کانال کافه رمان خونه📖
23.2K subscribers
700 photos
72 videos
17.8K files
7.69K links
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe

درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh

تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
Download Telegram
رمان : #چشمان_آتش_کشیده👆🏽

ژانر : #عاشقانه #تخیلی #هیجانی

✍🏼نویسنده : Fatemeh78


خلاصه
یک مرد ، مردی از تبار خون .. مردی با چشمان ماورایی.. مردی که قدرت و سرعتی فراتر از انسان‌های دیگه به ارث برده بود .. مردی متفاوت از تمام انسان‌های دیگه .. ناگریز از تغییری هزارساله.. مردی که هزاران سال پیش در تابوت خود چشمانش را باز کرد و به دنیای تاریکی خوشامد گفت .
ابرای خاکستری و تیره که سرتاسر آسمون‌و پوشونده بودن ، کم کم قطره‌ها رو مهمون زمین کردن.. همه‌ی مردم سریع حرکت کردن تا از دست سیل و طوفانی که به راه بود در امان بمونن ..
ولی زیر اون قطره‌های تند و تیز ، یک نفر بر خلاف بقیه‌ی مردم آروم قدم می‌زد.. نگاهش‌و‌ به زمین دوخت و به گودالای لباب از آب نگاه کرد... با استشمام بویی لباش‌و بهم فشرد ..
- ببخشید آقا می‌شه بهم کمک کنید ؟
اون ازش کمک می‌خواست ، از مردی که برخلاف بقیه‌ بود . یه چیزی اون‌و متمایز می‌کرد .. نگاهش‌و به پای زخم شده‌ی اون دختر دوخت..دستش‌و روی گلوش گذاشت و بازدم عمیقش‌و رها کرد . و آیا این مرد توانایی پنهان کردن نیش‌های برافراشته‌ی سفیدش‌و که در تاریکیِ شب برق می‌زد رو داشت ؟ ‌


چشمان آتش کشیده
#جدید
رمان: #شکنجه_گر👆🏼

✍🏼نویسنده: down13

ژانر: #عاشقانه #معمایی

صفحات: 137

خلاصه:
قهرمان داستان دختری به اسم پگاه هست که مادر و پدرش همیشه با هم در حال دعوا هستن مادرش هیچ۸ علاقه ای به پگاه نداره و همه اینها باعث تنهایی پگاه میشه تا اینکه توی یه مهمونی با مهران آشنا میشه و شدیدا بهم علاقه مند میشن وقتی شب خونه میاد میبینه کسی نیست و از پشت مورد حمله قرار می گیره و به شدت کتک می خوره که باعث بیهوش شدنش می شه وقتی بخودش میاد بدنش پر کبودیه و از بینیش به شدت خون میاد.صبح که بیدار میشه هیچ اثری از اون کبودیا و زخمها به جا نمونده در صورتی که اون مطمئنه که این اتفاقات رو تو خواب ندیده ،میدونه به هر کی بگه فکر می کنه دیوونه شده پس تصمیم می گیره…

شکنجه گر
رمان: #خواب_بازی👆🏼

✍🏼نویسنده: down_13

ژانر: #عاشقانه #
خلاصه:
داستان راجع به دختری به اسم شادیه که داستان از زبون اون روایت میشه دانشجوی باستان شناسیه و طی اتفاقاتی با پسری به اسم باربد دوست میشه که باربد شخصیت عجیبی داره و توانایی خوندن ذهن بیشتر آدم ها رو داره…

خواب بازی
فاقد فرمتepub
💢لیست رمان های الناز دادخواه (Elnaz dadkhah) :


💢درنده تاریک شب (جلد اول)
#درنده_تاریک_شب

💢در بطن شب (جلد دوم)
#در_بطن_شب

💢در انتهایی ترین نقطه شب (جلد سوم)
#در_انتهایی_ترین_نقطه_شب

💢شکارچیان مخفی (جلد دوم: "گرگ زاده"در حال تایپ)
#شکارچیان_مخفی
لیست رمانهای down_13
خواب بازی
#خواب_بازی


شکنجه گر
#شکنجه_گر


اسیر عشق
#اسیر_عشق

سرچ کنید موجودند📢
#نوه_های_مامان_جون_شمس_الملوک

به قلم: چیکسای

خلاصه:
... از افتخارات مامان جون شمس الملوک که همه اونو مامان جون شمسی صدا میزدیم این بود که تو 13 سالگی عروس شده بود... 13 شکم بچه آورده بود... 13 سال تو تهرون زندگی کرده بود و شماره ی کوچه ی محل زندگیش 13 بود...اما مهمترین افتخار مامان شمسی این بود که تونسته بود اکثر دخترها و پسرهاشو تو همین کوچه ی شماره 13 جمع کنه و تقریبا کوچه رو اختصاصی به اسم کوچه ی بچه های مامان شمسی به همه بشناسونه!ولی این داستان حکایت مامان جون شمسی نیست. یه تعدادیمون جزو متولدین دهه پنجاه بودیم و بقیه جزو دهه ی شصت... ولی هردو نسل درگیر مشکلات دوران انقلاب و جنگ شدیم و اینطور نبود که دهه شصتیها از ما سختیهای بیشتری کشیدن... همه ی اونهایی که از سال 1355 تا سال 1360 به دنیا اومدن حرف منو خوب میفهمن! مگه میشه متولدین سال 60 درد کشیده ی پس لرزه های جنگ و انقلاب باشن و متولدین سال 59 نه...؟