#غیر_ممکن 👆
نویسنده: ghazaleeMAH
خلاصه:
رمان غیر ممکن impossible یک رمان در سبک عاشقانه و طنز است،قضیه از این قرار است که یک دختر با دوست بسیار صمیمی اش در حدی صمیمی که به گردنش خواهری کرده است باهم زندگی میکنند و یک روز این دو از هم طبق خواست سرنوشت از هم جدا میشوند و این دختر گوشه گیرو تنها میشود.مدتی بعد یک پسر که از دور تخس به نظر میرسد اما در حقیقت از بعضی دیگر مرد تر است سر راه این دختر قرار میگیرد،این پسر با اینکه خود پر از مشکل هست ولی نمیخواهد غم این دختر را ببیند سعی به خنداندن او میکند،به نظر شما آیا دختر خنده اش میگیرد؟
ژانر: #عاشقانه، #طنز
غیر ممکن
نویسنده: ghazaleeMAH
خلاصه:
رمان غیر ممکن impossible یک رمان در سبک عاشقانه و طنز است،قضیه از این قرار است که یک دختر با دوست بسیار صمیمی اش در حدی صمیمی که به گردنش خواهری کرده است باهم زندگی میکنند و یک روز این دو از هم طبق خواست سرنوشت از هم جدا میشوند و این دختر گوشه گیرو تنها میشود.مدتی بعد یک پسر که از دور تخس به نظر میرسد اما در حقیقت از بعضی دیگر مرد تر است سر راه این دختر قرار میگیرد،این پسر با اینکه خود پر از مشکل هست ولی نمیخواهد غم این دختر را ببیند سعی به خنداندن او میکند،به نظر شما آیا دختر خنده اش میگیرد؟
ژانر: #عاشقانه، #طنز
غیر ممکن
رمان:#لج_و_لجبازی_به_سبک_من_و_تو
نویسنده:#زایکاراستین نویسنده کافه تک رمان
مقدمه:عشق ، غرور ، زندگی...
بیا تا در کنار زندگی طعم عشق را با چاشنی غرور بچشیم...
بیا زندگی کردن را یاد بگیریم، نه ادامه دادن را...
بیا دنیایمان را به یک عادت معمولی تبدیل نکنیم...
عادتی که بعضی با غرور و بعضی با عشق آن را سپری میکنند...
بیا تا لج و لجبازی ما، فقط به سبک من وتو باشد...
خلاصه:داستان من قصه دختریه که زندگی کردن رو می خواد...
این دختر بی قصد میخنده ، بی قصد حرف میزنه و از همه مهمتر بی قصد زندگی میکنه...
رائیکا یاد گرفته که به جای غرور چاشنی شیطنت رو پیشه کارش کنه و با اذیت کردن هاش موجب خنده بشه...
درسته که خیلی دلش نازکه وزود میشکنه، اما با خندیدن از خودش یک آدم بی تفاوت رو ساخته...
نویسنده:#زایکاراستین نویسنده کافه تک رمان
مقدمه:عشق ، غرور ، زندگی...
بیا تا در کنار زندگی طعم عشق را با چاشنی غرور بچشیم...
بیا زندگی کردن را یاد بگیریم، نه ادامه دادن را...
بیا دنیایمان را به یک عادت معمولی تبدیل نکنیم...
عادتی که بعضی با غرور و بعضی با عشق آن را سپری میکنند...
بیا تا لج و لجبازی ما، فقط به سبک من وتو باشد...
خلاصه:داستان من قصه دختریه که زندگی کردن رو می خواد...
این دختر بی قصد میخنده ، بی قصد حرف میزنه و از همه مهمتر بی قصد زندگی میکنه...
رائیکا یاد گرفته که به جای غرور چاشنی شیطنت رو پیشه کارش کنه و با اذیت کردن هاش موجب خنده بشه...
درسته که خیلی دلش نازکه وزود میشکنه، اما با خندیدن از خودش یک آدم بی تفاوت رو ساخته...
عمارت به قلم الناز محمدی آنلاین بوده رمانش اما پارت ها رو براداشته و هیچ پارتی داخل کانال نیست و فایلی از این رمان نیست شاید چون بقیه رماناش چاپیه فرستاده باشه واسه چاپ
#عمارت
#عمارت
#خواب_بازی
خواب بازی
نویسنده: down13
تعداد صفحات336
خلاصه رمان : داستان راجع به دختری به اسم شادیه که داستان از زبون اون روایت میشه.دانشجوی باستان شناسیه و طی اتفاقاتی با پسری به اسم باربد دوست میشه که باربد شخصیت عجیبی داره و توانایی خوندن ذهن بیشتر آدم ها رو داره…
#عاشقانه #فانتزی
❌❌نسخهepubندارد
خواب بازی
نویسنده: down13
تعداد صفحات336
خلاصه رمان : داستان راجع به دختری به اسم شادیه که داستان از زبون اون روایت میشه.دانشجوی باستان شناسیه و طی اتفاقاتی با پسری به اسم باربد دوست میشه که باربد شخصیت عجیبی داره و توانایی خوندن ذهن بیشتر آدم ها رو داره…
#عاشقانه #فانتزی
❌❌نسخهepubندارد
🌷 گوهر_یکدانه 🌷
نویسنده: #مهناز_سید_جواد_جواهری
خلاصه:
داستان در مورد دختری به نام گوهر است که با مادرش و دایی اش و نامادری مادرش زندگی میکند و عاشق پسر دایی اش میشود.
اما زن دایی اش که مخالف است آنقدر اذیتش میکند که مجبور میشوند آن خانه را ترک کنند و به خانه ای که به خونه قمر خانم معروف بوده بروند
چند مدتی در آنجا میمانند که روزی نامادری مادرش خبر می آورد که عروسی دختر دایی است ، انها هم مشغول درست کردن لباس عروس میشوند که پارچه کم آورده و مجبور میشوند برای خرید پارچه به لاله زار برود. آنجا گوهر پدرش را که یکی از تجار معروف بوده پیدا میکند و
با شروع رفت و آمد به خانه پدری زندگی شان تغییر کرده و به خانه ای که پدرش در شمیران برایشان خریده نقل مکان میکنند
تعدادصفحات:774
#گوهر_یکدانه
نویسنده: #مهناز_سید_جواد_جواهری
خلاصه:
داستان در مورد دختری به نام گوهر است که با مادرش و دایی اش و نامادری مادرش زندگی میکند و عاشق پسر دایی اش میشود.
اما زن دایی اش که مخالف است آنقدر اذیتش میکند که مجبور میشوند آن خانه را ترک کنند و به خانه ای که به خونه قمر خانم معروف بوده بروند
چند مدتی در آنجا میمانند که روزی نامادری مادرش خبر می آورد که عروسی دختر دایی است ، انها هم مشغول درست کردن لباس عروس میشوند که پارچه کم آورده و مجبور میشوند برای خرید پارچه به لاله زار برود. آنجا گوهر پدرش را که یکی از تجار معروف بوده پیدا میکند و
با شروع رفت و آمد به خانه پدری زندگی شان تغییر کرده و به خانه ای که پدرش در شمیران برایشان خریده نقل مکان میکنند
تعدادصفحات:774
#گوهر_یکدانه
ملکه من
نویسنده: ملیکا کرمی
تعداد صفحات: 83
جلد اول:
جلد دوم: درحال تایپ...❗️
فاقد فرمت های دیگر ❗️
خلاصه :
درمورد یک دختر، دختری قدرتمند که هدیه ای بهش داده میشه تا با اون هدیه پادشاهی بسازه
اما در میان راه هدفش عشقی ممنوعه به وجود میاد
عشقی به محافظ خودش
اما همیشه نفر سومی وجود داره و اشتباهاتی که همه انجام میدن
خوندنش متوجه جریانات میشید
ژانر: #عاشقانه #تخیلی #صحنه_دار
نویسنده: ملیکا کرمی
تعداد صفحات: 83
جلد اول:
جلد دوم: درحال تایپ...❗️
فاقد فرمت های دیگر ❗️
خلاصه :
درمورد یک دختر، دختری قدرتمند که هدیه ای بهش داده میشه تا با اون هدیه پادشاهی بسازه
اما در میان راه هدفش عشقی ممنوعه به وجود میاد
عشقی به محافظ خودش
اما همیشه نفر سومی وجود داره و اشتباهاتی که همه انجام میدن
خوندنش متوجه جریانات میشید
ژانر: #عاشقانه #تخیلی #صحنه_دار
👍1