کانال کافه رمان خونه📖
23.3K subscribers
700 photos
72 videos
17.8K files
7.69K links
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe

درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh

تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Roman_Khone_Ch.عشق به توان 6.pdf.pdf
5.4 MB
Roman_Khone_Ch.عشق به توان 6.apk.apk
958 KB
👎1
Roman_Khone_Ch.عشق به توان 6.epub.epub
369.3 KB
عشق به توان6📚👆
نویسنده : غزل ، مینا و نگین

خلاصه داستان :
یه اکیپ ۳ نفره دختر که برای دانشگاه تو شیراز قبول شدن اما خوابگاها همه پر بوده بعد می گردن دنبال خونه که به یه اکیپ ۳ پسر برمیخورن که اونام همین مشکلو داشتن ولی با این تفاوت که خونه پیدا کرده بودن ولی شرط صابخونه که یه پیرمرد تعصبی ایرانی بوده متاهل بودن اوناس……
پایان خوش
ژانر #عاشقانه #کلکلی #معمایی #انتقامی

#عشق_به_توان_6

https://t.me/Roman_Khone_Ch
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سنجاق کن
دوستت دارم های مرا
سمت‌ غرب‌ سینه‌ات
تا قلبت بشنود، بلرزد، بتپد
تنها‌ برای‌ من ♡🌸🌸🌸
👍6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آدما عزیزتریناشونو نمی‌ذارن تو ویترین، نمی‌چینن سرِ طاقچه، پهن نمی‌کنن وسطِ سفره ی حرفای صد‌ من یه غاز کوچه بازاری.
باارزشا جاشون تو صندوقچه ی دله، توی پستوی حرفای نگفته ست، توی حالِ خوشِ قاطیِ ناخوشیای روزگاره، پنهون شده لابلای لبخندای بی دلیل وسط روزمرگیای زندگیه...
ببین من خیلی بی ربط و با ربط نوشتم اما ننوشته هام خیلی بیشتر از نوشته هامه...
چون تو فرق می‌کنی؛
من تورو بیشتر از این که داد بزنم سکوت کردم! :)🌸🌸🌸
👏6👍4
رمان: #فرجود👆📚

نویسنده:شادی جمالیان(آنالیا)،محدثه رجبی

تعداد صفحات:۱۲۸۸

خلاصه:

هانا نقاشی زبردست است و فرجود، انسانی با رفتارهایی منحصر به فرد! رمانی از دل مسابقه عصر جدید!
هردو در جست و جوی آینده و پیدا کردن معجزه زندگیشان هستند!
اتفاقی سر راه هم قرار میگیرند و متوجه میشوند تفاوتشان از زمین تا آسمان است.

ژانر: #عاشقانه #جدید
https://t.me/Roman_Khone_Ch
3👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یه‌جایی شاملو میگه♥️🌿:

من در بی‌حوصلگی‌هایم، با تو زندگی‌ها کرده‌ام…

و چه شبایی که تو زندگیمون، حوصله هیچ‌ بنی‌ بشری رو نداشتیم، ولی وسط همون بی‌حوصلگی غرق فکر و خیال یه‌ آدم‌ بودیم:)
شبتون پرمهر عزیزای دلم🌃💫



https://t.me/Roman_Khone_Ch
6👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from File Editor | ویرایشگر فایل
Roman_Khone_Ch.جسم مرده .pdf.pdf
5.4 MB
🌸رمان:#جسم_مرده

🌸نویسنده : #تیم_اورورک

🌸مترجم: #رویا_مهدی #آیدا_عربلو  #زهرا_بهرامی
جلد اول از مجموعه‌ی دوم کیرا هادسون

🌸خلاصه:
اون فکر می‌کرد ممکنه اذیت بشه، و در واقع مردن یه عذاب بود. احساسی مثل این داشت که انگار کل وجودش کش میومد و به اشکال مختلف پیچ می‌خورد و از داخل وجودش مکیده می‌شد. تاریک بود و تاریکی مثل یه دیوار روی سرش خراب می‌شد. محکم و غیرقابل شکستن بود. داخل تاریکی رو نگاه کرد و مثل این بود که انگار دقیقاً لبه‌ی یه پرتگاه توی کیهان وایستاده بود و به داخل "هیچی" زل زده بود. سکوت کر کننده بود و باعث می‌شد بخواد جیغ بکشه.
صدای کوبیده شدن چیزی میومد. صدا به داخل تاریکی رسوخ می‌کرد. درحالی‌که هوای داخل ریه‌هاش ازشون بیرون کشیده می‌شدن مثل یه بادکنک که فشرده شده باشه، خالی از هوا می‌شدن. وقتی توی آسمون بالای درختا ظاهر شد شاخه‌ها مثل دستایی که سعی می‌کردن از افتادنش جلوگیری کنن بهش چنگ می‌نداختن. مثل یه سنگ می‌افتاد، درحالی‌که داشت به سمت زمین جنگل زیر پاش سقوط می‌کرد توی یه مسیر بریده بریده بین درخت‌ها و شاخه‌ها می‌افتاد.
دختر جوان به زمین افتاد، کله‌ش به زمین پوشیده از برگ کوبیده شد و به‌خاطر برخورد شدید و دردناکش با زمین، سرش کمی از سطح زمین بلند شد. ناله‌ای سر داد، دستاش رو روی صورتش گذاشت و به پشت خوابید. چشم باز کرد و متوجه شد یه‌چیزی اشتباهه. دستاش که روی صورتش گذاشته بودشون طبیعی به‌نظر نمی‌رسیدن. دختر جوان انگشت‌های دست راستش رو شمرد: یک، دو، سه... سه تا
✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯
  https://t.me/Roman_Khone_Ch
✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from File Editor | ویرایشگر فایل
Roman_Khone_Ch. شب مرده. Pdf.pdf
1.8 MB
🌸#شب_مرده
[جلد دوم هادسون سری دوم]
🌸نویسنده: #تیم_اورورک
🌸مترجم: #رویا_مهدی
🌸ژانر: #پلیسی #درام #رازآلود

🌸خلاصه‌ی:
پاتر برای بیست و چهار ساعت از عمارت هالووید ناپدید می‌شه، اون می‌ره دنبال تنها کسی که فکر می‌کنه می‌تونه جواب سوالش رو بده، اون شخص عشق اولش سوفیه... ولی سوفی هم مثل بقیه عوض شده و در حال فرار کردن برای حفظ جونشه. توی دنیایی که گرگ‌ها بین آدما زندگی می‌کنن پاتر باید درحالی‌که در تلاش برای پیدا کردن جواب سوالشه از سوفی حفاظت کنه.
در طول جست‌وجوش کشف می‌کنه که یه سری چیزا بیشتر به‌عنوان راز نگه داشته شدن و اون ازشون بی‌خبره.

✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯
  🌸 https://t.me/Roman_Khone_Ch
✯┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄✯
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM