❤8
در مرحله دهانی فروید (بدو تولد تا دو_دو و نیم سالگی)، نوزاد احساس امنیت رو با "فرو کردنها" در دهان تجربه میکنه.
اگر در این سنین، خرسندی از راه دهان تجربه نشه، در بزرگسالی فرد ممکنه که خرسندی از راه دهان رو با فحشِ بسیار، میل به پرخوری بسیار، دروغ بسیار و یا تحقیر بسیار جستوجو کنه.
شاید این استفاده بیمارگونه از دهان، همون نوزادی تثبیتشده در دوره دهانی باشه.
@Ravandaar
اگر در این سنین، خرسندی از راه دهان تجربه نشه، در بزرگسالی فرد ممکنه که خرسندی از راه دهان رو با فحشِ بسیار، میل به پرخوری بسیار، دروغ بسیار و یا تحقیر بسیار جستوجو کنه.
شاید این استفاده بیمارگونه از دهان، همون نوزادی تثبیتشده در دوره دهانی باشه.
@Ravandaar
❤8🤔1
Soghati
Hayedeh
اخیرا مغموم از مرگ خود خواسته نوجوانی در فضای مجازی بودم؛ زنده است و کنار ماست✨.
هزاران مرگخوار فدای یک تار موی عزیزان دیده و ندیدهمون.
1:25
ای که تویی ...
#موزیک_جمعه
هزاران مرگخوار فدای یک تار موی عزیزان دیده و ندیدهمون.
1:25
ای که تویی ...
#موزیک_جمعه
❤7
از هملت تا رفیق بیکلک
در توضیحی ساده، مرحله اُدیپی فروید (۳/۵ تا ۵ سالگی) مرحلهایه که پسربچه برای جلب توجه والد غیرهمنجسش میخواد که مانند والد همجنسش باشه و مثل اون رفتار کنه.
در نمایشنامه هملت، زمانی هست که عموی هملت با همدستی مادر هملت، پدر هملت یا شاه رو میکشند و سلطنت رو تصاحب میکنند و هملت به انتقام بلند نمیشه.
فروید به میدان میاد و نقدهایی بنیادین رو به انتقام نگرفتن هملت وارد میکنه.
اول از همه اینکه هملت میدونه قاتل عموشه ولی هیچ اقدامی مبنی بر خونخواهی نمیکنه.
دوم اینکه هملت ولیعهد بود و سلطنتش به ناحق گرفته شده.
و سوم اینکه در دین مسیحیت ازدواج با زن برادر رد شده (وقتی میگن brother in low یعنی برادر به صورت قانونی).
سوال ما همچنان از هملت پابرجاست؛ چرا نکشتی؟
اینطور میشه جواب داد که هملت، عداوتی با عموش نداره که بخواد انتقام بگیره. او که تثیبت در ادیپی که براش رخ داده درواقع عموش رو محققکننده آرزوش هم میبینه؛ آرزویی که قتل پدر و میل به وصال مادر رو طلب میکنه.
چه بسا کشتن عموش درواقع کشتن خودش باشه و این موضوع نیستی، ترسبرانگیزه.
@Ravandaar
در توضیحی ساده، مرحله اُدیپی فروید (۳/۵ تا ۵ سالگی) مرحلهایه که پسربچه برای جلب توجه والد غیرهمنجسش میخواد که مانند والد همجنسش باشه و مثل اون رفتار کنه.
در نمایشنامه هملت، زمانی هست که عموی هملت با همدستی مادر هملت، پدر هملت یا شاه رو میکشند و سلطنت رو تصاحب میکنند و هملت به انتقام بلند نمیشه.
فروید به میدان میاد و نقدهایی بنیادین رو به انتقام نگرفتن هملت وارد میکنه.
اول از همه اینکه هملت میدونه قاتل عموشه ولی هیچ اقدامی مبنی بر خونخواهی نمیکنه.
دوم اینکه هملت ولیعهد بود و سلطنتش به ناحق گرفته شده.
و سوم اینکه در دین مسیحیت ازدواج با زن برادر رد شده (وقتی میگن brother in low یعنی برادر به صورت قانونی).
سوال ما همچنان از هملت پابرجاست؛ چرا نکشتی؟
اینطور میشه جواب داد که هملت، عداوتی با عموش نداره که بخواد انتقام بگیره. او که تثیبت در ادیپی که براش رخ داده درواقع عموش رو محققکننده آرزوش هم میبینه؛ آرزویی که قتل پدر و میل به وصال مادر رو طلب میکنه.
چه بسا کشتن عموش درواقع کشتن خودش باشه و این موضوع نیستی، ترسبرانگیزه.
@Ravandaar
❤6
شاید الان شنیدن عبارت "بودن یا نبودن، مسئله این است" ملموستر باشه.
برای پسربچه تثبیت شده در ادیپ، زن ابدی و ازلی مادره و البته و البته و البته که دستنیافتنی است. نتیجه این تثبیت یک رابطه نامتعادل با جنس مخالفه چراکه اساسا در ناخوداگاه فرد هیچ زنی به مادر نمیرسه و همین میشه که پشت وانت میخونیم "رفیق بیکلک مادر".
واقعا مادر بیکلکه یا همه رفیقان کلکدار؟ مسئله این است.
@Ravandaar
برای پسربچه تثبیت شده در ادیپ، زن ابدی و ازلی مادره و البته و البته و البته که دستنیافتنی است. نتیجه این تثبیت یک رابطه نامتعادل با جنس مخالفه چراکه اساسا در ناخوداگاه فرد هیچ زنی به مادر نمیرسه و همین میشه که پشت وانت میخونیم "رفیق بیکلک مادر".
واقعا مادر بیکلکه یا همه رفیقان کلکدار؟ مسئله این است.
@Ravandaar
❤8
در این سکانس فیلم "شاید وقتی دیگر" اثر بیضایی بزرگ، ما میبینیم که کیان (همین خانمه)، سردرگم از مرور آلبومِ عکس خانوادگی (کیان از پرورشگاه به فرزندی گرفته شده)، لیوان شیر رو پیدرپی مینوشه.
برای ما مشتاقان روانشناسی و روانکاوی، این همزمانی بیعلت نیست!
این شیرنوشیدن و استفاده از دهان به صورت مداوم شاید به کیانِ تثبیت شده در دوره دهانیای اشاره داره که حالا با عمیقترین روانزخم خودش (نبود مادر) در عمیقترین جای ناخوداگاهش توسط "خواب" روبهرو شده (هی خواب بچه و کالسکه میبینه).
خواب در روانکاوی به قدری جای تعمق داره که حتما راجعبهش خواهم گفت^^. اینکه چرا فروید اون رو شاهراهی به ناخواداگاه قلمداد میکنه.
_بهبه
@Ravandaar
برای ما مشتاقان روانشناسی و روانکاوی، این همزمانی بیعلت نیست!
این شیرنوشیدن و استفاده از دهان به صورت مداوم شاید به کیانِ تثبیت شده در دوره دهانیای اشاره داره که حالا با عمیقترین روانزخم خودش (نبود مادر) در عمیقترین جای ناخوداگاهش توسط "خواب" روبهرو شده (هی خواب بچه و کالسکه میبینه).
خواب در روانکاوی به قدری جای تعمق داره که حتما راجعبهش خواهم گفت^^. اینکه چرا فروید اون رو شاهراهی به ناخواداگاه قلمداد میکنه.
_بهبه
@Ravandaar
❤5
❤8😁1
_تقدیم به جانهای خسته....
تا حالا شده چند روز قبل از یک تاریخ خاص، ناگهان حالت عوض بشه… بدون اینکه اولش بدونی چرا؟
بیقرار بشی، اضطراب بگیری، خاطراتی که فکر میکردی تموم شدن دوباره برگردن، یا حتی احساس کنی چیزی درونت دوباره به همان روزهای گذشته برگشته؟
شاید دلیلش فقط «حال بد» نباشه.
ممکنه به چیزی مربوط باشه که در روانشناسی بهش میگن «واکنش سالگرد تروما» (Trauma Anniversary Reaction).
جالب اینجاست که واکنش معمولاً فقط در خودِ روز سالگرد اتفاق نمیافته.
گاهی چند روز قبل شروع میشه؛
اضطراب و فشار کمکم بالا میرن؛
در روز سالگرد ممکنه خاطرات با شدت زیادی برگردن و فرد حتی احساس کنه دوباره داره آن اتفاق رو تجربه میکنه؛
و بعد، بهتدریج شدت این واکنش فروکش میکنه.
اما شاید مهمترین بخش ماجرا این باشه که...
سالگرد فقط زمان برگشتن خاطرات نیست؛ گاهی زمان برگشتن سؤالهاست.
«من قبل از اون اتفاق چه کسی بودم؟»
«این تجربه چقدر من رو تغییر داده؟»
«اگر آن اتفاق نمیافتاد، زندگی من چطور میشد؟»
«حالا با چیزی که برام اتفاق افتاده، چه کسی شدهام؟»
بعضی افراد در این دوره احساس فقدان و آسیب بیشتری میکنند؛ اما بعضی دیگر، به مرور، معنای تازهای برای تجربهشان پیدا میکنند و متوجه رشد، تغییر و قدرتی میشوند که در مسیر زندگی به دست آوردهاند.
برای همین، بعضی افراد تلاش میکنند این روز را با مراقبت از خود، ارتباط با آدمهای امن، طبیعت، فعالیتهای معنادار یا مواجهه آگاهانه با خاطرات به شکلی متفاوت تجربه کنند.
پس شاید یک تاریخ خاص فقط یک تاریخ نباشد.
گاهی یک روز در تقویم، ما را به گذشته برمیگرداند؛ اما همزمان به ما نشان میدهد از آن روز تا امروز چقدر تغییر کردهایم.✨
📚 Bruce, M. J., & Matsuo, H. (2022). *Trauma anniversary reactions*. Journal of Loss and Trauma, 27(8), 717–730.
پن: برای من زیبایی این مقاله در نگاهی دوباره به تروما انداختنه؛ ما لایق زندگی دوباره هستیم؛ ما نفس میکشیم؛ ما عبور کردیم.
@Ravandaar
تا حالا شده چند روز قبل از یک تاریخ خاص، ناگهان حالت عوض بشه… بدون اینکه اولش بدونی چرا؟
بیقرار بشی، اضطراب بگیری، خاطراتی که فکر میکردی تموم شدن دوباره برگردن، یا حتی احساس کنی چیزی درونت دوباره به همان روزهای گذشته برگشته؟
شاید دلیلش فقط «حال بد» نباشه.
ممکنه به چیزی مربوط باشه که در روانشناسی بهش میگن «واکنش سالگرد تروما» (Trauma Anniversary Reaction).
جالب اینجاست که واکنش معمولاً فقط در خودِ روز سالگرد اتفاق نمیافته.
گاهی چند روز قبل شروع میشه؛
اضطراب و فشار کمکم بالا میرن؛
در روز سالگرد ممکنه خاطرات با شدت زیادی برگردن و فرد حتی احساس کنه دوباره داره آن اتفاق رو تجربه میکنه؛
و بعد، بهتدریج شدت این واکنش فروکش میکنه.
اما شاید مهمترین بخش ماجرا این باشه که...
سالگرد فقط زمان برگشتن خاطرات نیست؛ گاهی زمان برگشتن سؤالهاست.
«من قبل از اون اتفاق چه کسی بودم؟»
«این تجربه چقدر من رو تغییر داده؟»
«اگر آن اتفاق نمیافتاد، زندگی من چطور میشد؟»
«حالا با چیزی که برام اتفاق افتاده، چه کسی شدهام؟»
بعضی افراد در این دوره احساس فقدان و آسیب بیشتری میکنند؛ اما بعضی دیگر، به مرور، معنای تازهای برای تجربهشان پیدا میکنند و متوجه رشد، تغییر و قدرتی میشوند که در مسیر زندگی به دست آوردهاند.
برای همین، بعضی افراد تلاش میکنند این روز را با مراقبت از خود، ارتباط با آدمهای امن، طبیعت، فعالیتهای معنادار یا مواجهه آگاهانه با خاطرات به شکلی متفاوت تجربه کنند.
پس شاید یک تاریخ خاص فقط یک تاریخ نباشد.
گاهی یک روز در تقویم، ما را به گذشته برمیگرداند؛ اما همزمان به ما نشان میدهد از آن روز تا امروز چقدر تغییر کردهایم.✨
📚 Bruce, M. J., & Matsuo, H. (2022). *Trauma anniversary reactions*. Journal of Loss and Trauma, 27(8), 717–730.
پن: برای من زیبایی این مقاله در نگاهی دوباره به تروما انداختنه؛ ما لایق زندگی دوباره هستیم؛ ما نفس میکشیم؛ ما عبور کردیم.
@Ravandaar
❤6
به باور من، دونمایهترین نوع روانشناس افرادی هستند که با تکیه بر دانش خودشون، اطرافیانشون رو دستکاری روانی میکنند.
@Ravandaar
@Ravandaar
❤7
روآندار
فروید رویا رو شاهراهی عنوان میکنه که مقصدش ضمیر ناخوداگاه ماست.
بچهها :)))) اینو من تو اسکجوال مسیج گذاشته بودم که بعدا طولانیتر راجع بهش بنویسم :)))).
یادم رفته بود که نوشتمش تا خودش سر تاریخش ارسال شد:)))))).
سطح تولیدمحتوا رو دارم جابجا میکنم:))))).
یادم رفته بود که نوشتمش تا خودش سر تاریخش ارسال شد:)))))).
سطح تولیدمحتوا رو دارم جابجا میکنم:))))).
😁6
از جامجهانی تا نازی
فروید در مقاله "روانشناسی گروه و تحلیل خود"ش اظهار میکنه که ما انسانها زمانی گروه تشکیل میدیم که قابلیت تنظیم رفتارهامون رو (یا کارکردهای فراخود که شما بخون وجدان و اخلاقیات) به یک رهبر واگذار میکنیم.
حالا چرا این کارو میکنیم؟ چون تحمل تعارض درونیِ ناشی از امیال ضداجتماعیمون در برابر نیازمون به روابط اجتماعی خیلی سخته!
اونقدر سخت که حاضریم رهبر گروه رو (که میتونه فرد، ایده و هرچیزی باشه) اطاعت کنیم و تازه تو گروه هم دست به کارهایی بزنیم که در حالت فردی نمیکردیم!!!
به عبارتی روانکاوانه، ما اومدیم فراخودمون رو به رهبر فراافکنی کردیم که هیچ، هویتمون رو هم با رهبر همانندسازی میکنیم! رهبرم که از خداخواسته میپذیره و افسار وجدان (همون فراخود) ما رو دست میگیره.
این حیرتانگیزه که این وسط "جداسازی" هم رخ میده. مایی که نیازمندیم گروه و رهبر رو آرمانی کنیم برای خودمون، البته که باید دست به "ما خوبیم و بقیه بد هستند" بزنیم. و این جداسازی بین خودی و غیرخودی در ماست.
شاید اگر به طرفداران تیمهای فوتبال و گروههای سیاسی و عقیدتی نگاه کنیم، این تعاریف ملموستر جلوه کنند.
@Ravandaar
فروید در مقاله "روانشناسی گروه و تحلیل خود"ش اظهار میکنه که ما انسانها زمانی گروه تشکیل میدیم که قابلیت تنظیم رفتارهامون رو (یا کارکردهای فراخود که شما بخون وجدان و اخلاقیات) به یک رهبر واگذار میکنیم.
حالا چرا این کارو میکنیم؟ چون تحمل تعارض درونیِ ناشی از امیال ضداجتماعیمون در برابر نیازمون به روابط اجتماعی خیلی سخته!
اونقدر سخت که حاضریم رهبر گروه رو (که میتونه فرد، ایده و هرچیزی باشه) اطاعت کنیم و تازه تو گروه هم دست به کارهایی بزنیم که در حالت فردی نمیکردیم!!!
به عبارتی روانکاوانه، ما اومدیم فراخودمون رو به رهبر فراافکنی کردیم که هیچ، هویتمون رو هم با رهبر همانندسازی میکنیم! رهبرم که از خداخواسته میپذیره و افسار وجدان (همون فراخود) ما رو دست میگیره.
این حیرتانگیزه که این وسط "جداسازی" هم رخ میده. مایی که نیازمندیم گروه و رهبر رو آرمانی کنیم برای خودمون، البته که باید دست به "ما خوبیم و بقیه بد هستند" بزنیم. و این جداسازی بین خودی و غیرخودی در ماست.
شاید اگر به طرفداران تیمهای فوتبال و گروههای سیاسی و عقیدتی نگاه کنیم، این تعاریف ملموستر جلوه کنند.
@Ravandaar
❤5🔥1
شاید علائم، پیامآوران معنیاند و تنها زمانی ناپدید میشوند که پیامشان دریافت شده است.
📚وقتی نیچه گریست
@Ravandaar
📚وقتی نیچه گریست
@Ravandaar
❤6
بر همگان پوشیده نیست که من مشتاق و مدیون ادبیاتم و حافظ جز سه شاعریه که آموزنده و عاشق نگاه اونها به زندگی هستم.
این تک بیتی رو اخیرا زیاد زمزمه میکنم. بیتی که انگار طبیبگونه مرهم میذاره بر زخمهای بیرحمانه و ناعادلانه این روزها...
به مناسبت ۲۰ مهر، روز بزرگداشت حافظِ عزیز:
چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو؟
ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی
@Ravandaar
این تک بیتی رو اخیرا زیاد زمزمه میکنم. بیتی که انگار طبیبگونه مرهم میذاره بر زخمهای بیرحمانه و ناعادلانه این روزها...
به مناسبت ۲۰ مهر، روز بزرگداشت حافظِ عزیز:
چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو؟
ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی
@Ravandaar
❤8
مشخصه یک مرد نابالغ این است که میل دارد به دلیلی، با شرافت بمیرد، و مشخصهی یک مرد بالغ این است که میل دارد به دلیلی، با تواضع زندگی کند.
📚ناتوردشت
@Ravandaar
📚ناتوردشت
@Ravandaar
❤9
مقالاتی درباره علل روانکاوانه علاقه مردان به فوتبال خوندم که بیا راجعبهشون حرف نزنیم😶.
🤔5❤2
خوشآمد میگم به عزیزانی که تازه به ما اضافه شدند.
در روآندار من دارنده اطلاعاتی از روانشناسیم و مشتاقانه اونها رو به اشتراک میذارم. بهمانند جنگلبانی که خودش رو مامور به حفظ، سلامت، شادابی، رونق و ازدیاد درختان جنگل میدونه.
برای من همراهی شما بینهایت و بینهایت ارزشمنده و امیدوارم کنار هم یاد بگیریم که یاد بگیریم❤.
در روآندار من دارنده اطلاعاتی از روانشناسیم و مشتاقانه اونها رو به اشتراک میذارم. بهمانند جنگلبانی که خودش رو مامور به حفظ، سلامت، شادابی، رونق و ازدیاد درختان جنگل میدونه.
برای من همراهی شما بینهایت و بینهایت ارزشمنده و امیدوارم کنار هم یاد بگیریم که یاد بگیریم❤.
❤14