سرخی خون جاویدان شدهشون با هیچی پاک نمیشه، این درد و داغ توی وجود ما با هیچی از بین نمیره، خیابونها و دیوارها و خاک این سرزمین هم مثل ما حافظه دارن پس حتی بعد از ما هم هیچی فراموش نمیشه؛ ما شاهدان زندهی تاریخ و فرزندان این خاکیم، خاکی که هیچوقت هیچ ظلمی رو از یاد نبرده و مردمش هر لحظه برای گرفتن انتقام خون هموطنهای شریفشون و پس گرفتن وطن عزیزشون آماده هستن.
با نام ایران و برای تمام خونهای ریخته شده در راه آزادی این سرزمینِ عزیز.
کاش حداقل بعد از سه ماه وصل شدن به ذرهای فیلتر شده از اینترنت که جزو نیازهای اولیهی هر انسانی در این قرن هست، با حال و شرایط دیگهای به هم برمیگشتیم و یک سایهی شوم و نحس از وجود دیکتاتوری، دیگه روی میهن زخمی و جانِ نیمهجان ما نبود.
کاش و لعنت به هزار و یک "ایکاش" که سالهاست سر زبونهای ماست.
بین غم و دردی آشکار که وجودمون رو بلعیده دلخوش به انتقامهایی بودیم که از بعضی قاتلان جاویدنامهامون گرفته شد اما حواسمون بود که واژهی جانفدا رو بین هزاران واژه و شعار عربی خودتون، دزدیدید و به خیابونهایی بردید که خونِ جانفداهای حقیقی این میهن، در کنار ما و جلوی چشمهامون روی اونها ریخت و جاودان شد.
از حرف و ادعا تا عمل و شرف، اقیانوسی پرخون بین شما و ما فاصلهست.
هر بار که گفتن میخوان وضعیت اینترنت رو به قبل از دیماه برگردونن، خشمی عجیب کل وجودم رو پر کرد.
باشه ولی چیزهای مهمتری به قبل از دیماه برنمیگردن؛ اگر میتونید جانها رو به تنهای شریفِ زیر خاک برگردونید، خونهای موندگار رو پاک کنید، روح و قلب و انگیزه و امیدِ بازماندهها رو برگردونید، رویاهای به خاک نشسته رو زنده کنید، عزیزانمون رو بهمون برگردونید، جوونی این نسل رو بهشون برگردونید، شما نمیتونید زمان رو به قبل از اون دو روز برگردونید.
حتی برای خودتون هم هیچچیز به قبل از دیماه برنمیگرده، نمیذاریم که برگرده.
ما بیقرار در حال، دشمن گذشته و محروم از آینده، کاملاً شبیه کسانی بودیم که عدالت یا کینهی بشری آنان را در پشت میلههای آهنی زندانی میسازد.
↫طاعون؛ آلبر کامو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
↬ᴀ ᴄᴜʀꜱᴇ ᴏꜰ ᴀ ʜᴜɴᴅʀᴇᴅ ʏᴇᴀʀꜱ
من میدانم که به درجات بالاتری از درد که رسیدی، گریه و زاری و فریاد افاقه نمیکند، دلت انتقام میخواهد و تماشای نابودیِ هر آنچه تو را به سرحد فروپاشی و اندوه رسانده.. همین.
↫نرگس صرافیان طوفان
قبلا فکر میکردم نهایت حال بد و فروپاشیِ دسته جمعی رو توی کلینیک و بیمارستان روانی ببینم اما چند ماهه که وضعیت سطح شهر و مردم از دو مکانی که داخلش کار میکنم بدتره؛ نگاهشون و حتی گاهی سکوت و لبخندهای گاه و بیگاهشون همهی دردها و ناامیدیها رو فریاد میزنه.
توی این دوره از ایران، اگر دغدغهمند، میهنپرست و آگاه باشی چیزی جز درد و غم تجربه نمیکنی.
من امروز سوار اسنپ شدم کاری که هر روز میکنم اما این یکی خیلی فرق داشت.
ازم پرسید میرید سمت خیابون هجده و نوزده دی؟
روح از تنم جدا شد و واقعا با بغض سر تکون دادم، وقتی به کلینیک نزدیک شدیم دیدم خود راننده هم گریهاش گرفت:)
ازم پرسید میرید سمت خیابون هجده و نوزده دی؟
روح از تنم جدا شد و واقعا با بغض سر تکون دادم، وقتی به کلینیک نزدیک شدیم دیدم خود راننده هم گریهاش گرفت:)
تروما تاثیر و آسیبش رو توی زندگی و روان آدمها متفاوت نشون میده، برای یکی کابوس میشه و هر روز و هر ساعت تصاویر و صداها و دردها رو یادآوری میکنه، برای دیگری تبدیل به تیک عصبی و یا پنیک اتک میشه، ممکنه حتی باعث سرد شدن تمامی احساسات عاطفی بشه و یا دلیل معده دردها و سردردهای عصبی باشه؛ بهتره بدونید در موارد خاص یک فرد میتونه همهی اینها رو تجربه کنه.
همه چیز بستگی به میزان مقاومت و راهکارهای انتخابیِ روان ما داره که چطور با شدت و آسیب تروما برخورد کنیم، بعضیها تلاش میکنن فراموش کنن، یک عده هم از افراد و مکان و موضوعی که تروما رو براشون تداعی میکنه فرار میکنن، عدهای هم خودشون رو با کار و تفریحهای مختلف سرگرم میکنن، عدهی کمی هم هستن که نمیتونن مقابله کنن و به مرور زمان افسرده میشن و یا افکار خطرناکی نسبت به خودشون و یا مقصرهای رخ دادن تروما توی ذهنشون شکل میگیره در نهایت همشون میخوان یک جوری ادامه بدن و اونهایی هم که نمیخوان باید بهشون امید داده بشه؛ مردم جامعه الان در چنین وضعیتی قرار دارن.
چیزی که ما تجربه کردیم یک ترومای جمعی بوده یعنی الان توی اجتماع همه یک درد و آسیب روانی داریم که ریشهاش بینمون مشترکه، همینقدر تلخ که میدونیم اثرش در طول عمرمون همراهمون میمونه.
صداها..صداها و نگاهها.
جملهی"فراموش کن و بگذر" برای ما شبیه فحشه واقعا.
جملهی"فراموش کن و بگذر" برای ما شبیه فحشه واقعا.
ما ایرانیها فقط همدیگه رو داریم پس مراقب خودتون باشید و تا جایی که میتونید از سلامت روان و جسمتون محافظت کنید حداقل بیشتر از دردها و زخمهایی که بهمون تحمیل شده، درد نکشید.
سرمایههای یک ایران هستید شما.
اگر کم آوردید، خسته هستید، دلسرد و گاهی کاملا ناامید هستید، حتی اگر دارید بخاطر پرت کردن حواستون تلاش میکنید تا بتونید ادامه بدید اصلا تنها نیستید؛ ایران هم چندین ساله که همین حال رو داره و ما هم مثل اون هستیم.
تو باید زنده بمونی!
همهی ما باید زنده بمونیم!
اگر ما بمیریم، پس تکلیف زندگی چی میشه؟ تکلیف این همه خون به ناحق ریخته شده چی میشه؟
همهی ما باید زنده بمونیم!
اگر ما بمیریم، پس تکلیف زندگی چی میشه؟ تکلیف این همه خون به ناحق ریخته شده چی میشه؟
↫زمین سوخته؛ احمد محمود
ولی توی تاریخ مینویسن که مردم ایران توی جنگ فقط بخاطر قطع شدن اینترنت استرس میگرفتن، قطع شدنی که امنیت رو دچار بحران میکنه، اینترنتی که میتونه حداقل خیال ما رو بابت سلامت جسمی و امنیت همدیگه راحت کنه.
ظلم دیکتاتوری همیشه جون مردم بیگناه رو هدف گرفته و تمام حقوق انسانیِ اونها رو ازشون سلب کرده.
اون لبخندی که جون میکَنیم تا به هم تحویل بدیم، اون ادامه دادن و نفس کشیدن و پرت کردن حواسمون به کارهای روزمره که بیشباهت به درجا زدن نیست، اون تلاش کردن برای نادیده گرفتنِ شکاف عمیقی که بین ما و زندگی قرار داره، هیچکدوم شبیه مرهم عمل نمیکنه، زخم ما سرش بسته نمیشه.
جا موندیم و جا موندن یعنی زمان حتی یک ساعت هم برات جلو نمیره، جا موندن یعنی گرفتاری توی یک کابوس ابدی، یعنی سکوتی که پشتش کلی حرف و درده.