش اون رو رها کرده و اون برای فرار از نگاه اطرافیان به تهران پناه آورده و مشغول به کار شده برای مشاوره معرفی میشه و نسیم باید صلاحیتشو واسه ادامه کار تایید کنه و این شروع گره خوردن زندگی این دو نفر به هم دیگهاس...
.
داستان اجتماعی-روانشناسی-عاشقانهاس. و در بخش انتهایی رمان، نویسنده گرهای ایجاد میکنه و داستان کمی تم معمایی هم به خودش میگیره.
.
پیرنگ رمان قوی و بی نقصه. و نویسنده با پرداخت خوب و دوری از کلیشههای تکراری داستان جذابی رو خلق کرده.
.
از نکات قوت کتاب شخصیت پردازی کامل نویسندهاس. رفتار و کردار شخصیتها همگی بر پایه منطق پیش میره. خصوصا شخصیت کارن که روند بهبود شخصیتش خیلی خوب پیش میره و مخاطب به وضوح متوجه تغییرات مثبت میشه.
شخصیت های فرعی مثل همسایههای نسیم و همکارانش در خیریه هم باورپذیر و واقعی از آب دراومدهن...
.
با وجود اینکه کتاب حجیمه اما اصلا حوصلهسر بر نیست و تعلیق خوبی داره. ریتم داستان نه تند و پرهیجانه و نه کند و خسته کننده...
.
قلم نویسنده پخته و روانه و به دور از هرنوع اضافه گویی و اطنابه...
.
در انتها اگر مخاطب رمان با هر سبکی هستید این کتاب رو از دست ندین چون همه زمینههای
روانشناختی/عاشقانه/اجتماعی و حتی معمایی رو در بر میگیره...
#نقد
👍21❤7🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#نظر
#شکارچی_پروانه_ها🦋
#پروانه_شفاعی
خلاصه:نوا و الیاس دو شخصیت کلیدی داستان هستند.
نوا دختر دانشجویی است که شرایط خاصی در زندگی داشته و طی یکسال گذشته با تصادف ندا به عبارتی مادرش تغییرات ناخوشایندی تو زندگیش پیش اومده و خواهر(ماهور)و برادرش(مهیار)، پدرشون(مهران)و مقصر میدونند.
نوا نامزدی به اسم پیمان داره که به دلیل مشکلات یکسال اخیر نوا ازدواجشون به تعویق افتاده و پیمان به شدت ناراضی.
الیاس پسر خشن و جامعهگریزی است کهبهخاطر گذشته دردناکی که داشته تو کلبهای تو افراتپه زندگی میکنه و شغلش محیطبانی استو گاهیاوقات هم اگر غسال روستا نباشه مردهها رو میشوره.
داستان از اونجا شروع میشه که گروهی از دانشجویان رشته علوم جانوری که نوا و پیمان هم شاملشون میشن به همراه استادشان(استاد مهران عنایت) به منظور تحقیق و شناسایی گونههای مختلف جانوری و شناخت زیست محیطی، از تهران عازم جنگل های شمال (افراتپه)می شوند.
در مقصد هر یک از دانشجوها باید روی یکی از گونههای جانوری تحقیق کنند و به یه قسمت جنگل بروند.
نوا با انتخاب گونههای پروانهها با محیطبان جوان منطقه به نام الیاس آشنا میشود. الیاسی که گذشته تلخش آبستن حوادث زیادیست ...
نظر: خوب از نظر من رمان شروع خوبی با غسالخانه نداشت چون به شخصه وقتی شروع رمان خوب نباشه کشش خوندن رو از دست میدم.
نویسنده قلم و نگارش خوبی داشت و اضافهگویی نداشت.
فضاسازی و لوکیشن داستان خیلی خوب بود جوری که خودتو گوشهای از جنگل و کلبه احساس میکردی و از زیبایی منطقه شمال نهایت لذت میبردی.
سوژه داستان (مشکلات شغلی محیطبانان) قابل تحسین بود.
رمان در کنار داشتن عاشقانهای جذاب هر چند کم خیلی خوب تونسته بود مشکلات محیطبانان و گونههای مختلف جانوری را به مخاطب انتقال بده.
شخصیتپردازی خیلی عالی نبود مثلا شخصیت الیاس که سخت و کمحرف و بداخلاق و سرد و زخمخرده و پر از عقدههای درونیه که فقط با سماجت و مهربانی یه دختر التیام پیدا میکنه تو اکثر رمانا یکی هست و خیلی کلیشهایه.
یا شخصیت صبور و مهربون و دانای نوا.
شخصیتهای زیادی تو داستان بود که این خودش رمان باورپذیر میکرد نه مثل بقیه رمانا که فقط رو دوتا شخصیت اصلی کار میکنند.
در کل شکارچی پروانهها رمان خاصی بود
#نقد
#شکارچی_پروانه_ها🦋
#پروانه_شفاعی
خلاصه:نوا و الیاس دو شخصیت کلیدی داستان هستند.
نوا دختر دانشجویی است که شرایط خاصی در زندگی داشته و طی یکسال گذشته با تصادف ندا به عبارتی مادرش تغییرات ناخوشایندی تو زندگیش پیش اومده و خواهر(ماهور)و برادرش(مهیار)، پدرشون(مهران)و مقصر میدونند.
نوا نامزدی به اسم پیمان داره که به دلیل مشکلات یکسال اخیر نوا ازدواجشون به تعویق افتاده و پیمان به شدت ناراضی.
الیاس پسر خشن و جامعهگریزی است کهبهخاطر گذشته دردناکی که داشته تو کلبهای تو افراتپه زندگی میکنه و شغلش محیطبانی استو گاهیاوقات هم اگر غسال روستا نباشه مردهها رو میشوره.
داستان از اونجا شروع میشه که گروهی از دانشجویان رشته علوم جانوری که نوا و پیمان هم شاملشون میشن به همراه استادشان(استاد مهران عنایت) به منظور تحقیق و شناسایی گونههای مختلف جانوری و شناخت زیست محیطی، از تهران عازم جنگل های شمال (افراتپه)می شوند.
در مقصد هر یک از دانشجوها باید روی یکی از گونههای جانوری تحقیق کنند و به یه قسمت جنگل بروند.
نوا با انتخاب گونههای پروانهها با محیطبان جوان منطقه به نام الیاس آشنا میشود. الیاسی که گذشته تلخش آبستن حوادث زیادیست ...
نظر: خوب از نظر من رمان شروع خوبی با غسالخانه نداشت چون به شخصه وقتی شروع رمان خوب نباشه کشش خوندن رو از دست میدم.
نویسنده قلم و نگارش خوبی داشت و اضافهگویی نداشت.
فضاسازی و لوکیشن داستان خیلی خوب بود جوری که خودتو گوشهای از جنگل و کلبه احساس میکردی و از زیبایی منطقه شمال نهایت لذت میبردی.
سوژه داستان (مشکلات شغلی محیطبانان) قابل تحسین بود.
رمان در کنار داشتن عاشقانهای جذاب هر چند کم خیلی خوب تونسته بود مشکلات محیطبانان و گونههای مختلف جانوری را به مخاطب انتقال بده.
شخصیتپردازی خیلی عالی نبود مثلا شخصیت الیاس که سخت و کمحرف و بداخلاق و سرد و زخمخرده و پر از عقدههای درونیه که فقط با سماجت و مهربانی یه دختر التیام پیدا میکنه تو اکثر رمانا یکی هست و خیلی کلیشهایه.
یا شخصیت صبور و مهربون و دانای نوا.
شخصیتهای زیادی تو داستان بود که این خودش رمان باورپذیر میکرد نه مثل بقیه رمانا که فقط رو دوتا شخصیت اصلی کار میکنند.
در کل شکارچی پروانهها رمان خاصی بود
#نقد
👏7👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Roman_Khone_Ch. شکارچی پروانه ها.pdf
46.1 MB
رمان : #شکارچی_پروانه_ها
نویسنده : #پروانه_شفاعی
ژانر : #عاشقانه
خلاصه :
نوا دختر جوانی است که در میانه ی بیست سالگی اش قرار دارد و زندگی اش از یک سال پیش که مادرش ندا را در یک تصادف از دست داده دچار تغییرات ناخوشایندی شده است؛ خواهر و برادر نوا پدرشان مهران را عامل اصلی این اتفاق می دانند و هردو در کمال بی منطقی و سرکشی بر زخم از دست دادن همسرش نمک می پاشند. پیمان هم که نامزد نوا است یک سال صبوری کرده و حالا منتظر است تا تکلیف زندگی اش یک سره شود و با خیال راحت با دختر مورد علاقه اش ازدواج کند، اما اوضاع آن چنان نامطلوب است که این قضیه هربار به علتی به زمان دیگر موکول می شود.
#پیشنهاد_ویژه✅
https://t.me/Roman_Khone_Ch
نویسنده : #پروانه_شفاعی
ژانر : #عاشقانه
خلاصه :
نوا دختر جوانی است که در میانه ی بیست سالگی اش قرار دارد و زندگی اش از یک سال پیش که مادرش ندا را در یک تصادف از دست داده دچار تغییرات ناخوشایندی شده است؛ خواهر و برادر نوا پدرشان مهران را عامل اصلی این اتفاق می دانند و هردو در کمال بی منطقی و سرکشی بر زخم از دست دادن همسرش نمک می پاشند. پیمان هم که نامزد نوا است یک سال صبوری کرده و حالا منتظر است تا تکلیف زندگی اش یک سره شود و با خیال راحت با دختر مورد علاقه اش ازدواج کند، اما اوضاع آن چنان نامطلوب است که این قضیه هربار به علتی به زمان دیگر موکول می شود.
#پیشنهاد_ویژه✅
https://t.me/Roman_Khone_Ch
👍10❤1
#نیکوتین
#شقایق_لامعی
نیکوتین درست از جایی شروع می شود که سرو به همراه دوستانش به شمال سفر می کند. با این تفاوت که برادر رضا،شوهر دوست سرو، با آنها همسفر است اما رابطه ای که این دو برادر با یکدیگر دارند و حرفهایی که پشت سر وریا، برادر رضا، زده می شود شرایط را طور دیگری رقم می زند...
سرو، دختریست کاملا امروزی با تمامی رفتارهایی که متناسب با نسل خود انجام می دهد؛ مشکلی با رابطه عاطفی برقرار کردن با یک پسر ندارد و اولین فرد و اولین رابطه اش لزوما تبدیل نمی شود به عشق اول و آخرش؛ گذشته ای دارد با تجربه ی رابطه با دیگری و همین موضوع است که همذات پنداری را برای مخاطب(به خصوص مخاطبین جوان) راحت تر می کند؛ اینکه می داند رفتار و دیدگاه سرو مشابه دیدگاهیست که خودش و هم سن و سالانش (عموما) دارند.
دختری که می تواند نمادی باشد از دختران جوان نسل جدید.
وریا، پسری مستقل که از اطرافیان خود محبتی که باید را دریافت نکرده است. پسری که تعصب بیجا ندارد و کاملا متناسب با سن و نسل خود رفتار می کند. تمامی رفتارها و احساساتش حساب شده، به اندازه و به جاست.
و آرشی که شخصیت فرعی داستان است اما حضورش هرچند کمرنگ با تمام خصوصیات دلنشین اخلاقیش و درایتی که در تصمیم گیری هایش دارد برای مخاطب شیرین است.
تنها نکته ای که در شخصیت پردازی به چشم می آید حضور کمرنگ فرشاد و مسعود است که انتظار می رفت مانور بیشتر روی آنها داده شود، به خصوص شخصیت مسعود!
عشقی این بین وجود دارد که شاید از نظر خیلی ها کمرنگ به نظر برسد اما همین کمرنگ بودنش باعث شده است تا این حس ملموس و باور پذیرتر بشود؛ هر حرف و هر حرکت با تمام ساده بودنش برای مخاطب دلنشین می نماید و این حس را به چشم یک عشق رویایی و پر شور و پررنگ نگاه نمی کند.
سوژه شاید به نظر تکراری برسد اما طریقه ی پرداخت به آن کتاب را خاص کرده است؛ نگاهی عمقی و ریشه ای که نه فقط ظاهر قضیه بلکه باطن آن را مورد بررسی قرار داده است.
.
فکر می کنم خواندن این اثر برای مخاطبین جوان لطف دیگری داشته باشد و لذت بیشتری را از خواندن کتاب ببرند، اما برای کسانی که به کتابهای عاشقانه و خانوادگی با محوریت بررسی یک مشکل از جنبه روانشناختی علاقه دارند نیز گزینه ی مناسبی می تواند باشد.
#نقد
#شقایق_لامعی
نیکوتین درست از جایی شروع می شود که سرو به همراه دوستانش به شمال سفر می کند. با این تفاوت که برادر رضا،شوهر دوست سرو، با آنها همسفر است اما رابطه ای که این دو برادر با یکدیگر دارند و حرفهایی که پشت سر وریا، برادر رضا، زده می شود شرایط را طور دیگری رقم می زند...
سرو، دختریست کاملا امروزی با تمامی رفتارهایی که متناسب با نسل خود انجام می دهد؛ مشکلی با رابطه عاطفی برقرار کردن با یک پسر ندارد و اولین فرد و اولین رابطه اش لزوما تبدیل نمی شود به عشق اول و آخرش؛ گذشته ای دارد با تجربه ی رابطه با دیگری و همین موضوع است که همذات پنداری را برای مخاطب(به خصوص مخاطبین جوان) راحت تر می کند؛ اینکه می داند رفتار و دیدگاه سرو مشابه دیدگاهیست که خودش و هم سن و سالانش (عموما) دارند.
دختری که می تواند نمادی باشد از دختران جوان نسل جدید.
وریا، پسری مستقل که از اطرافیان خود محبتی که باید را دریافت نکرده است. پسری که تعصب بیجا ندارد و کاملا متناسب با سن و نسل خود رفتار می کند. تمامی رفتارها و احساساتش حساب شده، به اندازه و به جاست.
و آرشی که شخصیت فرعی داستان است اما حضورش هرچند کمرنگ با تمام خصوصیات دلنشین اخلاقیش و درایتی که در تصمیم گیری هایش دارد برای مخاطب شیرین است.
تنها نکته ای که در شخصیت پردازی به چشم می آید حضور کمرنگ فرشاد و مسعود است که انتظار می رفت مانور بیشتر روی آنها داده شود، به خصوص شخصیت مسعود!
عشقی این بین وجود دارد که شاید از نظر خیلی ها کمرنگ به نظر برسد اما همین کمرنگ بودنش باعث شده است تا این حس ملموس و باور پذیرتر بشود؛ هر حرف و هر حرکت با تمام ساده بودنش برای مخاطب دلنشین می نماید و این حس را به چشم یک عشق رویایی و پر شور و پررنگ نگاه نمی کند.
سوژه شاید به نظر تکراری برسد اما طریقه ی پرداخت به آن کتاب را خاص کرده است؛ نگاهی عمقی و ریشه ای که نه فقط ظاهر قضیه بلکه باطن آن را مورد بررسی قرار داده است.
.
فکر می کنم خواندن این اثر برای مخاطبین جوان لطف دیگری داشته باشد و لذت بیشتری را از خواندن کتاب ببرند، اما برای کسانی که به کتابهای عاشقانه و خانوادگی با محوریت بررسی یک مشکل از جنبه روانشناختی علاقه دارند نیز گزینه ی مناسبی می تواند باشد.
#نقد
👍7❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خلاصه اول :داستان درباره دختری ب اسم صباست که پدر و مادرش در کودکی فوت شده...یه خواهر و برادر بزرگتر خودش داره...خواهر بزرگ زمانی صبا کوچک بوده با یه مرد که قبلا ازدواج کرده و بچه داره..ازدواج میکنه و به همین خاطر از خانواده ترد میشه...و صبا میره پیش برادرش زندگی میکنه...یه نامزدی نا موفق داشته با برادر زن داداششش..و درگیری با برادر و خانومش داره ..صبا ادرس خونه خواهرش داره..شبونه وسایلش جمع میکنه میره تهران ...پیش خواهری چندسال ندیدش.....خلاصه اونجا با پسر اول کامران (شوهر خواهر صبا ) اشنا میشه تو خونه کامران برای خودش عمارت ساخته...تو چندین برخورد و صحبت ..صبا عاشق کیاووش که دندون پزشک میشه و با هم قرار ازدواج میزارن و کامران مخالفه.....کیاووش با پدرش میانه خوبی نداره سر یه سری مسایل در گذشته و ادامه ماجرا.....
.
خلاصه دوم: سبا بعد از فوت پدر و مادرش هم خانه ی خانواده ی برادرش می شود اما چند سال بعد به دنبال راه چاره ای برای مشکلات زندگی اش؛ تصمیم می گیرد از خانواده ی کوچک برادرش جدا شود. به خواهرش پناه می برد ولی درست وقتی گرفتار حل و بر طرف شدن سوتفاهمات است مشکلات تازه ای سر راهش می آید که او و احساساتش را بی اراده درگیر ادمی با گذشته ای پیچیده و سخت می کند. ادمی که شاید برای او یک انتخاب اشتباه باشد اما عشق جور دیگری به دست و پایشان می پیچد.
.
بومرنگ اولین کتابی بود که از خانم محمدی خوندم و به شدت جذبم کرد و مشتاق شدم باقی کتابهاشون رو هم بخونم.
ژانر کتاب عاشقانه _ معماییه و مضمونش در مورد انتقامه. شخصیت های این کتاب هرکدوم به نحوی و با شدتهای مختلف سعی دارن از کسی انتقام بگیرن.
.
نویسنده به درستی حوادث رو پشت سر هم ردیف کرده و معمای داستان رو خیلی تمیز درآورده و مهم تر از اون منطق داستانه که نمیلنگه. داستان ریتم تندی داره و پر از اتفاقات ریز و درشته طوری که بعضی قسمتها، نویسنده فرصت نفس کشیدن رو به مخاطب نمیده. با وجود حجم زیادی که کتاب داره و فونت ریزش اما به هیچ وجه خسته کننده و کند پیش نمیره. کشش زیادی داره و تعلیقش تا آخرین صفحه حفظ میشه...
خلاصه اول :داستان درباره دختری ب اسم صباست که پدر و مادرش در کودکی فوت شده...یه خواهر و برادر بزرگتر خودش داره...خواهر بزرگ زمانی صبا کوچک بوده با یه مرد که قبلا ازدواج کرده و بچه داره..ازدواج میکنه و به همین خاطر از خانواده ترد میشه...و صبا میره پیش برادرش زندگی میکنه...یه نامزدی نا موفق داشته با برادر زن داداششش..و درگیری با برادر و خانومش داره ..صبا ادرس خونه خواهرش داره..شبونه وسایلش جمع میکنه میره تهران ...پیش خواهری چندسال ندیدش.....خلاصه اونجا با پسر اول کامران (شوهر خواهر صبا ) اشنا میشه تو خونه کامران برای خودش عمارت ساخته...تو چندین برخورد و صحبت ..صبا عاشق کیاووش که دندون پزشک میشه و با هم قرار ازدواج میزارن و کامران مخالفه.....کیاووش با پدرش میانه خوبی نداره سر یه سری مسایل در گذشته و ادامه ماجرا.....
.
خلاصه دوم: سبا بعد از فوت پدر و مادرش هم خانه ی خانواده ی برادرش می شود اما چند سال بعد به دنبال راه چاره ای برای مشکلات زندگی اش؛ تصمیم می گیرد از خانواده ی کوچک برادرش جدا شود. به خواهرش پناه می برد ولی درست وقتی گرفتار حل و بر طرف شدن سوتفاهمات است مشکلات تازه ای سر راهش می آید که او و احساساتش را بی اراده درگیر ادمی با گذشته ای پیچیده و سخت می کند. ادمی که شاید برای او یک انتخاب اشتباه باشد اما عشق جور دیگری به دست و پایشان می پیچد.
.
بومرنگ اولین کتابی بود که از خانم محمدی خوندم و به شدت جذبم کرد و مشتاق شدم باقی کتابهاشون رو هم بخونم.
ژانر کتاب عاشقانه _ معماییه و مضمونش در مورد انتقامه. شخصیت های این کتاب هرکدوم به نحوی و با شدتهای مختلف سعی دارن از کسی انتقام بگیرن.
.
نویسنده به درستی حوادث رو پشت سر هم ردیف کرده و معمای داستان رو خیلی تمیز درآورده و مهم تر از اون منطق داستانه که نمیلنگه. داستان ریتم تندی داره و پر از اتفاقات ریز و درشته طوری که بعضی قسمتها، نویسنده فرصت نفس کشیدن رو به مخاطب نمیده. با وجود حجم زیادی که کتاب داره و فونت ریزش اما به هیچ وجه خسته کننده و کند پیش نمیره. کشش زیادی داره و تعلیقش تا آخرین صفحه حفظ میشه...
#نقد
#آمال
.
خلاصه دوم: سبا بعد از فوت پدر و مادرش هم خانه ی خانواده ی برادرش می شود اما چند سال بعد به دنبال راه چاره ای برای مشکلات زندگی اش؛ تصمیم می گیرد از خانواده ی کوچک برادرش جدا شود. به خواهرش پناه می برد ولی درست وقتی گرفتار حل و بر طرف شدن سوتفاهمات است مشکلات تازه ای سر راهش می آید که او و احساساتش را بی اراده درگیر ادمی با گذشته ای پیچیده و سخت می کند. ادمی که شاید برای او یک انتخاب اشتباه باشد اما عشق جور دیگری به دست و پایشان می پیچد.
.
بومرنگ اولین کتابی بود که از خانم محمدی خوندم و به شدت جذبم کرد و مشتاق شدم باقی کتابهاشون رو هم بخونم.
ژانر کتاب عاشقانه _ معماییه و مضمونش در مورد انتقامه. شخصیت های این کتاب هرکدوم به نحوی و با شدتهای مختلف سعی دارن از کسی انتقام بگیرن.
.
نویسنده به درستی حوادث رو پشت سر هم ردیف کرده و معمای داستان رو خیلی تمیز درآورده و مهم تر از اون منطق داستانه که نمیلنگه. داستان ریتم تندی داره و پر از اتفاقات ریز و درشته طوری که بعضی قسمتها، نویسنده فرصت نفس کشیدن رو به مخاطب نمیده. با وجود حجم زیادی که کتاب داره و فونت ریزش اما به هیچ وجه خسته کننده و کند پیش نمیره. کشش زیادی داره و تعلیقش تا آخرین صفحه حفظ میشه...
خلاصه اول :داستان درباره دختری ب اسم صباست که پدر و مادرش در کودکی فوت شده...یه خواهر و برادر بزرگتر خودش داره...خواهر بزرگ زمانی صبا کوچک بوده با یه مرد که قبلا ازدواج کرده و بچه داره..ازدواج میکنه و به همین خاطر از خانواده ترد میشه...و صبا میره پیش برادرش زندگی میکنه...یه نامزدی نا موفق داشته با برادر زن داداششش..و درگیری با برادر و خانومش داره ..صبا ادرس خونه خواهرش داره..شبونه وسایلش جمع میکنه میره تهران ...پیش خواهری چندسال ندیدش.....خلاصه اونجا با پسر اول کامران (شوهر خواهر صبا ) اشنا میشه تو خونه کامران برای خودش عمارت ساخته...تو چندین برخورد و صحبت ..صبا عاشق کیاووش که دندون پزشک میشه و با هم قرار ازدواج میزارن و کامران مخالفه.....کیاووش با پدرش میانه خوبی نداره سر یه سری مسایل در گذشته و ادامه ماجرا.....
.
خلاصه دوم: سبا بعد از فوت پدر و مادرش هم خانه ی خانواده ی برادرش می شود اما چند سال بعد به دنبال راه چاره ای برای مشکلات زندگی اش؛ تصمیم می گیرد از خانواده ی کوچک برادرش جدا شود. به خواهرش پناه می برد ولی درست وقتی گرفتار حل و بر طرف شدن سوتفاهمات است مشکلات تازه ای سر راهش می آید که او و احساساتش را بی اراده درگیر ادمی با گذشته ای پیچیده و سخت می کند. ادمی که شاید برای او یک انتخاب اشتباه باشد اما عشق جور دیگری به دست و پایشان می پیچد.
.
بومرنگ اولین کتابی بود که از خانم محمدی خوندم و به شدت جذبم کرد و مشتاق شدم باقی کتابهاشون رو هم بخونم.
ژانر کتاب عاشقانه _ معماییه و مضمونش در مورد انتقامه. شخصیت های این کتاب هرکدوم به نحوی و با شدتهای مختلف سعی دارن از کسی انتقام بگیرن.
.
نویسنده به درستی حوادث رو پشت سر هم ردیف کرده و معمای داستان رو خیلی تمیز درآورده و مهم تر از اون منطق داستانه که نمیلنگه. داستان ریتم تندی داره و پر از اتفاقات ریز و درشته طوری که بعضی قسمتها، نویسنده فرصت نفس کشیدن رو به مخاطب نمیده. با وجود حجم زیادی که کتاب داره و فونت ریزش اما به هیچ وجه خسته کننده و کند پیش نمیره. کشش زیادی داره و تعلیقش تا آخرین صفحه حفظ میشه...
#نقد
#آمال
👍5😐2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔥3👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM