⬆️نام رمان:عشق زوری⬆️
🖊نویسنده: زهرا.چ
📃تعداد صفحات: 129
خلاصه:
این رمان دربارهی دختری به اسم نفس که مجبور به ازدواج با یه پسر سرد و مغرور واسه نجات جون مادرش میشه...
🏵ژانر: #عاشقانه #ازدواج_اجباری
#عشق_زوری
🖊نویسنده: زهرا.چ
📃تعداد صفحات: 129
خلاصه:
این رمان دربارهی دختری به اسم نفس که مجبور به ازدواج با یه پسر سرد و مغرور واسه نجات جون مادرش میشه...
🏵ژانر: #عاشقانه #ازدواج_اجباری
#عشق_زوری
🤮1
🔷 نام داستان : عشق نافرجام
📝 نویسنده: #ه_عربی
📄 تعداد صفحات : 355
💬 خلاصه :
داستان درباره دختری به اسم سایه است که پدرش در کودکی انو مادرش رو ترک میکنه مادر سایه برای ادامه زندگی مجبور میشه در خونه شخصی به عنوان مستخدم کار کنه اما دست سرنوشت مادر سایه رو ازش میگیره و او میمونه با تمام اتفاق هایی که در درازای زندگی برایش پیش می اید…
داشتانی عاشقانه است یکم هم لجبازی داره
#عشق_نافرجام
📝 نویسنده: #ه_عربی
📄 تعداد صفحات : 355
💬 خلاصه :
داستان درباره دختری به اسم سایه است که پدرش در کودکی انو مادرش رو ترک میکنه مادر سایه برای ادامه زندگی مجبور میشه در خونه شخصی به عنوان مستخدم کار کنه اما دست سرنوشت مادر سایه رو ازش میگیره و او میمونه با تمام اتفاق هایی که در درازای زندگی برایش پیش می اید…
داشتانی عاشقانه است یکم هم لجبازی داره
#عشق_نافرجام
باران
📝 نویسنده: لیلی نیکزاد
📄 تعداد صفحات : 979
💬 خلاصه :
داستان راجع به دختری به نام باران هست که پدرش رو از دست داده و دانشجوئه و با مادر و ۳ تا خواهرش زندگی میکنه.توی دانشگاه با یه پسری فوق العاده مشکل داره . به دلایلی مجبور میشن خونشون رو عوض کنن و دست بر قضا همسایه و صاحب خونشون همون پسره هستش…
☄️ ژانر : #عاشقانه
📝 نویسنده: لیلی نیکزاد
📄 تعداد صفحات : 979
💬 خلاصه :
داستان راجع به دختری به نام باران هست که پدرش رو از دست داده و دانشجوئه و با مادر و ۳ تا خواهرش زندگی میکنه.توی دانشگاه با یه پسری فوق العاده مشکل داره . به دلایلی مجبور میشن خونشون رو عوض کنن و دست بر قضا همسایه و صاحب خونشون همون پسره هستش…
☄️ ژانر : #عاشقانه
❤4
DaftarKhaterat e Nazgol.epub
256.6 KB
دفتر خاطرات نازگل
DaftarKhaterat e Nazgol.apk
719.7 KB
دفتر خاطرات نازگل
رمان: #دفتر_خاطرات_نازگل👆
نویسنده: #نیلوفر_قائمی_فر
ژانر: #اجتماعی
خلاصه:
تصمیم خودمو گرفتم،آره من تصمیمی گرفتم که باورم نمی شد..داشتم تیری رو از کمونم رها می کردم که علاوه برا زخمی کردن یکی دیگه خودم هم زخمی می کرد.
نمی تونستم با اوضاعی که برام پیش اومده و ممکن بو در آینده از این بدتر هم بشه برگردم پیش خانواده ام،اونم پیش خانواده ای که سه تا پسر غیرتی دارن..نمی تونستم بعد این مدت برگردم پیششون نه به عنوان دخترشون بلکه به عنوان یه زنی که توسط چند تا ارازل مریض مورد آزار قرار گرفته...
باورم نمی شه که من شدم بازیگر نقش دخترا و زنائی که تو تیترهای روزنامه توی بخش حوادثش می نویسند..باورم نمی شد هنوز زنده ام و اونا منو ول کردن..اونچه آزارم می داد زندگی ای بود که برام ساخته بودن..تمام بدنم پر از آثار آزار بود،نازگل حالا دیگه شبیه خار شده بود...
دفتر خاطرات نازگل
نویسنده: #نیلوفر_قائمی_فر
ژانر: #اجتماعی
خلاصه:
تصمیم خودمو گرفتم،آره من تصمیمی گرفتم که باورم نمی شد..داشتم تیری رو از کمونم رها می کردم که علاوه برا زخمی کردن یکی دیگه خودم هم زخمی می کرد.
نمی تونستم با اوضاعی که برام پیش اومده و ممکن بو در آینده از این بدتر هم بشه برگردم پیش خانواده ام،اونم پیش خانواده ای که سه تا پسر غیرتی دارن..نمی تونستم بعد این مدت برگردم پیششون نه به عنوان دخترشون بلکه به عنوان یه زنی که توسط چند تا ارازل مریض مورد آزار قرار گرفته...
باورم نمی شه که من شدم بازیگر نقش دخترا و زنائی که تو تیترهای روزنامه توی بخش حوادثش می نویسند..باورم نمی شد هنوز زنده ام و اونا منو ول کردن..اونچه آزارم می داد زندگی ای بود که برام ساخته بودن..تمام بدنم پر از آثار آزار بود،نازگل حالا دیگه شبیه خار شده بود...
دفتر خاطرات نازگل
👍1
#کابوس_عشق
زندگی آنقدر که برایم گفتی ارزش داشت ولی آن کابوسی که برایم ساختی شد:کابوس عشق
🌸بهقلم:نسترن حدادی.
@elmirasasha
زندگی آنقدر که برایم گفتی ارزش داشت ولی آن کابوسی که برایم ساختی شد:کابوس عشق
🌸بهقلم:نسترن حدادی.
@elmirasasha
رمان:#به_رویاهای_کودکیت_چشمک_بزن👆🏽
✍🏼نوینسده : شکیبا پشتیبان
ژانر:#عاشقانه #اجتماعی
خلاصه:
آیدا و آیلین دوقلوهای قصهاند. آیدا ۷ دقیقه از آیلین بزرگتره. در این رمان ماجراهایی اتفاق میافته که زندگی شاد این دو خواهر با عشق و خودخواهی تغییر میکنه.
من همان آدمم، من کودکم با رویایی وارونه و زیبا، هر چند جوان، ولی رویایی کودکانه
و بسیار خالصانه دارم. آری من کودکم و دوست دارم بچگانگیهایم را دوشادوش حفظ کنم.
و بنگریم ماجرای این دوقلوهای زیبا را...
به رویاهای کودکیت چشمک بزن
✍🏼نوینسده : شکیبا پشتیبان
ژانر:#عاشقانه #اجتماعی
خلاصه:
آیدا و آیلین دوقلوهای قصهاند. آیدا ۷ دقیقه از آیلین بزرگتره. در این رمان ماجراهایی اتفاق میافته که زندگی شاد این دو خواهر با عشق و خودخواهی تغییر میکنه.
من همان آدمم، من کودکم با رویایی وارونه و زیبا، هر چند جوان، ولی رویایی کودکانه
و بسیار خالصانه دارم. آری من کودکم و دوست دارم بچگانگیهایم را دوشادوش حفظ کنم.
و بنگریم ماجرای این دوقلوهای زیبا را...
به رویاهای کودکیت چشمک بزن