Bikh
t.me/NoteChnll
❤4👍1👏1
giga vpn.apk
77.8 MB
فیلترشکن پرسرعت ❤️
😄 Giga Vpn
✅ تست شده و متصل تمام نتا
😀بدون محدودیت
✅حذف تبلیغات برنامه
✅رایگان و بدون نیاز به اکانت
😀مناسب شبکه های اجتماعی
🔹 پیشنهاد ویژه
برا تستم شده فقط یه بار نصبش کنید و کیفیت اتصالش رو ببینی
😄 Giga Vpn
✅ تست شده و متصل تمام نتا
😀بدون محدودیت
✅حذف تبلیغات برنامه
✅رایگان و بدون نیاز به اکانت
😀مناسب شبکه های اجتماعی
🔹 پیشنهاد ویژه
برا تستم شده فقط یه بار نصبش کنید و کیفیت اتصالش رو ببینی
برشی از قصهی《دَردَم از یار است و دَرمان نیز هَم》:
چند تقه به در اتاق خورده و بدون جواب من باز شده بود:
- بیداری؟
خودم را بیشتر زیر پتو جمع کردم و او وارد اتاق شد.
- برو بیرون، سرما میخوری.
برخلاف حرفم نزدیکتر آمد و دستهایش را دو طرف بالش زیر سرم گذاشت. همانطور با چشمهای بسته به پهلو ماندم و "میگم سرما میخوری!" را تکرار کردم که پشت پلک راستم، گوشهی راست پیشانیام، گونهام و پایین چانهام هدف سطح نرمی قرار گرفتند. "عزیزم؟!" گرفته و پر خشی گفتم.
- جانم؟
- میگم سرما میخوری.
- اشکال نداره.
و بلافاصله حجم عظیمی از گرما را پشتم احساس کردم.
- دلم برات تنگ شده بود.
- هوم.
- دل تو برام تنگ نشده بوده، نه؟
https://t.me/ghesehayemahsapanahi
چند تقه به در اتاق خورده و بدون جواب من باز شده بود:
- بیداری؟
خودم را بیشتر زیر پتو جمع کردم و او وارد اتاق شد.
- برو بیرون، سرما میخوری.
برخلاف حرفم نزدیکتر آمد و دستهایش را دو طرف بالش زیر سرم گذاشت. همانطور با چشمهای بسته به پهلو ماندم و "میگم سرما میخوری!" را تکرار کردم که پشت پلک راستم، گوشهی راست پیشانیام، گونهام و پایین چانهام هدف سطح نرمی قرار گرفتند. "عزیزم؟!" گرفته و پر خشی گفتم.
- جانم؟
- میگم سرما میخوری.
- اشکال نداره.
و بلافاصله حجم عظیمی از گرما را پشتم احساس کردم.
- دلم برات تنگ شده بود.
- هوم.
- دل تو برام تنگ نشده بوده، نه؟
https://t.me/ghesehayemahsapanahi
❤8❤🔥5👍2🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نام اثر: فاتح (جلد اول: سُنتشکن)
نویسنده: کوثر ناولیست
ژانر: عاشقانه_ انتقامی_ معمایی_ جنایی
مقدمه:
در طوفان انتقام؛ عشق بزرگترین امتحان است...
اگر سرزمینِ دل باشد؛ دلنشینش کسی به جز فاتحش نمیتواند باشد... و فاتح کسی است که جوانمردانه برای فتح و تصرف سرزمینش میجنگند...
آیا دل؛ فاتح را برای حاکمیت میپذیرد؟ او را بر روی تخت پادشاهی سرزمینش مینشاند؟ آیا این نبرد؛ رد و جای پایش را بر دل باقی میگذارد؟
فاتح قصهی یک نبرد است و خواننده را با خود همراه میسازد تا در نهایت مشخص شود چه کسی برندهی این نبرد است و دل را فتح میکند؟
خلاصه: شهرزاد و امیر عاشقانه یکدیگر را دوست دارند. اما با فرار باران؛ دخترعموی امیر به همراه بنیامین عموی شهرزاد؛ پای شاهان که برادر باران است و از قضا وکیل ماهری است به قصه باز میشود...
شاهان که طبق رسمی خانوادگی در شرف ازدواج با دخترعمویش بانو؛ یعنی خواهر امیر است در راه پیدا کردن خواهرش؛ شهرزاد را در عمارت پدربزرگش اسیر میکند...
در این بین؛ عشقی که زادهی انتقام است جوانه میزند و این جوانه نبردی سخت به راه میاندازد...
اما با بازگشت شخصی آشنا از گذشته؛ مسیر داستان عوض میشود...
نویسنده: کوثر ناولیست
ژانر: عاشقانه_ انتقامی_ معمایی_ جنایی
مقدمه:
در طوفان انتقام؛ عشق بزرگترین امتحان است...
اگر سرزمینِ دل باشد؛ دلنشینش کسی به جز فاتحش نمیتواند باشد... و فاتح کسی است که جوانمردانه برای فتح و تصرف سرزمینش میجنگند...
آیا دل؛ فاتح را برای حاکمیت میپذیرد؟ او را بر روی تخت پادشاهی سرزمینش مینشاند؟ آیا این نبرد؛ رد و جای پایش را بر دل باقی میگذارد؟
فاتح قصهی یک نبرد است و خواننده را با خود همراه میسازد تا در نهایت مشخص شود چه کسی برندهی این نبرد است و دل را فتح میکند؟
خلاصه: شهرزاد و امیر عاشقانه یکدیگر را دوست دارند. اما با فرار باران؛ دخترعموی امیر به همراه بنیامین عموی شهرزاد؛ پای شاهان که برادر باران است و از قضا وکیل ماهری است به قصه باز میشود...
شاهان که طبق رسمی خانوادگی در شرف ازدواج با دخترعمویش بانو؛ یعنی خواهر امیر است در راه پیدا کردن خواهرش؛ شهرزاد را در عمارت پدربزرگش اسیر میکند...
در این بین؛ عشقی که زادهی انتقام است جوانه میزند و این جوانه نبردی سخت به راه میاندازد...
اما با بازگشت شخصی آشنا از گذشته؛ مسیر داستان عوض میشود...
👍10❤1🔥1
فاتح جلد اول (1).pdf
30.5 MB
🔻نام اثر: فاتح (جلد اول: سُنتشکن)
🔺نویسنده: کوثر ناولیست
🔻ژانر: عاشقانه_ انتقامی_ معمایی_ جنایی
🔺خلاصه: شهرزاد و امیر عاشقانه یکدیگر را دوست دارند. اما با فرار باران؛ دخترعموی امیر به همراه بنیامین عموی شهرزاد؛ پای شاهان که برادر باران است و از قضا وکیل ماهری است به قصه باز میشود...
شاهان که طبق رسمی خانوادگی در شرف ازدواج با دخترعمویش بانو؛ یعنی خواهر امیر است در راه پیدا کردن خواهرش؛ شهرزاد را در عمارت پدربزرگش اسیر میکند...
در این بین؛ عشقی که زادهی انتقام است جوانه میزند و این جوانه نبردی سخت به راه میاندازد...
اما با بازگشت شخصی آشنا از گذشته؛ مسیر داستان عوض میشود...
🔺نویسنده: کوثر ناولیست
🔻ژانر: عاشقانه_ انتقامی_ معمایی_ جنایی
🔺خلاصه: شهرزاد و امیر عاشقانه یکدیگر را دوست دارند. اما با فرار باران؛ دخترعموی امیر به همراه بنیامین عموی شهرزاد؛ پای شاهان که برادر باران است و از قضا وکیل ماهری است به قصه باز میشود...
شاهان که طبق رسمی خانوادگی در شرف ازدواج با دخترعمویش بانو؛ یعنی خواهر امیر است در راه پیدا کردن خواهرش؛ شهرزاد را در عمارت پدربزرگش اسیر میکند...
در این بین؛ عشقی که زادهی انتقام است جوانه میزند و این جوانه نبردی سخت به راه میاندازد...
اما با بازگشت شخصی آشنا از گذشته؛ مسیر داستان عوض میشود...
👍12❤1🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM