رمان: #فصل_خاکستری
نویسنده: #سهیلا_عباسی
خلاصه:
بخشی ازرمان :اهنگ ساعت دیواری بزرگی که وسط سالن در طبقه ی پایین بود خواب را از چشمانم پراند.
بالش را روی سرم گذاشتم ولی صدای زنگ ساعت همچونن ناقوس کلیسا در فضای خانه طنین انداخته بود. بارها از مادر خواهش کرده بودم تا این ساعت را از توی سالن بردارد یا لااقل ان را کوک نکند ولی مثل اینکه مادر بر خلاف من از این ساعت خیلی خوشش می امد
چون ان را یادگار مادرش می دانست و برایش عزیز بود. وقتی ساعت خسته از اخرین ضربه خاموش شد فهمیدم ساعت ده شده است.پنجره ام نیمه باز بودو نور خورشید
مستقیما به صورتم می تابید و گرمای ان ازارم می داد به ناچار روی تختم نشستم روی قالیچه ی کوچک اتاقم پر از جزوه و کتاب بود.
تعدادصفحات :422
ژانر عاشقانه
فصل خاکستری
نویسنده: #سهیلا_عباسی
خلاصه:
بخشی ازرمان :اهنگ ساعت دیواری بزرگی که وسط سالن در طبقه ی پایین بود خواب را از چشمانم پراند.
بالش را روی سرم گذاشتم ولی صدای زنگ ساعت همچونن ناقوس کلیسا در فضای خانه طنین انداخته بود. بارها از مادر خواهش کرده بودم تا این ساعت را از توی سالن بردارد یا لااقل ان را کوک نکند ولی مثل اینکه مادر بر خلاف من از این ساعت خیلی خوشش می امد
چون ان را یادگار مادرش می دانست و برایش عزیز بود. وقتی ساعت خسته از اخرین ضربه خاموش شد فهمیدم ساعت ده شده است.پنجره ام نیمه باز بودو نور خورشید
مستقیما به صورتم می تابید و گرمای ان ازارم می داد به ناچار روی تختم نشستم روی قالیچه ی کوچک اتاقم پر از جزوه و کتاب بود.
تعدادصفحات :422
ژانر عاشقانه
فصل خاکستری
🔷 نام رمان : آسانسور
📝 نویسنده : نیلا
📄 تعداد صفحات : 436
💬 خلاصه :
داستان در مورد دختری به اسم منا دانشجوی رشته پرستاری که در حال گذروندن طرحش توی یکی از بیمارستانای تهرانه…پدر و مادرش و کلا خانواده اش تو شیراز زندگی می کنن….قراره این خانوم خوشگله عاشق یکی بشه…حالا این یکی کیه.؟. الله و اعلم ..یکی هست دیگه…
☄️ ژانر : #عاشقانه #طنز
#آسانسور
📝 نویسنده : نیلا
📄 تعداد صفحات : 436
💬 خلاصه :
داستان در مورد دختری به اسم منا دانشجوی رشته پرستاری که در حال گذروندن طرحش توی یکی از بیمارستانای تهرانه…پدر و مادرش و کلا خانواده اش تو شیراز زندگی می کنن….قراره این خانوم خوشگله عاشق یکی بشه…حالا این یکی کیه.؟. الله و اعلم ..یکی هست دیگه…
☄️ ژانر : #عاشقانه #طنز
#آسانسور
🔷 نام رمان : ورود عشق ممنوع
📝 نویسنده: نیلا
📄 تعداد صفحات : 240
💬 خلاصه :
ژاله دباغ دختری با اعتماد بنفس پایین که همیشه با تمسخر همکارانش روبروست و هنوز بعد از چندسال سابقه ی کار؛ همچنان کارمند جزء قسمت بایگانی شرکتشونه! با ورود کارمند جوان و شیکپوش جدید به قسمت بایگانی شرکتشون....
☄️ ژانر : #عاشقانه #طنز
#ورود_عشق_ممنوع
📝 نویسنده: نیلا
📄 تعداد صفحات : 240
💬 خلاصه :
ژاله دباغ دختری با اعتماد بنفس پایین که همیشه با تمسخر همکارانش روبروست و هنوز بعد از چندسال سابقه ی کار؛ همچنان کارمند جزء قسمت بایگانی شرکتشونه! با ورود کارمند جوان و شیکپوش جدید به قسمت بایگانی شرکتشون....
☄️ ژانر : #عاشقانه #طنز
#ورود_عشق_ممنوع
👍2