کانال کافه رمان خونه📖
23.2K subscribers
700 photos
72 videos
17.8K files
7.69K links
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe

درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh

تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
Download Telegram
#نوه_های_مامان_جون_شمس_الملوک

به قلم: چیکسای

خلاصه:
... از افتخارات مامان جون شمس الملوک که همه اونو مامان جون شمسی صدا میزدیم این بود که تو 13 سالگی عروس شده بود... 13 شکم بچه آورده بود... 13 سال تو تهرون زندگی کرده بود و شماره ی کوچه ی محل زندگیش 13 بود...اما مهمترین افتخار مامان شمسی این بود که تونسته بود اکثر دخترها و پسرهاشو تو همین کوچه ی شماره 13 جمع کنه و تقریبا کوچه رو اختصاصی به اسم کوچه ی بچه های مامان شمسی به همه بشناسونه!ولی این داستان حکایت مامان جون شمسی نیست. یه تعدادیمون جزو متولدین دهه پنجاه بودیم و بقیه جزو دهه ی شصت... ولی هردو نسل درگیر مشکلات دوران انقلاب و جنگ شدیم و اینطور نبود که دهه شصتیها از ما سختیهای بیشتری کشیدن... همه ی اونهایی که از سال 1355 تا سال 1360 به دنیا اومدن حرف منو خوب میفهمن! مگه میشه متولدین سال 60 درد کشیده ی پس لرزه های جنگ و انقلاب باشن و متولدین سال 59 نه...؟
#دنیا_را_به_پایت_خواهم_ریخت

نویسنده : چیکسای
تعداد صفحات : 369

خلاصه رمان :
مارال بزرگ شده پرورشگاه است.او با حميد رضا يکي از پسرهاي پرورشگاه ازدواجي عاشقانه دارد ولي به علت رخ دادن يکسري حوادت حميد رضا مفقود ميشود و مارال ميماند با دنياي از مشکالات که يک تنه با آنها مبارزه ميکند…بعد از سالها حميد رضا در برابر مارال قرار ميگيرد ولي خيلي چيزها عوض شده است و خيلي حرفها در ميان است که بايد از آنها پرده برداري شود…
#پایان_خوش
1
#دوست_مجازی
نوشته : چیکسای

خلاصه :
باران دختری اهل شعر و کتاب میباشد که دانشجوی رشته روانشناسی است. او سالها در قالب ونوس دوست صمیمی اش از طریق ایمیل با آرش که در آمریکا زندگی میکند، در ارتباط بوده است. حال بعد از 11 سال آرش تصمیم گرفته است که برای ازدواج با ونوس به ایران بازگردد ....
پایان خوش
ژانر: #عاشقانه #طنز
#بهش_صورتی🔞🔞🔞🔞
🔞🔞🔞🔞🔞
بهشت صورتی.
https://t.me/joinchat/AAAAAEvQEJHX4gA3-5TFSQ
رمان ممنوعه #قلاده_تباهی
📝نویسنده: آوا
تعداد صفحات: 424
این رمان برای ترویج بی بند و باری در جامعه نیست بلکه صرفا برای به تحریر در آوردن واقعیات
جامعه است.همان طور که مطلع هستید متاسفانه نویسنده رمان تصادف کرده و فوت کرده اند.جمعی از
دوستان برای شادی روح آن مرحوم دست نوشته های ایشون رو کامل و به تحریر درآورده اند.پس لطفا
برای شادی روح آن مرحومه تا پایان رمان با ما همراه باشید ...
این pdf شامل فایل کامل رمان هست که به صورت رایگان تقدیم شما میشود.
قسمتی از رمان:
و نالم کل اتاق رو گرفته بود
کاش زودتر به اوج میرسید تا ولم کنه. کل بدنم میسوخت و شک نداشتم کبود میشه
درد طاقت فرسای زیردلمم مزید برعلت شده بود
با ضربه ی اخرش بالاخره اروم گرفت و روم دراز کشید
ناله ی خفیفی کردم و خودم رو به زور از زیر تنش بیرون کشیدم
بغض گلوم رو گرفته بود
تکه های لباسم رو پوشیدم و پول روی میز رو برداشتم
نگاه آخر رو بهش انداختم که از لذت چشم هاش رو بسته بود
پسر منه .apk
2.2 MB
(اندروید)Apk
پسر منه.epub
122 KB
(آیفون و آیپد)Epub
رمان: #پسر_منه
نویسنده: #نازنین_موسوی
ژانر: #عاشقانه‌
صفحات: 133
خلاصه:
درمورد دختر فقیریه که شوهرش مرده یه پسر داره که پدر دختره اونو به یه شخصی میفروشه که بچه دار نمیشدن پدر دختره یه ادم خطر ناکیه
دختره میره تو یه شرکتی کار میکنه با برادر رییسش اشنا میشه کم کم عاشق......
پسرمنه
#من_زن_نمیخوام
@manzannemikhom
من زن نمیخوام
نویسندش نصفه ول کرده و ادامه نداده
#هیز_مای_سان
#اون_پسر_منه

به قلم goli

خلاصه ی فصل اول:
دختری بیست و یک ساله که بدلیل بی پولی دست به کاری میزنه که اصلا علاقه ای به این کار نداره...دختری ایرانی به اسم تیارا که در کره ی جنوبی زندگی میکنه و هنری نداره و در رستوران خانم همسایه کار میکنه و پدر مادرشو از دست داده و بدلیل بی پولی رحمشو اجاره میده به خانواده ای پولدار...به خانم و آقای آن...
یک ماه میگذره و تیارا متوجه میشه که خانم آن دیگه بهش سر نمیزنه و تعجب میکنه
به دکترش یعنی دکتر پارک که برادر خانم آن هستش تماس بگیره و متوجه میشه که خانم و آقای آن طی تصادفی از بین رفتن و تیارا نمیدونه که بچه ی توی شکمش خون آشامه و خانواده ی بچه هم خون آشامند و نمیدونه که خانم و آقای آن تصادف نکردن و بلکه به دست قدرتمند ترین دورگه خون آشام گرگینه ای جهان یعنی جی دراگون(جی دی ) کشته شدند
تیارا به عموی بچه ی توی شکمش که جائه نام داره آشنا میشه و جائه سرپرستی تیارا و بچه رو به عهده میگیره و تیارا نمیدونه که خون آشاما فقط ۴ ماه در شکم مادر میمونن و از خون مادر تغذیه میکنن و در مرحله ی اخر به قدری نوزاد قدرتمند شده که تمام خون مادر رو میخوره و مادر میمیره
ولی سرنوشتی جالب و سراسر عشق در انتظار تیارا هست که شاید باور نکنید

ژانر : عاشقانه هیجانی طنز
هیز مای سان
اون پسر منه