DaftarKhaterat e Nazgol.epub
256.6 KB
دفتر خاطرات نازگل
DaftarKhaterat e Nazgol.apk
719.7 KB
دفتر خاطرات نازگل
رمان: #دفتر_خاطرات_نازگل👆
نویسنده: #نیلوفر_قائمی_فر
ژانر: #اجتماعی
خلاصه:
تصمیم خودمو گرفتم،آره من تصمیمی گرفتم که باورم نمی شد..داشتم تیری رو از کمونم رها می کردم که علاوه برا زخمی کردن یکی دیگه خودم هم زخمی می کرد.
نمی تونستم با اوضاعی که برام پیش اومده و ممکن بو در آینده از این بدتر هم بشه برگردم پیش خانواده ام،اونم پیش خانواده ای که سه تا پسر غیرتی دارن..نمی تونستم بعد این مدت برگردم پیششون نه به عنوان دخترشون بلکه به عنوان یه زنی که توسط چند تا ارازل مریض مورد آزار قرار گرفته...
باورم نمی شه که من شدم بازیگر نقش دخترا و زنائی که تو تیترهای روزنامه توی بخش حوادثش می نویسند..باورم نمی شد هنوز زنده ام و اونا منو ول کردن..اونچه آزارم می داد زندگی ای بود که برام ساخته بودن..تمام بدنم پر از آثار آزار بود،نازگل حالا دیگه شبیه خار شده بود...
دفتر خاطرات نازگل
نویسنده: #نیلوفر_قائمی_فر
ژانر: #اجتماعی
خلاصه:
تصمیم خودمو گرفتم،آره من تصمیمی گرفتم که باورم نمی شد..داشتم تیری رو از کمونم رها می کردم که علاوه برا زخمی کردن یکی دیگه خودم هم زخمی می کرد.
نمی تونستم با اوضاعی که برام پیش اومده و ممکن بو در آینده از این بدتر هم بشه برگردم پیش خانواده ام،اونم پیش خانواده ای که سه تا پسر غیرتی دارن..نمی تونستم بعد این مدت برگردم پیششون نه به عنوان دخترشون بلکه به عنوان یه زنی که توسط چند تا ارازل مریض مورد آزار قرار گرفته...
باورم نمی شه که من شدم بازیگر نقش دخترا و زنائی که تو تیترهای روزنامه توی بخش حوادثش می نویسند..باورم نمی شد هنوز زنده ام و اونا منو ول کردن..اونچه آزارم می داد زندگی ای بود که برام ساخته بودن..تمام بدنم پر از آثار آزار بود،نازگل حالا دیگه شبیه خار شده بود...
دفتر خاطرات نازگل
👍1
#کابوس_عشق
زندگی آنقدر که برایم گفتی ارزش داشت ولی آن کابوسی که برایم ساختی شد:کابوس عشق
🌸بهقلم:نسترن حدادی.
@elmirasasha
زندگی آنقدر که برایم گفتی ارزش داشت ولی آن کابوسی که برایم ساختی شد:کابوس عشق
🌸بهقلم:نسترن حدادی.
@elmirasasha
رمان:#به_رویاهای_کودکیت_چشمک_بزن👆🏽
✍🏼نوینسده : شکیبا پشتیبان
ژانر:#عاشقانه #اجتماعی
خلاصه:
آیدا و آیلین دوقلوهای قصهاند. آیدا ۷ دقیقه از آیلین بزرگتره. در این رمان ماجراهایی اتفاق میافته که زندگی شاد این دو خواهر با عشق و خودخواهی تغییر میکنه.
من همان آدمم، من کودکم با رویایی وارونه و زیبا، هر چند جوان، ولی رویایی کودکانه
و بسیار خالصانه دارم. آری من کودکم و دوست دارم بچگانگیهایم را دوشادوش حفظ کنم.
و بنگریم ماجرای این دوقلوهای زیبا را...
به رویاهای کودکیت چشمک بزن
✍🏼نوینسده : شکیبا پشتیبان
ژانر:#عاشقانه #اجتماعی
خلاصه:
آیدا و آیلین دوقلوهای قصهاند. آیدا ۷ دقیقه از آیلین بزرگتره. در این رمان ماجراهایی اتفاق میافته که زندگی شاد این دو خواهر با عشق و خودخواهی تغییر میکنه.
من همان آدمم، من کودکم با رویایی وارونه و زیبا، هر چند جوان، ولی رویایی کودکانه
و بسیار خالصانه دارم. آری من کودکم و دوست دارم بچگانگیهایم را دوشادوش حفظ کنم.
و بنگریم ماجرای این دوقلوهای زیبا را...
به رویاهای کودکیت چشمک بزن
#ملکه_مبهم (جلد اول)
نویسنده:مروارید حسینی
تعداد صفحات :100
خلاصه رمان :
زندگی دو دوست صمیمی یا بهتر بگم دو خواهر روایت می کنه
که به خاطر هم زندگیشون تباه می کنن
خواهر بزرگ تر به خاطر خواهرش حاظر با جن دورگه ازدواج کنه تا این که..............
ژانر : معمایی، ترسناک، صحنه دار🔏
فاقد فرمت های دیگر 🔏
نویسنده:مروارید حسینی
تعداد صفحات :100
خلاصه رمان :
زندگی دو دوست صمیمی یا بهتر بگم دو خواهر روایت می کنه
که به خاطر هم زندگیشون تباه می کنن
خواهر بزرگ تر به خاطر خواهرش حاظر با جن دورگه ازدواج کنه تا این که..............
ژانر : معمایی، ترسناک، صحنه دار🔏
فاقد فرمت های دیگر 🔏
#آخرین_برف_زمستان
آخرین برف زمستان 🌸🍃
چند خلاصه 😍❤️
رمان از طلاق محمدوآیلین شروع میشه.هر دوتااز ایل مغان هستن.دختره بخاطر حمایت نکردن خانوادش بخاطرطلاقش و یه سری مسائل مجبورمیشه عده شوخونه محمدبگذرونه،محمدم تواین بین با یه روانشناس درارتباطه که اخلاقاشوتغیربده،اطلاعاتش درمورد ایل مغان و چندتا مسئله دیگه حرف نداره
دختریه به اسم ایلین که از ایل مغانه و با محمد ازدواج میکنه،بخاطر ی سری اختلافات و مسائل ازهم طلاق میگیرن،چون خانواده ایلین متعصبن بعد طلاقش دیگه قبول نمیکنن پیششون برگرده ایلین هم مجبورمیشه پیش خالش بمونه که بعدأ متوجه میشه که خالش زن خوبی نیس و باپیشنهادمحمد میره تا عدشو خونه محمدبگذرونه..اطلاعات عمومی وفرهنگیش عالیه
#آخرین_برف_زمستان
ی زن و شوهری ک طلاق گرفتن بخاطر اینکه همو درک نمیکردن بنا ب مسائلی خانومه تو دوره ی عدش مجبور میشه بره پیش شوهره و تو این مدت...
بقیش اینه که پسر عشق و علاقه دوست داشتنشو بهش ثابت میکنه بخاطر جلوی خانوادش دفاع میکنه دخترم دوباره عاشق میشه و خوب میشن
#آخرین_برف_زمستان
آخرین برف زمستان 🌸🍃
چند خلاصه 😍❤️
رمان از طلاق محمدوآیلین شروع میشه.هر دوتااز ایل مغان هستن.دختره بخاطر حمایت نکردن خانوادش بخاطرطلاقش و یه سری مسائل مجبورمیشه عده شوخونه محمدبگذرونه،محمدم تواین بین با یه روانشناس درارتباطه که اخلاقاشوتغیربده،اطلاعاتش درمورد ایل مغان و چندتا مسئله دیگه حرف نداره
دختریه به اسم ایلین که از ایل مغانه و با محمد ازدواج میکنه،بخاطر ی سری اختلافات و مسائل ازهم طلاق میگیرن،چون خانواده ایلین متعصبن بعد طلاقش دیگه قبول نمیکنن پیششون برگرده ایلین هم مجبورمیشه پیش خالش بمونه که بعدأ متوجه میشه که خالش زن خوبی نیس و باپیشنهادمحمد میره تا عدشو خونه محمدبگذرونه..اطلاعات عمومی وفرهنگیش عالیه
#آخرین_برف_زمستان
ی زن و شوهری ک طلاق گرفتن بخاطر اینکه همو درک نمیکردن بنا ب مسائلی خانومه تو دوره ی عدش مجبور میشه بره پیش شوهره و تو این مدت...
بقیش اینه که پسر عشق و علاقه دوست داشتنشو بهش ثابت میکنه بخاطر جلوی خانوادش دفاع میکنه دخترم دوباره عاشق میشه و خوب میشن
#آخرین_برف_زمستان
👍2
گروه نظرات براي نقد و كامنت هاي شما باز است🙏🏻https://t.me/joinchat/BWzjE0rdsRb1gWJ1O_VXeg