کانال کافه رمان خونه📖
23.6K subscribers
700 photos
72 videos
17.8K files
7.69K links
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe

درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh

تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👏31👎1
#هنوزم_همونم
#زهرا_ارجمند_نیا

هنوزم همونم رمان دیگر از خانم ارجمند نیا است که توی خیلی از صفحات اون - به عادت اکثر نویسنده های رمانتیک نویس ما - از شعر ها و ترانه های عاشقانه استفاده می شود .

شانا دختر نازپرورده و زیبای خانواده - با اصرار خودش مثل همیشه پیروز در گرفتن خواسته هایش از پدر و مادرش - برای ادامه تحصیل در ۱۸ سالگی به کانبرا می ره . شهری در استرالیا که در آن نوه عمه اش امیر کیا - نوه دورگه فامیل عمه اش - زندگی می کنه .

امیر کیا که از پدر ایرانی و مادر بومی استرالیا است صاحب شرکت بازرگانی موفقی در کانبرا است که به علت خلاف های معاونش - هشت سال اجازه خروج از مرزهای استرالیا را ندارد .

چندین ماه از رفت و آمد این دو منتهی به عشقی عمیق بین آنها میشه و شانا بدون اجازه والدینش در سفارت ایران به صیغه دائمی امیر کیا در میاد .

درگیری کاری و مشکلات قضایی شرکت او - باعث میشه که باز هم برای امیرکیا و این بار به رابطه آتشین و پر عشق آنها خطر نزدیک بشه . طوری که شانا حامله به امیر کیا شک می کنه و دوست دختر سابق اون با کشیدن نقشه باعث فرار شانا از استرالیا و بازگشتش به ایران بشه .

( بچه شانا در اثر حادثه ای سقط می شه و امیر کیا صاحب دختری از دوست دختر سابقش میشه . که در واقع واقعیت نداشته و همش پاپوش و صحنه سازی بوده )

چهار سال بعد شانا با آرین پسر عمه اش نامزد کرده . آرین از جریان ازدواج و عشق شانا و امیر کیا باخبره و به خاطر کمک به شانا به طور ظاهری نامزد می کنند هر چند که او هم عاشقانه شانا را دوست داره .

حال امیر کیا با دختر ۴ ساله اش نیکو برگشته . اوضاع با روبرو شدن این دو برای هر دو و همچنین آرین سخت تره و مرگ ناگهانی آرین ( که من اصلا نفهمیدم چرا نویسنده این قدر درام کرد موضوع را و آرین را کشت 😒) باعث میشه که شانا از طریق دوستان سابقش متوجه توطئه زندگی اش بشه و بفهمه نیکو در واقع دختر خودشه و بچش اصلا نمرده بوده .

آخر رمان وصال دوباره امیر کیا و شانا است .شانایی که حال متوجه شده یک زن نه فقط ناز و یا نیازه- نه فقط دل نازک و ظریفه بلکه می تونه با تربیت درست تبدیل به یک انسان با قدرت تصمیم گیری و شانه هایی محکم برای یک رابطه باشه .

#نقد
👍7👎5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#آسمانی_ها
#غزل_پورنسائی
#عاشقانه_اجتماعی_رئال


هما دختر ثروتمندی هست که پدر و مادرش و از دست داده و به تنهایی زندگی میکنه.دوستی بنام فرشته داره و عاشق همکلاسیشون وحید هست.منتها با خواستگاری وحید از فرشته،این دو باهم ازدواج میکنند و این عشق مثل دفینه ای ارزشمند سالها تو سینه هما میمونه. با گذر چندسال از زندگی وحید و فرشته که صاحب دو فرزند هستند فرشته دچار سرطان بدخیم میشه و درین وانفسا دفترچه خاطرات هما که از عشق به وحید نوشته رو پیدا میکنه. هما و وحید رو به عقد هم درمیاره و چند روز بعد فرشته فوت میکنه. وحید بدقلقی میکنه اما محبت خالصانه هما به بچه های فرشته دل وحید و نرم میکنه و با هما زندگی میکنند.
داستان ریتم آروم و روانی دارا هست و قصه رو نویسنده به قشنگی روایت کرده.
لازم به ذکر هست که داستان بر اساس واقعیت نوشته شده.
🥰3👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#نبض_عاشقی
#الناز_محمدی

در مورد دختریه به نام مهرسا که عاشق برادر شوهر خواهرش ، باراد میشه..

عاشقانه ای عمیق که به نامزدی منتهی میشه .در کنار آنها، باراد با یک شرکت مهندسی شروع به همکاری می کنه و دختر رئیس شرکت سها ، عاشق باراد میشه و با فهمیدن اینکه باراد نامزد داره و نامزدش را عاشقانه دوست داره بدجور سرخورده و نا امید میشه انقدر که برای فراموش کردن و کنار آمدن با این موضوع از یک روانشناس کمک می گیره.
برادر سها با دیدن حال آشفته و خراب خواهرش نقشه بدی برای زوج عاشق ما میکشه و کاری میکنه که مهرسا بع باراد شک کنه و در آخر نامزدی را بدون دادن خبری به باراد که برای کارش خارج کشوره به هم بزنه و خیلی سریع با ایمان پسر عمه اش نامزد کنه.
ایمانی که همیشه عاشق مهرسا بوده ولی با فهمیدن ماجرای عاشقانه مهرسا و باراد کنار می کشه .
مهرسا بعدا متوجه پیش داوری و کلکی که خورده میشه و با حال آشفته و به هم ریخته از خونه بیرون میاد و همراه با ایمان تصادف می کنه . تصادفی که باعث مرگ مغزی ایمان و مهرسا هم بر اثر ضربه حافظه اش را از دست میده .

در آخر هم باراد که دچار بیماری قلبی هست قلب ایمان را بهش پیوند می زنن و مهرسا هم حافظه اش را بدست میاره و دوباره با هم می رن .
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Roman_Khone_Ch. آیو.pdf
3 MB
نام رمان : #آیو (جلد 1)

💚 جلد دوم (#پتریکور)

نویسنده : #مهسا_رمضانی

ژانر : #عاشقانه #اجتماعی

خلاصه رمان :

ماندانا از اعتمادش ضربه خورده بود. قرار نبود دوباره عاشق بشه اما دل که حرف سرش نمیشه!حافظ پسر خاصی بود که نمی‌شد نادیده‌ش گرفت. اما همه چیز به این آسونی نیست. عشقی که از موانع سخت جون سالم به در ببره، عیارش بالاتره...

https://t.me/Roman_Khone_Ch
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Roman_Khone_Ch‌. تورا از خاطرم بردم .pdf
4.3 MB
📚 #تو_را_از_خاطرم_بردم
نویسنده: #مریم_یوسفی
ژانر: #عاشقانه

📑خلاصه:
داستان ما، قصه مردی تنها و به دور افتاده از احساس است، طی ماجرایی از تمام زنان متنفر می‌شود‌ و دست تقدیر گره اش می‌زند به دختری بی آلایش و پر از احساس، اما از یاد رفته! اینبار قهرمان داستان مرد دیگریست، که برای عشقش تا مرز نابودی می‌جنگد واما، آیا به وصالش می‌رسد؟

https://t.me/Roman_Khone_Ch
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍4
عروس زلزله.pdf
6.5 MB
نام رمان: #عروس_زلزله

ژانر: #عاشقانه #اجتماعی

نویسنده: #زهرا_نیکخواه

خلاصه:
هستی که تازه با پسر مورد علاقه اش حمید نامزد کرده فردای روز نامزدی در شهرشون زلزله مهیبی میاد که منجر به مرگ تمام خانواده هستی و نامزدش حمید میشه.بعد از این قضیه دوست پدر هستی که آدم بسیار خیری بوده هستی رو میاره تهران پیش خانواده اش .که همین محبتها باعث میشه هستی عاشقه حاجی بشه که بعد میفهمه عشقش بی سرانجام هست و کم کم از دلش بیرونش میکنه.بخاطره مرگ خانواده اش دچاره مشکل روحی شده بوده که با اصرار زیاد اطرافیان به دکتر روانپزشک مراجعه میکنه

https://t.me/Roman_Khone_Ch
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نایف.pdf
8.3 MB
نام رمان : #نایف

ژانر : #عاشقانه #روانشناسی

نویسنده : #الهه_محمدی

خلاصه :
آرشام بوکسور معروفی که پسر اول خانواده ای مهربون و منسجمه . با اصرار خانوادش برای ازدواج با دختری که باب میلش نیست در مهمونی خوانوادگی شرکت میکنه . برای کمک به پدرش وارد فروشگاه پدرش میشه و اونجا نیلوفر رو میبینه . تو راه برگشت از سفر شمال تصادفی میکنه که ...

https://t.me/Roman_Khone_Ch
👍6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
MSO
@Alirza_Arianfar
فایل #پادکست MSO
گوینده:
#علیرضا_آریانفر

-خسته شدم از گول زدن بیش از حد خودم
خسته شدم از استعداد زیادی که توی بازیگری پیدا کردم واسه خودم...
❤‍🔥5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زمستان مالیخولیایی.pdf
4 MB
📚رمان: #زمستان_مالیخولیایی👆

نویسنده: #زهرا_رئیسی

💫ژانر: #عاشقانه #معمایی #ماجراجویی #تخیلی

📄خلاصه:
داستان از نوجوونی کیمیا شروع میشه که داره کارای ماجراجویی جالبی رو برای ساختن یه اختراع خیلی جالب توی یه روستای کوچیک انجام میده. زندگی شخصیه کیمیا به تنهایی جذابیت و گیرایی خاصی نداره، این خوده کیمیاس که به زندگیش معنی میده با کارای خلاقانه اش و استفاده از استعدادش! اون داره یه اختراع که خیلی براش مهمه رو توی یه کلبه ی قدیمی پایین تپه میسازه و امید داره که بتونه تا اومدن بهار ازش نگه داری کنه و وقتی تموم شد اونو بالای تپه آزمایش کنه...


https://t.me/Roman_Khone_Ch
👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍41
آیگل.pdf
1.3 MB
#آیگل
نویسنده: #مریم_یوسفی
ژانر: #عاشقانه

خلاصه:
داستان درباره ی دختری به نام آیگل هست ک خوانوادش رو در یک تصادف از دست داده و استاد دانشگاهه حالا پس از چندین سال پسرعموش و دوست خانوادگیشون دارن به ایران بر میگردن آیگل دختری از جنس دیگر دختران که با تمام سختی ها و تنهایی هایی که کشیده بازهم به زندگیش ادامه میده و هیچ چیز باعث دوری او از خداوند نمیشود و…

https://t.me/Roman_Khone_Ch
👍82