#زیرهجدهنیاد❌⭕️📛🔞
#اینداستانبرایافرادزیرهجدهسالمناسبنیست.
چهار انگشتش راه #نفسهای دخترک را سلب کرده بودند. نگاهش به تاریکیِ آسمان و کوچهی #تنگ و #باریک، لحظه به لحظه ترسیدهتر از قبل میشد.
_ میخواستی با یکی دیگه ازدواج کنی؟ حالا چی میشه؟ حالا که من دزدیدمت؟
در جا تکانی خورد و صدا در حنجرهاش صامت و بیجان باقی ماند.
بَردیس روی موهایش را کنار زد و نفسهای #داغش را به روی #گودی #گردنش #پخش کرد.
_ از همون روز اول گفتم تو از این به بعد یکی از داراییهای بردیس طاهرمنشی.. نکنه توقع داری مالمرو مفت مفت حوالهی این و اون کنم؟ اگر هم فکر میکنی فروشی هستی که باید بگم قصد فروش ندارم.. امروز که دیدم با اون مرتیکهی بی همه چیز فرزاد حرف میزدی دلم میخواست این شهررو روی سرت خراب کنم اما..
تقلایش به روی خشم و تونِ صدای غصبناک بردیس تاثیر گذاشت.
_ تکون نخور. نذار اون کاریرو انجام بدم که از مردونگی به دوره.
هر دو دستش را حصار تنش کرد تا از نزدیکیِ بیش از اندازهاش جلوگیری کند.
نالید:
_ هیچ کاری نمیتونی بکنی.
و اینگونه خشمِ بردیس را به اشدش رساند. به طوری که #اندامش را به واسطهی دستانش #حصار کشید و او را به سوی اتومبیل پرتش کرد.
_ الان بهت میگم، میگم که چقدر تو رابطههای عاشقانه و عشق بازی مهارت دارم. میتونیم با #بکارتت شروع کنیم، اینطوری یاد میگیری که غیر از من با کسی #تیک نزنی.
نگاهش در خانهی #چشمها گشاد شد و قبل از آنکه عکسالعملی از خود بروز دهد؛ #داغیِ #لبهای بردیس، #سستیِ تنش را مشدد ساخت.
نفس در سینهاش یاری نداد و..
بدو بیا😱
پسره شبِ #نامزدیِ دختره #میدزدتش و واسه اینکه #مالِ #خودش باشه بهش ❌#دستدرازی میکنه😭
#عاشقانه#فولغیرتی#اجتماعی
https://t.me/joinchat/AAAAAEed9JHLoXjZxWJM6A
#اینداستانبرایافرادزیرهجدهسالمناسبنیست.
چهار انگشتش راه #نفسهای دخترک را سلب کرده بودند. نگاهش به تاریکیِ آسمان و کوچهی #تنگ و #باریک، لحظه به لحظه ترسیدهتر از قبل میشد.
_ میخواستی با یکی دیگه ازدواج کنی؟ حالا چی میشه؟ حالا که من دزدیدمت؟
در جا تکانی خورد و صدا در حنجرهاش صامت و بیجان باقی ماند.
بَردیس روی موهایش را کنار زد و نفسهای #داغش را به روی #گودی #گردنش #پخش کرد.
_ از همون روز اول گفتم تو از این به بعد یکی از داراییهای بردیس طاهرمنشی.. نکنه توقع داری مالمرو مفت مفت حوالهی این و اون کنم؟ اگر هم فکر میکنی فروشی هستی که باید بگم قصد فروش ندارم.. امروز که دیدم با اون مرتیکهی بی همه چیز فرزاد حرف میزدی دلم میخواست این شهررو روی سرت خراب کنم اما..
تقلایش به روی خشم و تونِ صدای غصبناک بردیس تاثیر گذاشت.
_ تکون نخور. نذار اون کاریرو انجام بدم که از مردونگی به دوره.
هر دو دستش را حصار تنش کرد تا از نزدیکیِ بیش از اندازهاش جلوگیری کند.
نالید:
_ هیچ کاری نمیتونی بکنی.
و اینگونه خشمِ بردیس را به اشدش رساند. به طوری که #اندامش را به واسطهی دستانش #حصار کشید و او را به سوی اتومبیل پرتش کرد.
_ الان بهت میگم، میگم که چقدر تو رابطههای عاشقانه و عشق بازی مهارت دارم. میتونیم با #بکارتت شروع کنیم، اینطوری یاد میگیری که غیر از من با کسی #تیک نزنی.
نگاهش در خانهی #چشمها گشاد شد و قبل از آنکه عکسالعملی از خود بروز دهد؛ #داغیِ #لبهای بردیس، #سستیِ تنش را مشدد ساخت.
نفس در سینهاش یاری نداد و..
بدو بیا😱
پسره شبِ #نامزدیِ دختره #میدزدتش و واسه اینکه #مالِ #خودش باشه بهش ❌#دستدرازی میکنه😭
#عاشقانه#فولغیرتی#اجتماعی
https://t.me/joinchat/AAAAAEed9JHLoXjZxWJM6A
Forwarded from کانال کافه رمان خونه📖 (ϻнϻd•s)
از نویسنده ها دعوت می شود رمان های خود را برای ثبت رایگان در سایت رمان خونه که در هفته آینده در گوگل ثبت خواهد شد برای ما ارسال کنند.
جهت اطلاع از شرایط و ثبت رمان به پی وی مدیر مراجعه نمایید.
@wmohammad
جهت اطلاع از شرایط و ثبت رمان به پی وی مدیر مراجعه نمایید.
@wmohammad
کانال کافه رمان خونه📖 pinned «از نویسنده ها دعوت می شود رمان های خود را برای ثبت رایگان در سایت رمان خونه که در هفته آینده در گوگل ثبت خواهد شد برای ما ارسال کنند. جهت اطلاع از شرایط و ثبت رمان به پی وی مدیر مراجعه نمایید. @wmohammad»
#کلاغ_پر_گنجشگ_پر
خلاصه :
دانلود رمان کلاغ پر گنجشک پر ارغوان دختری که بی نهایت مهربانیش سر زبان هاست مردم روستا به او لقب “گل بانو” را داده اند.گل بانوی قصه ما بخاطر رسم و آیین روستایش مجبور می شود شیرینی خورده یاشار، پسری که زاده همان روستا ولی ساکن تهران است می شود.علاقه ای مابین آنها نیست و بعداز مدتی یاشار به روستا باز می گرد و جلوی تمام مردم گل بانورو پس می زند و آبرویی دخترمهربان مارا می برد و این بین ارغوان که ازهمه چیز و همه عالم پس زده می شود برای بازپس گرفتن آبروی یغما رفته اش وارد تهران می شود و با پسری خشن و به شدت متعصب به اسم ” کیارش” آشنا می شود وآغازی به شدت نگران کننده ای در پیش داریم.
خلاصه :
دانلود رمان کلاغ پر گنجشک پر ارغوان دختری که بی نهایت مهربانیش سر زبان هاست مردم روستا به او لقب “گل بانو” را داده اند.گل بانوی قصه ما بخاطر رسم و آیین روستایش مجبور می شود شیرینی خورده یاشار، پسری که زاده همان روستا ولی ساکن تهران است می شود.علاقه ای مابین آنها نیست و بعداز مدتی یاشار به روستا باز می گرد و جلوی تمام مردم گل بانورو پس می زند و آبرویی دخترمهربان مارا می برد و این بین ارغوان که ازهمه چیز و همه عالم پس زده می شود برای بازپس گرفتن آبروی یغما رفته اش وارد تهران می شود و با پسری خشن و به شدت متعصب به اسم ” کیارش” آشنا می شود وآغازی به شدت نگران کننده ای در پیش داریم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رمان: دنیای شیرین من
نویسنده: #زهرا_ارجمند_نیا
ژانر: #عاشقانه #اجتماعی
خلاصه:
یکی از روزهای پاییزی بود که آمد… اما آمدنش مثل بقیه نبود…انگار آمده بود تا جای پایش را با خودکاری پاک نشدنی هک کند…. گمان میکردم آمده تا بماند… آمده تا کنارم باشد… تا حمایتم کند… تا مرد بودنش را به زنانگیهایم اثبات کند… گفت دوستت دارم… گفت دنیایش هستم… گفت و گفته هایش روزی هزاربار عاشقم کرد… گفت کنارم است اما نگفت که روزی میرود… نگفت که رفتنش نزدیک است…
#دنیای_شیرین_من
نویسنده: #زهرا_ارجمند_نیا
ژانر: #عاشقانه #اجتماعی
خلاصه:
یکی از روزهای پاییزی بود که آمد… اما آمدنش مثل بقیه نبود…انگار آمده بود تا جای پایش را با خودکاری پاک نشدنی هک کند…. گمان میکردم آمده تا بماند… آمده تا کنارم باشد… تا حمایتم کند… تا مرد بودنش را به زنانگیهایم اثبات کند… گفت دوستت دارم… گفت دنیایش هستم… گفت و گفته هایش روزی هزاربار عاشقم کرد… گفت کنارم است اما نگفت که روزی میرود… نگفت که رفتنش نزدیک است…
#دنیای_شیرین_من
دنیای شیرین من.apk
4 MB
دنیای شیرین من
اندروید
اندروید
دنیای شیرین من.pdf
5.7 MB
دنیای شیرین من
پی دی اف
پی دی اف
رمان: اتصال بام تهران (۱)
نویسنده: #سوگل_پیش_اوند
ژانر: #عاشقانه #ترسناک
خلاصه:
پنج دوست صمیمی با پسرایی آشنا میشن…
اما بعد از آشنایی با پسرا اتفاقهایی واسشون میوفته…
مورد آزار و اذیت اجنه قرار میگیرند…
تا اینکه میفهمن…
#اتصال_بام_تهران
#جلداول
نویسنده: #سوگل_پیش_اوند
ژانر: #عاشقانه #ترسناک
خلاصه:
پنج دوست صمیمی با پسرایی آشنا میشن…
اما بعد از آشنایی با پسرا اتفاقهایی واسشون میوفته…
مورد آزار و اذیت اجنه قرار میگیرند…
تا اینکه میفهمن…
#اتصال_بام_تهران
#جلداول
👍1
اتصال بام تهران ¹ (سوگل پیش آوند).epub
239.8 KB
اتصال بام تهران (۱)
اپل
اپل
اتصال بام تهران ¹ (سوگل پیش آوند).apk
1.5 MB
اتصال بام تهران (۱)
اندروید
اندروید
اتصال بام تهران ¹ (سوگل پیش آوند).pdf
5.7 MB
اتصال بام تهران (۱)
پی دی اف
پی دی اف
اتصال بام تهران ² (سوگل پیش آوند).pdf
2.1 MB
رمان: اتصال بام تهران (۲)
نویسنده: #سوگل_پیش_آوند
ژانر: #عاشقانه #ترسناک
خلاصه:
جلد اول به صورت مبهم تموم شد و به درخواست خواننده ها ادامش دادم.
اين جلد درباره مرلين و دوستانش هست و اتفاقاتی که براشون میوفته و مهمترين موضوعی که توی رمان هست اينه که مرلين نميدونه يک دورگه هست و…
❌فقط PDF❌
#اتصال_بام_تهران
#جلددوم
نویسنده: #سوگل_پیش_آوند
ژانر: #عاشقانه #ترسناک
خلاصه:
جلد اول به صورت مبهم تموم شد و به درخواست خواننده ها ادامش دادم.
اين جلد درباره مرلين و دوستانش هست و اتفاقاتی که براشون میوفته و مهمترين موضوعی که توی رمان هست اينه که مرلين نميدونه يک دورگه هست و…
❌فقط PDF❌
#اتصال_بام_تهران
#جلددوم
رمان: چه خوبه عاشقی
نویسنده: #رها_1380
ژانر: #عاشقانه_آرام
خلاصه:
داستان در مورد دختری به نام شادی هست که تو یه تصادف پدر و مادر خودش رو از دست داده و همراه خواهر و برادر خودش پیش خالهاش زندگی میکنه؛ شادی به خاطر رشته تحصیلیش مجبور میشه به مدت شش ماه به یه شهر دیگه بره و اونجا با پسری آشنا میشه، ولی قصه به همینجا ختم نمیشه و اتفاقهای خوب و بد زیادی پیش روی شادی هست که باید برای رسیدن به خوشبختی مقابل این مشکلات بایسته و…
#چه_خوبه_عاشقی
نویسنده: #رها_1380
ژانر: #عاشقانه_آرام
خلاصه:
داستان در مورد دختری به نام شادی هست که تو یه تصادف پدر و مادر خودش رو از دست داده و همراه خواهر و برادر خودش پیش خالهاش زندگی میکنه؛ شادی به خاطر رشته تحصیلیش مجبور میشه به مدت شش ماه به یه شهر دیگه بره و اونجا با پسری آشنا میشه، ولی قصه به همینجا ختم نمیشه و اتفاقهای خوب و بد زیادی پیش روی شادی هست که باید برای رسیدن به خوشبختی مقابل این مشکلات بایسته و…
#چه_خوبه_عاشقی
چه خوبه عاشقی (رها ۱۳۸۰).epub
500 KB
چه خوبه عاشقی
اپل
اپل