https://t.me/joinchat/AAAAAE2C7A6Hv8R0DK8XIQ
عشقه اجباری
عشقه اجباری
https://t.me/joinchat/AAAAAFNp0r643Vjmnb4wiQ
کی بودی تو آخه
کی بودی تو آخه
https://t.me/joinchat/AAAAAE88za0-abclWU_dBA
ج.ن.د.ه ها حق اعتراض ندارن
ج.ن.د.ه ها حق اعتراض ندارن
https://t.me/joinchat/AAAAAEvZl3jD5fGesumitg
دلم بشکنه حرفی نیس
دلم بشکنه حرفی نیس
رمان نیلا.apk
3.5 MB
نام رمان: #روزهای_تنهایی
نویسنده: لادن اقبالی
در تاریکی کوچه با دلهره راه میرفتم. روبنده چادرم را بالا زده بودم تا دید بیشتری در آن تاریکی داشته باشم. قهوه خانه مشدی اسماعیل هنوز باز بود و نورش دیده میشد اما جرات نداشتم زیاد نزدیک شوم. حالا دیگر میدانستم آنجا محل مناسبی برای یک دختر نیست. باز هم کمی راه رفتم. ولی خبری از او نبود. ترس برم داشت. این وقت شب حالا جای خواب از کجا پیدا کنم؟ دیگر نایستادم. باید فکری به حال خودم میکردم. بی هدف راه افتادم. چندتا کوچه را طی کردم. ناگهان...
ژانر: اجتماعی
نویسنده: لادن اقبالی
در تاریکی کوچه با دلهره راه میرفتم. روبنده چادرم را بالا زده بودم تا دید بیشتری در آن تاریکی داشته باشم. قهوه خانه مشدی اسماعیل هنوز باز بود و نورش دیده میشد اما جرات نداشتم زیاد نزدیک شوم. حالا دیگر میدانستم آنجا محل مناسبی برای یک دختر نیست. باز هم کمی راه رفتم. ولی خبری از او نبود. ترس برم داشت. این وقت شب حالا جای خواب از کجا پیدا کنم؟ دیگر نایستادم. باید فکری به حال خودم میکردم. بی هدف راه افتادم. چندتا کوچه را طی کردم. ناگهان...
ژانر: اجتماعی
👍1