رمان: #فرجود👆📚
نویسنده:شادی جمالیان(آنالیا)،محدثه رجبی
تعداد صفحات:۱۲۸۸
خلاصه:
هانا نقاشی زبردست است و فرجود، انسانی با رفتارهایی منحصر به فرد! رمانی از دل مسابقه عصر جدید!
هردو در جست و جوی آینده و پیدا کردن معجزه زندگیشان هستند!
اتفاقی سر راه هم قرار میگیرند و متوجه میشوند تفاوتشان از زمین تا آسمان است.
ژانر: #عاشقانه #جدید
https://t.me/Roman_Khone_Ch
نویسنده:شادی جمالیان(آنالیا)،محدثه رجبی
تعداد صفحات:۱۲۸۸
خلاصه:
هانا نقاشی زبردست است و فرجود، انسانی با رفتارهایی منحصر به فرد! رمانی از دل مسابقه عصر جدید!
هردو در جست و جوی آینده و پیدا کردن معجزه زندگیشان هستند!
اتفاقی سر راه هم قرار میگیرند و متوجه میشوند تفاوتشان از زمین تا آسمان است.
ژانر: #عاشقانه #جدید
https://t.me/Roman_Khone_Ch
Telegram
کانال کافه رمان خونه📖
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
❤3👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یهجایی شاملو میگه♥️🌿:
من در بیحوصلگیهایم، با تو زندگیها کردهام…
و چه شبایی که تو زندگیمون، حوصله هیچ بنی بشری رو نداشتیم، ولی وسط همون بیحوصلگی غرق فکر و خیال یه آدم بودیم:)
شبتون پرمهر عزیزای دلم🌃💫❤
https://t.me/Roman_Khone_Ch
من در بیحوصلگیهایم، با تو زندگیها کردهام…
و چه شبایی که تو زندگیمون، حوصله هیچ بنی بشری رو نداشتیم، ولی وسط همون بیحوصلگی غرق فکر و خیال یه آدم بودیم:)
شبتون پرمهر عزیزای دلم🌃💫❤
https://t.me/Roman_Khone_Ch
Telegram
کانال کافه رمان خونه📖
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
❤6👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from File Editor | ویرایشگر فایل
Roman_Khone_Ch.جسم مرده .pdf.pdf
5.4 MB
🌸رمان:#جسم_مرده
🌸نویسنده : #تیم_اورورک
🌸مترجم: #رویا_مهدی #آیدا_عربلو #زهرا_بهرامی
جلد اول از مجموعهی دوم کیرا هادسون
🌸خلاصه:
اون فکر میکرد ممکنه اذیت بشه، و در واقع مردن یه عذاب بود. احساسی مثل این داشت که انگار کل وجودش کش میومد و به اشکال مختلف پیچ میخورد و از داخل وجودش مکیده میشد. تاریک بود و تاریکی مثل یه دیوار روی سرش خراب میشد. محکم و غیرقابل شکستن بود. داخل تاریکی رو نگاه کرد و مثل این بود که انگار دقیقاً لبهی یه پرتگاه توی کیهان وایستاده بود و به داخل "هیچی" زل زده بود. سکوت کر کننده بود و باعث میشد بخواد جیغ بکشه.
صدای کوبیده شدن چیزی میومد. صدا به داخل تاریکی رسوخ میکرد. درحالیکه هوای داخل ریههاش ازشون بیرون کشیده میشدن مثل یه بادکنک که فشرده شده باشه، خالی از هوا میشدن. وقتی توی آسمون بالای درختا ظاهر شد شاخهها مثل دستایی که سعی میکردن از افتادنش جلوگیری کنن بهش چنگ مینداختن. مثل یه سنگ میافتاد، درحالیکه داشت به سمت زمین جنگل زیر پاش سقوط میکرد توی یه مسیر بریده بریده بین درختها و شاخهها میافتاد.
دختر جوان به زمین افتاد، کلهش به زمین پوشیده از برگ کوبیده شد و بهخاطر برخورد شدید و دردناکش با زمین، سرش کمی از سطح زمین بلند شد. نالهای سر داد، دستاش رو روی صورتش گذاشت و به پشت خوابید. چشم باز کرد و متوجه شد یهچیزی اشتباهه. دستاش که روی صورتش گذاشته بودشون طبیعی بهنظر نمیرسیدن. دختر جوان انگشتهای دست راستش رو شمرد: یک، دو، سه... سه تا
✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯
https://t.me/Roman_Khone_Ch
✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯
🌸نویسنده : #تیم_اورورک
🌸مترجم: #رویا_مهدی #آیدا_عربلو #زهرا_بهرامی
جلد اول از مجموعهی دوم کیرا هادسون
🌸خلاصه:
اون فکر میکرد ممکنه اذیت بشه، و در واقع مردن یه عذاب بود. احساسی مثل این داشت که انگار کل وجودش کش میومد و به اشکال مختلف پیچ میخورد و از داخل وجودش مکیده میشد. تاریک بود و تاریکی مثل یه دیوار روی سرش خراب میشد. محکم و غیرقابل شکستن بود. داخل تاریکی رو نگاه کرد و مثل این بود که انگار دقیقاً لبهی یه پرتگاه توی کیهان وایستاده بود و به داخل "هیچی" زل زده بود. سکوت کر کننده بود و باعث میشد بخواد جیغ بکشه.
صدای کوبیده شدن چیزی میومد. صدا به داخل تاریکی رسوخ میکرد. درحالیکه هوای داخل ریههاش ازشون بیرون کشیده میشدن مثل یه بادکنک که فشرده شده باشه، خالی از هوا میشدن. وقتی توی آسمون بالای درختا ظاهر شد شاخهها مثل دستایی که سعی میکردن از افتادنش جلوگیری کنن بهش چنگ مینداختن. مثل یه سنگ میافتاد، درحالیکه داشت به سمت زمین جنگل زیر پاش سقوط میکرد توی یه مسیر بریده بریده بین درختها و شاخهها میافتاد.
دختر جوان به زمین افتاد، کلهش به زمین پوشیده از برگ کوبیده شد و بهخاطر برخورد شدید و دردناکش با زمین، سرش کمی از سطح زمین بلند شد. نالهای سر داد، دستاش رو روی صورتش گذاشت و به پشت خوابید. چشم باز کرد و متوجه شد یهچیزی اشتباهه. دستاش که روی صورتش گذاشته بودشون طبیعی بهنظر نمیرسیدن. دختر جوان انگشتهای دست راستش رو شمرد: یک، دو، سه... سه تا
✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯
https://t.me/Roman_Khone_Ch
✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯
Telegram
کانال کافه رمان خونه📖
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from File Editor | ویرایشگر فایل
Roman_Khone_Ch. شب مرده. Pdf.pdf
1.8 MB
🌸#شب_مرده
[جلد دوم هادسون سری دوم]
🌸نویسنده: #تیم_اورورک
🌸مترجم: #رویا_مهدی
🌸ژانر: #پلیسی #درام #رازآلود
🌸خلاصهی:
پاتر برای بیست و چهار ساعت از عمارت هالووید ناپدید میشه، اون میره دنبال تنها کسی که فکر میکنه میتونه جواب سوالش رو بده، اون شخص عشق اولش سوفیه... ولی سوفی هم مثل بقیه عوض شده و در حال فرار کردن برای حفظ جونشه. توی دنیایی که گرگها بین آدما زندگی میکنن پاتر باید درحالیکه در تلاش برای پیدا کردن جواب سوالشه از سوفی حفاظت کنه.
در طول جستوجوش کشف میکنه که یه سری چیزا بیشتر بهعنوان راز نگه داشته شدن و اون ازشون بیخبره.
✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯
🌸 https://t.me/Roman_Khone_Ch
✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯
[جلد دوم هادسون سری دوم]
🌸نویسنده: #تیم_اورورک
🌸مترجم: #رویا_مهدی
🌸ژانر: #پلیسی #درام #رازآلود
🌸خلاصهی:
پاتر برای بیست و چهار ساعت از عمارت هالووید ناپدید میشه، اون میره دنبال تنها کسی که فکر میکنه میتونه جواب سوالش رو بده، اون شخص عشق اولش سوفیه... ولی سوفی هم مثل بقیه عوض شده و در حال فرار کردن برای حفظ جونشه. توی دنیایی که گرگها بین آدما زندگی میکنن پاتر باید درحالیکه در تلاش برای پیدا کردن جواب سوالشه از سوفی حفاظت کنه.
در طول جستوجوش کشف میکنه که یه سری چیزا بیشتر بهعنوان راز نگه داشته شدن و اون ازشون بیخبره.
✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯
🌸 https://t.me/Roman_Khone_Ch
✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯
Telegram
کانال کافه رمان خونه📖
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from File Editor | ویرایشگر فایل
Roman_Khone_Ch.فرشتگان مرده.pdf.pdf
3.4 MB
🌸 #فرشتگان_مرده
(جلد سوم کیراهادسون سری دوم)
🌸نویسنده: #تیم_اورورک
🌸مترجم: #رویا_مهدی
🌸ژانر: #فانتزی #هیجانی #رازآلود
🌸خلاصه:
با فرار کردن از عمارت هالووید و تحت تعقیب قرار گرفتن توسط اسکین واکرا،کیرا و دوستاش برای در امان ماندن از طوفان توی یه ایستگاه قطار متروکه قرار گرفته میان یه دره دوردست پناه میگیرن.شب رو در حالی سر میکنن که از دست تعقیب کننده ها پنهون شدن و در همون حال ایزیدور یه داستان در مورد اینکه چطور سال ها پیش در سفرهای اولیهاش به دنیای روی زمین اتفاقی با دنیای عوض شده مواجه میشه،تعریف میکنه.ولی بدون اینکه خودش اطلاعی داشته باشه داستان ایزیدور عواقب ویران کنندهای رو برای یکیشون رقم میزنه.
✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯
https://t.me/Roman_Khone_Ch
✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯
(جلد سوم کیراهادسون سری دوم)
🌸نویسنده: #تیم_اورورک
🌸مترجم: #رویا_مهدی
🌸ژانر: #فانتزی #هیجانی #رازآلود
🌸خلاصه:
با فرار کردن از عمارت هالووید و تحت تعقیب قرار گرفتن توسط اسکین واکرا،کیرا و دوستاش برای در امان ماندن از طوفان توی یه ایستگاه قطار متروکه قرار گرفته میان یه دره دوردست پناه میگیرن.شب رو در حالی سر میکنن که از دست تعقیب کننده ها پنهون شدن و در همون حال ایزیدور یه داستان در مورد اینکه چطور سال ها پیش در سفرهای اولیهاش به دنیای روی زمین اتفاقی با دنیای عوض شده مواجه میشه،تعریف میکنه.ولی بدون اینکه خودش اطلاعی داشته باشه داستان ایزیدور عواقب ویران کنندهای رو برای یکیشون رقم میزنه.
✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯
https://t.me/Roman_Khone_Ch
✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯
Telegram
کانال کافه رمان خونه📖
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸مجموعه دوم کیرا هادسون
#مجموعه_دوم_کیرا_هادسون
#کیرا_هادسون
🌸جسم مرده [جلد اول]
#جسم_مرده
🌸شب مرده [جلد دوم]
#شب_مرده
🌸 فرشتگان مرده [جلد سوم]
#فرشتگان_مرده
🌸مجسمه های مرده [جلد چهارم]
#مجسمه_های_مرده [در حال تایپ]
🌸سث مرده [جلدپنجم] تایپ
#سث_مرده
🌸گرگ مرده [جلد ششم] تایپ
#گرگ_مرده
🌸آب مرده [جلد هفتم] تایپ
#آب_مرده
✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯
🌸https://t.me/Roman_Khone_Ch
✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯
#مجموعه_دوم_کیرا_هادسون
#کیرا_هادسون
🌸جسم مرده [جلد اول]
#جسم_مرده
🌸شب مرده [جلد دوم]
#شب_مرده
🌸 فرشتگان مرده [جلد سوم]
#فرشتگان_مرده
🌸مجسمه های مرده [جلد چهارم]
#مجسمه_های_مرده [در حال تایپ]
🌸سث مرده [جلدپنجم] تایپ
#سث_مرده
🌸گرگ مرده [جلد ششم] تایپ
#گرگ_مرده
🌸آب مرده [جلد هفتم] تایپ
#آب_مرده
✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯
🌸https://t.me/Roman_Khone_Ch
✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯
Telegram
کانال کافه رمان خونه📖
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
❤2👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from File Editor | ویرایشگر فایل
Roman_Khone_Ch.دوئل دل .pdf.pdf
6.3 MB
Forwarded from File Editor | ویرایشگر فایل
Roman_Khone_Ch.دوئل دل .epub.Epub
465.3 KB
🌸 رمان: #دوئل_دل
🌸 نویسنده: #مدیا_خجسته
🌸 ژانر: #عاشقانه #اجتماعی
🌸 خلاصه:
در فضای خفقان آور و ترسناکِ میانتان هر روز برای زنده ماندن کمی بیشتر از قبل دست و پا زدم . نه اینکه زندگی کردن را یادم نداده باشند ، نه ، فقط میانِ این دود و باروت ، هر روز کمی بیشتر از دیروز نفس کشیدن را فراموش کردم . خط فرضی و قرمز میان حفره های تفنگِ شما ، مرز میانِ احساس و زندگی ام را ساخت …
پابرهنه و محکم ، در این فضای کوچک و مرگبار ایستادم و از احتمالِ کشیده شدنِ هر لحظه ی ماشه هایتان نهراسیدم . اما شما فراموش کردید که قلب و سینه ی من جایگاه و ماوای اول و آخرِ گلوله هایتان خواهد بود !
✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯
https://t.me/Roman_Khone_Ch
✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯
🌸 نویسنده: #مدیا_خجسته
🌸 ژانر: #عاشقانه #اجتماعی
🌸 خلاصه:
در فضای خفقان آور و ترسناکِ میانتان هر روز برای زنده ماندن کمی بیشتر از قبل دست و پا زدم . نه اینکه زندگی کردن را یادم نداده باشند ، نه ، فقط میانِ این دود و باروت ، هر روز کمی بیشتر از دیروز نفس کشیدن را فراموش کردم . خط فرضی و قرمز میان حفره های تفنگِ شما ، مرز میانِ احساس و زندگی ام را ساخت …
پابرهنه و محکم ، در این فضای کوچک و مرگبار ایستادم و از احتمالِ کشیده شدنِ هر لحظه ی ماشه هایتان نهراسیدم . اما شما فراموش کردید که قلب و سینه ی من جایگاه و ماوای اول و آخرِ گلوله هایتان خواهد بود !
✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯
https://t.me/Roman_Khone_Ch
✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯
Telegram
کانال کافه رمان خونه📖
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
👍4❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آدمی گاهی به بنبست احساس میرسد!
میدانید چه میخواهم بگویم ...؟!
آنقدر در دوستداشتن معلق میماند
که نه طاقت برگرداندن قدمهایش را دارد
و نه توان دست و پا زدن برای رسیدن !
در همان نقطهی بلاتکلیفی مینشیند و
تا چشم کار میکند به احساس خود سیلی میزند
خاطرات خاک خوردهی خود را مرور میکند
و روزی چندبار میمیرد !
#نازیلا_زارع 🌱💛
شبتون پرمهر عزیزدل های من 🌃💫
میدانید چه میخواهم بگویم ...؟!
آنقدر در دوستداشتن معلق میماند
که نه طاقت برگرداندن قدمهایش را دارد
و نه توان دست و پا زدن برای رسیدن !
در همان نقطهی بلاتکلیفی مینشیند و
تا چشم کار میکند به احساس خود سیلی میزند
خاطرات خاک خوردهی خود را مرور میکند
و روزی چندبار میمیرد !
#نازیلا_زارع 🌱💛
شبتون پرمهر عزیزدل های من 🌃💫
❤7😢2👍1