درود و خسته نباشید.
امیدوارم حالتون خوب باشه.
من ارشیا انصاری هستم، دانشجوی انسانشناسیِ دانشکدهٔ علوم اجتماعیِ دانشگاه تهران.
امیدوارم با هم و در کنار هم یاد بگیریم و به دانش و دانایی خودمون اضافه کنیم تا ایرانیِ بهتری برای ایرانمون باشیم و با پشتکار و کوشایی به فکر باززندهسازی میهنمون باشیم.
نخُست آفرینش خِرَد را شِناس
نگهبانِ جان است و آنِ سه پاس
سه پاسِ تو چَشم اَست و گوش و زَبان
کَز این سه رَسَد نیک و بَد بیگَمان
«خردمند و فرزانهٔ ایرانزمین، فردوسی»
امیدوارم حالتون خوب باشه.
من ارشیا انصاری هستم، دانشجوی انسانشناسیِ دانشکدهٔ علوم اجتماعیِ دانشگاه تهران.
امیدوارم با هم و در کنار هم یاد بگیریم و به دانش و دانایی خودمون اضافه کنیم تا ایرانیِ بهتری برای ایرانمون باشیم و با پشتکار و کوشایی به فکر باززندهسازی میهنمون باشیم.
نخُست آفرینش خِرَد را شِناس
نگهبانِ جان است و آنِ سه پاس
سه پاسِ تو چَشم اَست و گوش و زَبان
کَز این سه رَسَد نیک و بَد بیگَمان
«خردمند و فرزانهٔ ایرانزمین، فردوسی»
🔥15❤9👍2👏2
نشریۀ آزادِ «راست»_شمارهٔ نخست.pdf
11.6 MB
🔵لیبرالیسم:
◽️مبانی
◽️فمینیسم لیبرال
🟡ایران:
◽️مینوی خرد
◽️درفش کاویانی
🔴چپسوز:
◼️روشعنفکران پنجاهوهفتی
🟣معرفی:
◽️محمدعلی فروغی
---------------
زمان خواندن: ۱۵ الی ۲۵ دقیقه
@RastMag | راست
◽️مبانی
◽️فمینیسم لیبرال
🟡ایران:
◽️مینوی خرد
◽️درفش کاویانی
🔴چپسوز:
◼️روشعنفکران پنجاهوهفتی
🟣معرفی:
◽️محمدعلی فروغی
---------------
زمان خواندن: ۱۵ الی ۲۵ دقیقه
@RastMag | راست
👏22👎8❤6✍1
بخش ۱/۵ | مالکیت خصوصی؛ حقی ساده یا ستون یک جامعه آزاد؟
فرض کنید سالها برای خرید یک خانه، راهاندازی یک مغازه یا ساختن یک کسبوکار زحمت کشیدهاید. حالا تصور کنید فرد یا نهادی بتواند بدون رضایت شما درباره آن تصمیم بگیرد. آیا هنوز انگیزهای برای تلاش بیشتر باقی میماند؟ مالکیت خصوصی فقط حق داشتن یک دارایی نیست؛ حق کنترل بر نتیجه تلاش، زمان و استعداد انسان است. بسیاری از جوامع موفق بر این اصل بنا شدهاند که افراد بدانند حاصل کارشان به خودشان تعلق دارد. پرسش مهم این است: اگر انسان مالک دستاوردهایش نباشد، چه چیزی او را به تولید، سرمایهگذاری و پیشرفت تشویق خواهد کرد؟
----------------------
#مالکیت_خصوصی
#لیبرالیسم
@RastMag | راست
فرض کنید سالها برای خرید یک خانه، راهاندازی یک مغازه یا ساختن یک کسبوکار زحمت کشیدهاید. حالا تصور کنید فرد یا نهادی بتواند بدون رضایت شما درباره آن تصمیم بگیرد. آیا هنوز انگیزهای برای تلاش بیشتر باقی میماند؟ مالکیت خصوصی فقط حق داشتن یک دارایی نیست؛ حق کنترل بر نتیجه تلاش، زمان و استعداد انسان است. بسیاری از جوامع موفق بر این اصل بنا شدهاند که افراد بدانند حاصل کارشان به خودشان تعلق دارد. پرسش مهم این است: اگر انسان مالک دستاوردهایش نباشد، چه چیزی او را به تولید، سرمایهگذاری و پیشرفت تشویق خواهد کرد؟
----------------------
#مالکیت_خصوصی
#لیبرالیسم
@RastMag | راست
👍13❤5👌4
راست
ویتنام کمونیستی و ویتنام سرمایهداری @RastMag | راست
ویتنامِ کمونیستی و ویتنامِ سرمایهداری (میتونید سرمایهداری رو نظام پلید و امپریالیست هم بخونید.)
ویتنام در نیمه قرن بیستم به یک کشور کمونیستی تبدیل شد و با رویکرد اقتصاد دستوری و سوسیالیستی دست به سیاستگذاری می زد. همه چیز داخل ویتنام دولتی بود و زمینهایی که کشاورزان بر آن مالکیت داشتند توسط دولت گرفته شد و به صورت اشتراکی درآمد. خب طبیعتاً با اقتصاد دولتی، دولت تعیین میکرد چه کسی، چقدر و با چه قیمتی مثلاً برنج بکارد. (مالکیت خصوصی و تجارت آزاد در ویتنام جرم بوده و مجازات داشته.)
ویتنام سوسیالیستی در آخر دچار تورم نجومی، قحطی و فقر شد و مجبور شد محصول کشاورزی و غذای اصلی مردم ویتنام که برنج بود رو به خاطر این تعیین و تکلیفهای دولتی از خارج واردت کند.
بعد از این همه بدبختی و ویرانی که حزب کمونیست بر سر کشوری که خودش صادر کننده برنج بود آورد در سال ۱۹۸۶ سران حزب موقعیت و قدرت خودشون رو در خطر دیدن و در این موقع دست به اصلاحات اقتصادی زدند و از نظام دستوری-سوسیالیستی به یک نظام سرمایهداری و بازار آزاد گذار کردند. رهبر حزب جدید، نگوین وان لین یک تغییر اقتصادی عظیمی رو آغاز کرد که به این تغییر «دوی موی» (Doi Moi) یا به زبان خودمون، نوسازی میگفتن. سیستم اشتراکی زمینها رو برداشتند، دوباره زمینها رو به خودِ کشاورزان دادند و به کسبوکارهای خصوصی اجازه حضور دادند و مالکیت خصوصی به رسمیت شناخته شد و قدم بعدی هم تجارت جهانی بود. در کل خیلی از غولهای فناوری مثل سامسونگ و اپل محصولاتشون رو داخل کارخونههای این کشور تولید میکنند. دوباره در زمینه کشاورزی در محصولاتی مثل برنج و قهوه از بزرگترین صادرکنندگان شد و... . (در زمینه صادرات برنج در رتبه سوم قرار دارد.)
متاسفانه از لحاظ سیاسی کشوری دیکتاتوریه و قدرت سیاسی در دست یک حزب که همان حزب کمونیست ویتنام (حزب برادر بزرگ) است و کلا نه انتخابات دارند و نه آزادیهای سیاسی و. به نوعی از سیاستهای چین پیروی میکنند که مدل اقتصادی سرمایهداریه اما در زمینه سیاسی، تک حزبی اقتدارگرا هستند مثل یک حکومت فاشیستی.
به قولی باید گفت که قاب عکس مارکس رو روی دیوار نگه داشتند اما زیر میز با سرمایهداری معامله میکنند تا در راس قدرت بمونند.
-----------------
*متن زیر توسط هوش مصنوعی (ChatGPT) خلاصه شده تا دوستانی که فرصت ندارند متن بالا رو بخونند، سریعتر به مضامین اصلی و کلی متن دسترسی داشته باشند.
#کمونیسم #سوسیالیسم
@RastMag | راست
ویتنام در نیمه قرن بیستم به یک کشور کمونیستی تبدیل شد و با رویکرد اقتصاد دستوری و سوسیالیستی دست به سیاستگذاری می زد. همه چیز داخل ویتنام دولتی بود و زمینهایی که کشاورزان بر آن مالکیت داشتند توسط دولت گرفته شد و به صورت اشتراکی درآمد. خب طبیعتاً با اقتصاد دولتی، دولت تعیین میکرد چه کسی، چقدر و با چه قیمتی مثلاً برنج بکارد. (مالکیت خصوصی و تجارت آزاد در ویتنام جرم بوده و مجازات داشته.)
ویتنام سوسیالیستی در آخر دچار تورم نجومی، قحطی و فقر شد و مجبور شد محصول کشاورزی و غذای اصلی مردم ویتنام که برنج بود رو به خاطر این تعیین و تکلیفهای دولتی از خارج واردت کند.
بعد از این همه بدبختی و ویرانی که حزب کمونیست بر سر کشوری که خودش صادر کننده برنج بود آورد در سال ۱۹۸۶ سران حزب موقعیت و قدرت خودشون رو در خطر دیدن و در این موقع دست به اصلاحات اقتصادی زدند و از نظام دستوری-سوسیالیستی به یک نظام سرمایهداری و بازار آزاد گذار کردند. رهبر حزب جدید، نگوین وان لین یک تغییر اقتصادی عظیمی رو آغاز کرد که به این تغییر «دوی موی» (Doi Moi) یا به زبان خودمون، نوسازی میگفتن. سیستم اشتراکی زمینها رو برداشتند، دوباره زمینها رو به خودِ کشاورزان دادند و به کسبوکارهای خصوصی اجازه حضور دادند و مالکیت خصوصی به رسمیت شناخته شد و قدم بعدی هم تجارت جهانی بود. در کل خیلی از غولهای فناوری مثل سامسونگ و اپل محصولاتشون رو داخل کارخونههای این کشور تولید میکنند. دوباره در زمینه کشاورزی در محصولاتی مثل برنج و قهوه از بزرگترین صادرکنندگان شد و... . (در زمینه صادرات برنج در رتبه سوم قرار دارد.)
متاسفانه از لحاظ سیاسی کشوری دیکتاتوریه و قدرت سیاسی در دست یک حزب که همان حزب کمونیست ویتنام (حزب برادر بزرگ) است و کلا نه انتخابات دارند و نه آزادیهای سیاسی و. به نوعی از سیاستهای چین پیروی میکنند که مدل اقتصادی سرمایهداریه اما در زمینه سیاسی، تک حزبی اقتدارگرا هستند مثل یک حکومت فاشیستی.
به قولی باید گفت که قاب عکس مارکس رو روی دیوار نگه داشتند اما زیر میز با سرمایهداری معامله میکنند تا در راس قدرت بمونند.
-----------------
*متن زیر توسط هوش مصنوعی (ChatGPT) خلاصه شده تا دوستانی که فرصت ندارند متن بالا رو بخونند، سریعتر به مضامین اصلی و کلی متن دسترسی داشته باشند.
ویتنام در نیمه قرن بیستم با پذیرش کمونیسم، رویکرد اقتصاد دستوری و سوسیالیستی را در پیش گرفت. با حذف مالکیت خصوصی، زمینهای کشاورزی اشتراکی شد و دولت تمام جزئیات تولید و قیمتگذاری را کنترل کرد. این سیاستهای دستوری، انگیزه تولید را نابود کرد و کشوری را که پتانسیل صادرات داشت، به ورطه تورم نجومی، قحطی و وابستگی به واردات برنج کشاند.#لیبرالیسم #سرمایهداری
در سال ۱۹۸۶، سران حزب کمونیست برای حفظ قدرت خود، دست به اصلاحات بزرگی به نام «دوی موی» (نوسازی) زدند. با رهبری نگوین وان لین، سیستم اشتراکی لغو شد، زمینها به کشاورزان بازگشت و مالکیت خصوصی و بازار آزاد به رسمیت شناخته شد. این چرخش به سمت سرمایهداری و پیوستن به تجارت جهانی، ویتنام را به قطب تولید غولهای فناوری (مانند سامسونگ و اپل) و سومین صادرکننده بزرگ برنج جهان تبدیل کرد.
با این حال، این توسعه اقتصادی با آزادی سیاسی همراه نشد. ویتنام امروز با الگوبرداری از چین سیاستورزی میکند؛ کشوری تکحزبی و بدون انتخابات آزاد که در آن حزب کمونیست برای بقای خود در قدرت، ظاهر سوسیالیستی و قاب عکس مارکس را حفظ کرده، اما در عمل کاملاً با قواعد سرمایهداری بازار آزاد معامله میکند.
#کمونیسم #سوسیالیسم
@RastMag | راست
👏12👍5❤4
Forwarded from Finance & Economics
◽️ عددهایی برای رسوایی تئوری خودکفایی | چرا ثروتمندترین کشورها، بزرگترین واردکنندگان جهاناند؟
🔹علم اقتصاد مدرن به ما میآموزد که هیچ کشوری، هرچقدر هم پهناور و غنی باشد، نمیتواند تمام کالاهای مورد نیاز خود را با بالاترین کیفیت و پایینترین قیمت تولید کند
🔹پافشاری بر تولید همه چیز در داخل مرزها، تنها به هدررفت منابع ملی، افزایش قیمتها و کاهش کیفیت زندگی مردم منجر میشود.
🔹واردات بالا نشانه آشکاری از قدرت خرید، پویایی بازار داخلی و رفاه اقتصادی یک جامعه است. یک جامعه فقیر با قدرت خرید پایین، توانایی وارد کردن کالا از بازارهای بینالمللی را ندارد
🔹حضور کالاهای باکیفیت خارجی، تولیدکنندگان داخلی را مجبور میکند تا برای بقا در بازار، کیفیت محصولات خود را ارتقا دهند، دست به نوآوری بزنند و قیمتهای خود را رقابتی کنند
🔹ثروت یک کشور در عصر حاضر، حاصل حبس کردن سرمایهها در داخل مرزها و قطع ارتباط با جهان نیست، بلکه نتیجه مشارکت فعال، هوشمندانه و گسترده در دادوستد بینالمللی است
https://www.eghtesadnews.com/fa/tiny/news-788746
#خودکفایی
◽️@utfinance◽️
🔹علم اقتصاد مدرن به ما میآموزد که هیچ کشوری، هرچقدر هم پهناور و غنی باشد، نمیتواند تمام کالاهای مورد نیاز خود را با بالاترین کیفیت و پایینترین قیمت تولید کند
🔹پافشاری بر تولید همه چیز در داخل مرزها، تنها به هدررفت منابع ملی، افزایش قیمتها و کاهش کیفیت زندگی مردم منجر میشود.
🔹واردات بالا نشانه آشکاری از قدرت خرید، پویایی بازار داخلی و رفاه اقتصادی یک جامعه است. یک جامعه فقیر با قدرت خرید پایین، توانایی وارد کردن کالا از بازارهای بینالمللی را ندارد
🔹حضور کالاهای باکیفیت خارجی، تولیدکنندگان داخلی را مجبور میکند تا برای بقا در بازار، کیفیت محصولات خود را ارتقا دهند، دست به نوآوری بزنند و قیمتهای خود را رقابتی کنند
🔹ثروت یک کشور در عصر حاضر، حاصل حبس کردن سرمایهها در داخل مرزها و قطع ارتباط با جهان نیست، بلکه نتیجه مشارکت فعال، هوشمندانه و گسترده در دادوستد بینالمللی است
https://www.eghtesadnews.com/fa/tiny/news-788746
#خودکفایی
◽️@utfinance◽️
👏7🔥5👍4❤2
Finance & Economics
◽️ عددهایی برای رسوایی تئوری خودکفایی | چرا ثروتمندترین کشورها، بزرگترین واردکنندگان جهاناند؟ 🔹علم اقتصاد مدرن به ما میآموزد که هیچ کشوری، هرچقدر هم پهناور و غنی باشد، نمیتواند تمام کالاهای مورد نیاز خود را با بالاترین کیفیت و پایینترین قیمت تولید کند…
حداقل تا به امروز چپها جایگاهی در علم اقتصاد ندارند و از لحاظ نظریهپردازی هم توانشو ندارند.
به طور نظاممندی از کمیگرایی و علم پرهیز میکنند و از دادههای شاخصبندی شده فرار میکنند.
برای همین هم هست که وقتی رشتههایی مثل جامعهشناسی یا انسانشناسی رو بررسی کنیم، میبینیم که هر کدوم از این رشتهها زیر مجموعههایی مثل جامعهشناسی سیاسی یا انسانشناسی اقتصادی تعریف کردند که کاملاً آموزش و مبانی اونها با علم اقتصاد یا علم سیاست متفاوته و فرد وارد یک دنیای دیگهای میشه که بعد از خوندن چند کتاب انسانشناسی اقتصادی، خبری از آدام اسمیت (بنیان گذار علم اقتصاد) نیست و خبری هم از علم اقتصاد نیست.
این گزاره هم حتماً اشتباهست اگه بگیم که روش کیفی و تفسیری در علوم انسانی مختص چپهاست یا اینها آفرینندهٔ این روش پژوهش بودن یا همچین گزارههایی.
--------------
#عقلچپ
@RastMag | راست
به طور نظاممندی از کمیگرایی و علم پرهیز میکنند و از دادههای شاخصبندی شده فرار میکنند.
برای همین هم هست که وقتی رشتههایی مثل جامعهشناسی یا انسانشناسی رو بررسی کنیم، میبینیم که هر کدوم از این رشتهها زیر مجموعههایی مثل جامعهشناسی سیاسی یا انسانشناسی اقتصادی تعریف کردند که کاملاً آموزش و مبانی اونها با علم اقتصاد یا علم سیاست متفاوته و فرد وارد یک دنیای دیگهای میشه که بعد از خوندن چند کتاب انسانشناسی اقتصادی، خبری از آدام اسمیت (بنیان گذار علم اقتصاد) نیست و خبری هم از علم اقتصاد نیست.
این گزاره هم حتماً اشتباهست اگه بگیم که روش کیفی و تفسیری در علوم انسانی مختص چپهاست یا اینها آفرینندهٔ این روش پژوهش بودن یا همچین گزارههایی.
--------------
#عقلچپ
@RastMag | راست
🔥13👍4😁2✍1
راست
بخش ۱/۵ | مالکیت خصوصی؛ حقی ساده یا ستون یک جامعه آزاد؟ فرض کنید سالها برای خرید یک خانه، راهاندازی یک مغازه یا ساختن یک کسبوکار زحمت کشیدهاید. حالا تصور کنید فرد یا نهادی بتواند بدون رضایت شما درباره آن تصمیم بگیرد. آیا هنوز انگیزهای برای تلاش بیشتر…
بخش ۲/۵ | چرا مالکیت خصوصی به رشد اقتصادی کمک میکند؟
وقتی افراد مطمئن باشند دارایی و سرمایهشان محفوظ است، با اطمینان بیشتری سرمایهگذاری میکنند. کشاورزی که مالک زمین خود باشد، بیشتر برای بهبود آن تلاش میکند. کارآفرینی که از امنیت حقوقی برخوردار باشد، راحتتر ریسک میکند و کسبوکار میسازد. در مقابل، اگر مالکیت دائماً در معرض مصادره یا دخالتهای پیشبینیناپذیر باشد، انگیزه سرمایهگذاری کاهش مییابد. مالکیت خصوصی در واقع یک پیام روشن به جامعه میدهد: «اگر ارزش خلق کنی، میتوانی از نتیجه آن بهرهمند شوی.» همین پیام ساده در طول تاریخ یکی از موتورهای اصلی رشد اقتصادی و نوآوری بوده است.
-----
#مالکیت_خصوصی
#لیبرالیسم
@RastMag | راست
وقتی افراد مطمئن باشند دارایی و سرمایهشان محفوظ است، با اطمینان بیشتری سرمایهگذاری میکنند. کشاورزی که مالک زمین خود باشد، بیشتر برای بهبود آن تلاش میکند. کارآفرینی که از امنیت حقوقی برخوردار باشد، راحتتر ریسک میکند و کسبوکار میسازد. در مقابل، اگر مالکیت دائماً در معرض مصادره یا دخالتهای پیشبینیناپذیر باشد، انگیزه سرمایهگذاری کاهش مییابد. مالکیت خصوصی در واقع یک پیام روشن به جامعه میدهد: «اگر ارزش خلق کنی، میتوانی از نتیجه آن بهرهمند شوی.» همین پیام ساده در طول تاریخ یکی از موتورهای اصلی رشد اقتصادی و نوآوری بوده است.
-----
#مالکیت_خصوصی
#لیبرالیسم
@RastMag | راست
👍13❤🔥3❤2👎2
راست
«سرو برقص اندرست، بر طرف جویبار» @RastMag | راست
از شعر معروف سعدی که حتماً شنیدهیم (نقل قول زیر)، در تصویر بالا مصرعی از آن نقل شد؛ یکی از ملحقات است.
محمدعلی فروغی در جمعآوری و تصحیح دیوان سعدی این شعر رو جزو ملحقات به حساب آورده و در پینوشت بخش ملحقات غزل نوشته است: «اتفاق میافتد که در یک یا دو نسخه غزلی دیده میشود که در نسخ بسیار قدیم و معتبر نیست. این غزلها را در اینجا بعنوان ملحقات بصورتی که هست بچاپ رساندیم [...]».
سعدی ۶۳۷ غزل دارد که بعنوان غزلیات ازو یاد میشود و ۲۵ غزل که جزو ملحقات هستند.
-----------------
#پادشاهسخن_سعدی
@RastMag | راست
محمدعلی فروغی در جمعآوری و تصحیح دیوان سعدی این شعر رو جزو ملحقات به حساب آورده و در پینوشت بخش ملحقات غزل نوشته است: «اتفاق میافتد که در یک یا دو نسخه غزلی دیده میشود که در نسخ بسیار قدیم و معتبر نیست. این غزلها را در اینجا بعنوان ملحقات بصورتی که هست بچاپ رساندیم [...]».
سعدی ۶۳۷ غزل دارد که بعنوان غزلیات ازو یاد میشود و ۲۵ غزل که جزو ملحقات هستند.
باد بهاری وزید، از طرف مَرغزار*بر اساس کتاب کلّیات سعدی به اهتمام محمدعلی فروغی چاپ هفتم (سال ۱۳۶۷)، نشر امیرکبیر. (چاپ اول در سال ۱۳۲۰ انجام گرفته شده.)
باز به گردون رسید، نالهٔ هر مُرغِ زار
سرو شد افراخته، کار چمن ساخته
نعرهزنان فاخته، بر سر بید و چنار
گل به چمن در بر است، ماه مگر یا خورست
سرو به رقص اندرست، بر طرف جویبار
شاخ که با میوههاست، سنگ بپا میخورد
بید مگر فارغست، از ستم نابکار
شیوهٔ نرگس ببین، نزد بنفشه نشین
سوسن رعنا گزین، زرد شقایق ببار
خیز و غنیمت شمار، جنبش باد ربیع
نالهٔ موزون مرغ، بوی خوش لالهزار
هر گل و برگی که هست، یاد خدا میکند
بلبل و قمری چه خواند، یاد خداوندگار
برگ درختان سبز، پیش خداوند هوش
هر ورقی دفتریست، معرفت کردگار
وقت بهارست خیز، تا بتماشا رویم
تکیه بر ایام نیست، تا دگر آید بهار
بلبل دستان بخوان، مرغ خوشالحان بدان
طوطی شکرفشان، نقل بمجلس بیار
بر طرف کوه و دشت، روز طوافست و گشت
وقت بهاران گذشت، گفتهٔ سعدی بیار
-----------------
#پادشاهسخن_سعدی
@RastMag | راست
👌8❤4✍2👍1
راست
بخش ۲/۵ | چرا مالکیت خصوصی به رشد اقتصادی کمک میکند؟ وقتی افراد مطمئن باشند دارایی و سرمایهشان محفوظ است، با اطمینان بیشتری سرمایهگذاری میکنند. کشاورزی که مالک زمین خود باشد، بیشتر برای بهبود آن تلاش میکند. کارآفرینی که از امنیت حقوقی برخوردار باشد، راحتتر…
بخش ۳/۵ | مالکیت خصوصی فقط درباره پول نیست
بسیاری تصور میکنند بحث مالکیت خصوصی فقط به ثروتمندان مربوط است؛ اما واقعیت این است که همه مردم به نوعی از آن بهره میبرند. خانهای که در آن زندگی میکنید، خودرویی که استفاده میکنید، ابزار کار، پسانداز یا حتی یک مغازه کوچک، همگی مصداق مالکیت خصوصی هستند. این اصل به افراد استقلال میدهد و وابستگی آنها را به قدرت سیاسی کاهش میدهد. هرچه شهروندان دارایی و اختیار بیشتری داشته باشند، توانایی بیشتری برای تصمیمگیری مستقل خواهند داشت. به همین دلیل، مالکیت خصوصی تنها یک مفهوم اقتصادی نیست؛ بلکه با آزادی فردی نیز پیوندی عمیق دارد.
----------
#مالکیت_خصوصی
#لیبرالیسم
@RastMag | راست
بسیاری تصور میکنند بحث مالکیت خصوصی فقط به ثروتمندان مربوط است؛ اما واقعیت این است که همه مردم به نوعی از آن بهره میبرند. خانهای که در آن زندگی میکنید، خودرویی که استفاده میکنید، ابزار کار، پسانداز یا حتی یک مغازه کوچک، همگی مصداق مالکیت خصوصی هستند. این اصل به افراد استقلال میدهد و وابستگی آنها را به قدرت سیاسی کاهش میدهد. هرچه شهروندان دارایی و اختیار بیشتری داشته باشند، توانایی بیشتری برای تصمیمگیری مستقل خواهند داشت. به همین دلیل، مالکیت خصوصی تنها یک مفهوم اقتصادی نیست؛ بلکه با آزادی فردی نیز پیوندی عمیق دارد.
----------
#مالکیت_خصوصی
#لیبرالیسم
@RastMag | راست
👍13❤3🔥1
۱. تصویر یکم:
۲. تصویر دوم:
۳. تصویر سوم:
۴. تصویر چهارم:
*دیگه نیاز نیست کشورهایی رو مثال بزنیم برای ناکارآمد بودن اقتصاد سوسیالیستی یا دولتی، وضع رژیم نمونهٔ کاملاً پیشرویی هست داخل این زمینه.
---------------
#سوسیالیسم
#بروکراسی
@RastMag | راست
آیا سوسیالیسم واقعاً بهشتِ روی زمین است؟
۲. تصویر دوم:
وعدههای یکسان، نتایج یکسان
تجربه آرژانتین نشان میدهد که سیاستهای دولتمحور، چیزی جز چرخههای مداوم تورم، افزایش وابستگیِ تودهها به دولت و کاهش بهرهوری به همراه ندارد.
۳. تصویر سوم:
سیاستهای رایگان، هزینهزا هستند
کنترل قیمتها، پرداخت یارانهها و وضع مالیاتهای سنگینتر، انگیزههای اقتصادی را کور میکند، میزان سرمایهگذاری را کاهش میدهد و در نهایت، بیشترین آسیب را به طبقه کارگر وارد میسازد.
۴. تصویر چهارم:
کنترل بیشتر، وابستگی بیشتر۵. تصویر پنجم:
گسترش قدرت دولت به بزرگ شدن بروکراسی (دیوانسالاری) میانجامد، انگیزه کار و فعالیت را ضعیف میکند و در بلندمدت جرقه سقوط اقتصادی را میزند.
ببینید چرا سوسیالیسم هرگز کارآمد نیست (یا شکست میخورد).
*دیگه نیاز نیست کشورهایی رو مثال بزنیم برای ناکارآمد بودن اقتصاد سوسیالیستی یا دولتی، وضع رژیم نمونهٔ کاملاً پیشرویی هست داخل این زمینه.
---------------
#سوسیالیسم
#بروکراسی
@RastMag | راست
👍12❤2⚡1🥴1
بخش ۴/۵ | یک سوءبرداشت رایج
گاهی گفته میشود مالکیت خصوصی ذاتاً باعث نابرابری میشود. اما پرسش مهمتر این است که جایگزین آن چیست؟ اگر مالکیت افراد تضعیف شود، چه نهادی باید درباره داراییها تصمیم بگیرد؟ در عمل، هرچه حقوق مالکیت ضعیفتر باشد، قدرت بیشتری در اختیار دولتها و گروههای صاحب نفوذ قرار میگیرد. البته وجود مالکیت خصوصی به معنای نبود قانون نیست؛ قوانین برای جلوگیری از تقلب، سرقت و انحصار ضروریاند. بحث اصلی این نیست که قانون وجود داشته باشد یا نه؛ بلکه این است که آیا افراد حق دارند نتیجه تلاش مشروع خود را حفظ و مدیریت کنند یا خیر.
----------------
#مالکیت_خصوصی
#لیبرالیسم
@RastMag | راست
گاهی گفته میشود مالکیت خصوصی ذاتاً باعث نابرابری میشود. اما پرسش مهمتر این است که جایگزین آن چیست؟ اگر مالکیت افراد تضعیف شود، چه نهادی باید درباره داراییها تصمیم بگیرد؟ در عمل، هرچه حقوق مالکیت ضعیفتر باشد، قدرت بیشتری در اختیار دولتها و گروههای صاحب نفوذ قرار میگیرد. البته وجود مالکیت خصوصی به معنای نبود قانون نیست؛ قوانین برای جلوگیری از تقلب، سرقت و انحصار ضروریاند. بحث اصلی این نیست که قانون وجود داشته باشد یا نه؛ بلکه این است که آیا افراد حق دارند نتیجه تلاش مشروع خود را حفظ و مدیریت کنند یا خیر.
----------------
#مالکیت_خصوصی
#لیبرالیسم
@RastMag | راست
👍8👏5❤3
راست
نشریۀ آزادِ «راست»_شمارهٔ نخست.pdf
🔔لیبرالیسم تاریخ انقضا دارد؟
اگر سیری در آمریکا و اروپای شمالی و غربی داشته باشیم میبینیم که لیبرالیسم نه به عنوان یک حزب و نه به عنوان یک ایدئولوژی شناخته میشه، چرا؟ آیا دلیلش این است که از یادها رفته؟ یا چنان در ساختارهای سیاسی و اقتصادی آن کشورها نفوذ داشته که وضع طبیعی قلمداد میشود؟ یا تاریخ انقضای آن تمام شده؟
بعد از جنگ جهانی دوم و گسترش نظام سیاسی دموکراسی لیبرال و نظام اقتصادی سرمایهداری در کشورهای غربی، دیگر کسی دم نمیزند از اینکه آزادیهای فردی باید باشند یا نباشند، یا اقتصاد بازار آزاد ضرورت است یا نه، یا اینکه حاکمیت قانون مشکلاتی دارد یا نه و یا سازوکارهای دموکراتیک لیبرال ناکارآمد هستند یا نه.
تمامی این موارد در کشورهای غربی دیگر به عنوان وضع طبیعی شمرده میشه و انتقاد از این موارد خندهدار بنظر میاد. اما مسئلهٔ مهمتر آنست که مفهوم لیبرال جا به جا شده و بدست چپها افتاده. چگونه و به چه معنی؟
لیبرالیسم بعد از سقوط شوروی پیروزی خودش رو اعلام کرد و در دنیای غرب به زمینهٔ زیست روزمره مُبَدل گشت. پس مانند انسانها که برای زندگی روزانهشون به اکسیژن نیاز دارند و تمام کارهای خودشون رو در این فضا انجام میدن لیبرالیسم هم به همین شکل در فضای زندگی یک فرد غربی تبدیل شده.
تا الان لیبرالیسم کلاسیک همان طور که در نشریه هم صحبتش شد، در غرب به طور غالبی پذیرفته شده؛ اما امروزه یک انشعاب بزرگی ایجاد شده که همان لیبرالیسم اجتماعی است که در حزبهای دست چپی مانند سوسیالدموکراسی یا سوسیالیسم اصلاحطلب آن را میبینیم.
چپها زمانی که در ایدههای اقتصادی شکست خوردند و نمونهٔ آرمانی آنها یا بهشت زمینی آنها در کشورهای مختلف خون به پا کرد از ایدههای اقتصادی و سیاسی دست کشیدن و موقعیت را طلایی دیدن تا از طریق نظام سرمایهداری دست به تغییرات بزنن تا به اهداف مطلوب (برابری و عدالت اجتماعی) خودشون دست پیدا کنند؛ همهٔ این تقلاها و تلاشهای چپولانه زیر چتر لیبرالیسم اجتماعی در حال جریان است. (به طور مثال در آمریکا کلمهٔ لیبرال مترادف با چپ (Left) قرار گرفته.)
چپ نو در ۱۹۶۰ از ایدههای اقتصادیش دست کشید و به سمت مفاهیمی مثل فرهنگ و هویت دست یازید. پس، یعنی از مبارهٔ اقتصادی-طبقاتی به مبارزهٔ فرهنگی-هویتی تغییر جهت داد. همین جا بود که چپها مفاهیم کاملا لیبرالیستی را مصادره کردند؛ چه مفاهیمی؟ مانند آزادیهای فردی، تکثر فرهنگی، حق انتخاب سبک زندگی و... . صحبتشان را روی مسائل جنیستی، حقوق اقلیتهای قومی، از بین بردن سنتهای مردسالارانه تمرکز دادند. (توهمات ایدئولوژیک)
امروزه وقتی در غرب از واژهٔ لیبرال استفاده میکنیم در قالب لیبرالیسم اجتماعی قرار دارد که همان چپ نو به شمار میاد. حالا لیبرالیستهایی مثل ما در کدام حزبها قرار دارند؟ در حزبهای محافظهکار، لیبرتارین یا راست میانه. (متاسفانه سختترین قسمت همین است که یک چپ در چشمهایتان نگاه کند و بگوید که لیبرال است.)
در آخر هم باید گفت که لیبرالیسم تاریخ انقضا ندارد و همچنان که تا الان صحبت میکنیم، زنده است؛ یعنی درگیریهای حزبی در کشورهای غربی در بستر همین لیبرالیسم است که شکل میگیرد (مانند همان اکسیژن است).
🟢دو راهکار برای مقابله وجود دارد تا چپها از این ماجراها قِسِر در نرند:
۱. اینکه تجربهٔ تاریخی ایدههاشون را یادآوری کنیم و نشون بدیم که چطور و چگونه باعث بوجود اومدن حکومتهای وحشی خویی مانند شوروی، آلمان نازی، چینِ مائو، کرهشمالی، کوبا کاسترو، ونزوئلا مادورو، عراق صدام، سوریه اسد، افغانستان طالبان و ج.ا شدند.
۲. جدای از آگاهی از اهداف این افراد در زمینهٔ فرهنگ و هویت، وارد گفتمانهای دلقکوارشون نشیم؛ گفتمانهای پستمدرنیسم و چپ نو.
--------------
#لیبرالیسم
#عقلچپ
@RastMag | راست
اگر سیری در آمریکا و اروپای شمالی و غربی داشته باشیم میبینیم که لیبرالیسم نه به عنوان یک حزب و نه به عنوان یک ایدئولوژی شناخته میشه، چرا؟ آیا دلیلش این است که از یادها رفته؟ یا چنان در ساختارهای سیاسی و اقتصادی آن کشورها نفوذ داشته که وضع طبیعی قلمداد میشود؟ یا تاریخ انقضای آن تمام شده؟
بعد از جنگ جهانی دوم و گسترش نظام سیاسی دموکراسی لیبرال و نظام اقتصادی سرمایهداری در کشورهای غربی، دیگر کسی دم نمیزند از اینکه آزادیهای فردی باید باشند یا نباشند، یا اقتصاد بازار آزاد ضرورت است یا نه، یا اینکه حاکمیت قانون مشکلاتی دارد یا نه و یا سازوکارهای دموکراتیک لیبرال ناکارآمد هستند یا نه.
تمامی این موارد در کشورهای غربی دیگر به عنوان وضع طبیعی شمرده میشه و انتقاد از این موارد خندهدار بنظر میاد. اما مسئلهٔ مهمتر آنست که مفهوم لیبرال جا به جا شده و بدست چپها افتاده. چگونه و به چه معنی؟
لیبرالیسم بعد از سقوط شوروی پیروزی خودش رو اعلام کرد و در دنیای غرب به زمینهٔ زیست روزمره مُبَدل گشت. پس مانند انسانها که برای زندگی روزانهشون به اکسیژن نیاز دارند و تمام کارهای خودشون رو در این فضا انجام میدن لیبرالیسم هم به همین شکل در فضای زندگی یک فرد غربی تبدیل شده.
تا الان لیبرالیسم کلاسیک همان طور که در نشریه هم صحبتش شد، در غرب به طور غالبی پذیرفته شده؛ اما امروزه یک انشعاب بزرگی ایجاد شده که همان لیبرالیسم اجتماعی است که در حزبهای دست چپی مانند سوسیالدموکراسی یا سوسیالیسم اصلاحطلب آن را میبینیم.
چپها زمانی که در ایدههای اقتصادی شکست خوردند و نمونهٔ آرمانی آنها یا بهشت زمینی آنها در کشورهای مختلف خون به پا کرد از ایدههای اقتصادی و سیاسی دست کشیدن و موقعیت را طلایی دیدن تا از طریق نظام سرمایهداری دست به تغییرات بزنن تا به اهداف مطلوب (برابری و عدالت اجتماعی) خودشون دست پیدا کنند؛ همهٔ این تقلاها و تلاشهای چپولانه زیر چتر لیبرالیسم اجتماعی در حال جریان است. (به طور مثال در آمریکا کلمهٔ لیبرال مترادف با چپ (Left) قرار گرفته.)
چپ نو در ۱۹۶۰ از ایدههای اقتصادیش دست کشید و به سمت مفاهیمی مثل فرهنگ و هویت دست یازید. پس، یعنی از مبارهٔ اقتصادی-طبقاتی به مبارزهٔ فرهنگی-هویتی تغییر جهت داد. همین جا بود که چپها مفاهیم کاملا لیبرالیستی را مصادره کردند؛ چه مفاهیمی؟ مانند آزادیهای فردی، تکثر فرهنگی، حق انتخاب سبک زندگی و... . صحبتشان را روی مسائل جنیستی، حقوق اقلیتهای قومی، از بین بردن سنتهای مردسالارانه تمرکز دادند. (توهمات ایدئولوژیک)
امروزه وقتی در غرب از واژهٔ لیبرال استفاده میکنیم در قالب لیبرالیسم اجتماعی قرار دارد که همان چپ نو به شمار میاد. حالا لیبرالیستهایی مثل ما در کدام حزبها قرار دارند؟ در حزبهای محافظهکار، لیبرتارین یا راست میانه. (متاسفانه سختترین قسمت همین است که یک چپ در چشمهایتان نگاه کند و بگوید که لیبرال است.)
در آخر هم باید گفت که لیبرالیسم تاریخ انقضا ندارد و همچنان که تا الان صحبت میکنیم، زنده است؛ یعنی درگیریهای حزبی در کشورهای غربی در بستر همین لیبرالیسم است که شکل میگیرد (مانند همان اکسیژن است).
🟢دو راهکار برای مقابله وجود دارد تا چپها از این ماجراها قِسِر در نرند:
۱. اینکه تجربهٔ تاریخی ایدههاشون را یادآوری کنیم و نشون بدیم که چطور و چگونه باعث بوجود اومدن حکومتهای وحشی خویی مانند شوروی، آلمان نازی، چینِ مائو، کرهشمالی، کوبا کاسترو، ونزوئلا مادورو، عراق صدام، سوریه اسد، افغانستان طالبان و ج.ا شدند.
۲. جدای از آگاهی از اهداف این افراد در زمینهٔ فرهنگ و هویت، وارد گفتمانهای دلقکوارشون نشیم؛ گفتمانهای پستمدرنیسم و چپ نو.
--------------
#لیبرالیسم
#عقلچپ
@RastMag | راست
👏12❤3👍3✍1