سلفی دردسر ساز
📝نویسدھ: سارا اعتماد
📔خلاصھ:
ماهی خجسته، استاد دانشکده هنر، یه زن جدی و مبادی ادابه!
توی کارش نمره ی اول و خیلی ها دوست دارن کنارش باشن اما دیوار دورش، برای بعضیا زیادی بلنده!
همه چیز برای ماهی عادی پیش می ره تا این که یک سلفی، برای اون و چند تا از دانشجوهاش، دردسر درست می کنه! دردسری که تا پای مرگ پیش می رن...
اما عجیب تر و مهم تر از همه ی دردسر های عجیب و غریب، زلزله ای هست که توی قلب ماهی پیش می یاد...
حسی که با اون، ماهی قراره روزای آینده شو بسازه...
#سلفی_دردسرساز
#سارا_اعتماد
ژانـر: #عاشقانه #هیجانی #طنز
📥نسخھ apk و epub و pdf و jar
📝نویسدھ: سارا اعتماد
📔خلاصھ:
ماهی خجسته، استاد دانشکده هنر، یه زن جدی و مبادی ادابه!
توی کارش نمره ی اول و خیلی ها دوست دارن کنارش باشن اما دیوار دورش، برای بعضیا زیادی بلنده!
همه چیز برای ماهی عادی پیش می ره تا این که یک سلفی، برای اون و چند تا از دانشجوهاش، دردسر درست می کنه! دردسری که تا پای مرگ پیش می رن...
اما عجیب تر و مهم تر از همه ی دردسر های عجیب و غریب، زلزله ای هست که توی قلب ماهی پیش می یاد...
حسی که با اون، ماهی قراره روزای آینده شو بسازه...
#سلفی_دردسرساز
#سارا_اعتماد
ژانـر: #عاشقانه #هیجانی #طنز
📥نسخھ apk و epub و pdf و jar
رمان : #ساغر
نویسنده : #انسیه_تاجیک
ژانر : #عاشقانه
تعداد صفحات : 614
داستان زندگی زنی بسیار زیبا و نجیب به نام ساغر است که عروس یک خانواده مرد سالار ِ نابسامان است. این خانواده یک پدر و سه فرزند پسر دارد که هر چهار مرد بسیار بسیار عیاش و خوشگذران و … هستند و اصلاً به زن بها نمی دهند. مادر خانواده، کوکب، بسیار بددهن و ناسازگار است و حسابی از عروس های بینوا کار می کشه و بهشون توهین می کنه و با نیش زبانش حسابی آزارشان می ده.
ساغر که همسر فرزند کوچک خانواده، حجت است، رنگ احترام و شوهر و خانواده و را هرگز به خود ندیده. حجت به این بهانه که ساغر نازاست با یک زن خیابانی به نام ثریا که از او باردار است، ازدواج می کنه و ثریا را نیز به خانه خودشان میاره
این رمان با همه جزئیاتش ادامه پیدا می کنه تا اینکه سر و کله عبدالله خان، برادر سیمین پیدا می شه … و با یه نگاه دل و دینش رو از دست می ده و عاشق ساغر می شه
نویسنده : #انسیه_تاجیک
ژانر : #عاشقانه
تعداد صفحات : 614
داستان زندگی زنی بسیار زیبا و نجیب به نام ساغر است که عروس یک خانواده مرد سالار ِ نابسامان است. این خانواده یک پدر و سه فرزند پسر دارد که هر چهار مرد بسیار بسیار عیاش و خوشگذران و … هستند و اصلاً به زن بها نمی دهند. مادر خانواده، کوکب، بسیار بددهن و ناسازگار است و حسابی از عروس های بینوا کار می کشه و بهشون توهین می کنه و با نیش زبانش حسابی آزارشان می ده.
ساغر که همسر فرزند کوچک خانواده، حجت است، رنگ احترام و شوهر و خانواده و را هرگز به خود ندیده. حجت به این بهانه که ساغر نازاست با یک زن خیابانی به نام ثریا که از او باردار است، ازدواج می کنه و ثریا را نیز به خانه خودشان میاره
این رمان با همه جزئیاتش ادامه پیدا می کنه تا اینکه سر و کله عبدالله خان، برادر سیمین پیدا می شه … و با یه نگاه دل و دینش رو از دست می ده و عاشق ساغر می شه
👍1
💮تکرار دوبارهی جدایی
نویسنده: #helia_hk
خلاصه:
این داستان منه،داستانی زندگی دختری که از اول تاوان پس داد تاوان اشتباه بقیه،تاوان هوس بازیای بقیه ،تاوان قلبی که ساده و زود باور بود،و خیلی ساده میشکست و خورد میشد زیر پاها... ولی این منم که انتقامم از دنیا میگیرم و خوشبختی که از این دنیا طلب دارم رو پس میگیرم... پایان خوش
✐ @Roman_Khone_Ch
📓✐
نویسنده: #helia_hk
خلاصه:
این داستان منه،داستانی زندگی دختری که از اول تاوان پس داد تاوان اشتباه بقیه،تاوان هوس بازیای بقیه ،تاوان قلبی که ساده و زود باور بود،و خیلی ساده میشکست و خورد میشد زیر پاها... ولی این منم که انتقامم از دنیا میگیرم و خوشبختی که از این دنیا طلب دارم رو پس میگیرم... پایان خوش
✐ @Roman_Khone_Ch
📓✐
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔷 نام رمان : مستی برای شراب گران قیمت
📝 نویسنده: #راز_س
📄 تعداد صفحات : 591
💬 خلاصه :
درباره ی یه خانوم وکیله که به خاطر منافعش تصمیم میگیره شوهر کنه… ولی بعدا می فهمه که این اقای شوهر هم به خاطر منافع خودش تن به این ازدواج داده و حالا حاضر به جدایی نیست… هیچ کدوم از ادمای این قصه عاشق نیستن… یا نه عاشقن… بی اندازه عاشقن… عاشق خودشون… حالا به نظرتون داستان این دو تا ادم مغرور و خودخواه زیر یه سقف به کجا می رسه…؟من که فکر کنم میشه یه صحنه جنگ…
☄️ ژانر : #عاشقانه
#مستی_برای_شراب_گران_قیمت
📝 نویسنده: #راز_س
📄 تعداد صفحات : 591
💬 خلاصه :
درباره ی یه خانوم وکیله که به خاطر منافعش تصمیم میگیره شوهر کنه… ولی بعدا می فهمه که این اقای شوهر هم به خاطر منافع خودش تن به این ازدواج داده و حالا حاضر به جدایی نیست… هیچ کدوم از ادمای این قصه عاشق نیستن… یا نه عاشقن… بی اندازه عاشقن… عاشق خودشون… حالا به نظرتون داستان این دو تا ادم مغرور و خودخواه زیر یه سقف به کجا می رسه…؟من که فکر کنم میشه یه صحنه جنگ…
☄️ ژانر : #عاشقانه
#مستی_برای_شراب_گران_قیمت