کانال کافه رمان خونه📖
23.6K subscribers
700 photos
72 videos
17.8K files
7.69K links
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe

درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh

تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
Download Telegram
نام رمان : #افگار
افگار

نویسنده : ف. میری

خلاصه :
عاشق بودند؛ هردویشان....! جانایی که آبان را همچون بت می٬پرستید و آبانی که جانا ...حکم جانش را داشت... عشقی نفرین شده که در شب عروسی شان جانا را روانه زندان و آبان را روانه بیمارستان کرد... افگار داستان دختری زخم خورده که تازه از زندان آزاد شده به دنبال عشق از دست رفته اش،دوباره پا در عمارت مجد ها میزاره و مردی که سال هاست فراموشی گرفته و دیگر هیچ نشانی از آن آبان قدمی عاشق ندارد... جانا ماندگار شب قبل از مراسم عروسیش توی خونه اش ،با جسد برادر و نامزدش،مواجه میشه و به جرم قتل برادرش  6 سال به زندان میوفته ... آبان مجد  اقازاده و اقتصاد دان معروفی که توی ۲۴ سالگی به علت حادثه میره توی کما و بعد یک سال که بهوش میاد حافظه شو از دست داده... سال ها میگذره ..جانا از زندان ازاد میشه و با پیشنهاد غیر منتظره ای قبول میکنه برای پیدا کردن قاتل برادش دوباره با آبان روبه روشه..
آبان مردی که حالا 31 سالشه و در آستانه ازدواج با دختری به نام ساره است...و حتی روحش هم از وجود جانا نامی خبر نداره...

https://t.me/joinchat/nFREBsQNN_NhMWE0
👍9
👍2
یه تئوری هست که میگه پاتریک دراصل خنگ نیس بلکه برعکس خیلیم باهوشه و دانشمند مطرحی هست

اگه دقت کرده باشین پاتریک حرفای فلسفی و خردمندانه‌ای به باب میزنه....نتیجه میگیریم که پاتریک قبلا یه دانشمند بوده که با اشتباهش تو آزمایشگاه یه شهرو به فنا داده...از اون موقع هم تحت تعقیبه و به بیکینی باتم پناه اورده و خودشو به خنگی زده تا نشناسنش
😁27😐61
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یاکــان.pdf
9.3 MB
👍64
♥️رمان: #یاکان

♥️ژانر: #عاشقانه

♥️نویسنده: #سحر_نصیری

♥️خلاصه:
هیاهویی بی هرج و مرج بین دو عاشق!
مردی شیفته و مفتون که دار و ندارش خلاصه
می شود در یک اسم (شوکا)
شوکا دختر سرهنگ شایسته زیبا و پر غرور، در آستانه ی سنین بازیگوشی دل به پسرکی میش دهد که در همه ی حس های جوانی حیات دمیده!
یک حادثه... یک اتفاق شوم و فرار آهوی گریزپا، سرنوشت یک عشق آتشین را تغییر می دهد!
دست تقدیر بعد از سال ها دل به خواسته ی کدام قطب می دهد؟
شوکا دخترک دلشکسته و سرکش که گذشته را به دست فراموشی سپرده و با دلی مرده با فراز و نشيب زندگی دست و پنجه نرم می کند یا یاکان پسرک تنهایی که تبدیل به مردی سیاه دل و بی رحم شده و جوانه ی کوچکی که از عشق در دلش باقی مانده تنها باریکه ی نور نجات اوست؟
بهایی که پیکشکش سرنوشت می شود و نقطه ی پررنگی که بعد از سالها دوری این دو قطب مخالف راه به هم جذب می کند، نقطه ی کوری که نزدیکی دوباره را دشوار می سازد!
کدام یک پیروز هیاهوی به جا مانده است؟
عشق آتشینی که از زیر خاکستر شعله می کشد یا بخل زمانه؟!

♥️pdf
https://t.me/Roman_Khone_Ch
👍122🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
roshanaee mesle aidin_www.negahdl.com_.pdf
6.1 MB
@caffetakroman.roshanaee mesle aidin.apk
836.3 KB
roshanai mesl aydin.epub
306.9 KB
👍1
روشنایی …مثل آیدین

روشنایی مثل آیدین

نویسنده: shazde koochool

📝خلاصه
دختری که با تمام از دست رفته هایش شروع به سازش می کند…

به گذشته نگریستن شده است عادت این روزهایم…
نگاه که می کنم می بینم…
تو به رویاهایت اندیشیدی…
من به عاشقانه هایم…
تو انتقامت را گرفتی…
من تمام نیستی ام را…
بیا همین جا تمامش کنیم….
بیا کشش ندهیم…
بیا و تو کیش شو…
می آیم و مات می شوم…
و تو را به خیر می سپارم…
خودم را به سلامت…
#عاشقانه

#روشنایی_مثل_آیدین

https://t.me/Roman_Khone_Ch
17👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍1
Roman_Khone_Ch.آواز قو.pdf
1.8 MB
👎1🤮1
#جدید 🔥

💚 ‌رمان : #آواز_قو 👇

🍀 نویسنده‌: #سیمای

🍀 ژانر: #عاشقانه #انتقامی

💚 خلاصه:
من سیاوش مجدم
مردی که ثروتش زبانزد هر کسیه برادرم توی خونه ای که قرار بود با عشقش اونجا زندگی کنه خودشو دار زد بخاطر خیانت اون دختر نتونست دووم بیاره و قسمتش خاک شد... اما من برای انتقام اون دخترو پیدا کردم و به همونجایی بردم که تنها کسم خودشو دار زده بود بهش تجاوز کردم و شکنجش دادم اما بعد فهمیدم...
❉┄┅┄┅┄ ✿★✿ ┄┅┄┅
https://t.me/Roman_Khone_Ch
👍11🤮2
Roman_Khone_Ch.طومار.pdf
8.6 MB
24👍5
#طومار

🌵نویسنده: #زهرا_ارجمندنیا

🌵ژانر : #عاشقانه #اجتماعی

📄خلاصه:
دختر کتابفروش و آقای کفاش... همسایه ی دیوار به دیوار هم می شن
دختر این قصه یه کتابفروشه
شیطون... فعال... ته تغاری و عزیزکرده ی یه خانواده ی بزرگ...
از قضا کتابفروشیش، میفته توی همسایگی آزادخانی که درسته خان به اسمش می بندن، ولی ۳۰ سال بیش تر نداره و با یه اخلاق غد، از هرچی دختر شیطونه بیزاره...‌ آزاد خانی که توی کار کیف و کفش چرمه و این همسایه بودن...
https://t.me/Roman_Khone_Ch
37👍5
رمان های قلم قوی وقشنگ ومعرفی کنید❤️
👍18👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
Delbar Vahshi(1&2).pdf
5.6 MB