کانال کافه رمان خونه📖
23.8K subscribers
700 photos
72 videos
17.8K files
7.69K links
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe

درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh

تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
Download Telegram
به چال گونه های تو.pdf
15.1 MB
#به_چال_گونه_های_تو

ژانر : #عاشقانه #ازدواج_‌اجباری #همخونه‌ای‌

نویسنده : صفورا_اندیشمند

خلاصه :
چکاوک دخترکی که برای ادامه تحصیل به یک شهر بزرگ میاد. اما بخاطر اتفاقی که براش می افته مجبور به ازدواج صوری با مرد معتبر شهر میشه. ازدواجی که فقط یک قرارداده. که هیچ کس از اون با خبر نیست. که قرار هست بعد از چندماه، بی خبر خاتمه پیدا کنه. همه چیز طبق قرار و برنامه پیش می ره مگر یک چیز! دل ضیاالدین! معتبر ترین و با آبروترین مرد شهر! و وقتی همه چیز به هم میریزه که دل این مرد کهنه کار میره برای دخترک کوچولوی زیبا و دلبر تنها…
👍44👎11🔥2
کانال کافه رمان خونه📖
به چال گونه های تو.pdf
پیشنهاد ادمین🌱💚
11👍2👎1😁1
🌹نام رمان : #سونات_مهتاب🌹

🌹ژانر : #عاشقانه

🌹نویسنده : #آتوسا_ریگی

🌹خلاصه :
من بامداد الوندم… سی و شش ساله و استاد ادبیات دانشگاه تهران.
هفت سال پیش با دختری ازدواج کردم که براش مثل پدر بودم!!!!
توی مراسم ازدواجمون اتفاقی میفته که باعث میشه آیدا رو ترک کنم. همه آیدا رو ترک میکنن. ولی من حواسم دورادور جوری که نفهمه، بهش هست.
حالا بعد از هفت سال منو آیدا توی دانشگاه همدیگرو به عنوان استاد و  دانشجو ملاقات میکنیم و این شروع…


🌹https://t.me/Roman_Khone_Ch 🌹
👍18
🌸رمان : #تبار_زرین🌸
#The_Golden_Dynasty
( جلد دوم از مجموعه 5 جلدی #سرزمین_رویاها )

🌸نویسنده : #کرستین_اشلی
#kristen_ashley

🌸 ژانر : #عاشقانه #بزرگسال #خارجی

🌸خلاصه :
سرسی کوئین دختریه که توی تخت خودش به خواب می‌ره و توی آغلی پر از زن‌هایی که قرار باکرگی شون رو قربانی رئیس قبیله کنن بیدار میشه. اون دزدیده شده و متوجه میشه اونم لباس قربانیانی باکره و به تن دار اما داکس پادشاه خونخواه و خشن این قبیله با دیدن هیکل و شکار کردن سرسی ازش خوشش میاد و اونو مجبور میکنه که.


JOiN
🌸@Roman_khone_ch 🌸
👍9
🌸 #تتو ( #کنیز_خان )

🌸نویسنده: #نگار_ب

🌸ژانر:#عاشقانه_خونبسی_معمایی


🌸خلاصه:
آنالی کنیــز خان!
توسط آتاش خان خریده میشه و وقتی وارد عمارتش می‌شه، اتفاق های مهیجی می افته...
👍16👎2
کانال کافه رمان خونه📖 pinned «🌸 #تتو ( #کنیز_خان ) 🌸نویسنده: #نگار_ب 🌸ژانر:#عاشقانه_خونبسی_معمایی 🌸خلاصه: آنالی کنیــز خان! توسط آتاش خان خریده میشه و وقتی وارد عمارتش می‌شه، اتفاق های مهیجی می افته...»
💜رمان: #حماقت_محض💜

💜ژانر: #عاشقانه #تلخ #اجتماعی💜

💜نویسنده: #زهرا_ابراهیم_زاده 💜

💜خلاصه:💜
قصه من یه قصه ی متفاوته، یه قصه ای که شاید خیلی ازش دیده باشیم ولی تا حالا گفته نشده... قصه ی من یه قصه ی پر غص‌ه است، از یه دختر که فقط عاشق شد... قصه ی یه دختر نوزده ساله که گذشتشو واستون روایت می‌کنه! داستان من قصه ی دخترو پسر پولدار نیس، قصه ی پسر مغرور و دختر شیطون نیست، قصه ی من قصه ی یه دختری به اسم زهراست که تو جنوبی ترین قسمت تهران زندگی می‌کنه و دست سرنوشت اونو به جایی می‌کشونه که حتی فکرشم نمی‌کنه...

💜 https://t.me/Roman_Khone_Ch 💜
👍3
💜 رمان : #بد_خوب 💜

💜 نویسنده : #شقایق_لامعی💜

💜 ژانر : #عاشقانه💜

💜 خلاصه :💜
در مورد دختری به اسم آذین که مهندسی پزشکی خونده وتو یه شرکتی مشغول کاره به اسم مدیکاب
مدیکاب تصمیم میگیره برای جلوگیری از ورشکستگی آذین رو به عنوان جاسوس بفرسته شرکتی که داره همه امتیازات رو میگیره وآذین به اسم نگار ادیب فر میره شرکت پژوهان وادامه ماجرا

💜https://t.me/Roman_Khone_Ch 💜
👍11
💜نام رمان: #پیچک_بی‌_دیوار 💜

💜نويسنده:#الهام_صفری (الف صاد) 💜

💜ژانر: #عاشقانه #اجتماعی #جدید 💜

💜خلاصه: 💜

پیچک زندگیش را با عشق و برخلاف نظر خانواده همسر شروع میکند، ولی در میان راه بابک او را تنها می‌گذارد و اجلش مهلتش نمی‌ دهد برای ادامه ی زندگی، حالا پیچک مانده و پسرش و خانواده‌ی همسری که برای انتقام از ازدواجی که مخالفش بودند فرصت را غنیمت دانسته و …

💜https://t.me/Roman_Khone_Ch 💜
👍2
🧡 نام رمان : #نخ_سرخ_سرنوشت

🧡 نویسنده : #آنید

🧡 ژانر : #علمی #مافیایی #عاشقانه #معمایی

🧡 خلاصه :
- دوسش داری!
مردمک های ساواش آرام بالا آمد و به او نگاه کرد.
بدون هیچ فکری هر حرفی که از دلش گذشت را به زبان آورد.
- بعضیا رو دیدی، بی دلیل برات مهمن؟ حتی توی ذهنتم نمی‌تونی نسبت خاصی بهشون بدی. نمیتونی بگی مثل خواهرمه، دوستمه، عشقمه. نه!
هیچ کدوم! فقط مثل کسیه که می‌خوای برای همیشه تو زندگیت بمونه.
صورتش مانند کسی بود که کشتی اش در حال غرق شدن است؛ و او تنها ایستاده و به ماه خیره است. کسی که خسته بود از جنگیدن، بی نهایت خسته بود.
- همه تو زندگی اشون دنبال معجزه ان. منم فقط داشتم تلاش می‌کردم اون معجزه رو تو زندگیم نگه دارم. نمیدونم اسم این کار چیه. دیوونگی؟ یا دوست داشتن!
یاوری لبخندی زد و سر تکان داد. ساواش برای او آدمی خاص و متفاوت بود؛ پس بنابراین تعریفش از عشق برای او تعجب برانگیز نبود.

✮┄┅┄┅┄ ❥❈❥ ┄┅┄┅┄✮

https://t.me/Roman_Khone_Ch
✮┄┅┄┅┄ ❥❈❥ ┄┅┄┅┄✮
👍3
🧡نام رمان: #امپراطور

🧡نویسنده: #ماریا

🧡ژانر: #رئال #عاشقانه

🧡خلاصه:
ارسلان یاوری به خاطر یک زن فاجر و به خاطر رابطه اش حاضر میشه به درخواست زنه دست به قتل بزنه...
زنه ازش میخواد همسرشو به قتل برسونه و داخل چاه خونش بیندازه....
حالا بعد شش ماه جسد پیدا شده و ارسلان به قتل عمد و به اعدام محکوم شده...
این وسط دختر ارسلان شادن... به خاطر مادر و خواهرش حاضر میشه برای تبرعه‌ی‌پدرش دست به هر کاری بزنه... برای اینکه ارسلان قصاص نشه باید دو میلیارد پول پیدا کنه و به خانواده‌ی مقتول بده... این وسط پای سرگرد به زندگیش باز میشه... اما شادن به خاطر مادرش از خودش میگذره و پا به خونه ی امپــراطــور میزاره... کسی که حاضر نمیشه در ازای پول از شادن بگذره...

بر اساس واقعیت


#امپراطور

┄┅┄┅┄ ❥✮❥ ┄┅┄┅┄☆
https://t.me/Roman_Khone_Ch
‌‌‌‌┄┅┄┅┄ ❥✮❥ ┄┅┄┅┄☆
👍64