راست
بخش ۲/۵ | چرا مالکیت خصوصی به رشد اقتصادی کمک میکند؟ وقتی افراد مطمئن باشند دارایی و سرمایهشان محفوظ است، با اطمینان بیشتری سرمایهگذاری میکنند. کشاورزی که مالک زمین خود باشد، بیشتر برای بهبود آن تلاش میکند. کارآفرینی که از امنیت حقوقی برخوردار باشد، راحتتر…
بخش ۳/۵ | مالکیت خصوصی فقط درباره پول نیست
بسیاری تصور میکنند بحث مالکیت خصوصی فقط به ثروتمندان مربوط است؛ اما واقعیت این است که همه مردم به نوعی از آن بهره میبرند. خانهای که در آن زندگی میکنید، خودرویی که استفاده میکنید، ابزار کار، پسانداز یا حتی یک مغازه کوچک، همگی مصداق مالکیت خصوصی هستند. این اصل به افراد استقلال میدهد و وابستگی آنها را به قدرت سیاسی کاهش میدهد. هرچه شهروندان دارایی و اختیار بیشتری داشته باشند، توانایی بیشتری برای تصمیمگیری مستقل خواهند داشت. به همین دلیل، مالکیت خصوصی تنها یک مفهوم اقتصادی نیست؛ بلکه با آزادی فردی نیز پیوندی عمیق دارد.
----------
#مالکیت_خصوصی
#لیبرالیسم
@RastMag | راست
بسیاری تصور میکنند بحث مالکیت خصوصی فقط به ثروتمندان مربوط است؛ اما واقعیت این است که همه مردم به نوعی از آن بهره میبرند. خانهای که در آن زندگی میکنید، خودرویی که استفاده میکنید، ابزار کار، پسانداز یا حتی یک مغازه کوچک، همگی مصداق مالکیت خصوصی هستند. این اصل به افراد استقلال میدهد و وابستگی آنها را به قدرت سیاسی کاهش میدهد. هرچه شهروندان دارایی و اختیار بیشتری داشته باشند، توانایی بیشتری برای تصمیمگیری مستقل خواهند داشت. به همین دلیل، مالکیت خصوصی تنها یک مفهوم اقتصادی نیست؛ بلکه با آزادی فردی نیز پیوندی عمیق دارد.
----------
#مالکیت_خصوصی
#لیبرالیسم
@RastMag | راست
👍13❤3🔥1
۱. تصویر یکم:
۲. تصویر دوم:
۳. تصویر سوم:
۴. تصویر چهارم:
*دیگه نیاز نیست کشورهایی رو مثال بزنیم برای ناکارآمد بودن اقتصاد سوسیالیستی یا دولتی، وضع رژیم نمونهٔ کاملاً پیشرویی هست داخل این زمینه.
---------------
#سوسیالیسم
#بروکراسی
@RastMag | راست
آیا سوسیالیسم واقعاً بهشتِ روی زمین است؟
۲. تصویر دوم:
وعدههای یکسان، نتایج یکسان
تجربه آرژانتین نشان میدهد که سیاستهای دولتمحور، چیزی جز چرخههای مداوم تورم، افزایش وابستگیِ تودهها به دولت و کاهش بهرهوری به همراه ندارد.
۳. تصویر سوم:
سیاستهای رایگان، هزینهزا هستند
کنترل قیمتها، پرداخت یارانهها و وضع مالیاتهای سنگینتر، انگیزههای اقتصادی را کور میکند، میزان سرمایهگذاری را کاهش میدهد و در نهایت، بیشترین آسیب را به طبقه کارگر وارد میسازد.
۴. تصویر چهارم:
کنترل بیشتر، وابستگی بیشتر۵. تصویر پنجم:
گسترش قدرت دولت به بزرگ شدن بروکراسی (دیوانسالاری) میانجامد، انگیزه کار و فعالیت را ضعیف میکند و در بلندمدت جرقه سقوط اقتصادی را میزند.
ببینید چرا سوسیالیسم هرگز کارآمد نیست (یا شکست میخورد).
*دیگه نیاز نیست کشورهایی رو مثال بزنیم برای ناکارآمد بودن اقتصاد سوسیالیستی یا دولتی، وضع رژیم نمونهٔ کاملاً پیشرویی هست داخل این زمینه.
---------------
#سوسیالیسم
#بروکراسی
@RastMag | راست
👍12❤2⚡1🥴1
بخش ۴/۵ | یک سوءبرداشت رایج
گاهی گفته میشود مالکیت خصوصی ذاتاً باعث نابرابری میشود. اما پرسش مهمتر این است که جایگزین آن چیست؟ اگر مالکیت افراد تضعیف شود، چه نهادی باید درباره داراییها تصمیم بگیرد؟ در عمل، هرچه حقوق مالکیت ضعیفتر باشد، قدرت بیشتری در اختیار دولتها و گروههای صاحب نفوذ قرار میگیرد. البته وجود مالکیت خصوصی به معنای نبود قانون نیست؛ قوانین برای جلوگیری از تقلب، سرقت و انحصار ضروریاند. بحث اصلی این نیست که قانون وجود داشته باشد یا نه؛ بلکه این است که آیا افراد حق دارند نتیجه تلاش مشروع خود را حفظ و مدیریت کنند یا خیر.
----------------
#مالکیت_خصوصی
#لیبرالیسم
@RastMag | راست
گاهی گفته میشود مالکیت خصوصی ذاتاً باعث نابرابری میشود. اما پرسش مهمتر این است که جایگزین آن چیست؟ اگر مالکیت افراد تضعیف شود، چه نهادی باید درباره داراییها تصمیم بگیرد؟ در عمل، هرچه حقوق مالکیت ضعیفتر باشد، قدرت بیشتری در اختیار دولتها و گروههای صاحب نفوذ قرار میگیرد. البته وجود مالکیت خصوصی به معنای نبود قانون نیست؛ قوانین برای جلوگیری از تقلب، سرقت و انحصار ضروریاند. بحث اصلی این نیست که قانون وجود داشته باشد یا نه؛ بلکه این است که آیا افراد حق دارند نتیجه تلاش مشروع خود را حفظ و مدیریت کنند یا خیر.
----------------
#مالکیت_خصوصی
#لیبرالیسم
@RastMag | راست
👍8👏5❤3
راست
نشریۀ آزادِ «راست»_شمارهٔ نخست.pdf
🔔لیبرالیسم تاریخ انقضا دارد؟
اگر سیری در آمریکا و اروپای شمالی و غربی داشته باشیم میبینیم که لیبرالیسم نه به عنوان یک حزب و نه به عنوان یک ایدئولوژی شناخته میشه، چرا؟ آیا دلیلش این است که از یادها رفته؟ یا چنان در ساختارهای سیاسی و اقتصادی آن کشورها نفوذ داشته که وضع طبیعی قلمداد میشود؟ یا تاریخ انقضای آن تمام شده؟
بعد از جنگ جهانی دوم و گسترش نظام سیاسی دموکراسی لیبرال و نظام اقتصادی سرمایهداری در کشورهای غربی، دیگر کسی دم نمیزند از اینکه آزادیهای فردی باید باشند یا نباشند، یا اقتصاد بازار آزاد ضرورت است یا نه، یا اینکه حاکمیت قانون مشکلاتی دارد یا نه و یا سازوکارهای دموکراتیک لیبرال ناکارآمد هستند یا نه.
تمامی این موارد در کشورهای غربی دیگر به عنوان وضع طبیعی شمرده میشه و انتقاد از این موارد خندهدار بنظر میاد. اما مسئلهٔ مهمتر آنست که مفهوم لیبرال جا به جا شده و بدست چپها افتاده. چگونه و به چه معنی؟
لیبرالیسم بعد از سقوط شوروی پیروزی خودش رو اعلام کرد و در دنیای غرب به زمینهٔ زیست روزمره مُبَدل گشت. پس مانند انسانها که برای زندگی روزانهشون به اکسیژن نیاز دارند و تمام کارهای خودشون رو در این فضا انجام میدن لیبرالیسم هم به همین شکل در فضای زندگی یک فرد غربی تبدیل شده.
تا الان لیبرالیسم کلاسیک همان طور که در نشریه هم صحبتش شد، در غرب به طور غالبی پذیرفته شده؛ اما امروزه یک انشعاب بزرگی ایجاد شده که همان لیبرالیسم اجتماعی است که در حزبهای دست چپی مانند سوسیالدموکراسی یا سوسیالیسم اصلاحطلب آن را میبینیم.
چپها زمانی که در ایدههای اقتصادی شکست خوردند و نمونهٔ آرمانی آنها یا بهشت زمینی آنها در کشورهای مختلف خون به پا کرد از ایدههای اقتصادی و سیاسی دست کشیدن و موقعیت را طلایی دیدن تا از طریق نظام سرمایهداری دست به تغییرات بزنن تا به اهداف مطلوب (برابری و عدالت اجتماعی) خودشون دست پیدا کنند؛ همهٔ این تقلاها و تلاشهای چپولانه زیر چتر لیبرالیسم اجتماعی در حال جریان است. (به طور مثال در آمریکا کلمهٔ لیبرال مترادف با چپ (Left) قرار گرفته.)
چپ نو در ۱۹۶۰ از ایدههای اقتصادیش دست کشید و به سمت مفاهیمی مثل فرهنگ و هویت دست یازید. پس، یعنی از مبارهٔ اقتصادی-طبقاتی به مبارزهٔ فرهنگی-هویتی تغییر جهت داد. همین جا بود که چپها مفاهیم کاملا لیبرالیستی را مصادره کردند؛ چه مفاهیمی؟ مانند آزادیهای فردی، تکثر فرهنگی، حق انتخاب سبک زندگی و... . صحبتشان را روی مسائل جنیستی، حقوق اقلیتهای قومی، از بین بردن سنتهای مردسالارانه تمرکز دادند. (توهمات ایدئولوژیک)
امروزه وقتی در غرب از واژهٔ لیبرال استفاده میکنیم در قالب لیبرالیسم اجتماعی قرار دارد که همان چپ نو به شمار میاد. حالا لیبرالیستهایی مثل ما در کدام حزبها قرار دارند؟ در حزبهای محافظهکار، لیبرتارین یا راست میانه. (متاسفانه سختترین قسمت همین است که یک چپ در چشمهایتان نگاه کند و بگوید که لیبرال است.)
در آخر هم باید گفت که لیبرالیسم تاریخ انقضا ندارد و همچنان که تا الان صحبت میکنیم، زنده است؛ یعنی درگیریهای حزبی در کشورهای غربی در بستر همین لیبرالیسم است که شکل میگیرد (مانند همان اکسیژن است).
🟢دو راهکار برای مقابله وجود دارد تا چپها از این ماجراها قِسِر در نرند:
۱. اینکه تجربهٔ تاریخی ایدههاشون را یادآوری کنیم و نشون بدیم که چطور و چگونه باعث بوجود اومدن حکومتهای وحشی خویی مانند شوروی، آلمان نازی، چینِ مائو، کرهشمالی، کوبا کاسترو، ونزوئلا مادورو، عراق صدام، سوریه اسد، افغانستان طالبان و ج.ا شدند.
۲. جدای از آگاهی از اهداف این افراد در زمینهٔ فرهنگ و هویت، وارد گفتمانهای دلقکوارشون نشیم؛ گفتمانهای پستمدرنیسم و چپ نو.
--------------
#لیبرالیسم
#عقلچپ
@RastMag | راست
اگر سیری در آمریکا و اروپای شمالی و غربی داشته باشیم میبینیم که لیبرالیسم نه به عنوان یک حزب و نه به عنوان یک ایدئولوژی شناخته میشه، چرا؟ آیا دلیلش این است که از یادها رفته؟ یا چنان در ساختارهای سیاسی و اقتصادی آن کشورها نفوذ داشته که وضع طبیعی قلمداد میشود؟ یا تاریخ انقضای آن تمام شده؟
بعد از جنگ جهانی دوم و گسترش نظام سیاسی دموکراسی لیبرال و نظام اقتصادی سرمایهداری در کشورهای غربی، دیگر کسی دم نمیزند از اینکه آزادیهای فردی باید باشند یا نباشند، یا اقتصاد بازار آزاد ضرورت است یا نه، یا اینکه حاکمیت قانون مشکلاتی دارد یا نه و یا سازوکارهای دموکراتیک لیبرال ناکارآمد هستند یا نه.
تمامی این موارد در کشورهای غربی دیگر به عنوان وضع طبیعی شمرده میشه و انتقاد از این موارد خندهدار بنظر میاد. اما مسئلهٔ مهمتر آنست که مفهوم لیبرال جا به جا شده و بدست چپها افتاده. چگونه و به چه معنی؟
لیبرالیسم بعد از سقوط شوروی پیروزی خودش رو اعلام کرد و در دنیای غرب به زمینهٔ زیست روزمره مُبَدل گشت. پس مانند انسانها که برای زندگی روزانهشون به اکسیژن نیاز دارند و تمام کارهای خودشون رو در این فضا انجام میدن لیبرالیسم هم به همین شکل در فضای زندگی یک فرد غربی تبدیل شده.
تا الان لیبرالیسم کلاسیک همان طور که در نشریه هم صحبتش شد، در غرب به طور غالبی پذیرفته شده؛ اما امروزه یک انشعاب بزرگی ایجاد شده که همان لیبرالیسم اجتماعی است که در حزبهای دست چپی مانند سوسیالدموکراسی یا سوسیالیسم اصلاحطلب آن را میبینیم.
چپها زمانی که در ایدههای اقتصادی شکست خوردند و نمونهٔ آرمانی آنها یا بهشت زمینی آنها در کشورهای مختلف خون به پا کرد از ایدههای اقتصادی و سیاسی دست کشیدن و موقعیت را طلایی دیدن تا از طریق نظام سرمایهداری دست به تغییرات بزنن تا به اهداف مطلوب (برابری و عدالت اجتماعی) خودشون دست پیدا کنند؛ همهٔ این تقلاها و تلاشهای چپولانه زیر چتر لیبرالیسم اجتماعی در حال جریان است. (به طور مثال در آمریکا کلمهٔ لیبرال مترادف با چپ (Left) قرار گرفته.)
چپ نو در ۱۹۶۰ از ایدههای اقتصادیش دست کشید و به سمت مفاهیمی مثل فرهنگ و هویت دست یازید. پس، یعنی از مبارهٔ اقتصادی-طبقاتی به مبارزهٔ فرهنگی-هویتی تغییر جهت داد. همین جا بود که چپها مفاهیم کاملا لیبرالیستی را مصادره کردند؛ چه مفاهیمی؟ مانند آزادیهای فردی، تکثر فرهنگی، حق انتخاب سبک زندگی و... . صحبتشان را روی مسائل جنیستی، حقوق اقلیتهای قومی، از بین بردن سنتهای مردسالارانه تمرکز دادند. (توهمات ایدئولوژیک)
امروزه وقتی در غرب از واژهٔ لیبرال استفاده میکنیم در قالب لیبرالیسم اجتماعی قرار دارد که همان چپ نو به شمار میاد. حالا لیبرالیستهایی مثل ما در کدام حزبها قرار دارند؟ در حزبهای محافظهکار، لیبرتارین یا راست میانه. (متاسفانه سختترین قسمت همین است که یک چپ در چشمهایتان نگاه کند و بگوید که لیبرال است.)
در آخر هم باید گفت که لیبرالیسم تاریخ انقضا ندارد و همچنان که تا الان صحبت میکنیم، زنده است؛ یعنی درگیریهای حزبی در کشورهای غربی در بستر همین لیبرالیسم است که شکل میگیرد (مانند همان اکسیژن است).
🟢دو راهکار برای مقابله وجود دارد تا چپها از این ماجراها قِسِر در نرند:
۱. اینکه تجربهٔ تاریخی ایدههاشون را یادآوری کنیم و نشون بدیم که چطور و چگونه باعث بوجود اومدن حکومتهای وحشی خویی مانند شوروی، آلمان نازی، چینِ مائو، کرهشمالی، کوبا کاسترو، ونزوئلا مادورو، عراق صدام، سوریه اسد، افغانستان طالبان و ج.ا شدند.
۲. جدای از آگاهی از اهداف این افراد در زمینهٔ فرهنگ و هویت، وارد گفتمانهای دلقکوارشون نشیم؛ گفتمانهای پستمدرنیسم و چپ نو.
--------------
#لیبرالیسم
#عقلچپ
@RastMag | راست
👏12❤3👍3✍1
@RastMag_زندگینامهٔ_کوتاه_احسان_نراقی_2.pdf
248.9 KB
احسان الله نراقی تهرانی زادۀ 22 شهریور 1305-فوت 12 آذر 1391، مشاور پهلوی، پژوھشگر ایرانی در حوزۀ فلسفه و جامعهشناسی و ھمچنین تنها ایرانی که به معاونت سازمان یونسکو رسید... .یک زندگینامهٔ خیلی کوتاهی دربارهٔ دکتر احساس نراقی نوشته بودم در گذشته، اگر مایل بودید به خوانش بپردازید؛ ۲ صفحه آچهار هم بیشتر نیست.
به طور مختصر دکتر نراقی رو میشه در جبهه راست و در سنت محافظهکاری دید که در کل یک فرد میانهرو بود.
کتاب در نقد مارکسیسم ایشون بینظیره باتوجه به اینکه خودشون در جوانی یک مارکسیست بودند اما از رویکرد خودشون برگشتن و به فکر ایران و ایرانی دراومدند.
--------------
@RastMag | راست
👏13❤3👍1
تصویر ابتدایی:
تصویر اول:
@RastMag | راست
سه دلیل برای آنکه سوسیالیسم دشمن شماست
تصویر اول:
۱. (سوسیالیسم) آزادیهای فردی را نابود میکند-----------
سوسیالیسم قدرت را در دستان دولت متمرکز میکند و انتخابهای شخصی را با دستورات جمعی و فرمایشی جایگزین میسازد.
وقتی دولت کنترل ابزار تولید را به دست میگیرد، در واقع امرار معاش، گزینههای پیش رو و در نهایت آینده شما را تحت کنترل درآورده است.
تاریخ — از اتحاد جماهیر شوروی تا ونزوئلا — نشان میدهد که اقتصاد برنامهریزیشدهٔ متمرکز (دولتی) نه تنها در عرصه اقتصادی شکست میخورد، بلکه آزادیهای مدنی را که مردمِ جوامع آزاد آنها را بدیهی میپندارند، ذرهذره فرسوده و نابود میکند.
@RastMag | راست
👌11❤5👍3
تصویر دوم:
@RastMag | راست
۲. (سوسیالیسم) رشد اقتصادی را به مسلخ میبرد-----------
انگیزهها تعیینکنندهاند. سوسیالیسم انگیزهٔ سودآوری را که محرک اصلی نوآوری، سرمایهگذاری و ریسکپذیری است، از بین میبرد.
وقتی پاداشِ کارِ سخت و شبانهروزی از فرد گرفته و بازتوزیع میشود، دیگر افراد کمتری به خود زحمت کار سخت را میدهند.
نتیجهٔ این روند چیزی جز رکود نیست: کمبود کالا، افت بهرهوری و اقتصادی که دیگر حتی توانایی تولید ثروت لازم برای تأمین مالی همان برنامههای اجتماعیِ وعدهدادهشدهاش را هم ندارد. شما نمیتوانید چیزی را که هنوز خلق نشده، بازتوزیع کنید.
(تصویر مربوط به یک فروشگاه مواد غذایی در ونزوئلا)
@RastMag | راست
👌10❤5👍3
تصویر سوم:
تصویر آخرین:
------------
#سوسیالیسم
#عقلچپ
@RastMag | راست
۳. (سوسیالیسم) قدرت سیاسی را فاسد میکند
سپردن کنترل اقتصاد به دولت، فساد را از بین نمیبرد، بلکه آن را در یکجا متمرکز میکند.
کسانی که منابع را کنترل میکنند، انسانها را کنترل میکنند؛ و این سطح از قدرت، برای بازیگرانِ بداندیش و فاسد، وسوسهای مقاومتناپذیر است.
فریدریش هایک هشدار داده بود که سوسیالیسم ناگزیر بدترین افراد را به صدر (رأس قدرت) مینشاند: یعنی کسانی که بیشترین تمایل را به استفاده از زور و اجبار برای اعمال فرمانبرداری دارند. جادهای که با شعار برابری در نتیجه سنگفرش شده است، به طرزی گریزناپذیر به نابرابری در قدرت ختم میشود.
(نیکولاس مادرو در حال خوردن empanadas در تلویزیون، در حالی که مردم ونزوئلا با گرسنگی دستوپنجه نرم میکنند)
تصویر آخرین:
دشمن واقعی شما، سیستمی است که بسیاری آن را به عنوان بهترین گزینه معرفی میکنند.
------------
#سوسیالیسم
#عقلچپ
@RastMag | راست
❤7👌7👍4
راست
بخش ۴/۵ | یک سوءبرداشت رایج گاهی گفته میشود مالکیت خصوصی ذاتاً باعث نابرابری میشود. اما پرسش مهمتر این است که جایگزین آن چیست؟ اگر مالکیت افراد تضعیف شود، چه نهادی باید درباره داراییها تصمیم بگیرد؟ در عمل، هرچه حقوق مالکیت ضعیفتر باشد، قدرت بیشتری در…
بخش ۵/۵ | مالکیت خصوصی و آینده یک جامعه
تاریخ نشان میدهد جوامعی که حقوق مالکیت را جدی گرفتهاند، معمولاً در جذب سرمایه، نوآوری و ایجاد فرصتهای اقتصادی موفقتر بودهاند. وقتی مردم بدانند ثمره تلاششان حفظ میشود، افق بلندمدتتری پیدا میکنند؛ بیشتر پسانداز میکنند، بیشتر سرمایهگذاری میکنند و بیشتر میآفرینند. مالکیت خصوصی همه مشکلات یک جامعه را حل نمیکند، اما بدون آن بسیاری از انگیزههای پیشرفت تضعیف میشوند. شاید به همین دلیل باشد که بحث مالکیت خصوصی فقط درباره دارایی نیست؛ بلکه درباره این پرسش بنیادی است: آیا انسان باید اختیار حاصل کار و تلاش خود را داشته باشد؟
---------
#مالکیت_خصوصی
#لیبرالیسم
@RastMag | راست
تاریخ نشان میدهد جوامعی که حقوق مالکیت را جدی گرفتهاند، معمولاً در جذب سرمایه، نوآوری و ایجاد فرصتهای اقتصادی موفقتر بودهاند. وقتی مردم بدانند ثمره تلاششان حفظ میشود، افق بلندمدتتری پیدا میکنند؛ بیشتر پسانداز میکنند، بیشتر سرمایهگذاری میکنند و بیشتر میآفرینند. مالکیت خصوصی همه مشکلات یک جامعه را حل نمیکند، اما بدون آن بسیاری از انگیزههای پیشرفت تضعیف میشوند. شاید به همین دلیل باشد که بحث مالکیت خصوصی فقط درباره دارایی نیست؛ بلکه درباره این پرسش بنیادی است: آیا انسان باید اختیار حاصل کار و تلاش خود را داشته باشد؟
---------
#مالکیت_خصوصی
#لیبرالیسم
@RastMag | راست
👍11👏3❤1