کانال کافه رمان خونه📖
23.3K subscribers
700 photos
72 videos
17.8K files
7.69K links
📌جهت قرارگیری رمان ، تبلیغات و نویسندگانی که تمایل به حذف رمان را از گروه و کانال ما را دارند به پی وی مسئول ارتباط با اعضاء مراجعه فرمایید.
@mhmd_exe

درخواست رمان فقط از گروه
گروه درخواست رمان:
https://t.me/+lHEliiiyKaViZWNh

تاریخ تاسیس تیم:
1397/5/10
Download Telegram
#شکنجه_گاه_عشق

جلد دوم:
جلد اول: منه ممنوعه

فاقد خلاصه

شکنجه گاه عشق
@caffetakroman balay joon.jar
142.1 KB
#بلای_جون

#جدید

‍ ‌‌‌‌┄┅┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄┅┄✮
@caffetakroman balay joon.pdf
2.6 MB
#بلای_جون

#جدید

‍ ‌‌‌‌┄┅┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄┅┄✮
@caffetakroman balay joon.apk
573.4 KB
#بلای_جون

#جدید


‍ ‌‌‌‌┄┅┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄┅┄✮
@caffetakroman balay joon.epub
105.6 KB
#بلای_جون

#جدید


‍ ‌‌‌‌┄┅┄┅┄ ❥✾❥ ┄┅┄┅┄✮
💠 رمان بلای جون ⬆️

🔶 نویسنده: پریسا_ک ( یع روانیعم )
💬 ژانر: پلیسی/ عاشقانه/طنز

💭 خلاصه:
زندگی یک بازی پر پیچ و خم است که درهر پیچ و خمش مراحل دشواری وجود دارد...
زندگی یک بازی دشوار است که هیچ لطافتی در آن وجود ندارد... زندگی بازیی است که با یک سهل انگاری کوچک همه چیز به هم می ریزد و بازنده ی آن بازی می شوی..! این خود ما هستیم که برنده یا بازنده ی بازی را مشخص می کنیم. پریسا کیست؟ یا اصلا چیست؟ دلیل تمام سر در گمی ها و کابوس های پی در پی او چیست؟ چرا این کابوس های مبهم تمامی ندارند؟ دلیل این کابوس ها چه می تواند باشد؟ او بالاخره می تواند دلیل این سر در گمی ها و سوالات مختلفی که هر بار با تلنگری کوچک به وجود می آیند و برای مدت های زیادی مانند خوره به جانش می افتند را پیدا کند؟ او باز هم برنده ی این بازی می شود و سر بلند از این بازی بیرون می آید یا...


#بلای_جون

#جدید
Forwarded from زندگی خاموش 💀💘 (👑 mobina👑)
[مثلا صبح از خواب بلند شم از پنجره بیرون رو نگاه کنم یهو برگردم ببینم هنوز رو تخت خوابم...]:)



@zEnDeGIkHAmOShhhhhhh
👍1
Forwarded from زندگی خاموش 💀💘 (👑 mobina👑)
Forwarded from زندگی خاموش 💀💘 (👑 mobina👑)
📚 زیر خط فقر🔞
بین دخترای ایرانی که لباس عربی تنشون بود ایستاده بودم
تا عربا بیان و از بینمون سوگلی انتخاب کنن.
بعضی ها ناراحت و بعضی ها خوشحال بودن.
عربای چاق میومدن و تعدادمون کم و کمتر میشد
چشمم به مرد جوون و قد بلندی افتاد. بالاخره اومد جلو و یکی یکی نقاب دخترا رو از جلوی صورتشون عقب میزد


به من که رسید با سردی گفت:
_چند سالته؟

۲۴.

چشمای سبزم از پشت نقاب سبز رنگم برق می زد.

نقاب و از جلوی صورتم گرفت که زیباییمو دید تعجب کرد.

اومد روبروم و انگشتشو روی لبام گذاشت که باحالت زیبا و پرنازی دهنمو باز کردم و گاز ریزی از انگشتش گرفتم.

لبخند ملایمی و جذابی زد و گفت:
_خوردنی و جذابی. همینو میخوام.

منو محکم کشید توی بغلش و بلندم کرد که...

https://telegram.me/joinchat/AAAAAEwpe1t8NIDzPXqA2w
🥰2
+چراکشتیش؟؟؟😡😡
_آقای قاضی توکانال رمانخونه عضونبود.😒😒
+حق باتوهه🤨🤨.حله آزادی برو❤️😍😍😍

😍😍😍😍😍👇👇👇👇👇👇پیشنهادمیکنم عضوبشین

@Roman_Khone_Ch
@paraazitt



بکارت من مال کیست