This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
الیزابت کوبلرراس در این کتاب با گردآوردن دیدگاههای مختلف درباره مرگ کوشیده است تعریفی از مرگ و زندگی به دست دهد.
🍂 مرگ آخرین مرحله رشد
🍂#الیزابت_کوبلر_راس
https://t.me/Roman_Khone_Ch 🍂
🍂 مرگ آخرین مرحله رشد
🍂#الیزابت_کوبلر_راس
https://t.me/Roman_Khone_Ch 🍂
🍁🍂
#تفکر_اندیشه_تایم ✨
بعضے از آدما به زندگیت میان
تا بهت نشون بدن که چه کسے هستی
اما
بعضے دیگه میان تا بهت نشون بدن
که چه کسے میتونے باشی
شاید هیچکدوم از این دو در زندگیت نمونن
ولے اثراتے که به جا میگذارن
تا همیشه همراه تو خواهند موند...
🍂🍁
#تفکر_اندیشه_تایم ✨
بعضے از آدما به زندگیت میان
تا بهت نشون بدن که چه کسے هستی
اما
بعضے دیگه میان تا بهت نشون بدن
که چه کسے میتونے باشی
شاید هیچکدوم از این دو در زندگیت نمونن
ولے اثراتے که به جا میگذارن
تا همیشه همراه تو خواهند موند...
🍂🍁
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂نام رمان: زندگے غیر مشترڪ 🍂
🍂نویسنده: SunDaughter☼
🍁تعداد صفحات : 368
🍁خلاصه رمان :
میرهوشنگ وارسته بزرگ خاندان وارسته پس از مرگش شوڪ بزرگے به دو پسرش که بیست سال آزگار است با هم اختلاف دارند و قهرند وارد میکند…
او در وصیت نامه اش نوشته که ونداد و بلوط با هم ازدواج کنند تا به یمن این پیوند مبارڪ و اسمانے اختلافات کهنه دور ریخته شود و کینه ها پاڪ شوند … وصلت صورت میگیرد… اما…
https://t.me/Roman_Khone_Ch 🍁
🍂نویسنده: SunDaughter☼
🍁تعداد صفحات : 368
🍁خلاصه رمان :
میرهوشنگ وارسته بزرگ خاندان وارسته پس از مرگش شوڪ بزرگے به دو پسرش که بیست سال آزگار است با هم اختلاف دارند و قهرند وارد میکند…
او در وصیت نامه اش نوشته که ونداد و بلوط با هم ازدواج کنند تا به یمن این پیوند مبارڪ و اسمانے اختلافات کهنه دور ریخته شود و کینه ها پاڪ شوند … وصلت صورت میگیرد… اما…
https://t.me/Roman_Khone_Ch 🍁
Telegram
کانال کافه رمان خونه📖
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌷 نام رمان : #محو_شده_در_ابر_ها🌷
🌷 نویسندگان : #رویا_قاسمے و #گیسو_خزان
🌷 خلاصه رمان :
داستان دخترے که تو پرورشگاه بزرگ شده و حالا به خاطر یه اشتباه و اعتماد بیجا کلے بدهے بالا میاره و براے تسویه کردن پول طلبکارا مجبور میشه از خانواده پسرے که این دام و براش پهن کرده کمڪ بگیره و تو همین راه با برادر اون آدم آشنا میشه که مرد سخت و نفوذ ناپذیریه و فقط با یه شرط راضے میشه تا پول طلبکارا روپرداخت کنه...
https://t.me/Roman_Khone_Ch 🌷
🌷 نویسندگان : #رویا_قاسمے و #گیسو_خزان
🌷 خلاصه رمان :
داستان دخترے که تو پرورشگاه بزرگ شده و حالا به خاطر یه اشتباه و اعتماد بیجا کلے بدهے بالا میاره و براے تسویه کردن پول طلبکارا مجبور میشه از خانواده پسرے که این دام و براش پهن کرده کمڪ بگیره و تو همین راه با برادر اون آدم آشنا میشه که مرد سخت و نفوذ ناپذیریه و فقط با یه شرط راضے میشه تا پول طلبکارا روپرداخت کنه...
https://t.me/Roman_Khone_Ch 🌷
Telegram
کانال کافه رمان خونه📖
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✨ رمان : #رسوب✨
✨نویسنده : #sunDaughter
✨ژانر: #اجتماعے #عاشقانه
✨خلاصه:
دخترے از جنس دختران۲۱ ساله، در آروزهاے ۲۱ سالگی!در عمق جوانی، پر از رویاهاے تهے !
دخترے همرنگ من،تو و دیگران!در فراز زندگے و فرود روزمرگی، در چنگ خاموش عشق یا هوس؟شاید در عمق حسرت!اسیر در چاڪ دهان ها، بے فرهنگے ها.در لفافه کلمات، سفسطه ها، فلسفه ها، علت ها معلول ها، رسم ها!
در شکست پوچ خاطرات! در مرز فرو دست سنت ها طبقات هواے نا ابد حرفها، قول ها در شمارش حضور و اولویت ها اول بودن ها دوم شدن ها …
سراب نمیشود… تمام نمیشود … فقط رسوب میشود !
#پایان_خوش
https://t.me/Roman_Khone_Ch ✨
✨نویسنده : #sunDaughter
✨ژانر: #اجتماعے #عاشقانه
✨خلاصه:
دخترے از جنس دختران۲۱ ساله، در آروزهاے ۲۱ سالگی!در عمق جوانی، پر از رویاهاے تهے !
دخترے همرنگ من،تو و دیگران!در فراز زندگے و فرود روزمرگی، در چنگ خاموش عشق یا هوس؟شاید در عمق حسرت!اسیر در چاڪ دهان ها، بے فرهنگے ها.در لفافه کلمات، سفسطه ها، فلسفه ها، علت ها معلول ها، رسم ها!
در شکست پوچ خاطرات! در مرز فرو دست سنت ها طبقات هواے نا ابد حرفها، قول ها در شمارش حضور و اولویت ها اول بودن ها دوم شدن ها …
سراب نمیشود… تمام نمیشود … فقط رسوب میشود !
#پایان_خوش
https://t.me/Roman_Khone_Ch ✨
Telegram
کانال کافه رمان خونه📖
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
👍5❤1
❤1👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍁نام رمان: #به_سرخی_لبهای_یار 🍁
🍁 نویسنده: فاطمه بامداد
🍁تعداد صفحات : 532
🍁ژانر:عاشقانه
🍁خلاصهرمان:
رمان به سرخے لبهاے یار
یلدا دخترچاق وافسرده ایِ که سالها به خاطرچاقیش توسط همه مسخره شده وسالها تنها زندگے کرده و درحسرت عشق بوده تنها ارزوش خلاصے ازاین وضعیتش اون براے رسیدن به ارزوهاش و مدل شدن با پیشنهادرفیقش تصمیم میگیره اسلیومعده انجام بده که بامخالفت شدید پدرش مواجه میشه بااصرارهاے مکرر یلدا پدرش شرطے جلوے پاش میذاره که یلدامجبور به ازدواج سورے میشه تابتونه رویاهاش رادنبال کنه
امیرصدرا نیڪ زاد یکے از بهترین جراح هاے اسلیومعده فردے که عشق براش هیچ مفهومے نداره به اجبارپدرش مجبورمیشه ازدواج کنه تصمیم میگیره با یلدا سهرابے که یکے ازبیماراش پیشنهادے بده که ورق زندگے هردوشونو برمیگردونه
یعنے سرنوشت چه خوابے براے یلدا وامیرصدراچے دیده؟
https://t.me/Roman_Khone_Ch 🍁
🍁 نویسنده: فاطمه بامداد
🍁تعداد صفحات : 532
🍁ژانر:عاشقانه
🍁خلاصهرمان:
رمان به سرخے لبهاے یار
یلدا دخترچاق وافسرده ایِ که سالها به خاطرچاقیش توسط همه مسخره شده وسالها تنها زندگے کرده و درحسرت عشق بوده تنها ارزوش خلاصے ازاین وضعیتش اون براے رسیدن به ارزوهاش و مدل شدن با پیشنهادرفیقش تصمیم میگیره اسلیومعده انجام بده که بامخالفت شدید پدرش مواجه میشه بااصرارهاے مکرر یلدا پدرش شرطے جلوے پاش میذاره که یلدامجبور به ازدواج سورے میشه تابتونه رویاهاش رادنبال کنه
امیرصدرا نیڪ زاد یکے از بهترین جراح هاے اسلیومعده فردے که عشق براش هیچ مفهومے نداره به اجبارپدرش مجبورمیشه ازدواج کنه تصمیم میگیره با یلدا سهرابے که یکے ازبیماراش پیشنهادے بده که ورق زندگے هردوشونو برمیگردونه
یعنے سرنوشت چه خوابے براے یلدا وامیرصدراچے دیده؟
https://t.me/Roman_Khone_Ch 🍁
Telegram
کانال کافه رمان خونه📖
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
@mhmd_exe
درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh
تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
👍2