#غرور_عاشقان👆🏼
✍🏼نویسنده:رویا سیناپور
تعداد صفحات:179
پری از کودکی در خانه ای که مادرش خدمتکار انهاست زندگی میکرده و آزار اذیتهای کودکانه بهرام نوه خانم بزرگ را به خوبی به خاطر دارد ولی با رفتن بهرام به خارج پری نفس راحتی میکشد بعد از سالها بهرام که حالا مرد جوان بسیار زیبائی شده بازمیگردد و با دیدن زیبائی افسانه ای همبازی خردسالیش پری،عاشق او میشود ولی بجای محبت هر دو باز هم به اذیت و آزار هم میپردازند تا اینکه روزی که قرار است بهرام از مادرش بخواهد که پری را خواستگاری کند ساعت جواهر نشان مادرش گم میشود و بهرام فکر میکند این هم یکی از بازیهای پری برای آزار دادن اوست و هیچکس حرفهای پری که اظهار بی اطلاعی میکند را باور نمیکند و او مادرش را ازخانه بیرون میکنن..
غرور عاشقان
✍🏼نویسنده:رویا سیناپور
تعداد صفحات:179
پری از کودکی در خانه ای که مادرش خدمتکار انهاست زندگی میکرده و آزار اذیتهای کودکانه بهرام نوه خانم بزرگ را به خوبی به خاطر دارد ولی با رفتن بهرام به خارج پری نفس راحتی میکشد بعد از سالها بهرام که حالا مرد جوان بسیار زیبائی شده بازمیگردد و با دیدن زیبائی افسانه ای همبازی خردسالیش پری،عاشق او میشود ولی بجای محبت هر دو باز هم به اذیت و آزار هم میپردازند تا اینکه روزی که قرار است بهرام از مادرش بخواهد که پری را خواستگاری کند ساعت جواهر نشان مادرش گم میشود و بهرام فکر میکند این هم یکی از بازیهای پری برای آزار دادن اوست و هیچکس حرفهای پری که اظهار بی اطلاعی میکند را باور نمیکند و او مادرش را ازخانه بیرون میکنن..
غرور عاشقان
📗 رمان ماهرخ
🖊 به قلم ندا سلیمی
📑 تعداد صفحات ۱۱۳
زودتر از آن که بخواهم محبت بی پایان وپرمهر پدرم را احساس کنم
بایدبنا به دست سرنوشت
او را به آغوش خاک می سپردم؛
رویاهایم همان جا محدود وناتمام ماند.
تمام کودکی وعروسک بازی هایم،درکشمکش ومرافه های ناپدری سنگدل پایان یافت….
مردی خودشیفته که جز منافع خودش چیز دیگری را نمی دید.
بیچاره مادرم بایدسنگینی سایه ی شومش را سال ها تحمل می کرد،ولب از لب سخن نمی گشود.
چون به قول خودش زندگی می کرد.
تاوان کشمکش هاولجبازی هایم با ناپدری را مادرم گران پرداخت کرد….
آن هم چه تاوانی
محکوم به قتل همسرش برای پایان دادن به تمام بدبختی هاا…..
ژانر:#عاشقانه #اجتماعی
🖊 به قلم ندا سلیمی
📑 تعداد صفحات ۱۱۳
زودتر از آن که بخواهم محبت بی پایان وپرمهر پدرم را احساس کنم
بایدبنا به دست سرنوشت
او را به آغوش خاک می سپردم؛
رویاهایم همان جا محدود وناتمام ماند.
تمام کودکی وعروسک بازی هایم،درکشمکش ومرافه های ناپدری سنگدل پایان یافت….
مردی خودشیفته که جز منافع خودش چیز دیگری را نمی دید.
بیچاره مادرم بایدسنگینی سایه ی شومش را سال ها تحمل می کرد،ولب از لب سخن نمی گشود.
چون به قول خودش زندگی می کرد.
تاوان کشمکش هاولجبازی هایم با ناپدری را مادرم گران پرداخت کرد….
آن هم چه تاوانی
محکوم به قتل همسرش برای پایان دادن به تمام بدبختی هاا…..
ژانر:#عاشقانه #اجتماعی
نزار بشکنم
#نزار_بشکنم
نویسنده:#عسل_طهرانی
تا چشمانش را گشود او را دید. در اولین پلان زندگیش تنها هم بازیش او بود،کارگردان هم دقیقا،انگار همین را میخواست! او نیز انگار تازه چشمانش را گشوده بود،آخر تا آن زمان هیچ کسی را جز خودش نمیدید،اما حال دید. بازیگران دیگر صحنه غرقه در خوشحالی بودند؛ همه فیلم ها نقش های منفی دارند،اما آن روز حتی شخصیت...
🔴فاقد فرمت های دیگر🔴
#نزار_بشکنم
نویسنده:#عسل_طهرانی
تا چشمانش را گشود او را دید. در اولین پلان زندگیش تنها هم بازیش او بود،کارگردان هم دقیقا،انگار همین را میخواست! او نیز انگار تازه چشمانش را گشوده بود،آخر تا آن زمان هیچ کسی را جز خودش نمیدید،اما حال دید. بازیگران دیگر صحنه غرقه در خوشحالی بودند؛ همه فیلم ها نقش های منفی دارند،اما آن روز حتی شخصیت...
🔴فاقد فرمت های دیگر🔴
نام رمان:زیر قدمت دل ریختم
🖊 نویسنده:الهه
📃 تعداد صفحات: 217
خلاصه :
از اون جایی که از هر چیزی که منع بشی برات شیرین تره، دختر داستان ما هم عاشق ممنوع ترین پسر فامیل نسبت به خودش می شه.....
🏵ژانر:#عاشقانه #اجتماعی
#زیر_قدمت_دل_ریختم
🖊 نویسنده:الهه
📃 تعداد صفحات: 217
خلاصه :
از اون جایی که از هر چیزی که منع بشی برات شیرین تره، دختر داستان ما هم عاشق ممنوع ترین پسر فامیل نسبت به خودش می شه.....
🏵ژانر:#عاشقانه #اجتماعی
#زیر_قدمت_دل_ریختم
رمان: #عمر_روزهای_عاشقی
نویسنده: #ساناز_زینعلی
ژانر: #عاشقانه #اجتماعی
صفحات: 616
خلاصه:
الهه دختری که به دور از خانواده در تهران تنها زندگی می کند، پس از قبولی در دانشگاه در مقطع کارشناسی ارشد رشته ی روانشناسی ، از محل کارش استعفا می دهد و به دنبال کاری ساده تر راهی خانه ای می شود برای پرستاری از زنی بیمار و پرخاشگر. الهه در حین نگه داری و مراقبت از زن ، برای پسرش پنجره ای می شود رو به خدا ... خدایی که مرد جوان سالهاست از او دوری کرده و قبولش ندارد...
عمر روزهای عاشقی
نویسنده: #ساناز_زینعلی
ژانر: #عاشقانه #اجتماعی
صفحات: 616
خلاصه:
الهه دختری که به دور از خانواده در تهران تنها زندگی می کند، پس از قبولی در دانشگاه در مقطع کارشناسی ارشد رشته ی روانشناسی ، از محل کارش استعفا می دهد و به دنبال کاری ساده تر راهی خانه ای می شود برای پرستاری از زنی بیمار و پرخاشگر. الهه در حین نگه داری و مراقبت از زن ، برای پسرش پنجره ای می شود رو به خدا ... خدایی که مرد جوان سالهاست از او دوری کرده و قبولش ندارد...
عمر روزهای عاشقی