کانال کافه رمان خونه📖
23.5K subscribers
700 photos
72 videos
17.8K files
7.69K links
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe

درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh

تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
01
Arianfar
نمیخواستم برگردم، مجبور شدم

#علیرضا_آریانفر
3👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🥱5
برشی از «دردم از یار است و درمان نیز هم»:

مچم را چسبید و اجازه‌ی دورتر شدن نداد:
- به حرف‌های من گوش نمی‌کنی عزیزم.
سربسته گفته بود اما من ته کلامش را می‌دانستم.
- لباس زیاد خُلقَم رو تنگ می‌کنه.
از در خانه فاصله گرفت:
- لجبازی با من چی؟ خُلقِت رو باز می‌کنه؟
- قصدم این نبوده.
با نیم‌چه گامی خودش را به من رساند و به فاصله‌ی چند انگشت ایستاد:
- می‌دونم قصدت این نبوده ولی آدم با پیرهن آستین حلقه‌ای، با این موها...
و دسته‌ی باریک و رهای کنار گونه‌ی چپم را پشت گوشم فرستاد:
- میاد تو باغ؟ در باز می‌کنه؟
- پیام داده بودی که نزدیکی، فکر کردم تویی.
همان دسته موی بلاتکلیف را دوباره بیرون کشید و سرش را به آن نزدیک کرد:
- میشه کمتر اذیتم کنی؟
- معین؟
نگاهم کرد، حالا که یخ احساساتم ذره‌ذره آب شده بود، دوباره با دیدن نگاه‌های مستقیمش دل‌ریزه‌‌ی خفیفی می‌گرفتم. مردمک‌های تیره‌اش زیادی نزدیک بودند و در و دیوار کشش و آرامش غریبی داشتند...
https://t.me/ghesehayemahsapanahi
👍52🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به اجبار زن مردی شدم که حتی اسمش هم باعث وحشت بقیه میشد اما جوری با من رفتار می‌کرد که...

https://t.me/+exFj7x8G5H9lOTVk

https://t.me/Roman_Khone_Ch
Shahrzad
t.me/NoteChnll
3👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Roman_Khone_Ch. بحران زده.pdf
4.6 MB
📚رمان : #بحران_زده 👆

نویسنده: #سهیلا_زاهدی

💫ژانر #اجتماعی

📄خلاصه:
داستانی اجتماعی از واقعیت‌ها و دروغ‌های مجازی و زندگی‌حال، تاوان‌هایی که قصد ضربه زدن برای خیال پوچ خود دارند. دروغ باشد یا واقعیت ما یک‌دیگر را در خیابان دیدار خواهیم کرد و بدون شناخت از یک‌دیگر دور خواهیم شد و این معنای واقعی نشناختن‌ها هست.


https://t.me/Roman_Khone_Ch
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سرخ.pdf
4.4 MB
📚رمان، #سرخ👆

💫ژانر ، #عاشقانه #اربابی #بزرگسال

نویسنده ، #رعنا_و_پرستو_س

📄خلاصه،
رمان سرخ رمانی بر گرفته از واقعیت هست. داستان در اوایل دهه شصت هجری اتفاق افتاده. ماجرای یه عشق ممنوعه است. این ماجرا پایان شیرینی داره . در واقع داستان زندگی مادربزرگ یکی از دوستان هست..دختری که برای درس خوندن و کمک به زن عمو باردارش وارد عمارت اربابی عموی بزرگس میشه . اونجا برای ازدواج با پسر عموش که کوچیکترین پس خان ده ( عموی دختر قصه ما) هست انتخاب میشه . اما ... در گیر و دار سر گرفتن یا نگرفتن این ازدواج.... کسی این وسط عاشقش میشه. یه عشق ممنوعه و داغ که زندگی این دخترو زیر و رو میکنه...


https://t.me/Roman_Khone_Ch
👍74🔥1