This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لیست رمان های صبا ترک
#لیست_رمانهای_صبا_ترک
#صبا_ترک
#ترمیم
ترمیم
#ارکان
ارکان
#سویل ( #جلد_اول )
سویل
#مایی_دیگر ( #جلد_دوم )
مایی دیگر
#قمصور
قمصور (فایل)
#مهیل
مهیل
#ریسمان
ریسمان
https://t.me/Roman_Khone_Ch
#لیست_رمانهای_صبا_ترک
#صبا_ترک
#ترمیم
ترمیم
#ارکان
ارکان
#سویل ( #جلد_اول )
سویل
#مایی_دیگر ( #جلد_دوم )
مایی دیگر
#قمصور
قمصور (فایل)
#مهیل
مهیل
#ریسمان
ریسمان
https://t.me/Roman_Khone_Ch
Telegram
کانال کافه رمان خونه📖
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
👍9❤3🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Roman_Khone_Ch. گرگ سفید پشمالوی من.pdf
6.7 MB
💚 رمان: #گرگ_سفید_پشمالوی_من👆🏻
🍀 ژانر: #گرگینه_ای #هیجانی #بزرگسال #عاشقانه #تخیلی
🍀 نویسنده: #آنا_سهرابی
💚 خلاصه:
آتریسا دختری محجبه که از گذشتش هیچ چیزی نمیدونه تا این که با صمیمی ترین دوستش به سفری عجیب و پر رمزو راز میره پادشاه گرگینه ها عاشق این دختر محجبه میشه و...
❉┄┅┄┅┄ ✿★✿ ┄┅┄┅┄❉
https://t.me/Roman_Khone_Ch
🍀 ژانر: #گرگینه_ای #هیجانی #بزرگسال #عاشقانه #تخیلی
🍀 نویسنده: #آنا_سهرابی
💚 خلاصه:
آتریسا دختری محجبه که از گذشتش هیچ چیزی نمیدونه تا این که با صمیمی ترین دوستش به سفری عجیب و پر رمزو راز میره پادشاه گرگینه ها عاشق این دختر محجبه میشه و...
❉┄┅┄┅┄ ✿★✿ ┄┅┄┅┄❉
https://t.me/Roman_Khone_Ch
🤮5🤔2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Roman_Khone_Ch. مغرور کت و شلواری.pdf
3.7 MB
📎نام رمان : #مغرور_کت_و_شلواری
📎ژانر : #عاشقانه #بزرگسال #اروتیک
📎نویسنده : #پنلویه_وارد
#penelope_ward
📎خلاصه :
اون روز مثل هر روز دیگهای توی مترو شروع شد، تا اینکه من مجذوب مردی که اون سمت راهرو نشسته بود شدم.اونطوری برسرکسی که پشت تلفن بودداد میزد، انگار حاکم جهان بود.
اون مغرور کت و شلواری فکر میکرد کیه... فرمانروا؟
واقعتیش، شبیهاش بود....
موقع پیاده شدن، موبایلش رو جاگذاشت و من اون رو برداشتم.
چند روز موبایل اون مرد مرموز رو نگه داشتم، بین عکسهاش چرخیدم و به چندتایی از شمارههاش زنگ زدم، تا اینکه بالاخره شهامتش رو پیدا کردم تا اون رو بهش برگردونم...
https://t.me/Roman_Khone_Ch
📎ژانر : #عاشقانه #بزرگسال #اروتیک
📎نویسنده : #پنلویه_وارد
#penelope_ward
📎خلاصه :
اون روز مثل هر روز دیگهای توی مترو شروع شد، تا اینکه من مجذوب مردی که اون سمت راهرو نشسته بود شدم.اونطوری برسرکسی که پشت تلفن بودداد میزد، انگار حاکم جهان بود.
اون مغرور کت و شلواری فکر میکرد کیه... فرمانروا؟
واقعتیش، شبیهاش بود....
موقع پیاده شدن، موبایلش رو جاگذاشت و من اون رو برداشتم.
چند روز موبایل اون مرد مرموز رو نگه داشتم، بین عکسهاش چرخیدم و به چندتایی از شمارههاش زنگ زدم، تا اینکه بالاخره شهامتش رو پیدا کردم تا اون رو بهش برگردونم...
https://t.me/Roman_Khone_Ch
👍6👏1
💚 رمان: #لیلی_من👆🏻
🍀نویسنده: #نسترن_موسوی
🍀 ژانر: #عاشقانه #معمایی #پرستاری
💚 خلاصه:
آیدین کیانی پس از مرگ همسرش، به دنبال پرستاری برای تنها دخترش بارانا میگردد. از این سو دختری به نام لیلی پا به خانهی آنها میگذارد و…
(داستانی کاملا متفاوت با آنچه تا به حال خواندهاید)
❉┄┅┄┅┄ ✿★✿ ┄┅┄┅┄❉
https://t.me/Roman_Khone_Ch
🍀نویسنده: #نسترن_موسوی
🍀 ژانر: #عاشقانه #معمایی #پرستاری
💚 خلاصه:
آیدین کیانی پس از مرگ همسرش، به دنبال پرستاری برای تنها دخترش بارانا میگردد. از این سو دختری به نام لیلی پا به خانهی آنها میگذارد و…
(داستانی کاملا متفاوت با آنچه تا به حال خواندهاید)
❉┄┅┄┅┄ ✿★✿ ┄┅┄┅┄❉
https://t.me/Roman_Khone_Ch
Telegram
کانال کافه رمان خونه📖
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
🎏رمان #گرگ_ماه
🌿نویسنده:میم.آریامهر(میم.معصومی)
❤️ژانر: #فانتزی #تخیلی #عاشقانه
💫خلاصه:
تیارا دختری که همراه پدر و مادرش در انگلیس در شهر بیرمنگام زندگی می کردن بعدِ نقلِ مکان به بدفورد یکی از شهرای کوچیکِ اونجا،تیارا متوجه عادی نبودن زندگیش میشه.و اتفاقات عجیبی براش میفته که قبل ساکن شدنشون همچین اتفاقاتی براش نیفتاده بود!تیارا طیِ این اتفاقات عجیب با گرگینه ها همراه میشه...
#جدید
https://t.me/Roman_Khone_Ch
🌿نویسنده:میم.آریامهر(میم.معصومی)
❤️ژانر: #فانتزی #تخیلی #عاشقانه
💫خلاصه:
تیارا دختری که همراه پدر و مادرش در انگلیس در شهر بیرمنگام زندگی می کردن بعدِ نقلِ مکان به بدفورد یکی از شهرای کوچیکِ اونجا،تیارا متوجه عادی نبودن زندگیش میشه.و اتفاقات عجیبی براش میفته که قبل ساکن شدنشون همچین اتفاقاتی براش نیفتاده بود!تیارا طیِ این اتفاقات عجیب با گرگینه ها همراه میشه...
#جدید
https://t.me/Roman_Khone_Ch
Telegram
کانال کافه رمان خونه📖
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
📎نامرمان: #تنهایی_رها
📎نویسنده: #شایسته_نظری
📎ژانر: #عاشقانه
📎خلاصه:
رها دختری هنرمند و آرام، یک روز در مغازهی تجهیزات هنری با مردی در حد چند کلام همصحبت میشود. چند روز بعد متوجه میشود که با یک نگاه، ناخواسته عاشق او شده. با مراجعه به مغازه میفهمد که فرد مورد نظر پزشک است و مهمان صاحب مغازه بوده و در تهران سکونت دارد. رها برای پیدا کردنش و بدست آوردنش خیلی تلاش میکند و در این راه سختی بسیار میکشد.
#درخواستی✅
https://t.me/Roman_Khone_Ch
📎نویسنده: #شایسته_نظری
📎ژانر: #عاشقانه
📎خلاصه:
رها دختری هنرمند و آرام، یک روز در مغازهی تجهیزات هنری با مردی در حد چند کلام همصحبت میشود. چند روز بعد متوجه میشود که با یک نگاه، ناخواسته عاشق او شده. با مراجعه به مغازه میفهمد که فرد مورد نظر پزشک است و مهمان صاحب مغازه بوده و در تهران سکونت دارد. رها برای پیدا کردنش و بدست آوردنش خیلی تلاش میکند و در این راه سختی بسیار میکشد.
#درخواستی✅
https://t.me/Roman_Khone_Ch
Telegram
کانال کافه رمان خونه📖
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Roman_Khone_Ch. او دوستم نداشت.pdf
1.7 MB
🥀رمان: او دوستم نداشت
🍂نویسنده: #پری_63
🐾ژانر: #عاشقانه #اجتماعی #متاهلی
🐢خلاصه:
صنم زنی وابسته به شوهر و بی اعتماد به نفس، زندگی مشترک ده ساله شان دچار روزمرگی و تکرار و سردی شده. در این میان زنی قصد اغفال همسرش را دارد. شک و تردید و بیماری این زندگی را به مرز باریکی بین شک و یقین میرساند. صنم برای رسیدن به ارزشهای ذاتی خود، راه سخت و پرتشنجی را در پیش میگیرد.
https://t.me/Roman_Khone_Ch
🍂نویسنده: #پری_63
🐾ژانر: #عاشقانه #اجتماعی #متاهلی
🐢خلاصه:
صنم زنی وابسته به شوهر و بی اعتماد به نفس، زندگی مشترک ده ساله شان دچار روزمرگی و تکرار و سردی شده. در این میان زنی قصد اغفال همسرش را دارد. شک و تردید و بیماری این زندگی را به مرز باریکی بین شک و یقین میرساند. صنم برای رسیدن به ارزشهای ذاتی خود، راه سخت و پرتشنجی را در پیش میگیرد.
https://t.me/Roman_Khone_Ch
❤8👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Roman_Khone_Ch. روزهای نیمه ابری.pdf
8.9 MB
📎 رمان : #روزهای_نیمه_ابری
📎ژانر : #عاشقانه #انتقامی
📎نویسنده : #الف_صادقی
📎خلاصه :
وصال دختری پرستار که پدر و مادرش از دست داده و به همراه برادر و مادربزرگش زندگی میکنه و یه روز برادرش به دختری پولدار فرار میکنن و هیچ کس نمیدونه اصل قضیه این فرار چیه و این دختر فراری برادری خشن و غیرتی با یه مادر مریض داره که این پسره وصالُ اذیت میکنه و باور نمیکنه که وصال هیچی از فرار نمیدونه تا حدی که وصال مجبور میشه همراه مادربزرگش فرار کنه و بره تو یه عمارت و از یه زن مریض پرستاری کنه حالا نگو خودش با پاهای خودش اومده تو دهن شیر اومده خونه مرد خشمگینی که در به در دنبال وصال بوده و وصالُ خونه خودش پیدا میکنه و طی ماجرایی وصال و این اقا عقد میکنن و...
https://t.me/Roman_Khone_Ch
📎ژانر : #عاشقانه #انتقامی
📎نویسنده : #الف_صادقی
📎خلاصه :
وصال دختری پرستار که پدر و مادرش از دست داده و به همراه برادر و مادربزرگش زندگی میکنه و یه روز برادرش به دختری پولدار فرار میکنن و هیچ کس نمیدونه اصل قضیه این فرار چیه و این دختر فراری برادری خشن و غیرتی با یه مادر مریض داره که این پسره وصالُ اذیت میکنه و باور نمیکنه که وصال هیچی از فرار نمیدونه تا حدی که وصال مجبور میشه همراه مادربزرگش فرار کنه و بره تو یه عمارت و از یه زن مریض پرستاری کنه حالا نگو خودش با پاهای خودش اومده تو دهن شیر اومده خونه مرد خشمگینی که در به در دنبال وصال بوده و وصالُ خونه خودش پیدا میکنه و طی ماجرایی وصال و این اقا عقد میکنن و...
https://t.me/Roman_Khone_Ch
👍12❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM