کانال کافه رمان خونه📖
23.5K subscribers
700 photos
72 videos
17.8K files
7.69K links
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe

درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh

تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
Download Telegram
Roman_Khone_Ch. حکم ابدی.pdf
1.5 MB
📌 #حکم_ابدی
📝 نویسنده: PEGASUS.84
🎬 ژانر: #عاشقانه
📖 تعداد صفحات : 524

خلاصه :
با بیرون اومدن از طال فروشی دستم و توی موهام فرو کردم و باال دادمشون،

کیف توی دستم و محکم گرفتم و آروم با کفش های پاشنه بلند شروع کردم

به قدم زدن تو شهر پر ازدحام کالیفرنیا.

همونطور آروم قدم میزدم که با شنیدن….

https://t.me/Roman_Khone_Ch
👍51
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عاشق یه پسر بدشدم.pdf
5.1 MB
📚رمان: #عاشق_یه_پسر_بد_شدم👆

نوشته: #حمیرا_خالدی

💫ژانر: #عاشقانه #طنز #کوتاه

📄خلاصه                
دختری به نام هانا که یهو عاشق می شه، عاشق پسری که نمی دونه کیه؟ چیکاره ست؟ فقط از دور هر روز دلش رو بیش تر به اون میسپاره‌. بد به معنی خلاف کار بودن نیست، اما مثل خیلی از پسر های دیگه ی امروزی؛ از یه شکست به خیلی از کارها روی میاره. بی تفاوت و سرد نسبت به همه چی و همین سرد بودن و کار های پسر باعث آزار و دل شکستن دختر داستان مون می شه.


https://t.me/Roman_Khone_Ch
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شب آرام.pdf
2.2 MB
📚رمان: #شب_آرام 👆

نویسنده:
#ماری_هیگینز_کلارک

مترجم:
#نفیسه_معتکف

💫ژانر:
#هیجانی #جنایی #راز_الود #صحنه_دار

📄خلاصه‌:
برایان هفت ساله همراه مادر و برادر ده ساله اش به نیویروک رفته است تا از پدرش که در بیمارستان بستری است، دیدن کند.
وقتی برایان می بیند که زنی کیف همراه مادرش را که مدالیوم سوی آن است می دزدد وارد ماجرایی می شود که زندگی مادرش و آن زن را دگرگون می کند. اون آن زن را تعقیب می کند …



https://t.me/Roman_Khone_Ch
👏4👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گرگینه ها نمیگریند.pdf
1.2 MB
📚رمان : #گرگینه_ها_نمیگریند👆

ژانر: #عاشقانه #خارجی #تخیلی #بزرگسال

نویسنده: #هدر_دیویس
مترجمان: #حمید_یکتا_کیارش_شفیعیان

📄خلاصه :
در ابتدای کتاب با شلبی آشنا می شیم که با پدر شیمی دان ثروتمند و  نامادریش  زندگی می کنه، و قراره تابستون برای اصلاح رفتارش به یه کمپ فرستاده بشه،ولی خوشبختانه شلبی حق انتخاب داره و به کمپی می ره که خودش انتخاب کرده و در کمپ با  آستین پل که پسر یه ستاره راک افسانه ای هست آشنا می شه اما ....
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رمان : #لبخند_سرخ ( #انلاین)

ژانر : #بزرگسال #فرا_طبیعی #مافیایی #هیجانی😲

( #دو_روز_پین )

خلاصه
نیوشا کاراگاهی که از پرونده های کسل کننده خسته شده‌ پرونده هایی بهش میدن که خشن و فرا طبیعیه! با موجوداتی رو به رو میشه که تو خوابم فکر نمیکرد وجود داشته باشن! وقتی شاهزادع اجنه با   موجود خاص ما درگیر میشه اتفاقاتی میفته که.

https://t.me/+p_2f4wySAm8zYzhk

https://t.me/+p_2f4wySAm8zYzhk


https://t.me/Roman_Khone_Ch
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍1
کاج های برفی.Pdf
2.9 MB
📚رمان: #کاج_های_برفی👆

نویسنده: #ماه_پسند  #مرجان_بیرانوند

💫ژانر: #عاشقانه #اجتماعی #درام

📄خلاصه:
سرعت تنها عامل فراموشی بد بختی های شوماخری که در مسابقه های زیادی پیروز شده است و همه فکر میکنند اون مرد است در حالی که یک دختر زیبا است که لباس ظرافت و زنانگی را در آورده و به جنگ سختی هایش رفته و فکر میکند در این راه تنها بوده اما او یک ناجی از ابتدا در کنار خود داشته ...


https://t.me/Roman_Khone_Ch
2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍1
شیراز خیابان افرا.(فری‌رمان).pdf
76.2 MB
🌼رمان: #شیراز_خیابان_افرا
🌼نویسنده:
#زهرا_اسماعیل_زاده
🌼ژانر:
#عاشقانه| #اجتماعی| #خانوادگی

🌼
#خلاصه: 🌿
داستان مادری که حالا می تواند پس از سال ها دوری به دلدارش برسد، اما به خاطر وجود فرزندانش، دو سال است که دست نگه داشته و برای ازدواج امروز و فردا می کند. حبیب شاید تنها کسی باشد که او را با تمام وجود دوست دارد، کسی که علاقه اش از اعماق دل برمی آید و برخلاف دیگران که تنها ادعای عاشقی دارند در دوست داشتن ثابت قدم است. مردی که برای سال های طولانی ناپدید شده بود و دو سال پیش پس از 25 سال دوری دوباره پیدایش شد.
👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‌«دلش شیراز را می خواست، خانه ی خیابان افرا پلاک شش را... خانه ی کوچکشان و بی بی گلاب و عمو کاظمش را... خیاطی عمو یحیی را... صدای خرت خرت معرق کاری بابا رحمان را... حتی دلش عمه منیر را می خواست که جاجیم ببافد و نخ های اضافه را بدهد عاطفه و مهدخت گره گره کنند و ریسمان رنگی درست کنند و دنبال سرشان بیندازند و بدوند میان حیاط... بدوند و صدای خنده هایشان باز کند اخم اهل خانه را... اهل خانه که نه... اخم عمه و بابا رحمان را... هر چند اخم عمه که هیچ وقت باز نشد!»


«شیراز؛ خیابان افرا» اثر زهرا اسماعیل زاده درباره زندگی پر فراز و نشیب زنی میانسال به نام مهدخت است که تجربه های تلخی را پشت سر گذاشته و حالا تنها با سه بچه اش مانده است. در این میان مهدخت با عشق سالهای دورش روبه رو می شود، عشقی که سرگذشتی خواندنی دارد...

سیر داستان غیر خطی است و نویسنده همراه با فلش بک هایی به گذشته داستان را روایت می کند.
حال و هوای داستان گرم و صمیمی و دلنشین است. روایت کتاب در زمان حال و برخلاف اسم کتاب رویدادهای کتاب در تهران اتفاق می افتد.
شخصیت پردازی داستان مناسب است. شخصیت هایی خاکستری با تمام مقصر بودن ها و اشتباهاتی که در زمینه های مختلف انجام می دهند. مهدخت به عنوان نمادی از یک مادر ایرانی است که تمام فکر و ذکرش آرامش و آسایش بچه هایش است. حبیب نماد یک عاشق واقعی که تا لحظه ی آخر پایبند عشقش می ماند. و درنهایت آیدینی که نماد واقعی یک پسر ایرانیست با تمام تفکرات و تعصباتی که گاه بیجا و گاه زیادی از حد می باشد.
پرداخت مناسب به شخصیت ها سبب همذات پنداری مخاطب -حتی مخاطب جوان- با شخصیت هایی شده که از نظر سنی با وی تفاوت فاحشی دارند.

چرخش و غافلگیری در روند رمان به چشم نمی خورد که همین امر سبب کمی رکود در رمان شده اما تعلیق کلی داستان مناسب و خوب است و اطناب در داستان به چشم نمی خورد.

پرداخت به معضلاتی چون خیانت و ازدواج مجدد والدین به خوبی در کتاب انجام شده است. بررسی اتفاقات از دید دو طرف به خصوص در مبحث ازدواج مجدد، کتاب را بیش از پیش برای مخاطب خواندنی کرده است.

اگر به عشق هایی که در میانسالی اتفاق می افتند علاقه دارید، اگر فرزندی هستید که مادر یا پدرتان در شرف ازدواج مجدد هستند و در نهایت اگر فردی هستید که به عاشقانه های آرام و داستان های خانوادگی علاقه دارید، «شیراز؛ خیابان افرا» را بخوانید.
.
#شیراز_خیابان_افرا
#زهرا_اسماعیل_زاده
#نقد_نگین
👍6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⛔️رمان: #بر_دلم_حکمی_راند

⛔️نویسنده:
#سحر_نصیری

⛔️ژانر:
#عاشقانه

⛔️خلاصه :گندم دختری که اختلاف سنی کمی با پدر و مادرش داره
وابسته دوست پدرش میشه و بعد از اعتراف کردن دست به همه کار میزنه تا اونو عاشق خودش کنه…..

⭕️گندم:
کبوتر فرهان،تخس،لجباز،خوشگذرون،فوق العاده حسود،

⭕️فرهان:
تاجر،بسیار رفیق برای گندم،حامی،متمول

⭕️آرش:
پدر گندم،تو ۱۶سالگی پدر شده،شوخ،حامی

⭕️الناز:
مادر گندم ،حسرت جوونی که بخاطر گندم  نداشته رو داره،حسود


⛔️نکات مثبت:
۱-رمان کوتاهی بود اگه خیلی اهل طول و تفسیر نیستید بخونید

۲-شوخیای جالبی داشت

۳-دختر رمان دوست های جالبی داشت ،(یه جورایی شرایط دوستی امروز جامعه بود)

۴-عاشقانه ها خیلی کش نمیومدن


نکات منفی:
۱-از خانم نصیری توقع رمان تو این سبک نداشتم (ترجیحم رمانی بود بسته تر)

۲-داستان موضوع کلیشه ای داشت(یکی میومد با سو تفاهم رابطه رو خراب کنه)

۳-من طرفدار این مدل اختلاف سنی نیستم(گارد نداشتم رو این موضوع ولی حس داشتن به کسی که از بچگی تو بغلش بزرگ شدی رو نمیپسندم)


⛔️در اخر نمیدونم بگم ارزش داره یا نه

🔆ولی اگه با این توضیحات میپسندین بخونید🔆


#نقد
👍223👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM