خانهی زرد
یک خانه در میدانِ لامارتینِ آرل، به رنگِ کرهی تازه.
ونسان آن را اجاره کرد به امیدِ ساختنِ یک «استودیوی جنوب»
جایی برای هنرمندانی که رنگ را با گوشتشان میدیدند، نه فقط با چشم.
و پل گوگن، از راهِ دور، به این رؤیا پیوست.
دو مرد که از یک چشمه آب میخوردند — عشقِ مشترک به هنرِ ژاپن، به رنگِ تخت، به خطِ قاطع
اما هرکدام آن را به رودی با جهت متفاوت هدایت کردند
یکی میخواست جهان را همانطور که هست بکشد؛ دیگری، جهانی که باید باشد.
شصتوسه روز زیرِ یک سقف.
نامههایی دربارهی رنگ و ترکیببندی؛ بحثهایی که هرگز واقعاً تمام نشد؛
آفتابگردانهایی که برای مهمانی کاشته شدند که هنوز نرسیده بود؛
دو صندلیِ خالی، پیش از آنکه خالی شوند.
و بعد، شبی که هیچ آرشیوی جزئیاتش را با قطعیت ثبت نکرد.
در اپیزودِ تازهی «خانهی زرد»، رادیو هنرآگه روایتِ این پیوند و گسست را — با ارجاع به نامههای اصلیِ ونگوگ و اسنادِ موزهی ونگوگ — بازگو میکند.
یک خانه در میدانِ لامارتینِ آرل، به رنگِ کرهی تازه.
ونسان آن را اجاره کرد به امیدِ ساختنِ یک «استودیوی جنوب»
جایی برای هنرمندانی که رنگ را با گوشتشان میدیدند، نه فقط با چشم.
و پل گوگن، از راهِ دور، به این رؤیا پیوست.
دو مرد که از یک چشمه آب میخوردند — عشقِ مشترک به هنرِ ژاپن، به رنگِ تخت، به خطِ قاطع
اما هرکدام آن را به رودی با جهت متفاوت هدایت کردند
یکی میخواست جهان را همانطور که هست بکشد؛ دیگری، جهانی که باید باشد.
شصتوسه روز زیرِ یک سقف.
نامههایی دربارهی رنگ و ترکیببندی؛ بحثهایی که هرگز واقعاً تمام نشد؛
آفتابگردانهایی که برای مهمانی کاشته شدند که هنوز نرسیده بود؛
دو صندلیِ خالی، پیش از آنکه خالی شوند.
و بعد، شبی که هیچ آرشیوی جزئیاتش را با قطعیت ثبت نکرد.
در اپیزودِ تازهی «خانهی زرد»، رادیو هنرآگه روایتِ این پیوند و گسست را — با ارجاع به نامههای اصلیِ ونگوگ و اسنادِ موزهی ونگوگ — بازگو میکند.
❤3
🎙 اپیزود تازهی رادیو هنرآگه: عشقی بدون بدن
روایتی مستندسازیشده از عشق افلاطونیِ یایویی کوساما و جوزف کورنل — رابطهای که در نامهها و تماسهای روزانه جریان داشت، اما هرگز به تن نرسید.
در این اپیزود میشنوید:
▫️ چرا مادر کورنل یکبار سطل آبی روی سر این دو ریخت
▫️ چطور ترسِ کوساما از رابطهی جسمانی، به یکی از مشهورترین نصبهای تاریخ هنر بدل شد
▫️ ماجرای شبِ بیینال ونیز که کوساما بدون دعوت، هزاروپانصد کرهی آینهای را به فروش گذاشت
هر ادعای مستند این اپیزود، با منبع دقیقش در پایان فایل آمده.
گوش بدید 🎧
روایتی مستندسازیشده از عشق افلاطونیِ یایویی کوساما و جوزف کورنل — رابطهای که در نامهها و تماسهای روزانه جریان داشت، اما هرگز به تن نرسید.
در این اپیزود میشنوید:
▫️ چرا مادر کورنل یکبار سطل آبی روی سر این دو ریخت
▫️ چطور ترسِ کوساما از رابطهی جسمانی، به یکی از مشهورترین نصبهای تاریخ هنر بدل شد
▫️ ماجرای شبِ بیینال ونیز که کوساما بدون دعوت، هزاروپانصد کرهی آینهای را به فروش گذاشت
هر ادعای مستند این اپیزود، با منبع دقیقش در پایان فایل آمده.
گوش بدید 🎧
شش ویدئو برای شناخت یایویی کوساما در کانال یوتیوپ هنرآگه https://www.youtube.com/playlist?list=PLmtc3JjSsTgs2g6ezfK8eDPSmt1Gf0oUh
❤1😍1
گفتگو با کوساما در کانال هنرآگه https://t.me/honaragah/15038
Telegram
Honaragah(ادبیات،هنر،سینما)
گفتگو با یایویی کوساما
❤🔥1🤮1
🎙 پادکست: سرگرمیسازی استعلایی؛ وقتی لذت به حقیقت و آگاهی گره میخورد
جستاری که در روزنامه اعتماد منتشر شد، اینبار به شکل پادکست رادیو هنرآگه تقدیمتان میشود.
در این قسمت از نظریه رمانتیک-متافیزیکی هنر میگوییم—سنتی فکری که از رمانتیکهای آلمانی (شلینگ، هگل، شوپنهاور، نیچه) تا متفکران قرن بیستم مثل گادامر و آدورنو امتداد یافته و معتقد است لذت هنری نه هدف، بلکه پیامدِ افشای حقیقت است.
آدورنو میگوید هرچه اثری را عمیقتر بفهمیم، کمتر از آن به معنای متعارف «لذت» میبریم؛ آنچه رخ میدهد تسخیرشدگیست، نه سرگرمی. اما در کنار این، به نقد جدی مخالفان هم میپردازیم: خطر نخبهگرایی زیباییشناختی.
با مثالهایی از بوف کور هدایت، سینمای تارکوفسکی و کیارستمی، نقاشیهای روتکو و پیکاسو، و مجسمهی پیهتای میکلآنژ، این ایده را در بستر آثار بزرگ هنری دنبال میکنیم.
و در پایان، این پرسش را مطرح میکنیم: آیا خودِ کلمهی «سرگرمی» واژهی درستی برای این تجربهی متعالی است؟
جستاری که در روزنامه اعتماد منتشر شد، اینبار به شکل پادکست رادیو هنرآگه تقدیمتان میشود.
در این قسمت از نظریه رمانتیک-متافیزیکی هنر میگوییم—سنتی فکری که از رمانتیکهای آلمانی (شلینگ، هگل، شوپنهاور، نیچه) تا متفکران قرن بیستم مثل گادامر و آدورنو امتداد یافته و معتقد است لذت هنری نه هدف، بلکه پیامدِ افشای حقیقت است.
آدورنو میگوید هرچه اثری را عمیقتر بفهمیم، کمتر از آن به معنای متعارف «لذت» میبریم؛ آنچه رخ میدهد تسخیرشدگیست، نه سرگرمی. اما در کنار این، به نقد جدی مخالفان هم میپردازیم: خطر نخبهگرایی زیباییشناختی.
با مثالهایی از بوف کور هدایت، سینمای تارکوفسکی و کیارستمی، نقاشیهای روتکو و پیکاسو، و مجسمهی پیهتای میکلآنژ، این ایده را در بستر آثار بزرگ هنری دنبال میکنیم.
و در پایان، این پرسش را مطرح میکنیم: آیا خودِ کلمهی «سرگرمی» واژهی درستی برای این تجربهی متعالی است؟
❤1