#بی_گناه
بی گناه
نوشته: مانیا نویسنده انجمن رمان های عاشقانه
ژانر: #عاشقانه#اجتماعی
📖تعداد صفحات کتاب: پی دی اف ۱۸۳
خلاصه :
داستان اینه خانم پلیسه داستان اصلا فکرشو نمیکنه که قرار چیا سرش بیا توی رویای دخترونش عاشق میشه ولی یه عشقی که سر دوروزه از سرش میپره ولی بعد عاشقه کسی میشه که زندگیشو نابود کرده و....
#بی_گناه
بی گناه
نوشته: مانیا نویسنده انجمن رمان های عاشقانه
ژانر: #عاشقانه#اجتماعی
📖تعداد صفحات کتاب: پی دی اف ۱۸۳
خلاصه :
داستان اینه خانم پلیسه داستان اصلا فکرشو نمیکنه که قرار چیا سرش بیا توی رویای دخترونش عاشق میشه ولی یه عشقی که سر دوروزه از سرش میپره ولی بعد عاشقه کسی میشه که زندگیشو نابود کرده و....
#بی_گناه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from کانال کافه رمان خونه📖 (.: ⃟✧̩̻͍̩̻̫͝ᴍٰٰٖٖ͝ᴏ̸͝ʜ͝ᴀ͝͝ ٰٰٖٖᵐ̸ᵐٰٰٖٖᵃᵈ̩̻͍̩̻̫✧⃟)
ماهمگی از دل شکسته ها حمایت میکنیم...دست دردست هم 🤝تیکه های قلبمان راجمع میکنیم....
اگردلت شکسته یاعشقت یک طرفست جوین بشو و لفت نده🚶♀*_*
@NoAeshg
اگردلت شکسته یاعشقت یک طرفست جوین بشو و لفت نده🚶♀*_*
@NoAeshg
دختر رویا های من 👆📚
111صفحه
✍نوشته Moeiiin کاربر نودهشتیا
📝خلاصه رمان
مهراد ، جوون هجده ساله ایه که دو ساله پدر و مادرشو از دست داده و هیچ فامیلی هم نداره .. و چون چهره ی جذابی هم نداره ، کسی باهاش دوست نمیشه و اینا باعث شده که شخصیتی گوشه گیر داشته باشه و از اجتماع دور باشه .. بعضی وقتا هم توی خلوت خودش شعر و متن ادبی می نویسه … طبیعتا تا حالا هم عاشق نشده و با هیچ دختری دوست نشده !! چند شب به طور اتفاقی خوابِ یه دخترِ خیلی زیبا رو می بینه که با همدیگه هستن و خیلی هم عاشقن ! تصمیم می گیره که مشخصات این دختر رو بنویسه و فکر کنه که کجا اون رو دیده و بفهمه چرا به خوابش میاد ! این کار رو می کنه و فردای اون روز در کمال تعجب می بینه که اون دختر زنده شده و توی خونه ش باهاش زندگی می کنه !!! مهراد که تا حالا هیچ تجربه ای توی اینجور روابط نداشته حالا یه جا به کل رویاهاش ، به دختر رویاهاش رسیده .. ولی کلی مشکل توی این رابطه ی عاشقونه ی تخیلی عجیب پیش پاشه !!!
#دختر_رویاهای_من
#عاشقانه
111صفحه
✍نوشته Moeiiin کاربر نودهشتیا
📝خلاصه رمان
مهراد ، جوون هجده ساله ایه که دو ساله پدر و مادرشو از دست داده و هیچ فامیلی هم نداره .. و چون چهره ی جذابی هم نداره ، کسی باهاش دوست نمیشه و اینا باعث شده که شخصیتی گوشه گیر داشته باشه و از اجتماع دور باشه .. بعضی وقتا هم توی خلوت خودش شعر و متن ادبی می نویسه … طبیعتا تا حالا هم عاشق نشده و با هیچ دختری دوست نشده !! چند شب به طور اتفاقی خوابِ یه دخترِ خیلی زیبا رو می بینه که با همدیگه هستن و خیلی هم عاشقن ! تصمیم می گیره که مشخصات این دختر رو بنویسه و فکر کنه که کجا اون رو دیده و بفهمه چرا به خوابش میاد ! این کار رو می کنه و فردای اون روز در کمال تعجب می بینه که اون دختر زنده شده و توی خونه ش باهاش زندگی می کنه !!! مهراد که تا حالا هیچ تجربه ای توی اینجور روابط نداشته حالا یه جا به کل رویاهاش ، به دختر رویاهاش رسیده .. ولی کلی مشکل توی این رابطه ی عاشقونه ی تخیلی عجیب پیش پاشه !!!
#دختر_رویاهای_من
#عاشقانه
👍1
بازمانده ⬆️📚
✍به قلم : مریم جعفری
خلاصه ی از داستان رمان:
وقتی نگاهم متوجه ساعت شد از شدت تعجب دهانم باز ماند ! درست از وقتی گوشی را روی تلفن گذاشته بودم مثل مجسمه ها بر جا خشکم زده بود ! به خودم عاری از احساس نگاه کردم . مثل بچه محصلی منضبط دست به سینه به عقب تکیه داده و از بس …
#بازمانده
#چاپی #عاشقانه
❤️
✍به قلم : مریم جعفری
خلاصه ی از داستان رمان:
وقتی نگاهم متوجه ساعت شد از شدت تعجب دهانم باز ماند ! درست از وقتی گوشی را روی تلفن گذاشته بودم مثل مجسمه ها بر جا خشکم زده بود ! به خودم عاری از احساس نگاه کردم . مثل بچه محصلی منضبط دست به سینه به عقب تکیه داده و از بس …
#بازمانده
#چاپی #عاشقانه
❤️
پرستش ⬆️📚
✍نوشته سحر بانو69 کاربر انجمن نودهشتیا
رمانای دیگه ی این نویسنده عبارت اند از : جانان ، گلشیفته .
📝خلاصه :
تو تاریکی که دست و پا میزنم..به هیچی نمیرسم..
جز همون سیاهی و سیاهی و ترس..ترس از تاریکی..دنیای من سیاه..
واسه اینکه نترسم..به هرچیزی که سر راهم باشه چنگ میزنم..هر چیزی..حتی یه قلب سنگی..حتی اگه اون قلب سنگی واسه من دردسر بشه..حتی اگه اون یه تیکه سنگ تو سینه یه مرد مغرور باشه..من بهش چنگ میزنم..
من..پرستش..اون قلب سنگی رو …نرمش میکنم..حتی اگه کل زندگیم بشه خطا..من ..اون مرد مغرور و مجبور به پرستیدن میکنم…
شخصیت ها :
پرستش ذاکر
سیاوش معین مهر
و خیلی شخصیتای دیگه مثل وحید ..فیروزه..شراره..بهراد.. و کلی ادمای دیگه.
پایان خوش
#پرستش
ژانر #عاشقانه
❤️
✍نوشته سحر بانو69 کاربر انجمن نودهشتیا
رمانای دیگه ی این نویسنده عبارت اند از : جانان ، گلشیفته .
📝خلاصه :
تو تاریکی که دست و پا میزنم..به هیچی نمیرسم..
جز همون سیاهی و سیاهی و ترس..ترس از تاریکی..دنیای من سیاه..
واسه اینکه نترسم..به هرچیزی که سر راهم باشه چنگ میزنم..هر چیزی..حتی یه قلب سنگی..حتی اگه اون قلب سنگی واسه من دردسر بشه..حتی اگه اون یه تیکه سنگ تو سینه یه مرد مغرور باشه..من بهش چنگ میزنم..
من..پرستش..اون قلب سنگی رو …نرمش میکنم..حتی اگه کل زندگیم بشه خطا..من ..اون مرد مغرور و مجبور به پرستیدن میکنم…
شخصیت ها :
پرستش ذاکر
سیاوش معین مهر
و خیلی شخصیتای دیگه مثل وحید ..فیروزه..شراره..بهراد.. و کلی ادمای دیگه.
پایان خوش
#پرستش
ژانر #عاشقانه
❤️