کانال کافه رمان خونه📖
23.9K subscribers
700 photos
72 videos
17.8K files
7.69K links
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe

درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh

تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💙رمان: #رابطه_پنهان 💙

💙ژانر: #عاشقانه #کمی_صحنه_دار #هیجانے

💙نویسنده: #ا_اصغر_زاده

💙خلاصه:

دخترے که بخاطِر نداشتنِ پول عمل قلب مادرش مجبور میشه صیغهے دکتر بشه که قبلا ازدواج کرده و بچه دار نشده؛ حالا از چکاوڪ بچه مے خواد که باید بعد از دنیا آوردن بچه بره !
چے میشه عاقبت دختِر سادهے ما؟سرنوشت براش چه خوابے دیده؟
بخونید تا متوجه بشید!


💙 https://t.me/Roman_Khone_Ch 💙
👍8🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍1
🌸نام رمان : #ای_مهربان_چراغ_بیاور🌸

🌸 ژانر : #عاشقانه #اجتماعے #راز_آلود

🌸نویسنده: #آزیتا_خیری

🌸 خلاصه :
داستان افراد گمگشته اے از قافله زندگی،کسانے که تابو هارو شکسته و به دنبال خوشے هاے لحظه اے بودند دخترکے که براے رسیدن به عشق نافرجامے چه حرمت ها که نشکست، زنے که زندگے چندین ساله را قربانے هوس و پول نکرد اما در میان انان شکوفه اے نوبرانه وجود دارد

🌸 https://t.me/Roman_Khone_Ch 🌸
👍6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💜رمان #صحرای_ویرانگر 💜

💜ژانر:#عاشقانه

💜نویسنده: #فرشته_تات_شهدوست

💜خلاصه:
صحرا دخترے مغرور، جسور و تا حد زیادے سرد و جدے است.خانواده اش بعد از مرگ ناگهانے و مشکوڪ پدر و نامزدش ورشکسته مے شوند.به همراه مادر و خواهرهایش به محله ے جدیدنقل مکان مے کنند.صحرا به واسطه ے خصوصیات رفتارے تند و که دارد دختر بسیار محکم و قابل اعتمادے است.با عاشق شدن خواهرش سحر و ورود سیاوش و نامزد شدن آن ها خواسته ے صحرا همه چیز به یکباره تغییر مے کند.در این میان رازی
وجود دارد که تنها در دل صحرا نهفته است و خانواده اش چیزے از آن نمے داند.اشخاصے که هویتے پنهان دارند او را با تماس هاے مشکوڪ و پیام هاے هشدارآمیز تهدید مے کنند.به خاطر روحیه ے قوے و قلب سنگے و سردش خیلے زود آوازه اش در میان خانواده ے سیاوش مے پیچد..و در این میان تنها کسے که مشتاق است او را ببیند،"امیرسام" است.تاجر معروف و مرموزے که به پشتوانه ے قدرتش مے تواند به صحرا در راه رسیدن به اهدافش کمڪ کند.. اما او براے اینکار شرط بزرگے مے گذارد...

https://t.me/Roman_Khone_Ch 💜
👍21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍1
🌹رمان: #خدمتکار_اجباری🌹

🌹 نویسنده: #گیسو_خزان

🌹ژانر: #عاشقانه

🌹خلاصه:
آنالے دختر تنها و بے کسے که با نامادریش زندگے میکنه و براے فرار از تنهایے نامزد میکنه.ولے نمیدونه نامزدش اون و براے تسویه کردن طلبش میخواد..
تا اینکه بالاخره طلبکارا میدزدنش و با بے رحمے و خشونت ذاتیشون آزارش میدن و مجبورش میکنن خدمتکار بشه یا اینکه هرشب...


🌹 https://t.me/Roman_Khone_Ch 🌹
👍81👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💜رمان فصل توت💜

💙 https://t.me/Roman_Khone_Ch 💙
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💜🌸این عید پر از عطر دل‌انگیز خداست

🌸💜سرشار ترین آینه خاطره هاست

💜🌸نوروز خوشت همیشه رنگین با عشق

🌸💜آراسته با دلی که همراه خداست

🌹فرا رسیدن نوروز باستانی بر شما بزرگواران مبارک🌹


🌸💜 @Roman_Khone_Ch 💜🌸
🎊
1
سلامممم خوشگلاااااا سال نوتون مباااارڪ
براے خودتون و خانوادتون سالے پر ارامشو سلامتے و جیبے پر از پول و برکت ارزومندم. مرسے که همراهیمون میکنید. دوستون دارم 😍😍🌹🌹🌸🌸💓💓💓😘😘🌈🌈
🎉54🥰3👍1
رمان : #شبهای_انتظار

نویسنده: #سهیلا_بامیان

🌸تعداد صفحات: 206

خلاصه:
حامد که به‏تازگے موفق شده باتمام مخالفت‏هاے پدر راشین باراشین عقد کنداو را براے تعطیلات تابستانے به شهر خود میبرد اندو در کنار هم لحظا ت خوشے را سپرے میکنند .
حامد دختر عمویے به نام شراره دارد که باوجود ۲۱سال سن همسر و دختر خود را ازدست داده و به شدت افسرده است.
راشین در طے صحبت با شراره از شراره میخواهد که به فکر اینده باشد وگذشته را فراموش کند وقتے راشین صحبت خودرا با شراره با حامد درمیان میگزارد حامد متوجه میشود که راشین همچون پدرش به زندگے نگاه میکندو درپے عصبانیت حامد انان تصادف کرده و حامد کور میشود...
(خلاصه دوم :ماجراي اصلي داستان بر پايه زندگي جواني به نام "حامد "شكل گرفته است. او دانشجوي رشته پزشكي است كه با "راشين"، ايام نامزدي را سپري مي‌كند . "راشين "كه به ظاهر از تداوم عشق در خانواده‌اش چيزي نياموخته به هنگام سفر با حامد مشاجره مي‌كند و او نيز بي اختيار اتومبيل را به صخره‌اي مي‌كوبد و در پي آن چشمان خود را از دست مي‌دهد .راشين كه به سلامت از حادثه رهايي يافته پس از چندي از حامد جدا مي‌شود و او را در اعماق تاريكي‌ها تنها مي‌گذارد )

https://t.me/Roman_Khone_Ch
👎6👍4