کانال کافه رمان خونه📖
24.3K subscribers
702 photos
72 videos
17.8K files
7.7K links
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe

درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh

تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
Download Telegram
🍃رمان : #ابریشم_نخ_کش 🍃

💯 #توصیه_میشود

🍃نویسنده : #دریا_دلنواز

🍃ژانر : #عاشقانه

🍃تعداد صفحات : 1413

🍃خلاصه :
نــــورآ که پس از چند سال ، هنوز نتوانسته عشقِ گذشته‌اش را فراموش کند ، حالا پس از این سال ها دوباره با او مواجه میشود و هنوز هم از علاقه او کم نشده است . و تلاش میکند تا همان علاقه و عشق را بار دیگر شعله‌ور کند ، اما در این سال ها ، همه چیز عوض شده است و تجربه‌ے کم او براے بدست آوردن عشقِ خاڪ خورده‌ے قدیم کافے نیست . نفر سومے به او کمڪ خواهد کرد اما ...

ابریشم نخ کش

🍃 https://t.me/Roman_Khone_Ch 🍃
👍4
💘رمان : #دستهایم_حافظه_دارند 💘

#توصیه_میشود

💘نویسنده : #رهایش

💘ژانر #عاشقانه #اجتماعی

💘خلاصه :
کنعان درگیر در مشکلات خانوادگے و مالے ، اسیر گذشته و خاطره ے زخمے که به روحش آسیب رسونده ، در اوج مشکلات هجوم آورده به زندگے حالش ، فرصتے براے گریز از موقعیت خسته کننده ے زندگیش پیدا مے کنه اما هر فرصتے فرصت مناسب نیست و هر راه گریزے ، راه گریز یا شاید هم….
داستان داستان زندگے سه پسره ، سه برادر که زندگیشون به وجود هم گره خورده و البته شخص آشناے غریبے که منبع اصلے مشکلات این سه برادره…
پایان خوش

دستهایم حافظه دارند

💘 https://t.me/Roman_Khone_Ch 💘
👍41
🌸رمان : #روز_را_بلندتر_‌میخواهم 🌸

💯 #توصیه_میشود

🌸نویسنده : #رهایش

🌸ژانر: #عاشقانه #اجتماعی

🌸تعداد صفحات : 790

🌸خلاصه :
داستان زندگے یه نفره ، کسے که شاید و در ظاهر یه زندگے عادے ، با بالا و پایین هاے معمولے ، با تلاش هاے روتین براے امروز رو به فردا رسوندن ، براے گذر از فراز و نشیب هاے روزگار رو از سر مے گذرونه اما همیشه وقتے گذشته و آینده یه جایے توے حال بهم مے رسن ، واکنش هاے متفاوتے رو ایجاد مے کنن .
احساسات مختلف ، برخوردهاے متغیر ، نتیجه گیرے هاے متفاوت .
دامون هست و روزگارش ، روزگار گذشته و حالش و از همه مهمتر آینده اش .
پایان خوش

روز را بلندتر مے خواهم

🌸 https://t.me/Roman_Khone_Ch 🌸
1
🌹رمان : #برای_خوب_بودن_حالم 🌹

#توصیه_میشود

🌹نویسنده : #رهایش

🌹ژانر : #عاشقانه #نزدیک_به_واقعیت

🌹خلاصه :
زندگى آدمها ، آدمهایے که سرگرم روزمرگیهاشون هستن ، ساده از کنار هم میگذرن . روز رو به شب و شب رو به روز میرسونن ، ولى ، یه جا و تو یه نقطه زندگیها به هم گره میخوره و امروز و فرداها با هم عجین میشه .
براى خوب شدن حالشون ، براى خوب شدن حالمون قدم میذاریم تو مسیر سرنوشت ، میسازیم باهم عاشقانه هایے رو که شاید رویاے خیلے از ماها باشه .
داستان ماجراے واقعے افرادیه که تو زندگے واقعے واقعاً وجود داشتن و واقعاً اتفاقات نوشته شده براشون افتاده اما شاید در دنیاے واقعے به هم مرتبط نشدن و حالا ما مے خوایم اینها رو به هم ارتباط بدیم .
پایان خـــوش

براے خوب بودن حالم

🌹 https://t.me/Roman_Khone_Ch 🌹
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#داستان_کوتاه_ترسناک
1 ژوئن 1922:
امروز مادرم یه مانکن براے من خرید تا محصولاتمو توے ویترین فروشگاه بذارم. مانکن به طور غیرمعمولے سنگینه، اما با این وجود یه مانکنه، من از مامانم سپاسگزارم چرا که معتقدم زناے بیشترے رو به مغازه لباسم جذب میکنه.

5 ژوئن 1922:
من امروز توے مغازه کار مے کردم که یه مشترے نگران به من گفت که مانکن به اون خیره شده. این عجیب بود چرا که مانکن چشم نداشت. فقط یه صورت خالے بود. براے بررسے مانکن رفتم و منم احساس کردم به شدت به من خیره شده...عجیبه.

6 ژوئن 1922:
امروز صاحب مغازه بغلے گم شد. غم انگیزه، ما دوستاے خوبے بودیم. همچنین به نظر مے رسه که مانکن منم گم شده. دزد مانکنمو نمیبخشم!

7 ژوئن 1922:
من مانکنو پیدا کردم. مثل اینکه فرد آشغالی، لباساے پیرمرد فقیر این محله که به تازگے مرده رو به تنش کرده و دوباره به ویترین بَرِش گردونده! به خاطر این اتفاق حالا من مظنون به قتل اون پیرمردم! مظنون یه آدم کشی!
این وحشیانست! نمے تونم منتظر بمونم تا مسبب اصلے این کار پیدا شه...

15 ژوئن 1922:
امروز من جدے مظنون اصلے قتل پیرمردم. خیلے ترسیدم! چرا پلیس فکر مے کنه کار منه؟!؟!

1 ژوئیه 1922:


ادامه داره...

.
@Roman_Khone_Ch
کانال کافه رمان خونه📖
#داستان_کوتاه_ترسناک 1 ژوئن 1922: امروز مادرم یه مانکن براے من خرید تا محصولاتمو توے ویترین فروشگاه بذارم. مانکن به طور غیرمعمولے سنگینه، اما با این وجود یه مانکنه، من از مامانم سپاسگزارم چرا که معتقدم زناے بیشترے رو به…
3 ژوئیه 1922:
شخصے یه صفحه کامل از دفتر خاطرات منو کَنده! براے جایگزینے اون صفحه، پایان ماه رو جمع بندے مے کنم. من به خاطر کافے نبودن شواهد از ماجراے پیرمرد تبرئه شدم اما حالا خواهرم گم شده و فردے لباساشو تن مانکنم کرده! اون آدم یه روانے عوضیه...
مشتریام همچنان داستان خالے شدن جاے مانکنمو تو ویترین برام تعریف میکنن اونم درحالے که کسے توے مغازه نبوده که جابجاش کنه... من قصد دارم مانکنو پایین بیارم و بفروشم، اون باعث ترس مشتریا میشه

5 ژوئیه 1922:
چیزے در حال رخ دادنه. صداے مردمو مے شنوم که شب ها در خونه منو مے زنن، پنجره من ترڪ خورده و هنوز مشترے براے مانکن پیدا نکردم. من یه آگهے براے فروش ارسال کردم، اما حتے یه نفر تماس نگرفته!

10 ژوئیه 1922:
مادرم! اون گم شده...

17 ژوئیه 1922:
لباس هاے اون! لباس مادرم روے مانکنه! باورم نمیشه یه هفته طول کشید تا کاملا متوجه و قانع بشم! ممکنه دیوونه شده باشم، اما فکر میکنم همه‌ے اینا زیر سر مانکنه!!!


_این دفترچه خاطرات در 18 جولاے 1922 بعد از مفقود شدن مرے استنفیلد در خانه اش پیدا شد. لباس هاے او در تن مانکن مزونش دیده شد. مانکن به فروشنده اے در نیویورڪ فروخته شد...


@Roman_Khone_Ch
👍1
🌷نام رمان: #شیرین_تر_از_شیرینے 🌷

🌷نویسنده : هانیه مقصودی

🌷خلاصه :
شیرین دخترے که اسیر دست پدرے زورگو که جز حرف خودش , حرف کسے رو قبول نداره. شیرین رو مجبور به ازدواج با کسے میکنه که هیچ حسے بهش نداره ... فرهاد ... یه پسر همه چے تمام اما با دلے شکسته ... اونم به نوبه خودش اسیر سرنوشت و مجبور به ازدواج تو راه این ازدواج , عشق بے خبر میرسه ... شیرین میشه ... شیرینتر از شیرینے ... اما ... همیشه یکے هست که این شیرینے رو تلخ کنه ....
ژانر : #عاشقانه #همخونه_ای

https://t.me/Roman_Khone_Ch 🌷
👍4👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💗رمان: #عشق_و_آتش 💗

💗نویسنده: نیلا

💗ژانر: #عاشقانه #همخونه_ایے #کلکلے

💗خلاصه:
داستان در مورد دختریه که همه اهل محل و خانواده بهش مے گن فری….فرے مجبوره براے امرار معاش و زندگیش همراه برادرش جمشید دست به انواع دزدے بزنه…… ….جمشید ادم لاابالے و خوش گذرونیه وهمش گند بالا میاره ……..و کلے ام به رضا موشے بزرگترین شر خر تهرون بدهکارهتو یکے از این دزدیا فرے مجبوره میشه وارد بازے بشه ….که سرنوشتشو حسابے تغییر مے ده ….

عشق و آتش
پایان خوش
💗 https://t.me/Roman_Khone_Ch 💗
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸💐
#بخوان_و_بیندیش

ما هیچ‌گاه
هم‌ دیگر را به تأمل نمی‌نگریم!
زیرا مجال نیست...

این‌ گونه است که عزیزترین کسانمان را
در چشم‌ به هم زدنے به حوصله‌ٔ زمان
از یاد می‌بریم...



🌸💐
1
🌸رمان:#غربت_تنهایی

🌸نویسنده: مهسا فرخیان

🌸ژانر:#عاشقانه

🌸تعداد صفحات:734

🌸خلاصه:
ثنا دختری که در یک خانواده مذهبی بزرگ
شده است ؛خانواده ای که یک وعده نمازشان قضا
نمی شود اما طبق یک قانون نانوشته ثنا در میان
اعضای خانواده طرد شده ؛این قانون در نهایت به
دست کسی میشکند که یک روز فکرش را هم
نمیکرد...

غربت تنهایی
https://t.me/Roman_Khone_Ch 🌸
👍1