کاج های برفی.Pdf
2.9 MB
📚رمان: #کاج_های_برفی👆
✍نویسنده: #ماه_پسند #مرجان_بیرانوند
💫ژانر: #عاشقانه #اجتماعی #درام
📄خلاصه:
سرعت تنها عامل فراموشی بد بختی های شوماخری که در مسابقه های زیادی پیروز شده است و همه فکر میکنند اون مرد است در حالی که یک دختر زیبا است که لباس ظرافت و زنانگی را در آورده و به جنگ سختی هایش رفته و فکر میکند در این راه تنها بوده اما او یک ناجی از ابتدا در کنار خود داشته ...
https://t.me/Roman_Khone_Ch
✍نویسنده: #ماه_پسند #مرجان_بیرانوند
💫ژانر: #عاشقانه #اجتماعی #درام
📄خلاصه:
سرعت تنها عامل فراموشی بد بختی های شوماخری که در مسابقه های زیادی پیروز شده است و همه فکر میکنند اون مرد است در حالی که یک دختر زیبا است که لباس ظرافت و زنانگی را در آورده و به جنگ سختی هایش رفته و فکر میکند در این راه تنها بوده اما او یک ناجی از ابتدا در کنار خود داشته ...
https://t.me/Roman_Khone_Ch
❤2👍1
شیراز خیابان افرا.(فریرمان).pdf
76.2 MB
🌼رمان: #شیراز_خیابان_افرا
🌼نویسنده: #زهرا_اسماعیل_زاده
🌼ژانر: #عاشقانه| #اجتماعی| #خانوادگی
🌼#خلاصه: 🌿
داستان مادری که حالا می تواند پس از سال ها دوری به دلدارش برسد، اما به خاطر وجود فرزندانش، دو سال است که دست نگه داشته و برای ازدواج امروز و فردا می کند. حبیب شاید تنها کسی باشد که او را با تمام وجود دوست دارد، کسی که علاقه اش از اعماق دل برمی آید و برخلاف دیگران که تنها ادعای عاشقی دارند در دوست داشتن ثابت قدم است. مردی که برای سال های طولانی ناپدید شده بود و دو سال پیش پس از 25 سال دوری دوباره پیدایش شد.
🌼نویسنده: #زهرا_اسماعیل_زاده
🌼ژانر: #عاشقانه| #اجتماعی| #خانوادگی
🌼#خلاصه: 🌿
داستان مادری که حالا می تواند پس از سال ها دوری به دلدارش برسد، اما به خاطر وجود فرزندانش، دو سال است که دست نگه داشته و برای ازدواج امروز و فردا می کند. حبیب شاید تنها کسی باشد که او را با تمام وجود دوست دارد، کسی که علاقه اش از اعماق دل برمی آید و برخلاف دیگران که تنها ادعای عاشقی دارند در دوست داشتن ثابت قدم است. مردی که برای سال های طولانی ناپدید شده بود و دو سال پیش پس از 25 سال دوری دوباره پیدایش شد.
👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«دلش شیراز را می خواست، خانه ی خیابان افرا پلاک شش را... خانه ی کوچکشان و بی بی گلاب و عمو کاظمش را... خیاطی عمو یحیی را... صدای خرت خرت معرق کاری بابا رحمان را... حتی دلش عمه منیر را می خواست که جاجیم ببافد و نخ های اضافه را بدهد عاطفه و مهدخت گره گره کنند و ریسمان رنگی درست کنند و دنبال سرشان بیندازند و بدوند میان حیاط... بدوند و صدای خنده هایشان باز کند اخم اهل خانه را... اهل خانه که نه... اخم عمه و بابا رحمان را... هر چند اخم عمه که هیچ وقت باز نشد!»
«شیراز؛ خیابان افرا» اثر زهرا اسماعیل زاده درباره زندگی پر فراز و نشیب زنی میانسال به نام مهدخت است که تجربه های تلخی را پشت سر گذاشته و حالا تنها با سه بچه اش مانده است. در این میان مهدخت با عشق سالهای دورش روبه رو می شود، عشقی که سرگذشتی خواندنی دارد...
سیر داستان غیر خطی است و نویسنده همراه با فلش بک هایی به گذشته داستان را روایت می کند.
حال و هوای داستان گرم و صمیمی و دلنشین است. روایت کتاب در زمان حال و برخلاف اسم کتاب رویدادهای کتاب در تهران اتفاق می افتد.
شخصیت پردازی داستان مناسب است. شخصیت هایی خاکستری با تمام مقصر بودن ها و اشتباهاتی که در زمینه های مختلف انجام می دهند. مهدخت به عنوان نمادی از یک مادر ایرانی است که تمام فکر و ذکرش آرامش و آسایش بچه هایش است. حبیب نماد یک عاشق واقعی که تا لحظه ی آخر پایبند عشقش می ماند. و درنهایت آیدینی که نماد واقعی یک پسر ایرانیست با تمام تفکرات و تعصباتی که گاه بیجا و گاه زیادی از حد می باشد.
پرداخت مناسب به شخصیت ها سبب همذات پنداری مخاطب -حتی مخاطب جوان- با شخصیت هایی شده که از نظر سنی با وی تفاوت فاحشی دارند.
چرخش و غافلگیری در روند رمان به چشم نمی خورد که همین امر سبب کمی رکود در رمان شده اما تعلیق کلی داستان مناسب و خوب است و اطناب در داستان به چشم نمی خورد.
پرداخت به معضلاتی چون خیانت و ازدواج مجدد والدین به خوبی در کتاب انجام شده است. بررسی اتفاقات از دید دو طرف به خصوص در مبحث ازدواج مجدد، کتاب را بیش از پیش برای مخاطب خواندنی کرده است.
اگر به عشق هایی که در میانسالی اتفاق می افتند علاقه دارید، اگر فرزندی هستید که مادر یا پدرتان در شرف ازدواج مجدد هستند و در نهایت اگر فردی هستید که به عاشقانه های آرام و داستان های خانوادگی علاقه دارید، «شیراز؛ خیابان افرا» را بخوانید.
.
#شیراز_خیابان_افرا
#زهرا_اسماعیل_زاده
#نقد_نگین
«شیراز؛ خیابان افرا» اثر زهرا اسماعیل زاده درباره زندگی پر فراز و نشیب زنی میانسال به نام مهدخت است که تجربه های تلخی را پشت سر گذاشته و حالا تنها با سه بچه اش مانده است. در این میان مهدخت با عشق سالهای دورش روبه رو می شود، عشقی که سرگذشتی خواندنی دارد...
سیر داستان غیر خطی است و نویسنده همراه با فلش بک هایی به گذشته داستان را روایت می کند.
حال و هوای داستان گرم و صمیمی و دلنشین است. روایت کتاب در زمان حال و برخلاف اسم کتاب رویدادهای کتاب در تهران اتفاق می افتد.
شخصیت پردازی داستان مناسب است. شخصیت هایی خاکستری با تمام مقصر بودن ها و اشتباهاتی که در زمینه های مختلف انجام می دهند. مهدخت به عنوان نمادی از یک مادر ایرانی است که تمام فکر و ذکرش آرامش و آسایش بچه هایش است. حبیب نماد یک عاشق واقعی که تا لحظه ی آخر پایبند عشقش می ماند. و درنهایت آیدینی که نماد واقعی یک پسر ایرانیست با تمام تفکرات و تعصباتی که گاه بیجا و گاه زیادی از حد می باشد.
پرداخت مناسب به شخصیت ها سبب همذات پنداری مخاطب -حتی مخاطب جوان- با شخصیت هایی شده که از نظر سنی با وی تفاوت فاحشی دارند.
چرخش و غافلگیری در روند رمان به چشم نمی خورد که همین امر سبب کمی رکود در رمان شده اما تعلیق کلی داستان مناسب و خوب است و اطناب در داستان به چشم نمی خورد.
پرداخت به معضلاتی چون خیانت و ازدواج مجدد والدین به خوبی در کتاب انجام شده است. بررسی اتفاقات از دید دو طرف به خصوص در مبحث ازدواج مجدد، کتاب را بیش از پیش برای مخاطب خواندنی کرده است.
اگر به عشق هایی که در میانسالی اتفاق می افتند علاقه دارید، اگر فرزندی هستید که مادر یا پدرتان در شرف ازدواج مجدد هستند و در نهایت اگر فردی هستید که به عاشقانه های آرام و داستان های خانوادگی علاقه دارید، «شیراز؛ خیابان افرا» را بخوانید.
.
#شیراز_خیابان_افرا
#زهرا_اسماعیل_زاده
#نقد_نگین
👍6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⛔️رمان: #بر_دلم_حکمی_راند
⛔️نویسنده: #سحر_نصیری
⛔️ژانر: #عاشقانه
⛔️خلاصه :گندم دختری که اختلاف سنی کمی با پدر و مادرش داره
وابسته دوست پدرش میشه و بعد از اعتراف کردن دست به همه کار میزنه تا اونو عاشق خودش کنه…..
⭕️گندم:
کبوتر فرهان،تخس،لجباز،خوشگذرون،فوق العاده حسود،
⭕️فرهان:
تاجر،بسیار رفیق برای گندم،حامی،متمول
⭕️آرش:
پدر گندم،تو ۱۶سالگی پدر شده،شوخ،حامی
⭕️الناز:
مادر گندم ،حسرت جوونی که بخاطر گندم نداشته رو داره،حسود
⛔️نکات مثبت:
۱-رمان کوتاهی بود اگه خیلی اهل طول و تفسیر نیستید بخونید
۲-شوخیای جالبی داشت
۳-دختر رمان دوست های جالبی داشت ،(یه جورایی شرایط دوستی امروز جامعه بود)
۴-عاشقانه ها خیلی کش نمیومدن
❌نکات منفی:
۱-از خانم نصیری توقع رمان تو این سبک نداشتم (ترجیحم رمانی بود بسته تر)
۲-داستان موضوع کلیشه ای داشت(یکی میومد با سو تفاهم رابطه رو خراب کنه)
۳-من طرفدار این مدل اختلاف سنی نیستم(گارد نداشتم رو این موضوع ولی حس داشتن به کسی که از بچگی تو بغلش بزرگ شدی رو نمیپسندم)
⛔️در اخر نمیدونم بگم ارزش داره یا نه
🔆ولی اگه با این توضیحات میپسندین بخونید🔆
#نقد
⛔️نویسنده: #سحر_نصیری
⛔️ژانر: #عاشقانه
⛔️خلاصه :گندم دختری که اختلاف سنی کمی با پدر و مادرش داره
وابسته دوست پدرش میشه و بعد از اعتراف کردن دست به همه کار میزنه تا اونو عاشق خودش کنه…..
⭕️گندم:
کبوتر فرهان،تخس،لجباز،خوشگذرون،فوق العاده حسود،
⭕️فرهان:
تاجر،بسیار رفیق برای گندم،حامی،متمول
⭕️آرش:
پدر گندم،تو ۱۶سالگی پدر شده،شوخ،حامی
⭕️الناز:
مادر گندم ،حسرت جوونی که بخاطر گندم نداشته رو داره،حسود
⛔️نکات مثبت:
۱-رمان کوتاهی بود اگه خیلی اهل طول و تفسیر نیستید بخونید
۲-شوخیای جالبی داشت
۳-دختر رمان دوست های جالبی داشت ،(یه جورایی شرایط دوستی امروز جامعه بود)
۴-عاشقانه ها خیلی کش نمیومدن
❌نکات منفی:
۱-از خانم نصیری توقع رمان تو این سبک نداشتم (ترجیحم رمانی بود بسته تر)
۲-داستان موضوع کلیشه ای داشت(یکی میومد با سو تفاهم رابطه رو خراب کنه)
۳-من طرفدار این مدل اختلاف سنی نیستم(گارد نداشتم رو این موضوع ولی حس داشتن به کسی که از بچگی تو بغلش بزرگ شدی رو نمیپسندم)
⛔️در اخر نمیدونم بگم ارزش داره یا نه
🔆ولی اگه با این توضیحات میپسندین بخونید🔆
#نقد
👍22❤3👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📌جهت قرارگیری رمان خود در کانال، گروه و وبسایت ما به
پی وی مدیر مراجعه کنید.
@Mhmd_exe
کانال:
@Roman_Khone_Ch
وبسایت:
بزودی...
لینک گروه :
https://t.me/+SvcuAYycRqBObhga
عضو شین عزیزانم 🥰🥰🥰🥰
پی وی مدیر مراجعه کنید.
@Mhmd_exe
کانال:
@Roman_Khone_Ch
وبسایت:
بزودی...
لینک گروه :
https://t.me/+SvcuAYycRqBObhga
عضو شین عزیزانم 🥰🥰🥰🥰
👍5
👍2
Metro
t.me/NoteChnll
❤3👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM