کانال کافه رمان خونه📖
23.4K subscribers
700 photos
72 videos
17.8K files
7.69K links
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe

درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh

تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
Download Telegram
#بیراهه_ی_اسارت

نویسنده: Mahsa20
خلاصه:
اسارت سایه افکنده است بر دل ناآرام آدمیان…گاه از عشق سخن است و گاه از انتقام…گاه ترحم پرده های وحشی گری را میدرد و گاه ذاتی گرگ صفت، بر مهربانی ها زوزه ی نفرت سر میدهد !! گاه صداقت، گاه ریا، گاه سادگی و گاه ضعف…اما گاه حمایت کافیست که ارمغانش بر نقش لبان و حصار دل چیرگی یابد…حصار از میان بر دارد و نقش لبان بیاراید…گاه آدمی را به برگه ای ناچیز مثال است….جان مخلوق برگه برنده ای در نظر است بر دیده ی بی صفتان…آسوده حکم میکنند در پای اوراق و با کراهتی که لبانشان را شکل بخشیده است، قاطعانه جلاد سیه دل را به باد تحسین میگیرند…نقش منفور لبانشان به حرف آمده است

انگار…لبخند تلخی بر لبانش مینشیند…آرام زمزمه سر میدهد و در پی بطن حقیقت است : اینبار برگه برنده کدام است؟!…مقصد این بیراهه کجاست؟ خاتم این اسارت کیست ؟ عشق؟! تلخی از لبان میدود…او هم نمیداند انگار…باید لمس کرد قلب قصه را…باید همراز بود با غلیان احساسات…باید خاتمه سر داد به این اسارت و همچو شاپرکی از دام پیله سفر کرد…نمیدانم…انتخاب با من نیست…همین و بس

ژانر: #عاشقانه

بیراهه ی اسارت
Forwarded from کانال کافه رمان خونه📖 (ϻнϻd•s)
#خلاصه:
دختری از نسل ننه و باباش!دختری که توانایی های فرازمینی داره مثل مادرش مثل پدرش!
دختری که قدرت هایی درونش خوابیده اما خودش خبر نداره...
ملتی به دنبالش برای نجات خودشون و ملتی به دنبالش برای نابود کردنش!

ژولیا دختری ۱۸ساله که تازه وارد دانشگاه شده وغافل از اتفاقات اطرافش به زندگی پرداخته....

ژانر:#تخیلی_فانتزی_عاشقانه_کلکلی
نویسنده:#Hira
@Akharin_elenda
سرنوشت دو همسان

خلاصه رمان:

 داستان تنهاییای یه دختر ، یه دختر که با وجود آدمای اطرافش تنهاست…. وجودش عجین شده با تنهایی …. همه ازش میخوان که مقاوم باشه، که با سرنوشت بجنگه ولی مگه یه دختر چقدر توان داره؟ …. اون منتظره منتظر روزی که بازی سرنوشت باهاش تموم بشه و به آرامش برسه، یه آرامش ابدی ….پایان خوش
#سرنوشت دو همسان
🍂 #شاهد_من 🍂
📝 نوشته: زهرا دباشی نویسنده انجمن رمان های عاشقانه
تعداد صفحات کتاب: پی دی اف ۳۱۰

خلاصه :
زندگیِ پر پیچ و خم دختری بیست و شش ساله به اسم ترانه که به دلایل خانوادگی عصبی و پرخاشگر و تا حدی افسرده، است. یک مسافرت ساده، یک حال و هوا عوض کردن عادی زندگی ترانه رو به کل تغییر می ده و اونو وارد مسیری میکنه که خیلی اتفاقات جدید وارد زندگیش می شه و …

شاهد من
🔷 نام رمان :زخم پاییز




📝 نویسنده: معصومه آبی

📄 تعداد صفحات : 826

💬 خلاصه :

قصه ی زخمِ پائیز داستانِ راهیِ . . .
پسرِ جوونِ قصه مون که زندگیِ عجیب و شاید آرومی داره .
اما راهی رو باید شناخت . . و وقتی شناختینش شاید تعجب کنین !
راهی با همه ی چیزهایی که داره ، خیلی چیزها نداره !
راهی از خیلی چیزها خسته اس . . و کاری کرده که اگر بفهمن اطرافیانش ، احتمالا باهاش خیلی خوب برخورد نمیکنن!
راهی رو میخوایم همراهی کنیم تو زندگی اش . با فرازها ، فرودها ، تنهایی ها ، تبعیض ها ، مشکلات ، عشق ، خنده و زندگی . . . و ناباوری !
این داستان تمِ آرومتر و مهربونتری داره نسبت به رمان های قبلی ام . نه اینکه سختی نداشته باشه ولی خیلی ملایم ترِ .


☄️ ژانر : #عاشقانه #اجتماعی

#زخم_پاییز
👍1
🔷 نام رمان : واحد روبرویی


📝 نویسنده : شيوا بادى

📄 تعداد صفحات : 706

💬 خلاصه :

داستان درباره ى زندگي يه دخترو پسره.. دو نفر آدم عادى كه زندگى اونهارو سر راه هم قرار ميده.. دو نفر از دو دنياى مختلف.. از دو شهر مختلف و با عقايد مختلف.. دونفر كه تقدير اونها با هم بودنه.. داستان از زبان هر دو نفر هست.. هم دختر و هم پسر.. دختر تنهاست و فقط خدا رو داره و پسر به ظاهر تنها نيست اما در باطن از همه تنها تره! ببينيم تقدير چطورى اين دو نفرو سر راه هم قرار ميده و چى ميشه!