دوستان گل برای حمایت از گپ هرچی اد دارید بزنید ممنون میشم اگ حمایت نکنید تااطلاع ثانویی به درخواستی پاسخ داده نمیشه ما براتون رمان های چاپی ممنوعه و هرچی بی هیچ چشم داشتی میزاریم شماهم دربرابرش مرام بزارید و اد کنید❤️
باتشکر مدیریت
پریسامهبودی
باتشکر مدیریت
پریسامهبودی
لیست رمان های پزشکی👨⚕
#لیست_رمان_های_پزشکی
#مرگ_قو
#غم_سختی_عشق
#وسوسه_شیطان
#بی_بهانه
#پیوند
#دوباره_عشق
#مانع
#دیابت_شیرین
#ئاوانگ
#عاشقی_به_بهانه_یک_قلب
#عشق_چیز_دیگریست
#بهشت_کوچک_من
#لعیا_ی_عشق
#اعتراف_در_نود_دقیقه
#فرجامی_شیرین
#قلب_های_شیشه_ای
#کما
#من_تو_عشق
#مژگان
#سیزده_هشتاد_و_نه
#جاده_های_پاییزی
#آقا_ی_نازنین
#تنها
#باران_بی_قرار
#لیست_رمان_های_پزشکی
#مرگ_قو
#غم_سختی_عشق
#وسوسه_شیطان
#بی_بهانه
#پیوند
#دوباره_عشق
#مانع
#دیابت_شیرین
#ئاوانگ
#عاشقی_به_بهانه_یک_قلب
#عشق_چیز_دیگریست
#بهشت_کوچک_من
#لعیا_ی_عشق
#اعتراف_در_نود_دقیقه
#فرجامی_شیرین
#قلب_های_شیشه_ای
#کما
#من_تو_عشق
#مژگان
#سیزده_هشتاد_و_نه
#جاده_های_پاییزی
#آقا_ی_نازنین
#تنها
#باران_بی_قرار
#طلوع
📚 رمان طلوع | فاطمه گل محمدی |
🎭موضوع : #عاشقانه ، #اجتماعی
📝خلاصه :کیان پارسا پسر هتل دار معروف عاشق دختری به اسم شیداست که پدرش قبولش ندارد وبا ازدواج شان مخالفه،پدرش دوست داره با نوه دوست ورفیق قدیمی اش طلوع ازدواج کنه،کیان به اسرار پدرش مجبور به ازدواج با طلوع میشه ولی قسم میخوره که طلوع را نابود کنه وپدرش را از این ازدواج پشیمان...
🌐 https://goo.gl/hH8mXr
📚 رمان طلوع | فاطمه گل محمدی |
🎭موضوع : #عاشقانه ، #اجتماعی
📝خلاصه :کیان پارسا پسر هتل دار معروف عاشق دختری به اسم شیداست که پدرش قبولش ندارد وبا ازدواج شان مخالفه،پدرش دوست داره با نوه دوست ورفیق قدیمی اش طلوع ازدواج کنه،کیان به اسرار پدرش مجبور به ازدواج با طلوع میشه ولی قسم میخوره که طلوع را نابود کنه وپدرش را از این ازدواج پشیمان...
🌐 https://goo.gl/hH8mXr
#دیوانه_ها_نمی_خندند👆
نویسنده : کلاله.ق
خلاصه :
آماتیس قصه ی ما… نه ، نه! ببخشید! واقعیت ما. یه دختره مثل من و تو. با یه تفاوت بزرگ!
آماتیس یه تجربه ی بد تو زندگی ش داشته. تفاوتی که نتونسته بگه. تجربه ای که نمیخواد تجربه ش کنه.
وقتی وارد دانشگاه می شه زندگی ش وارد یه مسیر تازه می شه. آماتیس ناخواسته وارد یه بازی بد میشه. بازی ای که ممکنه جونش رو هم بخطر بندازه. یه مسیر ناخواسته. با کلی دیوونه های عاقل! با کلی خ و ن پاک! و با کلی خطر شیرین! و خنده های دردناک
دیوانه ها نمی خندند
نویسنده : کلاله.ق
خلاصه :
آماتیس قصه ی ما… نه ، نه! ببخشید! واقعیت ما. یه دختره مثل من و تو. با یه تفاوت بزرگ!
آماتیس یه تجربه ی بد تو زندگی ش داشته. تفاوتی که نتونسته بگه. تجربه ای که نمیخواد تجربه ش کنه.
وقتی وارد دانشگاه می شه زندگی ش وارد یه مسیر تازه می شه. آماتیس ناخواسته وارد یه بازی بد میشه. بازی ای که ممکنه جونش رو هم بخطر بندازه. یه مسیر ناخواسته. با کلی دیوونه های عاقل! با کلی خ و ن پاک! و با کلی خطر شیرین! و خنده های دردناک
دیوانه ها نمی خندند
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@mybestnovels_ShirinTarinEjbar.apk
1.8 MB
رمان : شیرین ترین اجبار فرمت : اندروید
رمان: #ببین_دوست_دارم👆🏽
نویسنده: #محیا_داودی
ژانر: #عاشقانه #غمگین #انتقامی #طنز
خلاصه:
داستان در مورد زندگی پسری به اسم سام و دختری به اسم نیکاست
دوعاشق که بعد از پشت سر گذاشتن مشکلات زیادی به همدیگه میرسن
اما اتفاقاتی میفته که زندگیشون از هم میپاشه
باید دید سرنوشت این دو نفر چی میشه
راهی برای بازگشت هست؟
نیکا سام رو میبخشه یا نه؟
ببین دوستدارم
ببین دوست دارم
نویسنده: #محیا_داودی
ژانر: #عاشقانه #غمگین #انتقامی #طنز
خلاصه:
داستان در مورد زندگی پسری به اسم سام و دختری به اسم نیکاست
دوعاشق که بعد از پشت سر گذاشتن مشکلات زیادی به همدیگه میرسن
اما اتفاقاتی میفته که زندگیشون از هم میپاشه
باید دید سرنوشت این دو نفر چی میشه
راهی برای بازگشت هست؟
نیکا سام رو میبخشه یا نه؟
ببین دوستدارم
ببین دوست دارم
@mybestnovels_ShirinTarinEjbar.epub
180 KB
رمان : شیرین ترین اجبار فرمت : آیفون و آیپد
@mybestnovels_ShirinTarinEjbar.pdf
750.2 KB
رمان : شیرین ترین اجبار فرمت : پی دی اف
رمان : #شیرین_ترین_اجبار
نویسنده : #Assal_Eslami(کاربر بهترین رمان ها)
ژانر : #عاشقانه
خلاصه ی رمان:
چه اجبار شیرینی است که من و تو را ما می کند و خاکستر چشمان مرا در دریای آبی چشمان تو غرق میکند...
چه اجبار شیرینی است اگر در امتدادش تو دستم را بگیری...
و چه اجبار شیرینی است اگر مرا به تو وصل کند...
وکاش تمام اجبارهای دنیا به تو ختم شود...
نویسنده : #Assal_Eslami(کاربر بهترین رمان ها)
ژانر : #عاشقانه
خلاصه ی رمان:
چه اجبار شیرینی است که من و تو را ما می کند و خاکستر چشمان مرا در دریای آبی چشمان تو غرق میکند...
چه اجبار شیرینی است اگر در امتدادش تو دستم را بگیری...
و چه اجبار شیرینی است اگر مرا به تو وصل کند...
وکاش تمام اجبارهای دنیا به تو ختم شود...