کانال کافه رمان خونه📖
23.6K subscribers
700 photos
72 videos
17.8K files
7.69K links
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe

درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh

تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
Download Telegram
رمان: #مسیر_عشق👆👆
نویسنده: #فرشته_27
ژانر: #عاشقانه #پلیسی #هیجانی

@Roman_Khone_Ch

خلاصه:
داستان درباره ی دختری به اسم پریناز است که طی اتفاقاتی به اصرار خانواده اش مجبور میشه مدتی رو در اصفهان پیش عمه اش زندگی بکنه وبا رفتنش به اونجا اتفاقاتی براش میافته که…

مسیر عشق
رمان: #قصه_ی_عشق_ترگل 👆👆
نویسنده: #فرشته_تات_شهدوست
ژانر: #عاشقانه #کلکلی

@Roman_Khone_Ch
خلاصه:
داستان در مورد دختری شیطون وبازیگوش به اسم ترگل است که دل خوشی از پسر عمه تازه از خارج برگشته اش نداره وهزار تا بلا سرش میاره، حالا بماند که ارمین هم تلافی می کرده ولی…

قصه ی عشق ترگل
قصه عشق ترگل
رمان: #قرعه_به_نام_سه_نفر👆👆
نویسنده: #فرشته_تات_شهدوست
ژانر: #عاشقانه #کلکلی #هیجانی #طنز

خلاصه:
داستان درباره ی 3 تا برادر با نام های (رادوین - رایان - راشا) است که شخصیته راشا (شاد و شیطون) کمی تا نسبتی پررنگ تره.این 3 تا پسر توی این رمان میشه گفت یه جورایی هم شخصیت منفی دارن وهم مثبت.بااینکه وضعیت مالی بدی ندارن ولی گاهی شیطون گولشون میزنه و میرن دزدی..به قول خودشون افتابه دزدی نه.. گاوصندق اونم از شرکت های مایه دار وشیک..ولی خب بالاخره از این همه هیجان خسته میشن و تصمیم می گیرن بیخیاله دزدی بشن و به قول معروف ببوسن و بذارنش کنار.در این بین تقی به توقی میخوره و یه وکیل میاد بهشون میگه پدر شماها براتون یه ویلا به ارث گذاشته..(اینا چند سالیه از پیش پدرشون اومدن تهران زندگی می کنند).با شوکه این خبر میرن ویلا رو ببینن که می فهمن 3 تا خواهر شیطون وپولداربه اسم های(تانیا -ترلان-تارا) هم ادعای مالکیت این ویلا رومی کنند حالا نه جعلی صورت گرفته و نه کسی سر کسی کلاه گذاشته. چطوری؟!...پایان خوش

قرعه به نام سه نفر
قرعه به نام ۳ نفر
قرعه به نام 3 نفر
1
رمان: #عشق_و_احساس_من👆👆
💯توصیه میشود
جلد: #اول
به قلم: #fereshteh_27
ژانر: #عاشقانه #پلیسی #هیجانی

خلاصه:
درباره ی دختری به اسم بهار است که با مادرش زندگی می کند..وضعیت زندگیشون زیاد خوب نیست تا حدی که اون مجبور میشه به محض اینکه دیپلمشو گرفت بره تو یه شرکت و بشه منشی اون شرکت..به خاطر زیبایی که داشته پسر رییس شرکت کیارش صداقت میاد خواستگاریش که بهار هم با اینکه علاقه ای به اون نداشته به خاطر وضعیتشون درخواستشو قبول می کنه و نامزد می کنند...تو سفری که به شمال داشته با مرد جوونی رو به رو میشه که..اون هم کسی نیست جز سرگرد آریا رادمنش…توی مدت نامزدیش با کیارش خیلی اذیت میشه و ناخواسته و ناغافل مسیر زندگیش تغییر می کنه..البته در این بین سرگرد اریا رادمنش هم همراهشه..

عشق و احساس من
🌟لیست رمان های مهسا زهیری🌟

@Roman_Khone_Ch

🌟 ستاره پنهان
#ستاره_پنهان

🌟 قبل از شروع
#قبل_از_شروع

🌟 تنها نیستیم
#تنها_نیستیم

🌟 فصل بادبادک ها
#فصل_بادبادک_ها

🌟 هیچ وقت دیر نیست
#هیچ_وقت_دیر_نیست

🌟 کوچ
#کوچ

🌟 به من بگو لیلی (چاپی)
#ستاره_پنهان👆🏼

✍🏼نویسنده : مهسا زهیری

تعداد صفحات:284

@Roman_Khone_Ch

خلاصه :
از یک خانواده ی سنتی با سطح اجتماعی معمولی دختری بلند میشه که از شرایط پیش روش ناراضیه و امیدواره که بتونه روی پای خودش بایسته و با مشکلاتی که ناخواسته باهاش مواجه شده کنار بیاد. ماجرا از خوندن وصیت نامه ای شروع میشه که قرار بود زندگی این دختر رو بعد از مدت ها ناراحتی و بی سر و سامونی عوض کنه اما ظاهراً به این ناراحتی ها دامن می زنه و سبب آشناییش با شخصی میشه که زمین تا آسمون باهاش تفاوت داره..

#عاشقانه #ماورایی

پایان خوش

ستاره پنهان