Roman_Khone_Ch. روزگار ماهین.pdf
3.5 MB
📚#روزگار_ماهین
✍نویسنده : #م_راهپیما(#کهربا)
✨ژانر : #عاشقانه_هیجانی
📑خلاصه :
دختری که به اجبار همسر شد و مردی که به خاطر مصلحت خانواده این ازدواج را قبول کرد . هم خانگی اجباری..و عشقی که کم کم جوانه زد .آیا جوانه عشق ،شانسی برای شکوفا شدن و میوه دادن دارد
#درخواستی ✅️
https://t.me/Roman_Khone_Ch
✍نویسنده : #م_راهپیما(#کهربا)
✨ژانر : #عاشقانه_هیجانی
📑خلاصه :
دختری که به اجبار همسر شد و مردی که به خاطر مصلحت خانواده این ازدواج را قبول کرد . هم خانگی اجباری..و عشقی که کم کم جوانه زد .آیا جوانه عشق ،شانسی برای شکوفا شدن و میوه دادن دارد
#درخواستی ✅️
https://t.me/Roman_Khone_Ch
❤1
Roman_Khone_Ch.هدرا.pdf
6.5 MB
📚#هدرا
✍نویسنده: #م_راهپیما
✨ژانر : #عاشقانه
📄خلاصه:
دختری به نام روشنا که اسیر عشق مردی به نام شاهان می شه. مردی با چشمان آبی و مادری که رازهای نگفته ای داره. اما روشنا در نیمه راه زندگی با یه تلنگر متوجه ی راز بزرگ اینخانواده می شه و زندگی روی جدی ترش رو به اوننشونمی ده.
#درخواستی ✅️
https://t.me/Roman_Khone_Ch
✍نویسنده: #م_راهپیما
✨ژانر : #عاشقانه
📄خلاصه:
دختری به نام روشنا که اسیر عشق مردی به نام شاهان می شه. مردی با چشمان آبی و مادری که رازهای نگفته ای داره. اما روشنا در نیمه راه زندگی با یه تلنگر متوجه ی راز بزرگ اینخانواده می شه و زندگی روی جدی ترش رو به اوننشونمی ده.
#درخواستی ✅️
https://t.me/Roman_Khone_Ch
Roman_Khone_Ch. خانه آلبالو.pdf
4.2 MB
📚#خانه_ی_آلبالو
✍نویسنده : #کهربا #م_راهپیما
✨ژانر: #عاشقانه
📄خلاصه:
دلان دختر تنهایی هست با گذشته ای نا معلوم و مشکلات فراوان. دختری که وسط یه ماجرای عجیب و غریب قرار گرفته. اتومبیل سیاهی که تعقیبش می کنه و مردی که به اسم عشق می خواد به دلان تجاوز کنه ، اما.....
#درخواستی ✅️
https://t.me/Roman_Khone_Ch
✍نویسنده : #کهربا #م_راهپیما
✨ژانر: #عاشقانه
📄خلاصه:
دلان دختر تنهایی هست با گذشته ای نا معلوم و مشکلات فراوان. دختری که وسط یه ماجرای عجیب و غریب قرار گرفته. اتومبیل سیاهی که تعقیبش می کنه و مردی که به اسم عشق می خواد به دلان تجاوز کنه ، اما.....
#درخواستی ✅️
https://t.me/Roman_Khone_Ch
👍7🖕1
ساعت به وقت من ( جلد دوم )
#ساعت_به_وقت_من
https://t.me/joinchat/SUKIimZPwRCXUiDJ
https://t.me/Roman_Khone_Ch
#ساعت_به_وقت_من
https://t.me/joinchat/SUKIimZPwRCXUiDJ
https://t.me/Roman_Khone_Ch
Telegram
🍇کانالرسمیعاطفهجمالی🍇
🌬بســـم الله الرحمن الرحیــــــــم🌬
تب سرد عاشقی(در دست چاپ)
قرارمان باغ انگوری(در حال تایپ)
ساعت به وقت من(در حال تایپ و پارت گذاری)
یک شب در میان پارت داریم❤️
#کپی_پیگرد_الهی_قانونی_دارد
تب سرد عاشقی(در دست چاپ)
قرارمان باغ انگوری(در حال تایپ)
ساعت به وقت من(در حال تایپ و پارت گذاری)
یک شب در میان پارت داریم❤️
#کپی_پیگرد_الهی_قانونی_دارد
Roman_Khone_Ch. نیلین.pdf
8.1 MB
رمان: #نیلین
نویسنده: #گیلدا_خ
ژانر:#عاشقانه #همخونه_ای
خلاصه:
نیلین دختری است که بعد از ده سال از هلند به ایران برمیگردد.
دختری زیبا که چشمهای آبیِ زیبایش را از مادربزرگ پدریاش که هلندی است به ارث برده است. برای پایاننامهی فوق لیسانساش در رشته هنر آماده میشود و عاشق نقاشی است.
قرار است دو هفته ایران بماند و برگردد اما با دیدن برادر دوست صمیمیاش دیوانهوار عاشق میشود و تمام برنامههایش عوض میشود.
حامی پسری که دکترای مدیریت دارد و شرکت بزرگ خودش را راهاندازی کرده است. حرفحرفِ خودش است و با کسی شوخی ندارد. از اینکه برادرش بیشتر وقتش با نیلینِ چشم آبی میگذرد شاکی است و برای سر به راه کردن برادرش به نیلین نزدیک میشود.
داستان نیلینِ آزاد و بیمرز و حامیِ پر از باید و نباید پر از بالا و بلندی است و البته عشق همیشه چارهساز است.
اولین باری که دیدمش یک چهارشنبه بهاری، مهمانی پوریا بود.
یک بهار، یک چهارشنبه و یک مهمانی معمولی که شروعی بود برای من تا طعم واقعی زندگی را حس کنم.
طعم شیرین عشق و تمام سختیهایش را.
https://t.me/Roman_Khone_Ch
نویسنده: #گیلدا_خ
ژانر:#عاشقانه #همخونه_ای
خلاصه:
نیلین دختری است که بعد از ده سال از هلند به ایران برمیگردد.
دختری زیبا که چشمهای آبیِ زیبایش را از مادربزرگ پدریاش که هلندی است به ارث برده است. برای پایاننامهی فوق لیسانساش در رشته هنر آماده میشود و عاشق نقاشی است.
قرار است دو هفته ایران بماند و برگردد اما با دیدن برادر دوست صمیمیاش دیوانهوار عاشق میشود و تمام برنامههایش عوض میشود.
حامی پسری که دکترای مدیریت دارد و شرکت بزرگ خودش را راهاندازی کرده است. حرفحرفِ خودش است و با کسی شوخی ندارد. از اینکه برادرش بیشتر وقتش با نیلینِ چشم آبی میگذرد شاکی است و برای سر به راه کردن برادرش به نیلین نزدیک میشود.
داستان نیلینِ آزاد و بیمرز و حامیِ پر از باید و نباید پر از بالا و بلندی است و البته عشق همیشه چارهساز است.
اولین باری که دیدمش یک چهارشنبه بهاری، مهمانی پوریا بود.
یک بهار، یک چهارشنبه و یک مهمانی معمولی که شروعی بود برای من تا طعم واقعی زندگی را حس کنم.
طعم شیرین عشق و تمام سختیهایش را.
https://t.me/Roman_Khone_Ch
👍11
Roman_Khone_Ch.بی پروا برایت میتازم.pdf
11.8 MB
♥️نام رمان: #بی_پروا_برایت_میتازم
♥️نویسنده: #کلثوم_حسینی
♥️ژانر: #عاشقانه
♥️خلاصه :
لیزا شهریار وکیل تازه کاریست که از نوجوانی شیفته وشیدای مهرشاد کیانی اصل” هنرپیشه و آهنگ ساز” میشود. اما سرنوشت برایش سناریو عجیبی نوشته است.
در این میان زنی وارد زندگی مهرشاد شده که زن ِ شرعی اوست و از قضا رقیب سرسخت الیزا…
اما با آمدن سهیل، پسرخاله مهرشاد، ورق برمیگردد و مثلثعشقی عجیبی رخ میدهد.
https://t.me/Roman_Khone_Ch
♥️نویسنده: #کلثوم_حسینی
♥️ژانر: #عاشقانه
♥️خلاصه :
لیزا شهریار وکیل تازه کاریست که از نوجوانی شیفته وشیدای مهرشاد کیانی اصل” هنرپیشه و آهنگ ساز” میشود. اما سرنوشت برایش سناریو عجیبی نوشته است.
در این میان زنی وارد زندگی مهرشاد شده که زن ِ شرعی اوست و از قضا رقیب سرسخت الیزا…
اما با آمدن سهیل، پسرخاله مهرشاد، ورق برمیگردد و مثلثعشقی عجیبی رخ میدهد.
https://t.me/Roman_Khone_Ch
👍5👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤7👍1💔1
.
به مَردی دل ببند
که از علاقش به خودت مطمئنی
قانونِ رابطه ها این است:مَرد باید
عاشق تر باشد مَرد است که باید برای
داشتنت تلاش کند مَرد است که باید پُر باشد
از نیاز به تو مَرد است که باید بجنگد...تو چرا
نشسته ای کنجِ اتاق و زانوهایت را بغل گرفته ای و اشک می ریزی و روزهایت را آتش میزنی! چند سالت است مگر؟! اینکه می نویسی خسته شده ای، اینکه مینویسی دیگر کِشِش نداری،این فاجعه است، فاجعه!
این روزهایت، بهترین روزهایت هستند حالاست که
باید بخندی، حالاست که باید رها باشی و آزاد، حالا
ست که باید دخترانگی کنی...نه که همه را خط بزنی و بنشینی کنجِ اتاق و دیوارهایش را خراش دهی و زار بزنی برای نداشتنِ مَردی که حواسش هم به تو نیست..!
➰تهمینه_میلانی
به مَردی دل ببند
که از علاقش به خودت مطمئنی
قانونِ رابطه ها این است:مَرد باید
عاشق تر باشد مَرد است که باید برای
داشتنت تلاش کند مَرد است که باید پُر باشد
از نیاز به تو مَرد است که باید بجنگد...تو چرا
نشسته ای کنجِ اتاق و زانوهایت را بغل گرفته ای و اشک می ریزی و روزهایت را آتش میزنی! چند سالت است مگر؟! اینکه می نویسی خسته شده ای، اینکه مینویسی دیگر کِشِش نداری،این فاجعه است، فاجعه!
این روزهایت، بهترین روزهایت هستند حالاست که
باید بخندی، حالاست که باید رها باشی و آزاد، حالا
ست که باید دخترانگی کنی...نه که همه را خط بزنی و بنشینی کنجِ اتاق و دیوارهایش را خراش دهی و زار بزنی برای نداشتنِ مَردی که حواسش هم به تو نیست..!
➰تهمینه_میلانی
❤10👍6