💜 نام رمان : #خیال_ماندنت_را_دوست_دارم 💜
💜 نویسنده : #مائده_فلاح
💜 خلاصه رمان :
همین که پا به داخل آشپزخانه گذاشتم، با دیدن شیشه ی عجیب و غریب روی میز ناهارخوری، نفسی عمیقی از روی حرص کشیدم. هر چه قدر آرمان سر به راه بود، ماهان یاغی و سرکش !
مطمئن بودم بابا شیشه را دیده و مثل همیشه با ناراحتی از خانه بیرون رفته است. همین دیشب با بابا شدیدا" بحثش شد. به خودش می گفت:" پسر حاجی" و غش غش می خندید. می خواست حرص بابا را دربیاورد.
https://t.me/Roman_Khone_Ch 💜
💜 نویسنده : #مائده_فلاح
💜 خلاصه رمان :
همین که پا به داخل آشپزخانه گذاشتم، با دیدن شیشه ی عجیب و غریب روی میز ناهارخوری، نفسی عمیقی از روی حرص کشیدم. هر چه قدر آرمان سر به راه بود، ماهان یاغی و سرکش !
مطمئن بودم بابا شیشه را دیده و مثل همیشه با ناراحتی از خانه بیرون رفته است. همین دیشب با بابا شدیدا" بحثش شد. به خودش می گفت:" پسر حاجی" و غش غش می خندید. می خواست حرص بابا را دربیاورد.
https://t.me/Roman_Khone_Ch 💜
Telegram
کانال کافه رمان خونه📖
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
👍6👎2
❣️نام رمان: #خون_برای_نفس ❣️
❣️نویسنده: #Z_K
❣️ژانر: #عاشقانه_تخیلی_خوناشامی
❣️خلاصه رمان :
دلربا دختری که عاشق فردی که انسانیتش با خوی حیوانی و درنده آمیخته شده میشود،خون آشامی که به عنوان جفت برای او انتخاب شده فردی است که سال های سال است که انسان بودن و انسانیت را از یاد برده و تنها موضوع در زندگی او خون است.
https://t.me/Roman_Khone_Ch ❣️
❣️نویسنده: #Z_K
❣️ژانر: #عاشقانه_تخیلی_خوناشامی
❣️خلاصه رمان :
دلربا دختری که عاشق فردی که انسانیتش با خوی حیوانی و درنده آمیخته شده میشود،خون آشامی که به عنوان جفت برای او انتخاب شده فردی است که سال های سال است که انسان بودن و انسانیت را از یاد برده و تنها موضوع در زندگی او خون است.
https://t.me/Roman_Khone_Ch ❣️
Telegram
کانال کافه رمان خونه📖
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
👍2🔥2
❣️ نام رمان : #دستان ❣️
❣️نویسنده : #فرشته_تات_شهدوست
❣️ ژانر : #عاشقانه
❣️ خلاصه رمان :
دَستان، جوانی برومند و غیور که با مادرش سمیرا تنها زندگی میکند. او در محلهای آبرومند و ساده به شغل آرایشگری مشغول است. یکسال پیش که برای فروش زمینهای پدربزرگش حاج کربلایی، راهی کوهستان میشود خواهرزادهی رقیبش را از مرگ نجات میدهد. وقتی برمیگردد که از جانا فقط روبند سفیدی که به صورتش داشته را به یاد دارد و همچنین پروانهای که روی دست دخترک با حنا، نقش زده شده است... و این ماجرا زمانی جنجالآفرین میشود که نوهی محجوب و محبوب حاج کربلایی که همهی اهل محل او را “نوهحاجی” صدا میزنند؛ طی اتفاقات شوکهکننده و مهیجی جوانمردانه به پای عشق خود می ایستد و... ناخواسته «محلل» میشود و با جانا ازدواج میکند. فقط برای اینکه حامیِ این دختر شود مجبور است به اینکار تن دهد؛ اما
https://t.me/Roman_Khone_Ch ❣️
❣️نویسنده : #فرشته_تات_شهدوست
❣️ ژانر : #عاشقانه
❣️ خلاصه رمان :
دَستان، جوانی برومند و غیور که با مادرش سمیرا تنها زندگی میکند. او در محلهای آبرومند و ساده به شغل آرایشگری مشغول است. یکسال پیش که برای فروش زمینهای پدربزرگش حاج کربلایی، راهی کوهستان میشود خواهرزادهی رقیبش را از مرگ نجات میدهد. وقتی برمیگردد که از جانا فقط روبند سفیدی که به صورتش داشته را به یاد دارد و همچنین پروانهای که روی دست دخترک با حنا، نقش زده شده است... و این ماجرا زمانی جنجالآفرین میشود که نوهی محجوب و محبوب حاج کربلایی که همهی اهل محل او را “نوهحاجی” صدا میزنند؛ طی اتفاقات شوکهکننده و مهیجی جوانمردانه به پای عشق خود می ایستد و... ناخواسته «محلل» میشود و با جانا ازدواج میکند. فقط برای اینکه حامیِ این دختر شود مجبور است به اینکار تن دهد؛ اما
https://t.me/Roman_Khone_Ch ❣️
Telegram
کانال کافه رمان خونه📖
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
👍2
♥️نویسنده: #کیانا_بهمن_زاد
♥️ژانر: #عاشقانه #ازدواج_اجباری
♥️خلاصه:
ثانیه به ثانیه میگذرد
در هر بار رودرو شدن جز جنجال
باهم در تکاپوی چیز دیگری نبودیم
رقیب هم بودیم و از سر لجبازی
ثانیه هایی که میتوانستیم
عاشقی کنیم را به باد هوا گرفتیم
حماقت بود قبول کاری که در
توانایی های انسانیتمان بود
اما در توانایی قلب
چارچوب قانون
و کارمای دنیایمان نبود
اینجاست که قصه ما با
غصه همکار شدنمان آغاز
♥️ژانر: #عاشقانه #ازدواج_اجباری
♥️خلاصه:
ثانیه به ثانیه میگذرد
در هر بار رودرو شدن جز جنجال
باهم در تکاپوی چیز دیگری نبودیم
رقیب هم بودیم و از سر لجبازی
ثانیه هایی که میتوانستیم
عاشقی کنیم را به باد هوا گرفتیم
حماقت بود قبول کاری که در
توانایی های انسانیتمان بود
اما در توانایی قلب
چارچوب قانون
و کارمای دنیایمان نبود
اینجاست که قصه ما با
غصه همکار شدنمان آغاز
🥰5👍2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸💜رمان: #دو_سنگ_یکی_کهربا 💜🌸
🌸💜ژانر: #عاشقانه #هیجانی
🌸💜نویسنده: #فرشته_تات_شهدوست
🌸💜خلاصه:
با ناپدید شدن کهربا و بازگشت غیرمنتظرهی نامزد سابق او کیاراد، همه چیز یکباره بهم میریزد. کامران شمس؛ جوان سختکوش، باغیرت و در عین حال مغرور و حمایتگری که در طی این سالها، بدون اینکه با این دختر نسبت خونی داشته باشد، از کهربا در کنار مادر و خواهر خودش، مثل عضوی از خانوادهاش مراقبت و امانتداری میکند... اما بعد از سالها از یک جایی به بعد وابستگیها کار خودشان را میکنند. سرنوشت جور دیگری رقم میخورد و زمزمهها رنگ و بوی دیگری میگیرند. این در حالی است که نامزد سابق کهربا، به دنبال جبران اشتباهات گذشتهاش میباشد! اما آیا خیانت و بیوفایی کیاراد قابل جبران است؟! شخصیتهای این رمان، در کنار عشقی سوزان و به ظاهر ممنوعه، درگیر ماجراهای مهیجی میشوند. کمکم با یک مناقصهی بزرگ و سرنوشتساز، پای رقبای تجاری هم به معرکه باز میشود، که در اینجا کامران و آرشام شرکایی که از برادر به هم نزدیکتر هستند باید با آنها دست و پنجه نرم کنند. در این ماجرا، آرشام و دلارام، شخصیتهای محبوب و معروف رمان گناهکار هم حضور دارند.
🌸💜 https://t.me/Roman_Khone_Ch 💜🌸
🌸💜ژانر: #عاشقانه #هیجانی
🌸💜نویسنده: #فرشته_تات_شهدوست
🌸💜خلاصه:
با ناپدید شدن کهربا و بازگشت غیرمنتظرهی نامزد سابق او کیاراد، همه چیز یکباره بهم میریزد. کامران شمس؛ جوان سختکوش، باغیرت و در عین حال مغرور و حمایتگری که در طی این سالها، بدون اینکه با این دختر نسبت خونی داشته باشد، از کهربا در کنار مادر و خواهر خودش، مثل عضوی از خانوادهاش مراقبت و امانتداری میکند... اما بعد از سالها از یک جایی به بعد وابستگیها کار خودشان را میکنند. سرنوشت جور دیگری رقم میخورد و زمزمهها رنگ و بوی دیگری میگیرند. این در حالی است که نامزد سابق کهربا، به دنبال جبران اشتباهات گذشتهاش میباشد! اما آیا خیانت و بیوفایی کیاراد قابل جبران است؟! شخصیتهای این رمان، در کنار عشقی سوزان و به ظاهر ممنوعه، درگیر ماجراهای مهیجی میشوند. کمکم با یک مناقصهی بزرگ و سرنوشتساز، پای رقبای تجاری هم به معرکه باز میشود، که در اینجا کامران و آرشام شرکایی که از برادر به هم نزدیکتر هستند باید با آنها دست و پنجه نرم کنند. در این ماجرا، آرشام و دلارام، شخصیتهای محبوب و معروف رمان گناهکار هم حضور دارند.
🌸💜 https://t.me/Roman_Khone_Ch 💜🌸
Telegram
کانال کافه رمان خونه📖
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
❤3
💞نام رمان: #شاه_ماهی💞
💞ژانر: #عاشقانه #معمایی #اجتماعی
💞نویسنده: #ساغر_جلالی
💞خلاصه رمان:
حاصل یک شب هوس مردی قدرتمند و تجاوز به خدمتکاری بی گناه
دختری شد به نام « ماهی» که تمام زندگی اش با نفرت لقب حروم زاده رو به دوش کشیده
سردار آقازاده ای سرد و خشنی که آوازه هنرهایش در تخت سراسر تهران رو پر کرده بود...
در آخر سر نوشت دو آدم با هزاران تفاوت عاشقانه ای بی همتا رقم میزد
https://t.me/Roman_Khone_Ch 💞
💞ژانر: #عاشقانه #معمایی #اجتماعی
💞نویسنده: #ساغر_جلالی
💞خلاصه رمان:
حاصل یک شب هوس مردی قدرتمند و تجاوز به خدمتکاری بی گناه
دختری شد به نام « ماهی» که تمام زندگی اش با نفرت لقب حروم زاده رو به دوش کشیده
سردار آقازاده ای سرد و خشنی که آوازه هنرهایش در تخت سراسر تهران رو پر کرده بود...
در آخر سر نوشت دو آدم با هزاران تفاوت عاشقانه ای بی همتا رقم میزد
https://t.me/Roman_Khone_Ch 💞
Telegram
کانال کافه رمان خونه📖
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
👍9👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♥️💗رمان : #عقاب_بی_پر 💗♥
♥️💗ژانر: #عاشقانه_اجتماعی
♥️💗نویسنده: #دریا_دلنواز
♥️💗خلاصه :
دختری به نام دلوینه که با مادر و برادر جوونش زندگی میکنه و با اخراج شدن از شرکتِ بیمه داییش ، با یک کارخانه لاستیک سازی آشنا میشه و تمام تلاشش رو میکنه که برای هندل کردنِ اوضاع سخت زندگیش در اون جا استخدام بشه و در این بین فرصت آشنایی با هیوا روزبهانی ، رییس کارخانه رو پیدا میکنه. رییسی که...
https://t.me/Roman_Khone_Ch 💗♥
♥️💗ژانر: #عاشقانه_اجتماعی
♥️💗نویسنده: #دریا_دلنواز
♥️💗خلاصه :
دختری به نام دلوینه که با مادر و برادر جوونش زندگی میکنه و با اخراج شدن از شرکتِ بیمه داییش ، با یک کارخانه لاستیک سازی آشنا میشه و تمام تلاشش رو میکنه که برای هندل کردنِ اوضاع سخت زندگیش در اون جا استخدام بشه و در این بین فرصت آشنایی با هیوا روزبهانی ، رییس کارخانه رو پیدا میکنه. رییسی که...
https://t.me/Roman_Khone_Ch 💗♥
Telegram
کانال کافه رمان خونه📖
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
👍14❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸💜 نام رمان: #در_ازی_مرگ_پدرم 🌸💜
💜🌸نویسنده:#نازنین_اقایی
🌸💜ژانر:#عاشقانه
💜🌸خلاصه رمان:
یه پشتیبان ….یه تکیه گاه ….یه مامن امن ……از دست میره…از دستای دختری میره که سهمش از خانواده فقط یه پدر بود ….پدری که براش پدر بود،مادر بود وقوم و خویش…وبه نوعی تمام دنیاش!
بعد از مرگ پدرش زندگیش دستخوش تغییراتی میشه….یه پدر جدید وارد زندگیش میشه ….پدری که اومده تا جبران کنه…..تا ادای دین کنه….این پدر اون رو وارد زندگی جدیدی میکنه دختر چادری ما با اعتقادات مذهبیش تو این زندگی جدید،دل از مردی میبره که به اندازه ی ستاره های هفت آسمون خدا دوست دختر داره …دل از مردی میبره که عمق گ*نا*حاش بیشتر از عمق خلیج فارسه ..تو این رمان شاهد عاشق شدن یه مرد ناپاک میشیم که اسمش پاکانه و دختری که نشانه پاکی میشه برای این مرد ناپاک …دختری که اسمش آیه ست
https://t.me/Roman_Khone_Ch 💜🌸
💜🌸نویسنده:#نازنین_اقایی
🌸💜ژانر:#عاشقانه
💜🌸خلاصه رمان:
یه پشتیبان ….یه تکیه گاه ….یه مامن امن ……از دست میره…از دستای دختری میره که سهمش از خانواده فقط یه پدر بود ….پدری که براش پدر بود،مادر بود وقوم و خویش…وبه نوعی تمام دنیاش!
بعد از مرگ پدرش زندگیش دستخوش تغییراتی میشه….یه پدر جدید وارد زندگیش میشه ….پدری که اومده تا جبران کنه…..تا ادای دین کنه….این پدر اون رو وارد زندگی جدیدی میکنه دختر چادری ما با اعتقادات مذهبیش تو این زندگی جدید،دل از مردی میبره که به اندازه ی ستاره های هفت آسمون خدا دوست دختر داره …دل از مردی میبره که عمق گ*نا*حاش بیشتر از عمق خلیج فارسه ..تو این رمان شاهد عاشق شدن یه مرد ناپاک میشیم که اسمش پاکانه و دختری که نشانه پاکی میشه برای این مرد ناپاک …دختری که اسمش آیه ست
https://t.me/Roman_Khone_Ch 💜🌸
Telegram
کانال کافه رمان خونه📖
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
👍7🥰1