رمان:#به_رویاهای_کودکیت_چشمک_بزن👆🏽
✍🏼نوینسده : شکیبا پشتیبان
ژانر:#عاشقانه #اجتماعی
خلاصه:
آیدا و آیلین دوقلوهای قصهاند. آیدا ۷ دقیقه از آیلین بزرگتره. در این رمان ماجراهایی اتفاق میافته که زندگی شاد این دو خواهر با عشق و خودخواهی تغییر میکنه.
من همان آدمم، من کودکم با رویایی وارونه و زیبا، هر چند جوان، ولی رویایی کودکانه
و بسیار خالصانه دارم. آری من کودکم و دوست دارم بچگانگیهایم را دوشادوش حفظ کنم.
و بنگریم ماجرای این دوقلوهای زیبا را...
به رویاهای کودکیت چشمک بزن
✍🏼نوینسده : شکیبا پشتیبان
ژانر:#عاشقانه #اجتماعی
خلاصه:
آیدا و آیلین دوقلوهای قصهاند. آیدا ۷ دقیقه از آیلین بزرگتره. در این رمان ماجراهایی اتفاق میافته که زندگی شاد این دو خواهر با عشق و خودخواهی تغییر میکنه.
من همان آدمم، من کودکم با رویایی وارونه و زیبا، هر چند جوان، ولی رویایی کودکانه
و بسیار خالصانه دارم. آری من کودکم و دوست دارم بچگانگیهایم را دوشادوش حفظ کنم.
و بنگریم ماجرای این دوقلوهای زیبا را...
به رویاهای کودکیت چشمک بزن
#ملکه_مبهم (جلد اول)
نویسنده:مروارید حسینی
تعداد صفحات :100
خلاصه رمان :
زندگی دو دوست صمیمی یا بهتر بگم دو خواهر روایت می کنه
که به خاطر هم زندگیشون تباه می کنن
خواهر بزرگ تر به خاطر خواهرش حاظر با جن دورگه ازدواج کنه تا این که..............
ژانر : معمایی، ترسناک، صحنه دار🔏
فاقد فرمت های دیگر 🔏
نویسنده:مروارید حسینی
تعداد صفحات :100
خلاصه رمان :
زندگی دو دوست صمیمی یا بهتر بگم دو خواهر روایت می کنه
که به خاطر هم زندگیشون تباه می کنن
خواهر بزرگ تر به خاطر خواهرش حاظر با جن دورگه ازدواج کنه تا این که..............
ژانر : معمایی، ترسناک، صحنه دار🔏
فاقد فرمت های دیگر 🔏
#آخرین_برف_زمستان
آخرین برف زمستان 🌸🍃
چند خلاصه 😍❤️
رمان از طلاق محمدوآیلین شروع میشه.هر دوتااز ایل مغان هستن.دختره بخاطر حمایت نکردن خانوادش بخاطرطلاقش و یه سری مسائل مجبورمیشه عده شوخونه محمدبگذرونه،محمدم تواین بین با یه روانشناس درارتباطه که اخلاقاشوتغیربده،اطلاعاتش درمورد ایل مغان و چندتا مسئله دیگه حرف نداره
دختریه به اسم ایلین که از ایل مغانه و با محمد ازدواج میکنه،بخاطر ی سری اختلافات و مسائل ازهم طلاق میگیرن،چون خانواده ایلین متعصبن بعد طلاقش دیگه قبول نمیکنن پیششون برگرده ایلین هم مجبورمیشه پیش خالش بمونه که بعدأ متوجه میشه که خالش زن خوبی نیس و باپیشنهادمحمد میره تا عدشو خونه محمدبگذرونه..اطلاعات عمومی وفرهنگیش عالیه
#آخرین_برف_زمستان
ی زن و شوهری ک طلاق گرفتن بخاطر اینکه همو درک نمیکردن بنا ب مسائلی خانومه تو دوره ی عدش مجبور میشه بره پیش شوهره و تو این مدت...
بقیش اینه که پسر عشق و علاقه دوست داشتنشو بهش ثابت میکنه بخاطر جلوی خانوادش دفاع میکنه دخترم دوباره عاشق میشه و خوب میشن
#آخرین_برف_زمستان
آخرین برف زمستان 🌸🍃
چند خلاصه 😍❤️
رمان از طلاق محمدوآیلین شروع میشه.هر دوتااز ایل مغان هستن.دختره بخاطر حمایت نکردن خانوادش بخاطرطلاقش و یه سری مسائل مجبورمیشه عده شوخونه محمدبگذرونه،محمدم تواین بین با یه روانشناس درارتباطه که اخلاقاشوتغیربده،اطلاعاتش درمورد ایل مغان و چندتا مسئله دیگه حرف نداره
دختریه به اسم ایلین که از ایل مغانه و با محمد ازدواج میکنه،بخاطر ی سری اختلافات و مسائل ازهم طلاق میگیرن،چون خانواده ایلین متعصبن بعد طلاقش دیگه قبول نمیکنن پیششون برگرده ایلین هم مجبورمیشه پیش خالش بمونه که بعدأ متوجه میشه که خالش زن خوبی نیس و باپیشنهادمحمد میره تا عدشو خونه محمدبگذرونه..اطلاعات عمومی وفرهنگیش عالیه
#آخرین_برف_زمستان
ی زن و شوهری ک طلاق گرفتن بخاطر اینکه همو درک نمیکردن بنا ب مسائلی خانومه تو دوره ی عدش مجبور میشه بره پیش شوهره و تو این مدت...
بقیش اینه که پسر عشق و علاقه دوست داشتنشو بهش ثابت میکنه بخاطر جلوی خانوادش دفاع میکنه دخترم دوباره عاشق میشه و خوب میشن
#آخرین_برف_زمستان
👍2
گروه نظرات براي نقد و كامنت هاي شما باز است🙏🏻https://t.me/joinchat/BWzjE0rdsRb1gWJ1O_VXeg
ژالین 👆👆
نویسنده: فاطمه زهرا سعیدی
تعداد صفحات:501
خلاصه :
رمان در مورد دختری به اسم ژالینه که تُرکِ تبریزه و مادرش رو وقتی هفت سالش بوده از دست
داده و با پدرش که معتاده زندگی میکنه.ژالین روزای سختی رو میگذرونه و تنها کسی که داره
دوستش مهنازه تا اینکه یه حاج آقایی که دوست باباشه میاد خونشون و باعث میشه زندگی
ژالین تغییر کنه....
ژالین مجبور میشه با دوست پدرش به تهران بره و تو خونه ی اون مرد زندگی کنه و اونجا اتفاقات
زیادی براش میفته.با ما و ژالین قصه مون همراه باشید عزیزان.
ژانر:عاشقانه اجتماعی
#ژالین
نویسنده: فاطمه زهرا سعیدی
تعداد صفحات:501
خلاصه :
رمان در مورد دختری به اسم ژالینه که تُرکِ تبریزه و مادرش رو وقتی هفت سالش بوده از دست
داده و با پدرش که معتاده زندگی میکنه.ژالین روزای سختی رو میگذرونه و تنها کسی که داره
دوستش مهنازه تا اینکه یه حاج آقایی که دوست باباشه میاد خونشون و باعث میشه زندگی
ژالین تغییر کنه....
ژالین مجبور میشه با دوست پدرش به تهران بره و تو خونه ی اون مرد زندگی کنه و اونجا اتفاقات
زیادی براش میفته.با ما و ژالین قصه مون همراه باشید عزیزان.
ژانر:عاشقانه اجتماعی
#ژالین