This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Roman_Khone_Ch.انقضای عشق تو.pdf
14.1 MB
رمان : #انقضای_عشق_تو
انقضای عشق تو
نویسنده : #آذر_یوسفی & #زهرا_زنده_دلان
ژانر : #عاشقانه
خلاصه :
باربد مهرزاد، مردِ ۲۸ساله ایه که توی خودخواه بودن رو دست نداره. غرورش رو به هر چیزی ترجیح میده و تنوع طلب بودن براش یک بازیه شیرینه! رییس یک شرکت هواپیمایی بزرگه و عادت داره با دخترای رنگ و وارنگ، یک عشق بازی طولانی داشته باشه و بعد از چند ساعت، اونارو برای همیشه از زندگیش خط بزنه.
https://t.me/Roman_Khone_Ch
انقضای عشق تو
نویسنده : #آذر_یوسفی & #زهرا_زنده_دلان
ژانر : #عاشقانه
خلاصه :
باربد مهرزاد، مردِ ۲۸ساله ایه که توی خودخواه بودن رو دست نداره. غرورش رو به هر چیزی ترجیح میده و تنوع طلب بودن براش یک بازیه شیرینه! رییس یک شرکت هواپیمایی بزرگه و عادت داره با دخترای رنگ و وارنگ، یک عشق بازی طولانی داشته باشه و بعد از چند ساعت، اونارو برای همیشه از زندگیش خط بزنه.
https://t.me/Roman_Khone_Ch
👍1
Roman_Khone_Ch. ناگفته ها.pdf
4.6 MB
📎 رمان : #ناگفته_ها
📎 نویسنده : #بهاره_حسنی
📎 ژانر : #عاشقانه , #اجتماعی
📎 خلاصه :
با تکان هواپیما از خواب پریدم و کتاب روی پاهایم سر خورد و کف هواپیما افتاد!
خم شدم تا آن را بردارم … ولی کسی که کنار من نشسته بود سریعتر از من خم شد و کتاب را که تقریبا زیر پای خودش افتاده بود برداشت و به دستم داد!
سرم را بلند کردم و با لبخندی از چهره ی جوان و خنده رویش تشکر کردم!
وقتی که من سوار شدم هنوز صندلی کناری من خالی بود!
من تقریبا اولین مسافری بودم که سوار شده بودم و خسته و خواب آلود … همان لحظات اول خوابم برده بود و متوجه نشده بودم که چه زمانی صندلی کناریم پر شده است!
مرسی … کتاب را جلوی چشمانش گرفت و جلدش را نگاه کرد و با لبخندی دوباره و به فارسی غلیظ و با لهجه ایی گفت :
بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم …
#درخواستی ✅
https://t.me/Roman_Khone_Ch
📎 نویسنده : #بهاره_حسنی
📎 ژانر : #عاشقانه , #اجتماعی
📎 خلاصه :
با تکان هواپیما از خواب پریدم و کتاب روی پاهایم سر خورد و کف هواپیما افتاد!
خم شدم تا آن را بردارم … ولی کسی که کنار من نشسته بود سریعتر از من خم شد و کتاب را که تقریبا زیر پای خودش افتاده بود برداشت و به دستم داد!
سرم را بلند کردم و با لبخندی از چهره ی جوان و خنده رویش تشکر کردم!
وقتی که من سوار شدم هنوز صندلی کناری من خالی بود!
من تقریبا اولین مسافری بودم که سوار شده بودم و خسته و خواب آلود … همان لحظات اول خوابم برده بود و متوجه نشده بودم که چه زمانی صندلی کناریم پر شده است!
مرسی … کتاب را جلوی چشمانش گرفت و جلدش را نگاه کرد و با لبخندی دوباره و به فارسی غلیظ و با لهجه ایی گفت :
بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم …
#درخواستی ✅
https://t.me/Roman_Khone_Ch
👍30❤3😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Roman_Khone_Ch. به من بگو رئیس.pdf
4.8 MB
رمان: #به_من_بگو_رئیس
به من بگو رئیس
جلد اول
نویسنده: #بهار_حلوائی
ژانر: #عاشقانه #انتقامی #پلیسی
خلاصه:
سروان دلربا دلیری برای گرفتن انتقام خون پدر و مادرش از ققنوس، وارد نیروی پلیس شده. حالا بعد از ده سال، پرونده ی ققنوس دوباره باز شده است و دلربا خودش را به آب و آتش میزند تا به شخصه وارد عمل شود. اما سرهنگ ورودش به این ماموریت را منوط به قبولی دلربا در آزمون و آموزش سرگرد معراج رستگار میکند؛ سرگردی خشن و بی پروا که چهار افسر زن قبلی را به جنون رسانده و فراری داده! حالا قرار است چه بر سر دلربا بیاورد؟! دلربایی که مجبور میشود در پوشش یک رقاصه وارد ققنوس شود؛ بی خبر از اینکه دست سرنوشت او را با کسی رو به رو میکند که…
https://t.me/Roman_Khone_Ch
به من بگو رئیس
جلد اول
نویسنده: #بهار_حلوائی
ژانر: #عاشقانه #انتقامی #پلیسی
خلاصه:
سروان دلربا دلیری برای گرفتن انتقام خون پدر و مادرش از ققنوس، وارد نیروی پلیس شده. حالا بعد از ده سال، پرونده ی ققنوس دوباره باز شده است و دلربا خودش را به آب و آتش میزند تا به شخصه وارد عمل شود. اما سرهنگ ورودش به این ماموریت را منوط به قبولی دلربا در آزمون و آموزش سرگرد معراج رستگار میکند؛ سرگردی خشن و بی پروا که چهار افسر زن قبلی را به جنون رسانده و فراری داده! حالا قرار است چه بر سر دلربا بیاورد؟! دلربایی که مجبور میشود در پوشش یک رقاصه وارد ققنوس شود؛ بی خبر از اینکه دست سرنوشت او را با کسی رو به رو میکند که…
https://t.me/Roman_Khone_Ch
👍7❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Roman_Khone_Ch. جناب رئیس.pdf
5.5 MB
رمان #جناب_رئیس
جناب رئیس
جلد دوم
نویسنده: #بهار_حلوائی
ژانر : #عاشقانه #پلیسی
خلاصه:
در جلد اول تا جایی خوندیم که دلربا و معراج به هم رسیدن و دوسال بعد، دلربای ما 5 ماهه باردار بود و در عشق و آرامش کامل به سر میبردند اما...
طوفان دیگری در راه است...ققنوس با رنگ و بوی اربابی بی رحم به خونخواهی آمده و حالا در کمین زوج عاشق داستان ماست...
https://t.me/Roman_Khone_Ch
جناب رئیس
جلد دوم
نویسنده: #بهار_حلوائی
ژانر : #عاشقانه #پلیسی
خلاصه:
در جلد اول تا جایی خوندیم که دلربا و معراج به هم رسیدن و دوسال بعد، دلربای ما 5 ماهه باردار بود و در عشق و آرامش کامل به سر میبردند اما...
طوفان دیگری در راه است...ققنوس با رنگ و بوی اربابی بی رحم به خونخواهی آمده و حالا در کمین زوج عاشق داستان ماست...
https://t.me/Roman_Khone_Ch
👍6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Roman_Khone_Ch. روزگار ماهلین.Pdf
5.8 MB
🌼رمان : #روزگار_ماهلین
🌼ژانر : #عاشقانه #ازدواج_اجباری
🌼نویسنده : #کهربا_م_راهپیما
🌼خلاصه :
ماهین به درخواست پدرش مجبور به پذیرش ازدواج اجباری میشود، ورود او به خانه مجلل و پرجلال پیرمردی خوشتیپ و مقرراتی او را وارد دنیایی جدید میکند. ازدواج برنامه ریزی شده و .....
https://t.me/Roman_Khone_Ch
🌼ژانر : #عاشقانه #ازدواج_اجباری
🌼نویسنده : #کهربا_م_راهپیما
🌼خلاصه :
ماهین به درخواست پدرش مجبور به پذیرش ازدواج اجباری میشود، ورود او به خانه مجلل و پرجلال پیرمردی خوشتیپ و مقرراتی او را وارد دنیایی جدید میکند. ازدواج برنامه ریزی شده و .....
https://t.me/Roman_Khone_Ch
👍8
Roman_Khone_Ch. دهل.pdf
3.6 MB
💟 رمان: #دهل
💟 نویسنده : #مژگان_مظفری
💟 ژانر : #عاشقانه #اجتماعی
💟 خلاصه:
ریما زودتر از دوستان دیگرش از کلاس خارج شد سوز سرد زمـ ـستانی به صورتش شلاق می زد کلاه ابی خوش رنگش را از روی مقنعه بر سر گذاشت و شالش را که به همان رنگ بود به دور گردن انداخت و پیچید به درو گردن قسمتی از صورتش را در شال پنهان کرد که فقط چشمهای درشت ابی رنگش که به کمک لنز به ان رنگ درامده پیدا بود پالتوی شیک قرمز رنگ با ان پوتین های بلند مارک دار او را متمایز از دختران دیگر می کرد نگاهش را برای لحظه ای کوتاه به اسمان خاکستری و گفته دوخت و با دیدن دانه های ریز برف که به صورت پراکنده بود احساس نشاط انگیزی به او دست داد همیشه بارش برف او را به هیجان می اورد
https://t.me/Roman_Khone_Ch
💟 نویسنده : #مژگان_مظفری
💟 ژانر : #عاشقانه #اجتماعی
💟 خلاصه:
ریما زودتر از دوستان دیگرش از کلاس خارج شد سوز سرد زمـ ـستانی به صورتش شلاق می زد کلاه ابی خوش رنگش را از روی مقنعه بر سر گذاشت و شالش را که به همان رنگ بود به دور گردن انداخت و پیچید به درو گردن قسمتی از صورتش را در شال پنهان کرد که فقط چشمهای درشت ابی رنگش که به کمک لنز به ان رنگ درامده پیدا بود پالتوی شیک قرمز رنگ با ان پوتین های بلند مارک دار او را متمایز از دختران دیگر می کرد نگاهش را برای لحظه ای کوتاه به اسمان خاکستری و گفته دوخت و با دیدن دانه های ریز برف که به صورت پراکنده بود احساس نشاط انگیزی به او دست داد همیشه بارش برف او را به هیجان می اورد
https://t.me/Roman_Khone_Ch
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بمان کنار من امشب، دوباره شعر بخوان تا
برای هردویمان بعدِ گریه چای بریزم ...
دلم گرفته از اینجا، کمی مراقبِ من باش
دلم گرفته برای تو، شببخیر عزیزم ...
#حامد_ابراهیم_پور
شبتون پرمهر🌃🌠
برای هردویمان بعدِ گریه چای بریزم ...
دلم گرفته از اینجا، کمی مراقبِ من باش
دلم گرفته برای تو، شببخیر عزیزم ...
#حامد_ابراهیم_پور
شبتون پرمهر🌃🌠
❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#عمارت_عشق
نویسنده : مهسا69 و فروزان 70
تعداد صفحات : 323
داستان در مورد دختریه به اسم مهسا که6ساله خانوادشو از دست داده…بهترین دوست وحامی زندگیش
براش کاری تو یه عمارت قدیمی پیدا میکنه …عمارت سفیدو بزرگی که رازی رو توی خودش پنهون کرده…
پسری به نام نیما…ارباب کوچک عمارت، به کمک مهسا این راز رو کشف میکنه وخودش توی همین راز غرق میشه…
پایان خوش
ژانر: #عاشقانه/#طنز و #کلکلی/#اربابی #خدمت
#درخواستی ✅
https://t.me/Roman_Khone_Ch
نویسنده : مهسا69 و فروزان 70
تعداد صفحات : 323
داستان در مورد دختریه به اسم مهسا که6ساله خانوادشو از دست داده…بهترین دوست وحامی زندگیش
براش کاری تو یه عمارت قدیمی پیدا میکنه …عمارت سفیدو بزرگی که رازی رو توی خودش پنهون کرده…
پسری به نام نیما…ارباب کوچک عمارت، به کمک مهسا این راز رو کشف میکنه وخودش توی همین راز غرق میشه…
پایان خوش
ژانر: #عاشقانه/#طنز و #کلکلی/#اربابی #خدمت
#درخواستی ✅
https://t.me/Roman_Khone_Ch
Telegram
کانال کافه رمان خونه📖
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
👍6