کانال کافه رمان خونه📖
23.7K subscribers
700 photos
72 videos
17.8K files
7.69K links
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe

درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh

تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
Download Telegram
@Roman_Khone_Ch.pdf
1.9 MB
@Roman_Khone_Ch

🌸سوپرایز س هزارتایی شدنمون 🌸


🌹نام رمان: #مرد_پشت_نقاب 🌹

🌹نویسندگان : #ساحل و #پرستو

🌹ژانر #عاشقانه #صحنه_دار #معمایی

🌹خلاصه:
داستان کلارا دختری که وارد عمارت مردی میشه که سالهاست هیچ دختری رو لمس نکرده!
کلارا دختری که تنها خدمه زن در عمارت لرد شدو هست کم کم متوجه توجه متفاوت لرد به خودش میشه... مردی که اعتراف میکنه سالهاست دختری رو لمس نکرده ... مردی پشت یک نقاب سیاه عجیب...


https://t.me/Roman_Khone_Ch 🌹
11👍6👎4
🌸رمان: #مرداب_فریب🌸

🌸نویسنده : #کوثر_شاهینی_فر

🌸ژانر: #عاشقانه #ارباب_رعیتی

🌸خلاصه رمان :
عشق بین پری‌رُخ و سیاوش !
عشق بین رعیت و خانزاده ...
و اما مهران زخم خورده ای که آتیش کینه اش چهره ی پریرخ رو می سوزونه و شب ازدواجش با سیاوش عروس دیگه ای جای اون می شینه !
پریرخی که شبونه فرار میکنه و دور میشه از سیاوش و عاشقانه هاش و سیاوشی که از بودن پریرخ خبر نداره...

https://t.me/Roman_Khone_Ch 🌹
👍42
🌸رمان : #کوچولو_دلربا 🌸

🌸نویسنده : #ساحل

🌸ژانر : #عاشقانه #هیجانی #صحنه_دار

🌸خلاصه :
رمان جدید ساحل به اسم کوچولو دلربا
ماجرای دختریه که بخاطر شغل پدرش دزدیده میشه و به کلوپ سکسی برده میشه اما اونجا مردی که همکار پدرشه بهش جذب میشه ... این دختر رو میخره و اینجا تازه شروع داستان دلاست .....

https://t.me/Roman_Khone_Ch 🌹
🔥9🤮3👍21
🌸رمان: #حاجی_شیطون 🌸

🌸ژانر: #عاشقانه #مذهبی #هیجانی

🌸نویسنده: #لیلا_محمدی

🌸خلاصه:
هیدارا حاجیِ جوون ۲۸ساله ای که شرط حج رفتنش ۱۰سال تدریس علوم دینی تو دانشگاهه یه حاجی که با شیطنت و جذابیتش ، خط بطلانی رو باور منفیِ جوونای امروزی راجبه مذهبی جماعت میزنه و دست بر قضا شوکا دختر قرتی و بی‌بندوبار سرراهش قرار می‌گیره....

https://t.me/Roman_Khone_Ch 🌹
9👍4👎1
🌸رمان #ارتعاش🌸

🌸نویسنده: #مرضیه_اخوان_نژاد

🌸ژانر: #عاشقانه


🌸خلاصه رمان:

روزی شهراد از یه جاده سخت و صعب العبور گذر میکرده که دختری و گوشه جاده و زخمی میبینه.!
در حالیکه گروهی در حال تیراندازی بودن. و اون دختر از مهلکه نجات میده.

آیسان دارای گذشته ای عجیب و تلخ است و حالا با برخورد با شهراد و ...

ارتعاش (#جلد_اول)

https://t.me/Roman_Khone_Ch 🌹
👍121🤩1
🌸 نام رمان: #عزازیل 🌸 #جلد_دوم (ارتعاش)

🌸نویسنده: #مرضیه_اخوان_نژاد

🌸ژانر #عاشقانه_هیجانی

🌸خلاصه:
سه سال از پرونده ارتعاش میگذرد و آیسان همراه حامی (آرکا) و هستی در روستایی مخفیانه زندگی میکنند، تا اینکه طی یک تماسی از طرف مافوق حامی، حامی ناچار به ترک روستا و راهی تهران میشود. به امید دستگیری داریا دامون ( عفریت). غافل از اینکه تمامی این جریانات فقط برای جلب توجه حامی است تا داریا بتواند به مخفیگاه آنها نفوذ کند و آیسانی که مدت طولانی در پی او بوده است را بدزد.

#درخواستی

https://t.me/Roman_Khone_Ch 🌹
👍7
🌸 نام رمان: #آدمکش 🌸

🌸نویسنده: #هاله_بخت_یار

🌸ژانر: #عاشقانه #انتقامی

🌸خلاصه‌:
ساینا فتاح، بعد از مرگ‌ مشکوک پدرش و پیدا نشدن مجرم توسط پلیس، به بهانه‌ی خارج درس خوندن از خونه بیرون می‌زنه و تبدیل میشه به یکی از موادفروش‌های لات تهران! دختری که شب‌هاش رو تو خونه تیمی صبح می‌کنه تا بالاخره رد قاتل رو می‌زنه... سورن سلطانی! مرد جوان و بانفوذی که ساینا قصد داره عاشقش کنه و بعد... بکشتش...


https://t.me/Roman_Khone_Ch 🌹
👍91
🌸نام رمان: #کویینی_و_گرگینه🌸

🌸نویسنده: #مهین_مقدسی_فر

🌸ژانر: #عاشقانه #گرگینه_ای #اروتیک #خون_آشامی #بزرگسال #دبیرستانی #ورزشی #قلدری

🌸خلاصه:
تمام زندگی من به عاشق جینجر بودن گذشت تااینکه اون بابهترین دوستم،ترنتون ازدواج کرد.
تنهاکاری که انجام دادم این بود که از ازش فاصله گرفتم تا به اون و کارهایی که تمام زندگیم دلم میخواست با بدنش انجام بدم فکر نکنم.
بعد از دوری از اونها همه چیز بی روح میگذشت، ولی همه چیز با وارد شدن یه دختر کوچیک با یه قد خیلی کوتاه که زبونش درست به اندازه ی موهاش بلند بود به باشگاه من عوض شد.
گرگ درونم میدونست که اون قطعا چیزی که نشون میده نیست و همه چیز وقتی پیچیده شد که متوجه شدم اون آریل دختر جینجره.

https://t.me/Roman_Khone_Ch 🌹
👍3🙏21🔥1
🌸نام رمان: #رثا🌸

🌸نویسنده : #زهرا_ارجمندنیا #دریا_دلنواز

🌸ژانر: #اجتماعی #خانوادگی #عاشقانه

🌸خلاصه:
امیرعباس سلطانی، تولیدکننده ی جوانیست که کارگاه شمع سازی کوچکی را اداره می کند، پسری که از گذشته، نقطه های تاریک و دردناکی را با خود حمل می کند و قسمت هایی از وجودش، درگیر سیاهی غمی بزرگ است.
در مقابل او، پروانه حقی، استاد دانشگاه، دختری محکم، جسور و معتقد وجود دارد که بین او و امیرعباس، رازی بزرگ پنهان است.
رازی که به گذشته، به یک زخم... و در نهایت به یک دلدادگی منجر شده. رازی که حالا بعد از هشت........

https://t.me/Roman_Khone_Ch 🌹
👍10
🌸نام رمان: #رسوخ🌸

🌸نویسنده : #مهشید_حاجی_زاده

🌸ژانر : #صحنه_دار #اروتیک #بزرگسال #مافیایی #عاشقانه #هیجانی

🌸خلاصه :
چشمانش!!!
آن چشمانش به تنهایی برای پیکارِ میانِ چند مرد ,هابیل وقابیل شدنِ برادر با برادر,خون وخونریزیِ میان دو طایقه بس بود .
آرامشی که در وجودِ این الهه زیبایی بود در هیچ یک از قصرهایش , جزیره هایش , زنان و زیبایی های دور و برش نمی یافت.
او باید صاحب آن چشمانِ جادو کننده , کهربایی رنگ را برای خودش می کرد باید.
خدای آن فرشته اگر میخواست انسان هایی را که خالقشان هست از دست من نجات دهد باید آن دختر را به من ببخشد

https://t.me/Roman_Khone_Ch 🌹
👍91
🌸🌸🌸سلام ممبرای عزیز کافه رمان خونه🌸🌸🌸

ممبرای اعظم
لطفا این دوتا موردو رعایت کنید بعد درخواست بدید
خودتونم راحت و زودتر پیدا میکنین رمانتونو
سپاس🌸
🌸۱-رمانی ک میخواییو ی بار تو چنل و این گروه سرچ بزن بعد بیا بگو فلان رمانو میخوام
خداییش اون انگشت مبارکتونو یکم اضافه تکون بدین
🌸۲-رمانایی ک میخوایینو نبودو خودمون پیدا میکنیم میذاریم
هی نگید چیشد چیشد
بلافاصله ک پیدا شد میذاریم و پیامتونو ریپلی میکنیم
🌸۳-حتما حتما رو پیام ادمینا ریپلی بزنید برای درخواست چون به پیامایی ک ریپلی نشه رو چت ادمینا پاسخ داده نمیشه

باتشکرات فراوان ازاونایی ک از این ب بعد این دوتارو مراعات میکنن😐🙏🏻
@Roman_Khone_Ch
👍24
🌸رمان #تقاص_عاشقی 🌸

🌸نویسنده : #آذر_یوسفی

🌸ژانر : #عاشقانه_اجتماعی

🌸خلاصه :

ندا دختر مغرور و یتیمی که تو سن ۱۸ سالگی عاشق امیر ۲۱ ساله میشه ....
بعد از مدتی ...
امیر ازین اعتماد ندا سو استفاده میکنه و باهاش رابطه برقرار میکنه و ندا حامله میشه
ندا سرخورده و عصبانی و بی اعتماد از امیر میخواد که مسئولیت کارش رو برعهده بگیره و آبروشو حفظ کنه و امیر هم به خاطر عذاب وجدان و جبران از ندا حمایت میکنه و مجبور میشه عقدش کنه
این درحالیه که امیر معشوقه ای به نام نگار (دخترعموش)داره و عاشقشه
و ندا هم ازاین موضوع باخبر میشه و از امیر به خاطر بازی با زندگیش و سرنوشتش متنفر میشه

ندا و امیر با هم ازدواج میکنن و امیر برای ندا خونه جداگونه میگیره و فقط تو مراسمای خانواده امیر تظاهر به خوشبختی و کنارهم بودن میکنن ندا دختری ۷ ماهه داره

تا اینکه ندا برای دوستش آرزو دردودل میکنه که چه اتفاقی افتاده و رابطه ش با امیر چطوره
ولی اسمی از نگار نمیاره

https://t.me/Roman_Khone_Ch 🌹
👍9😱1