Psyra | ذهن و شخصیــــت
1.95K subscribers
48 photos
44 links
ㅤ ㅤ
ㅤㅤ ㅤ ㅤ  ✿‌⃞‌᳕ㅤㅤ 𝗎𝗋ㅤ 🧠♡ㅤ نـاخـودآگـاھ مـعلـق
ㅤ‌ㅤ ㅤ 𝖿𝗋𝗈𝗆 𝖻𝗎𝗋𝗂𝖾𝖽 𝗏𝗈𝗂𝖼𝖾𝗌 𝖺𝗇𝖽 𝗌𝗂𝗅𝖾𝗇𝗍 𝗐𝗈𝗎𝗇𝖽𝗌

@EpochXbot
Download Telegram
حالا برگردیم به همون پیام اول
در واقعیت طرف فقط جواب پیام و هنوز نداده.
اما ذهن من میگه حتما ازم ناراحته‌.

فاجعه‌سازی میگه:
«پس رابطه‌مون داره خراب می‌شه.»

عدم تحمل ابهام از طرف دیگه میگه:
«باید همین الان بفهمم چرا جواب نداده.»

و شاید سالم‌ترین جمله‌ای که می‌تونیم این وسط به خودمون بگیم این باشه:
‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌
🩵 من هنوز چیزی نمی‌دونم.🩵



چون گاهی بالغ‌ترین واکنش روانی توانایی تحمل فاصله بین «چیزی که می‌دونم» و «چیزی که من حدس می‌زنم»عـه.

چون مغزت همیشه دنبال حقیقت نیست؛گاهی فقط دنبال یک داستانه که ابهام رو ساکت کنه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊31
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🕊2
چرا وقتی حالمون و بد میکنه باز هم همون آهنگ غمگین رو پلی می‌کنیم؟ ‌ ‌🎶 🍰🍰 🤩 eautiful Sadness✉️

تا حالا به این فکر کردی چرا وقتی حالت بده به جای اینکه یه آهنگ شاد بذاری و سعی کنی حالت رو بهتر کنی میری سراغ همون آهنگی که می‌دونی هر بار قراره دلت رو بیشتر خون کنه؟

همون آهنگی که می‌دونی باهاش قراره یاد یه آدم یا اتفاق یا حتی یه نسخه قدیمی‌ از خودت بیفتی.

ولی بازم پلیش می‌کنی.
حالا چرا؟ 🤔

شاید چون ما همیشه از موسیقی برای خوب شدن حالمون استفاده نمی‌کنیم.
گاهی ازش استفاده می‌کنیم که با حال بدمون کنار بیایم.
بیا دلیلش و بهت بگم

😐syra🦢🦢🦢
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊24
🦋01 | Music & Emotion Regulation | موسیقی و تنظیم هیجان

سال ۲۰۰۷، Suvi Saarikallio و Jaakko Erkkila درباره نقش موسیقی در تنظیم خلق نوجوون‌ها پژوهش کردن.

چیزی که جالب بود اینه که موسیقی همیشه قرار نیست حال بد رو تبدیل به حال خوب کنه.

گاهی آدم عمدا موسیقی ای رو انتخاب می‌کنه که با احساس فعلیش هماهنگه.
مثلا وقتی ناراحته آهنگ غمگین گوش می‌ده.
نه چون برای اینکه غمگین‌تر بشه بلکه چون اون آهنگ بهش اجازه می‌ده احساسی که همین الان داره رو تجربه کنه بدون اینکه مجبور باشه ازش فرار کنه.

یه جورایی انگار مغز می‌گه باشه الان که مودم بده میخوام یه چیزی گوش بدم که با این حالم جور دربیاد

پس گاهی موسیقی قرار نیست احساس ما رو عوض کنه قراره کمکمون کنه احساس فعلیمون رو تحمل و تنظیم کنیم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊24
🍎 02 | چرا آهنگ غمگین لزوما نشونه یه تجربه‌ی غمگینی نیست؟

اینجا یه نکته خیلی جالب وجود داره.

Alf Gabrielsson بین دو موضوع تفاوت گذاشت:

احساسی که موسیقی بیان می‌کنه
و احساسی که موسیقی در ما ایجاد می‌کنه.
این دوتا الزاما یکی نیستن.

یعنی ممکنه یه آهنگ کاملا غمگین به نظر برسه ولی شنیدنش برای من آرامش‌بخش باشه.
یا حتی باعث بشه حس خوبی پیدا کنم.

چون من فقط غم رو دریافت نمی‌کنم ممکنه همزمان حس آشنایی، نوستالژی، آرامش، لذت، یا حتی درک شدن رو هم تجربه کنم.


پس گوش دادن به اهنگ غمگین لزوما به این معنی نیست که کل اون لحظه ناخوشاینده.
ممکنه آهنگ غمگین باشه ولی تجربه‌ی شنیدنش برای ما دوست‌داشتنی باشه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊24
🌈 03 | پس چرا بعضی آهنگ‌ها این‌قدر خاطره دارن؟

اینجا می‌رسیم به نظریه Petr Janata.

وی در سال ۲۰۰۹ درباره‌ی خاطرات شخصی‌ای که با موسیقی فعال می‌شن پژوهش کرد و به ارتباط بین موسیقی حافظه و بخش‌هایی از مغز که در پردازش خاطرات شخصی نقش دارن پرداخت.

و این دقیقا همون چیزیه که احتمالا خودمون بارها تجربه کردیم:

یه آهنگ پخش می‌شه و یهو... فقط صدای آهنگ رو نمیشنوی...یه آدم به خوصوص یادت میاد...یه خیابون....یه تابستون...یه مکالمه.
حتی گاهی یه نسخه‌ی خاص از خودت.

برای همین بعضی آهنگ‌ها فقط صرفا موسیقی نیستن.
تبدیل شدن به یک جور کپسول زمان.
و وقتی حالت بده و دوباره می‌ری سراغ همون آهنگ شاید فقط دنبال غمگین‌تر شدن نیستی شاید داری دوباره به یک خاطره یک آدم یا احساسی چنگ می‌زنی که اون آهنگ بهش وصل شده.

Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊25
🌥 04 | ولی یه چیز عجیب‌تر هم وجود داره

چرا ما از این تجربه لذت می‌بریم؟

در پژوهشی که سال ۲۰۲۴ انجام شد آدم‌ها موسیقی‌ای رو انتخاب کردن که خودشون دوستش داشتن و در عین حال براشون احساس غم ایجاد می‌کرد.

بعد ازشون خواستن تصور کنن اگر می‌شد غم اون موسیقی رو حذف کرد باز هم همون‌قدر دوستش داشتن؟

نتیجه جالب بود:
حدود ۸۲٪ گفتن همین غمی که موسیقی ایجاد می‌کنه بخشی از لذت اون تجربه‌ست.
یعنی ممکنه ما از یک احساس منفی در یک فضای امن و کنترل‌شده تجربه‌ای لذت‌بخش داشته باشیم.(آشنا برای افراد درگیر با پارتنر سمی🤨)

پس شاید دلیل اینکه آهنگ غمگین رو دوباره پلی می‌کنیم این نباشه که می‌خوایم حال خودمون رو بدتر کنیم شاید خود اون غم همیشه چیزی نیست که بخوایم ازش فرار کنیم.

گاهی فقط می‌خوایم احساسش کنیم... بفهمیمش و بذاریم چند دقیقه در لحظه وجود داشته باشه.

و شاید برای همینه که یه آهنگ می‌تونه همزمان غمگینت کنه‌...آرومت کنه...مودت و عوض کنه و بازم دلت بخواد دوباره پلیش کنی.

چون احساسات قرار نیست همیشه تمیز و تنهایی بیان.
گاهی غم آرامش داره.
گاهی نوستالژی درد داره.
و گاهی حتی غمگین بودن می‌تونه لذت‌بخش باشه.

پس دفعه بعد که حالت بده و دوباره همون آهنگ همیشگی رو پلی کردی شاید لازم نباشه از خودت بپرسی چرا دارم حال خودمو بدتر می‌کنم نکنه مشکل دارم؟

شاید سؤال جالب‌تر این باشه که این آهنگ داره کدوم قسمت از مود منو تنظیم می‌کنه؟

Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊24
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🕊3
✉️act or Fiction? | rain Myth ‌ ‌🤩🍰🍰
‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 🤩 واقعیت یا ساخته ذهن نویسنده؟

بیاین یه جمله معروف و امروز موشکافی کنیم:
«ما فقط از 10% مغزمون استفاده می‌کنیم.»

این جمله رو احتمالا یه جایی شنیدی و شاید حتی شنیده باشی که
«اگه بتونیم اون 90% باقی‌مونده رو فعال کنیم می‌تونیم نابغه بشیم!»
خب...قبل از توضیح دلایلم بزاریم بگم که...این ساخته ذهن نویسندس(که تو این مورد به خصوص بیشتر تحریف حرف نویسنده اصلیه)

ولی قسمت جالب ماجرا اینه که این باور از کجا اومده؟در ادامه میگم
😐syra🦢🦢🦢
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊19
🌝 01 | این 10% از کجا اومد؟

جالبه بدونی این افسانه رو نمی‌شه خیلی تمیز به یک نفر نسبت داد.
یکی از ریشه‌های احتمالی این داستان به ویلیام جیمز روان‌شناس و فیلسوف آمریکایی برمی‌گرده.

جیمز اواخر قرن نوزده درباره‌ی این ایده حرف می‌زد که انسان‌ها از تمام ظرفیت ذهنی خودشون استفاده نمی‌کنن.

اما یه تفاوت خیلی مهم وجود داره که جیمز نگفت:
«ما فقط ۱۰٪ مغزمون رو استفاده می‌کنیم.»

حرفش بیشتر درباره‌ی این بود که آدم‌ها ممکنه از تمام توانایی‌ها و ظرفیت‌های ذهنی‌شون استفاده نکنن.

بعدها این ایده کم‌کم تغییر کرد و نویسنده‌ای به اسم Lowell Thomas در مقدمه‌ی کتاب خودش این ایده رو به ویلیام جیمز نسبت داد و عدد 10% رو هم وارد ماجرا کرد.

و اینجوری یک باور عامه‌پسند متولد شد:)

Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊19
🌝 02 | پس واقعا ما از چند درصد مغزمون استفاده می‌کنیم؟

اینجا جواب یکم پیچیده‌تر از صرفا یک عدده چون مغز قرار نیست همه‌ی قسمت‌هاش رو همزمان و با یک شدت فعال کنه.

وقتی داری راه می‌ری بعضی شبکه‌های مغزی بیشتر درگیر حرکت و تعادلن.
وقتی داری حرف می‌زنی شبکه‌های مربوط به زبان و پردازش شنیداری بیشتر درگیر می‌شن.

وقتی خوابیدی هم مغزت خاموش نمی‌شه.
یعنی این‌طور نیست که 90% مغز یه گوشه نشسته باشه و منتظر باشه با یک تکنیک عجیب فعالش کنیم.(😳)

بررسی‌های تصویربرداری مغزی و شواهد مربوط به آسیب‌های مغزی نشون می‌دن تقریبا تمام بخش‌های مغز کارکردهایی دارن و در طول زمان مورد استفاده قرار می‌گیرن فقط همه‌شون در یک لحظه و برای یک کار مشخص به یک اندازه فعال نیستن.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊20
🩵 03 | پس چرا این افسانه هنوز انقدر محبوبه؟

چون ایده‌ی 90% مخفی خیلی جذابه.
بهت می‌گه تو خیلی بیشتر از چیزی که فکر می‌کنی توانایی داری؛ فقط هنوز اون قسمت مخفی رو فعال نکردی.

و این دقیقا همون چیزیه که محتوای خودیاری فیلم‌ها و حتی بعضی تبلیغات عاشقشن.

فیلم Lucy هم دقیقا از همین افسانه استفاده کرد که اگر انسان بتونه بیشتر از مغزش استفاده کنه چه اتفاقی می‌افته؟
جواب فیلم هم این بود که تبدیل می‌شی به خدا.

حالا جواب علوم اعصاب چیه؟ نه متاسفانه قرار نیست با فعال کردن 90% خاموش مغز یک‌دفعه تله پورت یاد بگیری.

حتی Stephen L Chew از انجمن علوم روان‌شناختی آمریکا این باور رو یکی از رایج‌ترین سوبرداشت‌های عمومی درباره مغز معرفی کرده.

Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊18
😀 04 | اما یک نکته جالب‌تر هم هست

این نظریه غلطه اما این به این معنی نیست که ظرفیت یادگیری و تغییر مغزمون وجود نداره‌.

چون مغز ما مثل پلاستیکه یعنی تجربه یادگیری و تمرین می‌تونن در ساختار و عملکرد شبکه‌های عصبی تغییر ایجاد کنن.

پس اگر بخوایم جمله‌ی 10%مغز رو با یک چیز واقعی جایگزین کنیم شاید این خیلی کمک کننده تر باشه:

مسئله این نیست که 90% مغزت خاموشه مسئله اینه که مغزت قابل تغییره.

و این برخلاف اون افسانه‌ی 10% ای واقعا چیزیه که ارزش بررسی داره.

و نتیجه نهایی چیه؟واقعیت یا ساخته ذهن نویسنده؟

قطعا دوم

ولی افسانه‌ی جالبی بود چون یک جمله‌ی مبهم درباره‌ی ظرفیت ذهنی رو تبدیل کردیم به یک آمار دقیق و علمی نمایی میکنه

و بعضی وقت‌ها همین اتفاق برای خیلی از باورهای روان‌شناسی می‌افته.
یک چیز نصفه‌نیمه درست رو با یه یک عدد جذاب، چند بار تکرار میکنن و یهو تبدیل می‌شه به دانش عمومی.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کالبدشکافی یک رفتار 🍰🍰 🥸 🌧
🤩pproach-Avoidance Conflict
چرا وقتی یکی رو می‌خوایم هی هلش می‌دیم عقب؟
فرض کن یکی هست که واقعا دوستش داری منتظر پیامشی و دلت می‌خواد ببینیش.
وقتی جواب نمی‌ده ذهنت درگیر می‌شه ولی وقتی نزدیکت می‌شه یه‌دفعه خودت عقب می‌کشی.
دیر جواب می‌دی...کمتر حرف می‌زنی...بهانه میاری.
یا حتی شروع می‌کنی به پیدا کردن ایرادهایی که قبل‌تر اصلا برات مهم نبودن.
بعد هم شاید با خودت بگی پس شاید اصلا دوستش ندارم.
اما همیشه این‌قدر ساده نیست.
بیاین این رفتار رو کالبدشکافی کنیم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊22
🍎 01 | Approach–Avoidance Conflict یا کشمکش نزدیک‌شدن و دورشدن

Neal E. Miller در سال 1944 مفهوم approach-avoidance conflict رو در چارچوب نظریه‌ی تعارض مطرح کرد.

ایده‌ی اصلی هم ساده‌ست...
گاهی یک چیز همزمان هم برامون جذابه و هم تهدیدکننده.

نزدیک شدن به یک آدم می‌تونه چیزی باشه که می‌خوایم اما همون نزدیکی ممکنه چیزهایی مثل آسیب‌پذیر شدن... از دست دادن کنترل یا احتمال طرد شدن رو هم با خودش بیاره.

پس مغز با دو کشش مخالف روبه‌رو می‌شه:
برم نزدیکتر/ نه زیادی نزدیک شدم میرم عقب

این تناقض لزوما به معنی این نیست که آدم مقابل رو نمی‌خوایم.
گاهی یعنی می‌خوایمش و همزمان از چیزی که ممکنه با نزدیک شدن اتفاق بیفته می‌ترسیم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊17
🍬 02 | Avoidant Attachment Style یا سبک دلبستگی اجتنابی

قبلا توی پست سبک‌های دلبستگی مفصل درباره‌ش حرف زدیم پس اینجا نمی‌خوام دوباره توضیحش بدم.
اما سبک دلبستگی اجتنابی می‌تونه یکی از دلایل این رفتار باشه.
یعنی ممکنه فرد صمیمیت رو بخواد اما وقتی رابطه واقعا نزدیک می‌شه ناخودآگاه نیاز بیشتری به فاصله گرفتن پیدا کنه.
نزدیک می‌شه...عقب می‌کشه.
فاصله می‌گیره...دوباره دلش می‌خواد نزدیک بشه.
و این دقیقا می‌تونه بخشی از همون Approach–Avoidance Conflict باشه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊15
🎉 03 | پس‌ ینی همیشه پای دلبستگی وسطه؟

نه...
و اینجا دقیقا همون جاییه که نباید هر رفتار پیچیده‌ای رو سریع بندازیم گردن سبک دلبستگی.

ممکنه آدم از نزدیک شدن عقب بکشه چون:
از صمیمیت می‌ترسه یا از طرد شدن می‌ترسه یا تجربه‌ی بدی از رابطه‌های قبلی داشته و یا حتی‌احساس می‌کنه رابطه داره استقلالش رو تهدید می‌کنه.
و گاهی واقعا اون آدم رو به اندازه‌ای که فکر می‌کرده نمی‌خواد.

پس یک رفتار الزاما یک علت مشخص نداره.
و برای فهمیدن رفتار باید ببینیم قبلش چه اتفاقی افتاده بعدش چی می‌شه و این الگو چند بار تکرار شده.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊15
🌥 04 | پس واقعا چه اتفاقی داره می‌افته؟

گاهی مسئله این نیست که من این آدم رو می‌خوام یا نمی‌خوام بلکه مسئله اینه که دو مکانیسم همزمان فعال شدن
می‌خوام بهش نزدیک بشم.
و
نمی‌خوام اینقدر آسیب‌پذیر بشم.

و وقتی این دو تا با هم درگیر می‌شن رفتارمون ممکنه از بیرون کاملا متناقض به نظر برسه.
یک قدم جلو...یک قدم عقب و دوباره جلو.

شاید برای همین بعضی رابطه‌ها نه به خاطر نبود علاقه بلکه به خاطر تعارض بین میل به نزدیکی و ترس از پیامدهای اون نزدیکی پیچیده می‌شن.

اگر تا حالا این اتفاق برات افتاده قبل از اینکه بگی
پس من آدم اجتنابگریم.
از خودت بپرس
من واقعا از این آدم فاصله می‌گیرم‌یا از احساسی که نزدیک شدن بهش توی من ایجاد می‌کنه؟

چون این دو تا یکی نیستن واقعا‌
ممکنه از خود آدم خوشت نیاد ممکنه از رابطه خوشت نیاد یا ممکنه اتفاقا خیلی هم بخوایش ولی نزدیک شدن بهش چیزی رو در تو فعال کنه که ترجیح می‌دی باهاش روبه‌رو نشی.

و پیدا کردن همین تفاوت جاییه که کالبدشکافی یک رفتار شروع می‌شه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊16
فورواردی ها رو فردا میزارم💋🤩
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊6