تو یه اتفاق خوبی.pdf
12.2 MB
💜رمان : #تو_یه_اتفاق_خوبی
💜نویسنده : #سیده_مهری_هاشمی
💜ژانر : #عاشقانه
💜خلاصه :
سپاسِ نیکزاد یکی از بزرگ ترین شرکتهای واردات و صادراتِ میوه تو کشور رو داره، اون یه آدمِ خوش گذرونه و از ازدواج فراری، همهی زندگیش به کار کردن و خرج کردن واسه تفریحاتش گذشته و یه زندگیِ رو روال داره تا این که متنِ وصیت نامهی پدرش توسطِ عموش بهش اطلاع داده میشه و اون میفهمه که در واقع هیچی نداره و اگه قراره اموالی که از پدرش بهش رسیده به نامش بشه باید حتماً ازدواج کنه و مجبور میشه به عموش دروغ بگه که ازدواج کرده اما نمیدونه عموش که خارج از کشوره واسه دیدنِ همسرش به ایران میاد...
💜نویسنده : #سیده_مهری_هاشمی
💜ژانر : #عاشقانه
💜خلاصه :
سپاسِ نیکزاد یکی از بزرگ ترین شرکتهای واردات و صادراتِ میوه تو کشور رو داره، اون یه آدمِ خوش گذرونه و از ازدواج فراری، همهی زندگیش به کار کردن و خرج کردن واسه تفریحاتش گذشته و یه زندگیِ رو روال داره تا این که متنِ وصیت نامهی پدرش توسطِ عموش بهش اطلاع داده میشه و اون میفهمه که در واقع هیچی نداره و اگه قراره اموالی که از پدرش بهش رسیده به نامش بشه باید حتماً ازدواج کنه و مجبور میشه به عموش دروغ بگه که ازدواج کرده اما نمیدونه عموش که خارج از کشوره واسه دیدنِ همسرش به ایران میاد...
👍21❤2🔥2👎1
تیر اخر.pdf
7.3 MB
💜رمان : #تیر_آخر #تیر_اخر
💜نویسنده: #لنا_عسکری (#Deraxsan)
💜ژانر : #پلیسی_عاشقانه_جنایی_معمایی
💜خلاصه :
یک سال از بهم خوردن عقد عاشقانهی ستاره میگذرد و حالا صفحهی جدیدی با نام"پولاد" با عنوان"همسر" در زندگیش باز شده است.
صفحهای خالی از عشق و محبت و مملوء از دوری و...
که با دزدیده شدن ستاره در یک شب سرد بارانی ابرهای سیاه و سفید بر زندگیشان سایه میبندند.
که با استعفای پولاد و عوض شدن مسیر شغلش، برگ جدیدی در صفحهی زندگیشان باز
💜نویسنده: #لنا_عسکری (#Deraxsan)
💜ژانر : #پلیسی_عاشقانه_جنایی_معمایی
💜خلاصه :
یک سال از بهم خوردن عقد عاشقانهی ستاره میگذرد و حالا صفحهی جدیدی با نام"پولاد" با عنوان"همسر" در زندگیش باز شده است.
صفحهای خالی از عشق و محبت و مملوء از دوری و...
که با دزدیده شدن ستاره در یک شب سرد بارانی ابرهای سیاه و سفید بر زندگیشان سایه میبندند.
که با استعفای پولاد و عوض شدن مسیر شغلش، برگ جدیدی در صفحهی زندگیشان باز
👍14👎2❤1
https://t.me/+PjZQAflcyz81NmRk
رمــ📜ان خون بــس به شــرط عشــ❤️ق
خون بــس به شــرط عشــق
#خونبس_به_شرط_عشق
نویسنده : سارینا نورپژوه
در این بین تاریکی که حتی سایه ات هم
تنهایت خواهد گذاشت
«برخیز و شروع کن تنها راه نجات خودتی»
رمــ📜ان خون بــس به شــرط عشــ❤️ق
خون بــس به شــرط عشــق
#خونبس_به_شرط_عشق
نویسنده : سارینا نورپژوه
در این بین تاریکی که حتی سایه ات هم
تنهایت خواهد گذاشت
«برخیز و شروع کن تنها راه نجات خودتی»
Telegram
𒀭نــ⸙اریــآ𒀭
ناریا 𔘓 به معنای /قاصدک
نویسنده:سارین ,ن,
رمان خون بس به شرط عشق (در حال تایپ)
رمان کیک نسکافه ای (در حال تایپ)
کپی حتی با ذکر نام نویسنده ممنوع 🚫
نویسنده:سارین ,ن,
رمان خون بس به شرط عشق (در حال تایپ)
رمان کیک نسکافه ای (در حال تایپ)
کپی حتی با ذکر نام نویسنده ممنوع 🚫
👍4
🌸🌸🌸یکی از غم انگیزه ترین جمله ها بی شک جمله ایه که هاروکی موراکامی تو رمانش کافکا درکرانه نوشته و اون اینه:
باید بپذیری که برخی افراد برای همیشه در قلبت جا خواهند داشت بدون اینکه جایی در زندگیت داشته باشند.
@Roman_Khone_Ch
باید بپذیری که برخی افراد برای همیشه در قلبت جا خواهند داشت بدون اینکه جایی در زندگیت داشته باشند.
@Roman_Khone_Ch
👍23👏6
🌸 رمان #مدارا 🌸
🌸به قلم #منیر_مهریزی_مقدم
🌸صفحات ۵۶۰ صفحه
🌸خلاصه:
داستان راجب دختری به اسم بهار است که در بهبوهه شکوفایی با نمود شایع جوامع شهری و امروزی ، یعنی طلاق روبرو میشود ، امّا با وقار و بردباری و خودباوری راه تازه ای در زندگی اش میجوید تا آینده اش را به شکل دیگری رقم بزند و تقدیر خود را به قضا و قدر نمیسپارد …
https://t.me/Roman_Khone_Ch 🌹
🌸به قلم #منیر_مهریزی_مقدم
🌸صفحات ۵۶۰ صفحه
🌸خلاصه:
داستان راجب دختری به اسم بهار است که در بهبوهه شکوفایی با نمود شایع جوامع شهری و امروزی ، یعنی طلاق روبرو میشود ، امّا با وقار و بردباری و خودباوری راه تازه ای در زندگی اش میجوید تا آینده اش را به شکل دیگری رقم بزند و تقدیر خود را به قضا و قدر نمیسپارد …
https://t.me/Roman_Khone_Ch 🌹
Telegram
کانال کافه رمان خونه📖
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
👍9
Forwarded from Text Dep & Sangin ( )
مامانم همیشه میگه تا وقتی یکیو پیدا نکردی که برات مثل بچه ت باشه نرو توی رابطه، ازدواج نکن!
یه بار که پرسیدم یعنی چی؟ گفت یعنی مثل بچه ای که از گوشت و پوست و استخوان خودته باشه برات، نه خوبشو، نه بدشو، نه خوشگلشو، نه زشتشو، نه داراشو، نه فقیرشو حاضر نباشی با کس دیگه ای عوض کنی، هر عیب و ایرادیم که داشته باشه دلت نخواد یکی بهترشو بیاری به جاش، چون برات بهترینه در هر حالتی..!
وقتی ازدواج کن که مطمئن باشی میتونی توی سختیا، نداریا، مریضیا، گرفتاریا مثل یه مادر بمونی به پای آسمون ابری و آفتابی زندگیِ طرفت، گاهی عینک آفتابی بزنی، گاهیم چتر بگیری دستت!
یه بار که پرسیدم یعنی چی؟ گفت یعنی مثل بچه ای که از گوشت و پوست و استخوان خودته باشه برات، نه خوبشو، نه بدشو، نه خوشگلشو، نه زشتشو، نه داراشو، نه فقیرشو حاضر نباشی با کس دیگه ای عوض کنی، هر عیب و ایرادیم که داشته باشه دلت نخواد یکی بهترشو بیاری به جاش، چون برات بهترینه در هر حالتی..!
وقتی ازدواج کن که مطمئن باشی میتونی توی سختیا، نداریا، مریضیا، گرفتاریا مثل یه مادر بمونی به پای آسمون ابری و آفتابی زندگیِ طرفت، گاهی عینک آفتابی بزنی، گاهیم چتر بگیری دستت!
❤32👍16👏4💩2
ان شب @fery_roman.pdf
6.3 MB
❤️سوپرایززز❤️
🌼 رمان : #_آن_شب
🌼 نویسنده: #مریم_پیروند
🌼 ژانر: #عاشقانه #هیجانی #صحنه_دار
🌼خلاصه:
ماهین در شبی که برادرش قراره از سفرِ کاری برگرده به خونهاش میره تا قبل از اومدنش خونهشو مرتب کنه و براش آشپزی کنه، اما اونجا یکی از صمیمیترین دوستای برادرش بهش تجاوز میکنه...
🌼 رمان : #_آن_شب
🌼 نویسنده: #مریم_پیروند
🌼 ژانر: #عاشقانه #هیجانی #صحنه_دار
🌼خلاصه:
ماهین در شبی که برادرش قراره از سفرِ کاری برگرده به خونهاش میره تا قبل از اومدنش خونهشو مرتب کنه و براش آشپزی کنه، اما اونجا یکی از صمیمیترین دوستای برادرش بهش تجاوز میکنه...
👍41👎3❤1
@romane_sahnedar مرهم تنهایی.pdf
3 MB
💜رمان : #مرهم_تنهایی
💜نویسنده : #نسترن_حمزه
💜ژانر : #عاشقانه #اجتماعی
💜خلاصه :
گلبرگ، زن مطلقه ای که از خانواده ترد شده و با دخترش به تنهایی زندگی می کند. ماجرا از نقل مکان گلبرگ شروع می شود و تعویض مدرسه ی نوال. در پی این نقل مکان اتفاقاتی برای نوال میفتد که گلبرگ را وادار به پیگیری این
💜نویسنده : #نسترن_حمزه
💜ژانر : #عاشقانه #اجتماعی
💜خلاصه :
گلبرگ، زن مطلقه ای که از خانواده ترد شده و با دخترش به تنهایی زندگی می کند. ماجرا از نقل مکان گلبرگ شروع می شود و تعویض مدرسه ی نوال. در پی این نقل مکان اتفاقاتی برای نوال میفتد که گلبرگ را وادار به پیگیری این
👍16❤1
🌸نام رمان: #گلاویژ🌸
🌸نویسنده: #شبنم_کرمی
🌸ژانر: #عاشقانه #صحنه_دار #معمایی #هیجانی
🌸خلاصه:
محسن برادر گلاویژ برای انتقام برای شکنجه عکس های برهنه اش رو برای نامزد گلاویژ فرستاد..
عکس هایی رو نشون عماد داد که هیچ وقت واقعیت نداشت....
🌸قسمتی از رمان:
به من دست نزن.. توروخدا.. بابا مگه تو کافری دارم التماست میکنم..
من التماس حالیم نیست شوهرتم باید باهام باشی.. همین که گفتم..
با موهام بلندم کرد و کشون کشون برد توی اتاق..
_خودمو میکشم بهم دست بزنی..
_حرف مفت نزن بکن ببینم لباس هاتو..
_محسن نامرد نباش.. تو برادر منی.. من خواهرتم .. اینقدر بی رحم نباش..
دستشو سمت شلوار جینم برد و با یک حرکت دکمه هاشو پاره کرد و به زور شلوارمو ولباس زیرشو از پام درآورد..
_خفه شو بابا کدوم خواهر وبرادر؟ لباسمو پاره کرد و دستش به بدنم که رسید با جیغ و ضجه شروع کردم که التماس کردن..........
https://t.me/Roman_Khone_Ch 🌹
🌸نویسنده: #شبنم_کرمی
🌸ژانر: #عاشقانه #صحنه_دار #معمایی #هیجانی
🌸خلاصه:
محسن برادر گلاویژ برای انتقام برای شکنجه عکس های برهنه اش رو برای نامزد گلاویژ فرستاد..
عکس هایی رو نشون عماد داد که هیچ وقت واقعیت نداشت....
🌸قسمتی از رمان:
به من دست نزن.. توروخدا.. بابا مگه تو کافری دارم التماست میکنم..
من التماس حالیم نیست شوهرتم باید باهام باشی.. همین که گفتم..
با موهام بلندم کرد و کشون کشون برد توی اتاق..
_خودمو میکشم بهم دست بزنی..
_حرف مفت نزن بکن ببینم لباس هاتو..
_محسن نامرد نباش.. تو برادر منی.. من خواهرتم .. اینقدر بی رحم نباش..
دستشو سمت شلوار جینم برد و با یک حرکت دکمه هاشو پاره کرد و به زور شلوارمو ولباس زیرشو از پام درآورد..
_خفه شو بابا کدوم خواهر وبرادر؟ لباسمو پاره کرد و دستش به بدنم که رسید با جیغ و ضجه شروع کردم که التماس کردن..........
https://t.me/Roman_Khone_Ch 🌹
Telegram
کانال کافه رمان خونه📖
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
👍20❤4
نام رمان : آخر اسفند
نویسنده : هستی آریان
تعداد صفحات : 381
خلاصه داستان :
دنبالت نمیگشتم و در انبوهِ این نگشتنها پیدایت کردم؛
پیدایت کردم تا با تویی که با بیرحمیِ تمام به مرد بودنت انگِ دیوانگی میزدند معنای مردانگی را بفهمم...
اشتباه اگر هست بگذار باشد که این دیوانه؛
گرچه ممکن است با تو به نتیجه نرسد اما به صبح فردا رسیدنش مهمتر است و بی تو، مگر میشود به نفس بعدی رسید؟
چه برسد به صبح فردا!
ژانر : #عاشقانه ، #اجتماعی ، #درام
نویسنده : هستی آریان
تعداد صفحات : 381
خلاصه داستان :
دنبالت نمیگشتم و در انبوهِ این نگشتنها پیدایت کردم؛
پیدایت کردم تا با تویی که با بیرحمیِ تمام به مرد بودنت انگِ دیوانگی میزدند معنای مردانگی را بفهمم...
اشتباه اگر هست بگذار باشد که این دیوانه؛
گرچه ممکن است با تو به نتیجه نرسد اما به صبح فردا رسیدنش مهمتر است و بی تو، مگر میشود به نفس بعدی رسید؟
چه برسد به صبح فردا!
ژانر : #عاشقانه ، #اجتماعی ، #درام
👍8