نام رمان: #روزهای_تنهایی
نویسنده: لادن اقبالی
در تاریکی کوچه با دلهره راه میرفتم. روبنده چادرم را بالا زده بودم تا دید بیشتری در آن تاریکی داشته باشم. قهوه خانه مشدی اسماعیل هنوز باز بود و نورش دیده میشد اما جرات نداشتم زیاد نزدیک شوم. حالا دیگر میدانستم آنجا محل مناسبی برای یک دختر نیست. باز هم کمی راه رفتم. ولی خبری از او نبود. ترس برم داشت. این وقت شب حالا جای خواب از کجا پیدا کنم؟ دیگر نایستادم. باید فکری به حال خودم میکردم. بی هدف راه افتادم. چندتا کوچه را طی کردم. ناگهان...
ژانر: اجتماعی
نویسنده: لادن اقبالی
در تاریکی کوچه با دلهره راه میرفتم. روبنده چادرم را بالا زده بودم تا دید بیشتری در آن تاریکی داشته باشم. قهوه خانه مشدی اسماعیل هنوز باز بود و نورش دیده میشد اما جرات نداشتم زیاد نزدیک شوم. حالا دیگر میدانستم آنجا محل مناسبی برای یک دختر نیست. باز هم کمی راه رفتم. ولی خبری از او نبود. ترس برم داشت. این وقت شب حالا جای خواب از کجا پیدا کنم؟ دیگر نایستادم. باید فکری به حال خودم میکردم. بی هدف راه افتادم. چندتا کوچه را طی کردم. ناگهان...
ژانر: اجتماعی
👍1
https://t.me/joinchat/AAAAAFcxO_AwPvQKRNn4BA
ازدواج به شرط شراکت
ازدواج به شرط شراکت
https://t.me/joinchat/AAAAAEvon-twzBc_dHWWig
خون بس ارباب
خون بس ارباب
رمان: #گناه_من_رسوایی_نیست
✍🏻 نویسنده : باران ستاک
📖 تعداد صفحات : 184
💬 خلاصه :
داستان رمان سرگذشت یه دختر معمولی با یه زندگیه معمولیه که قراره با پسر داییش ازدواج کنه اما ناخواسته و ندونسته رسوای شهر و محلمیشه. مُهر بی آبرویی رو پیشونیش میزارن و…
ژانـــر #عاشقانه #اجتماعی
🔴 نسخه apk ندااااارد❌
گناه من رسوایی نیست
#جدید
📒📕📗📘📙📓📔
لینک کانال کافه رمانکده
❤️
✍🏻 نویسنده : باران ستاک
📖 تعداد صفحات : 184
💬 خلاصه :
داستان رمان سرگذشت یه دختر معمولی با یه زندگیه معمولیه که قراره با پسر داییش ازدواج کنه اما ناخواسته و ندونسته رسوای شهر و محلمیشه. مُهر بی آبرویی رو پیشونیش میزارن و…
ژانـــر #عاشقانه #اجتماعی
🔴 نسخه apk ندااااارد❌
گناه من رسوایی نیست
#جدید
📒📕📗📘📙📓📔
لینک کانال کافه رمانکده
❤️
کانال کافه رمان خونه📖 pinned «تبلیغات در کانال تا سقف ۱۰k سین🌈+ فروش فالوور اینستا 🌈 + ممبر تلگرام 🌈 + خدمات دیگر پی وی👇 @wmohammad»