This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نام رمان :#رمان_مانده_ام_جذبت_شوم_یا_دفعت_کنم
نویسنده : asiyeh69 کاربر نودهشتیا
تعداد صفحات : 357
خلاصه از داستان:
دختری که همانند اسمش غوغا کرد…..دل کند از صاحب آسمان و زمین…..پا کوبید و لج کرد……از همه چیز گذشت…. به خیالش اوم هم دل میکند از بنده اش…..
فراموش کرد به خیال اینکه فراموش شده…. نمی دانست نزدیکتر از رگ گردن به اوست…..وابسته تر از نفس…..غرید…بارید…. تا آرام گیرد…
باریدن چشمانش دل یخ زده ای را آرام کرد….عاشق کرد….و باز هم در اخر….خدا بیدار است…..پایان خوش
https://t.me/Roman_Khone_Ch
نویسنده : asiyeh69 کاربر نودهشتیا
تعداد صفحات : 357
خلاصه از داستان:
دختری که همانند اسمش غوغا کرد…..دل کند از صاحب آسمان و زمین…..پا کوبید و لج کرد……از همه چیز گذشت…. به خیالش اوم هم دل میکند از بنده اش…..
فراموش کرد به خیال اینکه فراموش شده…. نمی دانست نزدیکتر از رگ گردن به اوست…..وابسته تر از نفس…..غرید…بارید…. تا آرام گیرد…
باریدن چشمانش دل یخ زده ای را آرام کرد….عاشق کرد….و باز هم در اخر….خدا بیدار است…..پایان خوش
https://t.me/Roman_Khone_Ch
Telegram
کانال کافه رمان خونه📖
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نام رمان : #سرمست
نویسنده : #نگار_رازقندی
ژانر : #عاشقانه #هیجانی
تعداد صفحات : ۱۱۵۱
خلاصه :
سایه زنی که بعد از طلاق همسرش با تنها دختری که داره تصمیم میگیره زندگی مستقلی داشته باشه اما امان از روزی که عشق سابقش درست توی همسایگی خونهش با زنی نازا در بیاد و بخواد رحمش رو اجاره بده ...
#جدید 💜
𖨂 ☆ #سرمست ╮
╰
https://t.me/Roman_Khone_Ch
╰❥•━━━━━━━━━━━━━
نویسنده : #نگار_رازقندی
ژانر : #عاشقانه #هیجانی
تعداد صفحات : ۱۱۵۱
خلاصه :
سایه زنی که بعد از طلاق همسرش با تنها دختری که داره تصمیم میگیره زندگی مستقلی داشته باشه اما امان از روزی که عشق سابقش درست توی همسایگی خونهش با زنی نازا در بیاد و بخواد رحمش رو اجاره بده ...
#جدید 💜
𖨂 ☆ #سرمست ╮
╰
https://t.me/Roman_Khone_Ch
╰❥•━━━━━━━━━━━━━
Telegram
کانال کافه رمان خونه📖
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
👍5👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نام رمان : #برگ_زیتون
نویسنده : #سارا_جمشیدیان
ژانر : #عاشقانه #هیجانی #صحنه_دار
خلاصه :
نگار زنی جوان که بعد از مرگ شوهرش مجبور میشه برای حضانت دخترش، صیغه ی برادر شوهری بشه که ناتوانی جنسی داره و..
در این بین برادر سومی وجود داره که قبلا به نگار تجاوز کرده و همچنان طمع و هوس بدن بیوه ی برادرش رو داره .
#جدید💜
𖨂☆#برگ_زیتون╮
╰ https://t.me/Roman_Khone_Ch
╰❥•━━━━━━━━━━━━━
نویسنده : #سارا_جمشیدیان
ژانر : #عاشقانه #هیجانی #صحنه_دار
خلاصه :
نگار زنی جوان که بعد از مرگ شوهرش مجبور میشه برای حضانت دخترش، صیغه ی برادر شوهری بشه که ناتوانی جنسی داره و..
در این بین برادر سومی وجود داره که قبلا به نگار تجاوز کرده و همچنان طمع و هوس بدن بیوه ی برادرش رو داره .
#جدید💜
𖨂☆#برگ_زیتون╮
╰ https://t.me/Roman_Khone_Ch
╰❥•━━━━━━━━━━━━━
Telegram
کانال کافه رمان خونه📖
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
👎5❤3👍2
نام رمان : #آدمای_شهر_حسود
نویسنده: #ماهور_ابوالفتحی
ژانر: #عاشقانه #هیجانی
خلاصه:
یه دخترِ یتیم هیجده ساله که با خالهاش زندگی میکرد، شد عروسِ حاج احمد سیف، مردی که یه دنیا سرش قسم میخوردن ولی رضا این دختر رو نمیخواست! چون زنش تازه مرده بود؛ چون یه بچهی یه ماهه رو دستش مونده بود ولی بهش احتیاج داشت و کمکش کرد و کم کم این دختر شد همه چیز پسر حاجیمون...
#جدید💜
𖨂☆#آدمای_شهر_حسود╮
╰https://t.me/Roman_Khone_Ch
╰❥•━━━━━━━━━━━━━
نویسنده: #ماهور_ابوالفتحی
ژانر: #عاشقانه #هیجانی
خلاصه:
یه دخترِ یتیم هیجده ساله که با خالهاش زندگی میکرد، شد عروسِ حاج احمد سیف، مردی که یه دنیا سرش قسم میخوردن ولی رضا این دختر رو نمیخواست! چون زنش تازه مرده بود؛ چون یه بچهی یه ماهه رو دستش مونده بود ولی بهش احتیاج داشت و کمکش کرد و کم کم این دختر شد همه چیز پسر حاجیمون...
#جدید💜
𖨂☆#آدمای_شهر_حسود╮
╰https://t.me/Roman_Khone_Ch
╰❥•━━━━━━━━━━━━━
Telegram
کانال کافه رمان خونه📖
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
👍4❤2👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ازدواج به خاطر برادرم
نویسنده: فاطمه افتخارینیا
ژانر: عاشقانه_کلکلی_انتقامی
خلاصه:
این داستان بانام ازدواج بخاطر برادرم ،داستان خنده،غم،خوشی،عشق وفداکاریه که البته در نهایت به پخته شدن داستان کمک میکنه….دختری از تبار خوشی وآزادی…کسی که در خوشبختی غرق شده ….کسی که مزه ى تلخ درد براش نا آشناس…
زندگی با بوی ارامش وخدا …اما همیشه یه آدم خوب ،خوب میمونه؟!….یه دختر که توی زندگی خوبش خدا رو داره…توی زندگی پیش روش چطور با اعتقاداتش برخورد میکنه….بعضی وقتا همچی اجباره حتی…
اجبار برای بدشدن…
دوبرادر با دنیای یکسان… اعتقاداتی مشابه با ورود دختری از دنیای ساده وبی آلایش مسیر زندگیشون تغییر میکنه…
یکی در کمین انتقام ودیگری به ظاهر عاشق اما جایگاه هردو عوض میشه…،به راستی چشمان آبی او بوی آرامش دریا را دارند یا باتلاقی خواهند شد برای این دوبرادر ……هیچکس اون اتفاقی که انتظارشو داره براش نمیوفته….سرانجام دلای اونا چی میشه….این اجبار در ماندن…سرانجام به کجا میکشد…..ترگل داستان ما…به چه قصدی باز میگردد….راز آرشام از آن نگاه چیست…
این عشق خواهرانه….او رامجبور به چه کاری میکند…
https://t.me/Roman_Khone_Ch
نویسنده: فاطمه افتخارینیا
ژانر: عاشقانه_کلکلی_انتقامی
خلاصه:
این داستان بانام ازدواج بخاطر برادرم ،داستان خنده،غم،خوشی،عشق وفداکاریه که البته در نهایت به پخته شدن داستان کمک میکنه….دختری از تبار خوشی وآزادی…کسی که در خوشبختی غرق شده ….کسی که مزه ى تلخ درد براش نا آشناس…
زندگی با بوی ارامش وخدا …اما همیشه یه آدم خوب ،خوب میمونه؟!….یه دختر که توی زندگی خوبش خدا رو داره…توی زندگی پیش روش چطور با اعتقاداتش برخورد میکنه….بعضی وقتا همچی اجباره حتی…
اجبار برای بدشدن…
دوبرادر با دنیای یکسان… اعتقاداتی مشابه با ورود دختری از دنیای ساده وبی آلایش مسیر زندگیشون تغییر میکنه…
یکی در کمین انتقام ودیگری به ظاهر عاشق اما جایگاه هردو عوض میشه…،به راستی چشمان آبی او بوی آرامش دریا را دارند یا باتلاقی خواهند شد برای این دوبرادر ……هیچکس اون اتفاقی که انتظارشو داره براش نمیوفته….سرانجام دلای اونا چی میشه….این اجبار در ماندن…سرانجام به کجا میکشد…..ترگل داستان ما…به چه قصدی باز میگردد….راز آرشام از آن نگاه چیست…
این عشق خواهرانه….او رامجبور به چه کاری میکند…
https://t.me/Roman_Khone_Ch
👍6❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM