کانال کافه رمان خونه📖
23.7K subscribers
700 photos
72 videos
17.8K files
7.69K links
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe

درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh

تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
Download Telegram
@Roman_Khone_Ch نفسم میبره.pdf
7.3 MB
🌹@Roman_Khone_Ch   🌹

🌸رمان #نفسم_میبره 🌸

🌸 ژانر: #عاشقانه #انتقامی #درام
#صحنه_دار

🌸نویسنده:ناشناس

🌸تعداد صفحات:1086

🌸خلاصه:
فرزاد پسر تند خو غیرتی که ناتوانی جنسی داره و بخاطر همین با هیچ دختری نمیمونه ولی یه روز عاشق یک دختر 17 ساله میشه و دخترو به اجبار به عقد خودش درمیاره دختری که با اون اندام ریزش فرزاد و به هوس میندازه و بیماری فرزاد با اندام آوار از بین میره.

https://t.me/Roman_Khone_Ch 🌸
👍12👎114
@Roman_Khone_Ch ساعت به وقت من.pdf
6 MB
🌹@Roman_Khone_Ch   🌹

🌸 نام رمان: #ساعت_به_وقت_من 🌸

🌸نویسنده: #عاطفه_جمالی

🌸ژانر: #عاشقانه

🌸خلاصه:
کارن محتشم پسری که با غرورش سردیش همه رو به طرف خودش میکشه
ولی....
دختری مو قرمزی که از قضا دختر عموش هم هست و از ۱۰ سالگی زن کارن محسوب میشه کارن رو به خودش جذب میکنه که در این هنگام.


https://t.me/Roman_Khone_Ch 🌸
👍247🤔2
@Roman_Khone_Ch نزدیک تراز سایه.pdf
7 MB
🌹@Roman_Khone_Ch   🌹

🌸 نام رمان: #نزدیک_تر_از_سایه 🌸

🌸نویسنده: #مهری_هاشمی

🌸ژانر: #عاشقانه_پلیسی_معمایی

🌸خلاصه:
حامین بادیگارد جذابی که ناخواسته مجبور می‌شه از دختر تخس و پروئه رئیس یه باند مافیا محافظت کنه، دختری که سالها خارج از ایران زندگی کرده و چیزی از اعتقادای حامین زیادی معتقدمون نمی‌دونه.
مدام تو زندگی حامین سرک می‌کشه حتی بی اجازه وارد حمومش می‌شه.
مرد خشنمون و بی اندازه اذیت می‌کنه و وقتی تو یه کلبه واسه چند روز زندانی میشن اتفاق‌هایی میوفته که باور نکردنیه.


https://t.me/Roman_Khone_Ch 🌸
👍345🤩2
@Roman_Khone_Ch مجبوری نفسم بشی.pdf
3 MB
🌹@Roman_Khone_Ch 🌹

🌸 نام رمان : #مجبوری_نفسم_بشی 🌸

🌸 نویسنده : #مهلا_ایران_منش

🌸 ژانر : #عاشقانه #اجتماعی 

🌸 خلاصه :
دوباره شروع شد بیشعورا فکر نمیکنن من خوابم شیطونه میگه برم ساختمون رو سرشون خراب کنم. اصلا درک ندارن  -مادر دوباره اول صبح به کی بد بیراه میگی.با صدای مامانم به خودم اومدم با اخم نگاهش کردم گفتم مادر من اقای خالقی میخواد یه ساختمان دو طبقه بسازه نزدیک دوساله هنوز تو طبقه اولش مونده اخه یکی نیست بهش بگه برادر من تو که نمیتونی چرا بقیه اذیت میکنی..

https://t.me/Roman_Khone_Ch 🌸
👍162🥰1🤔1
یه سری رابطه‌ها هم هستن که طرف فقط میخواد «باشی» و هرازگاهی با پیامی و زنگی یادت میکنه که آیا هنوز هستی یا نه!
هیچ برنامه‌ای برای رابطه نداره و حتی نمیخواد وقتش رو باهات بگذرونه. این مزخرف ترین نوع رابطه‌ست!


@Roman_Khone_Ch🌸🌸🌸
👍22
گاهی یه حرفایی رو نمیشه زد
یه اشکایی رو نمیشه ریخت
مث جایی که  هوشنگ ابتهاج میگه :

"سال ها ناگفته ماند این شرح درد "

سال ها :)))

🌸🌸🌸@Roman_Khone_Ch
👍9🔥1
گفتم که مختصر بنویسم فراق چیست
اما همیشه کار به طومار می‌کشد

👤حسین دهلوی

شب همگی بخیر...

🌸🌸🌸@Roman_Khone_Ch
👍10🥰2
#چالش

بهترین دیالوگی که از رمانا خوندین یادتون مونده چی بود؟


🌸🌸🌸بگید همتون لطفا
اسم رمانم بگین

@Roman_Khone_Ch
👍8👎1
@Roman_Khone_Ch_اینجا_که_من_ایستاده_ام.pdf
1.4 MB
🌹@Roman_Khone_Ch  🌹

🌸 نام رمان: #اینجا_که_من_ایستاده_ام 🌸

🌸نویسنده : #شهرزاد_شیرانی

🌸ژانر : #عاشقانه

🌸خلاصه:
این داستان در مورد زندگی متفاوت دختریه که با آدمهای خوبی رو به رو نمیشه و سعی میکنه با احساسات و اتفاقهای بد زندگیش کنار بیاد و از آدمهایی که دوستشون نداره دوری کنه اما اونطور که دوست داره پیش نمیره و البته این خیلی هم برای اون بد نمیشه ...
برای باد خواهم گفت ، برای همه آنچه از دست داده ام ، نخواهم جنگید ، برای روزهای بر باد رفته ام گریه نخواهم کرد ، اما امروز برای داشتنت دست میاندازم به غرورم و از گردنم باز خواهم کرد . غرور میخواهم چکار ، انگار هرگز نداشته ام . ولی تو همین جا ، کنارم بمان و دستهایم را رها مکن ، همین جا ، اینجا که من ایستاده ام....

https://t.me/Roman_Khone_Ch 🌸
👍12💩31🌚1
@Roman_Khone_Ch کیمیاگر.pdf
3.3 MB
🌹@Roman_Khone_Ch  🌹


🌸رمان: #کیمیا_گر 🌸
        
🌸ژانر: #خارجی #آموزنده
    
🌸نویسنده: #پائولو_کوئلیو

🌸خلاصه:
این رمان درباره چوپانی اسپانیایی به نام سانتیاگو است که زادگاهش را در اندلس ترک می کند و به شمال آفریقا می رود تا گنجی مدفون را در حوالی اهرام مصر پیدا کند. در این راه، با زنی کولی، مردی که خودش را پادشاه می داند، و یک کیمیاگر آشنا می شود و عاشق فاطمه، دختر صحرا می شود. همه این افراد،سانتیاگو رادرمسیرجستجویش هدایت می کنند. هیچ کس نمی داند این گنج چیست و آیا سانتیاگو می‌تواند برموانع راهش در صحرا غلبه کند؟ یا اینکه...

https://t.me/Roman_Khone_Ch 🌸
👍101😢1
قهرمان گاهی زنیست که
پایِ همه یِ حرف هایِ پشت سرش ایستاده و
برایِ عشقش میجنگد،
گاهی مردیست که
تنها و یک تنه با همه میجنگد
تا به معشوقه اش برسد...
برایِ عشقتان بجنگید!
قبل از اینکه دیر بشود
اگر ادعایِ دوست داشتن دارید
برای تصرفِ مساحتِ پیراهنش،
برایِ مرزِ حلقه یِ آغوشش بجنگید...
دفاع از حقتان برایِ عشق دفاعِ مقدس است!

شبتون بخیر🌙
🌸🌸🌸@Roman_Khone_Ch🌸🌸🌸
👍181❤‍🔥1😱1
ناتمام دنیا.Pdf
43.8 MB
#ناتمام دنیا

ژانر : #عاشقانه - #اجتماعی

#درخواستی

مهسا زهیری

خلاصه: دنیا دختری ۲۲ ساله ک به تازگی از رشته ی تئاتر فارغ التحصیل شده ...
دنیا ک مسولیت خواهر و برادر کوچیکش و به عهده داره برای گذارن خرج زندگی تو یه بوتیک و همچنین بعضی روزها تو یه مدرسه ی غیر انتفاعی کار میکنه ک مربی هنر و تئاتر بچه هاست ..
دنیا برای اجرای یک نقش در تئاتری ک خارج از مدرسه است می‌خواهد از دانش آموزی به اسم گندم استفاده کنه ک با مخالفت پدرش دکتر الوند بیات ک مردی ۴۰ ساله ، جدی و باابهت و دکتری موفق و به نامی هست روبه رو میشه ...
اما با اصرار و پافشاری دنیا به شرط های زیادی قبول می‌کنه اما دنیا چرا اصرار به بازی این دختر دارد ؟...
👍19👎52🤔1
@Roman_Khone_Ch قلب سنگی.pdf
4.7 MB
🌷 @Roman_Khone_Ch   🌷

🌸 نام رمان : #قلب_سنگی 🌸

🌸نویسنده: #فرزانه_رضایی

🌸خلاصه:
افسون دختر بچه ی شیطان و زیبایی است که با دو خواهر و برادرش زندگی خوبی دارد و نور چشمی پدرش است و به خواهر بزرگش شکوفه علاقه ی زیادی دارد.رامین دوست دایی افسون، به شکوفه علاقمند شده و با او نامزد میکند.در طی مسافرتی به دعوت خانواده ی رامین به شیراز ،خودروی آنها تصادف کرده و شکوفه و رویا (خواهران افسون) و پدر خانواده فوت می کنند.افسون رامین و خانواده اش را مقصر دانسته و کینه ی آنها را به دل میگیرد.رامین بعد از مدتی برای فراموش کردن غم و اندوهش به بهانه ی تحصیل ایران را ترک میکند......

https://t.me/Roman_Khone_Ch 🌸
👍114
@Roman_Khone_Ch کوه مثل کوهیار.pdf
31.8 MB
🌷@Roman_Khone_Ch   🌷

🌸نام رمان : #کوه_مثل_کوهیار 🌸

🌸نویسنده: #آیسا_سادات_حسینی

🌸ژانر: #عاشقانه #همخونه_ای #هیجانی #ازدواج_اجباری

🌸خلاصه:
کوه مثل کوهیار
زلزله كوه را هم تكان داد ...
اما كوهيار را نه....
كوه تنها بود و فرو ريخت...
اما كوهيار يارش را داشت...
امانتى كه پدرش به دستش سپرده بود...
امانتى كه ميان آوار جا مانده بود و  بايد برايش كوه مى شد و شد...
كوه بود... يار بود.... كوهيار بود...
و براى يارش شد همه چي....  

https://t.me/Roman_Khone_Ch 🌸
👍205👎2🥰1
🎲♠️‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ رمان :
#تهران_نمیخندد
#جدید

🎲♠️‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ نویسنده :
#منیر_کاظمی

🎲♠️‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ژانر :
#عاشقانه #اجتماعی

🎲♠️‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ چکیده ای از رمان :
روی پل هوایی می ایستم. هنوز هم ویر این را دارم که ببینم بالاخره روزی ممکن است پل سقوط کند یا ترک بردارد و من دقیقا از میان همان ترک بیفتم روی سر ماشین ها و له شوم یا نه؟ سرد نیست اما سوز خوبی دارد. دوباره شماره را می‌گیرم و بعد به ماشین ها زیر پایم نگاه می‌کنم . اولین باری که روی یک پل هوایی ایستادم زانوهایم می لرزید. خیال می کردم زمین از این بد عهدی که در حقش کرده ام ناراحت می شود. از اینکه تصمیم گرفته ام ترکش کنم حتی برای دقایقی. جاذبه اش را می فرستد سراغم و مرا پایین می کشد تا زیر چرخ ماشین ها له کند. چسبیده بودم به چادر مامان و می لرزیدم.....



🎲♠️‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌🎲♠️‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌🎲♠️‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌


     ★┄┅┄┅┄ ❥✿❥ ┄┅┄┅┄★
         ••••●☆jOiN☆●••••
🎲♠️‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌https://t.me/Roman_Khone_Ch🎲♠️‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
     ★┄┅┄┅┄ ❥✿❥┄┅┄┅┄★
👍16👎2🤔21
آرزو کن آن اتفاقِ قشنگ رُخ بدهد
رویا ببارد
دختران برقصند
قند باشد
بوسه باشد
خدا بخندد به خاطرِ ما!
29👍5
عزیزا بخاطر محدودیت هایی ک وجود داره فعلا نمیشه خیلی فایل دانلود کرد
خواهش میکنم از شما تو کانال بمونین و لفت ندیدن
اگر درخواست ها پاسخ داده نمیشن فقط بخاطر محدودیت هایی هست ک وجود داره
دوستدارشما ادمین رویا💋❤️
👍235
عشقا لطفا تو گپ رمان عضو بشین که درخواستتون پاسخ داده بشه
❤️❤️❤️
👍3