مارکسیستها میگویند خواهان یک جامعه «برابر» هستند؛ پس چرا همیشه بدترین دیکتاتوریها را به وجود میآورند؟
#سوسیالیسم
#عقلچپ
@RastMag | راست
پاسخ ساده است: مارکسیستها همیشه دروغ میگویند.
مارکسیستها خودشان میدانند که ایدئولوژی آنها به یک دیکتاتوری بیرحمانه نیاز دارد. آنها صرفاً باور دارند که پس از پایان «انقلاب»، خودشان در رأس آن دیکتاتوری خواهند بود...
این دقیقاً همان مشکلی است که همه ایدئولوژیهای آرمانشهرگرا (یا یوتوپیایی) دارند:
محرک آنها هیچوقت افرادی نیستند که به دنبال تغییر باشند؛ بلکه همیشه کسانی محرک این جریانها هستند که به دنبال قدرت میگردند!
پس هرگز حرف یک مارکسیست را وقتی از آرمانشهر مارکسیستی صحبت میکند، باور نکنید! او صرفاً دارد درباره دیکتاتوری خودش رویاپردازی میکند.
«بدترین اتفاقی که میتواند برای یک سوسیالیست بیفتد، این است که کشورش توسط سوسیالیستهایی اداره شود که با او دوست نیستند...»----------------
— لودویگ فون میزس
#سوسیالیسم
#عقلچپ
@RastMag | راست
❤11👍6👌2
راست
⏳فمینیسم لیبرال تاریخ انقضا دارد؟ اگر سیری در آمریکا و اروپای شمالی و غربی داشته باشیم میبینیم که فمینیسم لیبرال دیگر کمتر به عنوان یک جنبش شناخته میشود. چرا؟ آیا دلیلش این است که از یادها رفته؟ یا چنان در ساختارهای سیاسی و اقتصادی آن کشورها نفوذ داشته که…
🔴 تمایزات خیلی مهم...
«در سال ۲۰۰۳ در کِبِک، گروهی از فمینیستها در ستونی در روزنامه لُ دُووآر (۲۷ مارس ۲۰۰۳) این بحث را راه انداختند که در آزمونِ ورودیِ دوره دکتری، برای داوطلبانِ زن در برابر داوطلببانِ مرد، شرایطی کمتر سختگیرانه لحاظ شود، تا با سرعتِ بیشتری بتوان به اصلِ برابریِ «جنسیتی» رسید. حالا استدلالشان چه بود؟ اینکه جامعهشناسانِ علم اثبات کردهاند که ادعایِ عینی بودنِ علم یک حُقه است، و با این حساب، هر تزِ دکترا هم حقهای دیگر. پس چه بهتر که ما کاری اخلاقی در جهتِ تساویِ زن - مرد انجام دهیم، تا اینکه دلواپسِ شرایطِ علمیِ داوطلبان باشیم. محل دادن به شرایطِ علمیِ داوطلبان، وقتی اصلِ علم خودش یک چیزِ مندرآوردی است، چیزی نیست مگر افتادن به چاههای سرپوشیدهٔ قصدوغرضهای پنهانِ «سلطه».
این هم (داخل پرانتز) گفتنی است که بعضی از این جنبشهای فمینیستی فراموش میکنند که یکی از نخستین روشنفکران بزرگی که برای برابری زنان و مردان قلم زد، نه سیمون دوبووار، بلکه یک لیبرال بزرگ بود: جان استوارت میل (۱۸۶۱). معالاسف این جنبشها به جای اینکه با آرامش و عقل و اعتدال از الگوی استوارت میل الهام بگیرند و راه او را ادامه دهند، با ذوق و شوقِ روزافزونی از صندوقِ مردهریگِ قالبهای توضیحیِ متکی بر سلطه، سوءظن و توطئه، برداشت و خرج فمینیسم میکنند.»¹
◽️فارغ از خندهدار بودن عقل فمینیستهای رادیکال، یک تمایز مهم، اساسی و تعیین کننده در این مثال وجود داره که قابل توجه هست.
◽️زمانی که یک چپ، از مفاهیمی مانند برابری جنسیتی، آزادی، برابری، عدالت، دموکراسی و غیره استفاده میکنه قطعا اون معنی که مورد نظرش هست با ما یکی نیست، اگه بود که چپ نمیبود.
◽️چه زمانی این تفاوتها مهم میشن؟ زمانی که هشتگ از_دموکراسی_بگو راه میندازن و بعضی از مردم هم تصور میکنن از دموکراسی صحبت میکنن که در غرب و آمریکا رایجه اما اینطوری نیست. حتی مفهومی مانند آزادی (وغیره). افراد و گروههای مخالف فکری خودشون رو متهم میکنن به عقاید سرکوبگر و فاشیستی اما دریغ از یه تعریف از آزادی که ریشه در واقعیت داشته باشه. (یه مثال ساده مثل آزادی از دست ج.ا هم بهمون تحویل نمیدن اما صحبت از آزادی میکنن.)
🔺یکی از اون تفاوتهای معانی، در مفهوم برابری جنسیتی که بین راست و چپ وجود داره رو، میتونیم در نقل قولِ پستی که ریپلای شده ببینیم.
---
۱. برگرفته از کتابِ «چرا روشنفکران لیبرالیسم را دوست ندارند» از ریمون بودن، با ترجمهٔ مرتضی مردیها.
---------------
#دموکراسیلیبرال
#سوسیالیسم
#عقلچپ
@RastMag | راست
«در سال ۲۰۰۳ در کِبِک، گروهی از فمینیستها در ستونی در روزنامه لُ دُووآر (۲۷ مارس ۲۰۰۳) این بحث را راه انداختند که در آزمونِ ورودیِ دوره دکتری، برای داوطلبانِ زن در برابر داوطلببانِ مرد، شرایطی کمتر سختگیرانه لحاظ شود، تا با سرعتِ بیشتری بتوان به اصلِ برابریِ «جنسیتی» رسید. حالا استدلالشان چه بود؟ اینکه جامعهشناسانِ علم اثبات کردهاند که ادعایِ عینی بودنِ علم یک حُقه است، و با این حساب، هر تزِ دکترا هم حقهای دیگر. پس چه بهتر که ما کاری اخلاقی در جهتِ تساویِ زن - مرد انجام دهیم، تا اینکه دلواپسِ شرایطِ علمیِ داوطلبان باشیم. محل دادن به شرایطِ علمیِ داوطلبان، وقتی اصلِ علم خودش یک چیزِ مندرآوردی است، چیزی نیست مگر افتادن به چاههای سرپوشیدهٔ قصدوغرضهای پنهانِ «سلطه».
این هم (داخل پرانتز) گفتنی است که بعضی از این جنبشهای فمینیستی فراموش میکنند که یکی از نخستین روشنفکران بزرگی که برای برابری زنان و مردان قلم زد، نه سیمون دوبووار، بلکه یک لیبرال بزرگ بود: جان استوارت میل (۱۸۶۱). معالاسف این جنبشها به جای اینکه با آرامش و عقل و اعتدال از الگوی استوارت میل الهام بگیرند و راه او را ادامه دهند، با ذوق و شوقِ روزافزونی از صندوقِ مردهریگِ قالبهای توضیحیِ متکی بر سلطه، سوءظن و توطئه، برداشت و خرج فمینیسم میکنند.»¹
◽️فارغ از خندهدار بودن عقل فمینیستهای رادیکال، یک تمایز مهم، اساسی و تعیین کننده در این مثال وجود داره که قابل توجه هست.
◽️زمانی که یک چپ، از مفاهیمی مانند برابری جنسیتی، آزادی، برابری، عدالت، دموکراسی و غیره استفاده میکنه قطعا اون معنی که مورد نظرش هست با ما یکی نیست، اگه بود که چپ نمیبود.
◽️چه زمانی این تفاوتها مهم میشن؟ زمانی که هشتگ از_دموکراسی_بگو راه میندازن و بعضی از مردم هم تصور میکنن از دموکراسی صحبت میکنن که در غرب و آمریکا رایجه اما اینطوری نیست. حتی مفهومی مانند آزادی (وغیره). افراد و گروههای مخالف فکری خودشون رو متهم میکنن به عقاید سرکوبگر و فاشیستی اما دریغ از یه تعریف از آزادی که ریشه در واقعیت داشته باشه. (یه مثال ساده مثل آزادی از دست ج.ا هم بهمون تحویل نمیدن اما صحبت از آزادی میکنن.)
🔺یکی از اون تفاوتهای معانی، در مفهوم برابری جنسیتی که بین راست و چپ وجود داره رو، میتونیم در نقل قولِ پستی که ریپلای شده ببینیم.
---
۱. برگرفته از کتابِ «چرا روشنفکران لیبرالیسم را دوست ندارند» از ریمون بودن، با ترجمهٔ مرتضی مردیها.
---------------
#دموکراسیلیبرال
#سوسیالیسم
#عقلچپ
@RastMag | راست
❤7👏6👍3
راست
بخش ۴/۵ | یک سوءبرداشت رایج از آزادی اقتصادی بعضیها تصور میکنند آزادی اقتصادی یعنی نبود هیچ قانونی. اما واقعیت این نیست. همانطور که رانندگی بدون قانون خطرناک است، اقتصاد بدون قواعد شفاف نیز میتواند مشکلساز شود. تفاوت در این است که قوانین باید از رقابت،…
بخش ۵/۵ | آزادی اقتصادی و فرصت
شاید مهمترین مزیت آزادی اقتصادی این باشد که فرصت را از انحصار خارج میکند. در یک اقتصاد آزادتر، موفقیت بیشتر به توانایی، خلاقیت و تلاش افراد وابسته میشود تا نزدیکی به مراکز قدرت. هیچ نظامی کامل نیست و هیچ جامعهای بدون مشکل نخواهد بود، اما تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که آزادی اقتصادی میتواند زمینه رشد، نوآوری و افزایش رفاه را فراهم کند. در نهایت پرسش سادهای باقی میماند: آیا مردم باید خودشان درباره کار، سرمایه و آینده اقتصادیشان تصمیم بگیرند، یا این تصمیمها باید از جای دیگری برای آنها گرفته شود؟
-------------
#آزادی_اقتصادی
#لیبرالیسم
@RastMag | راست
شاید مهمترین مزیت آزادی اقتصادی این باشد که فرصت را از انحصار خارج میکند. در یک اقتصاد آزادتر، موفقیت بیشتر به توانایی، خلاقیت و تلاش افراد وابسته میشود تا نزدیکی به مراکز قدرت. هیچ نظامی کامل نیست و هیچ جامعهای بدون مشکل نخواهد بود، اما تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که آزادی اقتصادی میتواند زمینه رشد، نوآوری و افزایش رفاه را فراهم کند. در نهایت پرسش سادهای باقی میماند: آیا مردم باید خودشان درباره کار، سرمایه و آینده اقتصادیشان تصمیم بگیرند، یا این تصمیمها باید از جای دیگری برای آنها گرفته شود؟
-------------
#آزادی_اقتصادی
#لیبرالیسم
@RastMag | راست
❤10👍4
«حتی اگر همه برابر شوند، و همه به هم احترام بگذارند، باز هم میل ذاتی به رقابت و برتری و نیز کسالت ناشی از یکنواختی و عادت به داشتهها نمیگذارد دنیا به بهشت شبیه شود.»
— مرتضی مردیها
--------------
#گزینگویه
#مرتضی_مردیها
@RastMag | راست
— مرتضی مردیها
--------------
#گزینگویه
#مرتضی_مردیها
@RastMag | راست
❤13👍8💔2🤝1
راست
اسکاندیناوی و توهم سوسیالیسم.pdf
❇️ خلاصهای از فصل یازدهم کتابچه
🔹سوئد؛ سوسیالیسم موفق یا لیبرالدموکراسی بازارمحور؟
سوسیالدموکراتهای سوئد نیز بهجای دولتیسازی اقتصاد، سرمایهداری را پذیرفتند و با استفاده از مالیات و سیاستهای رفاهی به توزیع بخشی از درآمدها پرداختند. بااینحال، گسترش بیشازحد دولت در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ مشکلاتی ایجاد کرد و از دهه ۱۹۹۰ اصلاحات بازارمحور، افزایش رقابت و کاهش محدودیتهای اقتصادی در دستور کار قرار گرفت. افزون بر این، اعتماد اجتماعی، حاکمیت قانون، نهادهای دموکراتیک، تجارت آزاد، صادرات و اقتصاد رقابتی در موفقیت سوئد نقش اساسی داشتهاند.
بنابراین، سوئد را باید لیبرالدموکراسی با اقتصاد بازار و دولت رفاه دانست، نه نمونهای از سوسیالیسم موفق.
------------
#دموکراسیلیبرال
#اسکاندیناوی
#توهم_سوسیالیسم
@RastMag | راست
🔹سوئد؛ سوسیالیسم موفق یا لیبرالدموکراسی بازارمحور؟
سوئد در بسیاری از بحثها بعنوان نمونهای از سوسیالیسم معرفی میشود، اما بررسی واقعیتهای تاریخی نشان میدهد که این کشور هرگز اقتصاد سوسیالیستی نداشته است.مالکیت خصوصی، شرکتهای خصوصی و بازار آزاد همواره ستونهای اصلی اقتصاد سوئد بودهاند و بخش بزرگی از ثروت این کشور پیش از گسترش دولت رفاه، با تقویت حقوق مالکیت، تجارت آزاد، سرمایهگذاری خصوصی و رشد صنعت ایجاد شد.
سوسیالدموکراتهای سوئد نیز بهجای دولتیسازی اقتصاد، سرمایهداری را پذیرفتند و با استفاده از مالیات و سیاستهای رفاهی به توزیع بخشی از درآمدها پرداختند. بااینحال، گسترش بیشازحد دولت در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ مشکلاتی ایجاد کرد و از دهه ۱۹۹۰ اصلاحات بازارمحور، افزایش رقابت و کاهش محدودیتهای اقتصادی در دستور کار قرار گرفت. افزون بر این، اعتماد اجتماعی، حاکمیت قانون، نهادهای دموکراتیک، تجارت آزاد، صادرات و اقتصاد رقابتی در موفقیت سوئد نقش اساسی داشتهاند.
بنابراین، سوئد را باید لیبرالدموکراسی با اقتصاد بازار و دولت رفاه دانست، نه نمونهای از سوسیالیسم موفق.
------------
#دموکراسیلیبرال
#اسکاندیناوی
#توهم_سوسیالیسم
@RastMag | راست
👍9❤3👏2
راست
بخش ۵/۵ | آزادی اقتصادی و فرصت شاید مهمترین مزیت آزادی اقتصادی این باشد که فرصت را از انحصار خارج میکند. در یک اقتصاد آزادتر، موفقیت بیشتر به توانایی، خلاقیت و تلاش افراد وابسته میشود تا نزدیکی به مراکز قدرت. هیچ نظامی کامل نیست و هیچ جامعهای بدون مشکل…
بخش ۱/۵ | چرا قانون از هر فردی مهمتر است؟
فرض کنید در کشوری زندگی میکنید که نتیجه یک دعوا، معامله یا شکایت، نه به قانون بلکه به قدرت، رابطه یا سلیقه مسئولان بستگی دارد. آیا در چنین جامعهای احساس امنیت میکنید؟ حاکمیت قانون یعنی هیچ فردی، حتی قدرتمندترین مقام کشور، بالاتر از قانون نباشد. قانون باید برای همه یکسان اجرا شود؛ برای شهروند عادی، سرمایهدار، سیاستمدار و مقام دولتی. اگر مردم مطمئن باشند که حقوقشان با قانون حفظ میشود، با آرامش بیشتری زندگی، کار و سرمایهگذاری میکنند. اما اگر قانون فقط برای بعضیها باشد، اعتماد عمومی بهتدریج از بین میرود.
-------------
#حاکمیت_قانون
#لیبرالیسم
@RastMag | راست
فرض کنید در کشوری زندگی میکنید که نتیجه یک دعوا، معامله یا شکایت، نه به قانون بلکه به قدرت، رابطه یا سلیقه مسئولان بستگی دارد. آیا در چنین جامعهای احساس امنیت میکنید؟ حاکمیت قانون یعنی هیچ فردی، حتی قدرتمندترین مقام کشور، بالاتر از قانون نباشد. قانون باید برای همه یکسان اجرا شود؛ برای شهروند عادی، سرمایهدار، سیاستمدار و مقام دولتی. اگر مردم مطمئن باشند که حقوقشان با قانون حفظ میشود، با آرامش بیشتری زندگی، کار و سرمایهگذاری میکنند. اما اگر قانون فقط برای بعضیها باشد، اعتماد عمومی بهتدریج از بین میرود.
-------------
#حاکمیت_قانون
#لیبرالیسم
@RastMag | راست
❤9🔥5👍2
نوشتاری کوتاه از اندیشمند لیبرال، مرتضی مردیها در سال ۱۳۹۷ در باب نوع اقتصاد ایران و جفنگیات و برچسبزنیهای چپولا.
با عنوان «نئولیبرالیسم یا نئوچیزدیگر؟»
--------------
#مرتضی_مردیها
#نئوسوسیالیسم
@RastMag | راست
با عنوان «نئولیبرالیسم یا نئوچیزدیگر؟»
[...] من نمیدانم بر چنین وضعیت اقتصادی چه نامی باید گذاشت، ولی مطمئنم که هرچه باشد نئولیبرالیسم نیست. با توجه به نظام سوسیالیستی روسیه (در زمان شوروی) و نظام تقریبا سوسیالیستی ایران (در دهه شصت)، شاید نزدیکتر به واقعیت این باشد که آن را نئوسوسیالیسم بنامیم.
--------------
#مرتضی_مردیها
#نئوسوسیالیسم
@RastMag | راست
👍12❤4🔥1
راست
Photo
۱/۶ | ماستمالی حقیقت
۶ جستار کوتاه در خصوص رابطهٔ نئولیبرالیسم و اقتصاد ایران و برچسبزنی های چپها برای مالهکشی و فرار از واقعیت سیاسی و اقتصادی ج.ا. این جریان مالهکش یاد گرفته که روی مشکلات واقعی کشور سرپوش بگذارد؛ از گرانی تا اختلاس از خشکسالی تا فیلترینگ. و هر اتقاقی که در این مرز و بوم بیوفتد از این واژه استفاده میکند تا آدرس غلطی از مشکل و ایراد اصلی بدهد. این سلسله مالهکشیها از دهههای قبل در ایران وجود داشته است و هنوزم که هنوزه مورد استفادهٔ بعضی از روشعنفکران و چپها و حتی کارگزاران حکومتی میشود.
--------------
#نئولیبرالیسم
#نئوسوسیالیسم
#عقلچپ
@RastMag | راست
۶ جستار کوتاه در خصوص رابطهٔ نئولیبرالیسم و اقتصاد ایران و برچسبزنی های چپها برای مالهکشی و فرار از واقعیت سیاسی و اقتصادی ج.ا. این جریان مالهکش یاد گرفته که روی مشکلات واقعی کشور سرپوش بگذارد؛ از گرانی تا اختلاس از خشکسالی تا فیلترینگ. و هر اتقاقی که در این مرز و بوم بیوفتد از این واژه استفاده میکند تا آدرس غلطی از مشکل و ایراد اصلی بدهد. این سلسله مالهکشیها از دهههای قبل در ایران وجود داشته است و هنوزم که هنوزه مورد استفادهٔ بعضی از روشعنفکران و چپها و حتی کارگزاران حکومتی میشود.
--------------
#نئولیبرالیسم
#نئوسوسیالیسم
#عقلچپ
@RastMag | راست
❤10👍4👌2
«سوسیالیسم فلسفهٔ شکست، کیشِ جهالت و انجیل حسادت است؛ تنها فضیلت ذاتی آن، توزیع عادلانه بدبختی است.»
— وینستون چرچیل
--------------
#گزینگویه
@RastMag | راست
— وینستون چرچیل
--------------
#گزینگویه
@RastMag | راست
❤13👍9🔥3
راست
بخش ۱/۵ | چرا قانون از هر فردی مهمتر است؟ فرض کنید در کشوری زندگی میکنید که نتیجه یک دعوا، معامله یا شکایت، نه به قانون بلکه به قدرت، رابطه یا سلیقه مسئولان بستگی دارد. آیا در چنین جامعهای احساس امنیت میکنید؟ حاکمیت قانون یعنی هیچ فردی، حتی قدرتمندترین…
بخش ۲/۵ | قانون برای محدود کردن قدرت است
بعضیها تصور میکنند قانون فقط برای کنترل مردم نوشته شده است، اما یکی از مهمترین وظایف قانون، محدود کردن صاحبان قدرت است. اگر هیچ قانونی نتواند جلوی تصمیمهای سلیقهای را بگیرد، آزادی مردم بهراحتی از بین میرود. حاکمیت قانون یعنی دولت نیز مانند شهروندان باید به قواعد مشخصی پایبند باشد. این اصل باعث میشود تصمیمها قابل پیشبینی باشند و کسی نتواند هر روز قوانین را به نفع خود تغییر دهد. جامعهای که قانون در آن بر افراد حکومت میکند، معمولاً باثباتتر و قابلاعتمادتر از جامعهای است که افراد بر قانون حکومت میکنند.
-------------
#حاکمیت_قانون
#لیبرالیسم
@RastMag | راست
بعضیها تصور میکنند قانون فقط برای کنترل مردم نوشته شده است، اما یکی از مهمترین وظایف قانون، محدود کردن صاحبان قدرت است. اگر هیچ قانونی نتواند جلوی تصمیمهای سلیقهای را بگیرد، آزادی مردم بهراحتی از بین میرود. حاکمیت قانون یعنی دولت نیز مانند شهروندان باید به قواعد مشخصی پایبند باشد. این اصل باعث میشود تصمیمها قابل پیشبینی باشند و کسی نتواند هر روز قوانین را به نفع خود تغییر دهد. جامعهای که قانون در آن بر افراد حکومت میکند، معمولاً باثباتتر و قابلاعتمادتر از جامعهای است که افراد بر قانون حکومت میکنند.
-------------
#حاکمیت_قانون
#لیبرالیسم
@RastMag | راست
❤8👍4👏1
۱/۲ | «موقعی که توکویل این سؤال را درمیاندازد که چرا فرانسویان در اواخر قرن هجده اشرافیت را رد کردند، در حالیکه انگلیسیها قبولش کردند، برای این بررسی و دادنِ توضیحی برای آن به هیچوجه از فرضیههای غیرعقلانی استفاده نمیکند.
توکویل میگوید ردههای بالای اشرافیت فرانسه که این امکان را داشتند و برایشان میسر بود درباری شدند و وقت و روزگارشان را در دربارخانهٔ سلطنتی میگذراندند. یک فرانسویِ معمولی و متوسط که به اینها نگاه میکرد سر درنمیآورد که فایدهٔ اجتماعی این حضرات چیست؛ نمیفهمید این از ما بهتران بودن، این مقام و موقعِ بالاتری که ارکان کشور به این جماعتِ ملقلقالملک میدهند، چه مبنایی و منشأیی دارد، از کجا میآید. ردههای پایین اشرافیت هم، که مجبور بودند به زمین خود بچسبند و در محلهٔ خود بمانند، پولی در بساط نداشتند؛ و عجیب که هرچه کمتر پول داشتند با افادهٔ بیشتری آن والایی تشریفاتی خود را، که قواعد کشور در حقشان روا داشته بود، به رخ دیگران میکشیدند. در اینجا هم رعیت فرانسوی نمیفهمید اینهمه اِهن و تُلُب با کدام میزان، با کدام ترازو حساب و کتاب شده است، و اصلاً به چیست. برای همین هم لقبی برای آنها ساختند و در دهانها انداختند: اَبْرُ. این اَبْرُ پرندهٔ کوچکی است که شکار آن ناپسند و بدشگون بوده. به همین جهت هم تمثیل به آن برای خردهاشرافِ خیلی خودپسند که فرق چندانی با دهاتیها نداشتند، بیراه نبوده؛ یعنی که هیچکدام مالی نیستند ولی زده و قرعه درآمده که بایست به آنها احترام گذاشت.
برعکس، در انگلستان اشرافزادگان...»
✍ ریمون بودُن
------------------
@RastMag | راست
توکویل میگوید ردههای بالای اشرافیت فرانسه که این امکان را داشتند و برایشان میسر بود درباری شدند و وقت و روزگارشان را در دربارخانهٔ سلطنتی میگذراندند. یک فرانسویِ معمولی و متوسط که به اینها نگاه میکرد سر درنمیآورد که فایدهٔ اجتماعی این حضرات چیست؛ نمیفهمید این از ما بهتران بودن، این مقام و موقعِ بالاتری که ارکان کشور به این جماعتِ ملقلقالملک میدهند، چه مبنایی و منشأیی دارد، از کجا میآید. ردههای پایین اشرافیت هم، که مجبور بودند به زمین خود بچسبند و در محلهٔ خود بمانند، پولی در بساط نداشتند؛ و عجیب که هرچه کمتر پول داشتند با افادهٔ بیشتری آن والایی تشریفاتی خود را، که قواعد کشور در حقشان روا داشته بود، به رخ دیگران میکشیدند. در اینجا هم رعیت فرانسوی نمیفهمید اینهمه اِهن و تُلُب با کدام میزان، با کدام ترازو حساب و کتاب شده است، و اصلاً به چیست. برای همین هم لقبی برای آنها ساختند و در دهانها انداختند: اَبْرُ. این اَبْرُ پرندهٔ کوچکی است که شکار آن ناپسند و بدشگون بوده. به همین جهت هم تمثیل به آن برای خردهاشرافِ خیلی خودپسند که فرق چندانی با دهاتیها نداشتند، بیراه نبوده؛ یعنی که هیچکدام مالی نیستند ولی زده و قرعه درآمده که بایست به آنها احترام گذاشت.
برعکس، در انگلستان اشرافزادگان...»
✍ ریمون بودُن
------------------
@RastMag | راست
👏6❤5👍2✍1
راست
۱/۶ | ماستمالی حقیقت ۶ جستار کوتاه در خصوص رابطهٔ نئولیبرالیسم و اقتصاد ایران و برچسبزنی های چپها برای مالهکشی و فرار از واقعیت سیاسی و اقتصادی ج.ا. این جریان مالهکش یاد گرفته که روی مشکلات واقعی کشور سرپوش بگذارد؛ از گرانی تا اختلاس از خشکسالی تا فیلترینگ.…
۲/۶ | اقتصاد ایران کجایش لیبرال و بازار آزاد است؟ (مغالطه چپها)
نئولیبرالیسم یعنی بازار آزاد، یعنی دولت پایش را از اقتصاد بیرون بکشد، مالیات کم شود و رقابت حاکم باشد. حالا نگاهی به ایران بندازیم؛ وقتی ۷۰ تا ۸۰ درصد اقتصاد دست دولت و شرکتهای شبهدولتی (خصولتی) است، قیمتگذاریها دستوری است، انحصار خودرو دست دو تا شرکت دولتی است و حتی اینترنت هم برای منافع خودشان فیلتر میکنند، چطور یک آدم عاقل میتواند بگوید این اقتصاد «نئولیبرال» است؟
در ایران، تاوان اشتباهات و ورشکستگی بانکهای رانتی و مؤسسات اعتباری فاسد را دولت از جیب و مالیات مردم میدهد. این کجایش منطق بازار آزاد است؟ این دقیقاً همان سوسیالیسم است که چپها میخواهند اسمش را بگذارند بازار آزاد تا نظام سرمایهداریِ واقعی و رقابتی را بدنام کنند.
--------------
#نئولیبرالیسم
#نئوسوسیالیسم
#عقلچپ
@RastMag | راست
نئولیبرالیسم یعنی بازار آزاد، یعنی دولت پایش را از اقتصاد بیرون بکشد، مالیات کم شود و رقابت حاکم باشد. حالا نگاهی به ایران بندازیم؛ وقتی ۷۰ تا ۸۰ درصد اقتصاد دست دولت و شرکتهای شبهدولتی (خصولتی) است، قیمتگذاریها دستوری است، انحصار خودرو دست دو تا شرکت دولتی است و حتی اینترنت هم برای منافع خودشان فیلتر میکنند، چطور یک آدم عاقل میتواند بگوید این اقتصاد «نئولیبرال» است؟
در ایران، تاوان اشتباهات و ورشکستگی بانکهای رانتی و مؤسسات اعتباری فاسد را دولت از جیب و مالیات مردم میدهد. این کجایش منطق بازار آزاد است؟ این دقیقاً همان سوسیالیسم است که چپها میخواهند اسمش را بگذارند بازار آزاد تا نظام سرمایهداریِ واقعی و رقابتی را بدنام کنند.
--------------
#نئولیبرالیسم
#نئوسوسیالیسم
#عقلچپ
@RastMag | راست
❤12👍4❤🔥2👌1
«شما با معجزه و جادو از فقر نجات پیدا نمیکنید؛ راه رهایی از فقر، سرمایهداری است، پسانداز است و کار سخت.»
— خاویر میلی
-------------
#گزینگویه
@RastMag | راست
— خاویر میلی
-------------
#گزینگویه
@RastMag | راست
❤🔥17❤7🔥3👎2
راست
۱/۲ | «موقعی که توکویل این سؤال را درمیاندازد که چرا فرانسویان در اواخر قرن هجده اشرافیت را رد کردند، در حالیکه انگلیسیها قبولش کردند، برای این بررسی و دادنِ توضیحی برای آن به هیچوجه از فرضیههای غیرعقلانی استفاده نمیکند. توکویل میگوید ردههای بالای…
۲/۲ | ادامه...
«برعکس، در انگلستان اشرافزادگان بی خوف و خجالت خود را برزگر-جنتلمن معرفی میکردند. توکویل، باز هم باتوجه به پیغامهای جامعهشناختی که کلمهها توی دل خود دارند، اشاره میکند که این تعبیر به راحتی قابل ترجمه به زبان فرانسه نیست. او توضیح میدهد که اگر این کلمه در فرانسه نیست به این سبب است که از مدلولِ کلمه اثر چندانی در اینجا نبوده. برزگر-جنتلمن یک مالکِ زمین زراعتی است که به دلیل دغدغهای که برای بازدهی زمینهایش دارد، ششدانگِ حواساش جمع این است که ابتکار به خرج دهد و توسعهای در کاروبارش حاصل کند، و البته در کنار این، دلواپسِ اسمورسم خود در بینِ مردمِ منطقه و محل خود هم هست. چنین کسی اگر خیال دارد به عنوان نماینده به وست مینیستر برود، بایستی در چشمودلِ انتخابکنندگان یک آدم اهل کار و پیشرفت به نظر بیاید که رفاه عمومی هم برایش مهم است. برای همین است که رعیت انگلیسی با طیبِ خاطر در برابر اشراف کلاه از سر برمیدارد، درحالیکه همتای فرانسویاش این وظیفه را به جا نمیآورد الّا با دندان قروچه و لب گزه.»
✍ ریمون بودُن
------------------
@RastMag | راست
«برعکس، در انگلستان اشرافزادگان بی خوف و خجالت خود را برزگر-جنتلمن معرفی میکردند. توکویل، باز هم باتوجه به پیغامهای جامعهشناختی که کلمهها توی دل خود دارند، اشاره میکند که این تعبیر به راحتی قابل ترجمه به زبان فرانسه نیست. او توضیح میدهد که اگر این کلمه در فرانسه نیست به این سبب است که از مدلولِ کلمه اثر چندانی در اینجا نبوده. برزگر-جنتلمن یک مالکِ زمین زراعتی است که به دلیل دغدغهای که برای بازدهی زمینهایش دارد، ششدانگِ حواساش جمع این است که ابتکار به خرج دهد و توسعهای در کاروبارش حاصل کند، و البته در کنار این، دلواپسِ اسمورسم خود در بینِ مردمِ منطقه و محل خود هم هست. چنین کسی اگر خیال دارد به عنوان نماینده به وست مینیستر برود، بایستی در چشمودلِ انتخابکنندگان یک آدم اهل کار و پیشرفت به نظر بیاید که رفاه عمومی هم برایش مهم است. برای همین است که رعیت انگلیسی با طیبِ خاطر در برابر اشراف کلاه از سر برمیدارد، درحالیکه همتای فرانسویاش این وظیفه را به جا نمیآورد الّا با دندان قروچه و لب گزه.»
✍ ریمون بودُن
------------------
@RastMag | راست
❤10👍2👏2
راست
بخش ۲/۵ | قانون برای محدود کردن قدرت است بعضیها تصور میکنند قانون فقط برای کنترل مردم نوشته شده است، اما یکی از مهمترین وظایف قانون، محدود کردن صاحبان قدرت است. اگر هیچ قانونی نتواند جلوی تصمیمهای سلیقهای را بگیرد، آزادی مردم بهراحتی از بین میرود. حاکمیت…
بخش ۳/۵ | اقتصاد بدون قانون رشد نمیکند
تصور کنید میخواهید یک کارخانه یا مغازه راهاندازی کنید، اما مطمئن نیستید که قراردادها اجرا خواهند شد یا مالکیت شما حفظ میشود. آیا حاضر میشوید سرمایه زندگیتان را به خطر بیندازید؟ سرمایهگذاری بدون امنیت حقوقی بسیار دشوار است. حاکمیت قانون باعث میشود مردم بدانند اگر اختلافی پیش آمد، دادگاه بر اساس قانون تصمیم میگیرد، نه بر اساس نفوذ یا رابطه. به همین دلیل بسیاری از اقتصاددانان معتقدند امنیت حقوقی یکی از پایههای اصلی رشد اقتصادی است. سرمایه بیش از هر چیز، به محیطی نیاز دارد که قابل پیشبینی و عادلانه باشد.
-----------
#حاکمیت_قانون
#لیبرالیسم
@RastMag | راست
تصور کنید میخواهید یک کارخانه یا مغازه راهاندازی کنید، اما مطمئن نیستید که قراردادها اجرا خواهند شد یا مالکیت شما حفظ میشود. آیا حاضر میشوید سرمایه زندگیتان را به خطر بیندازید؟ سرمایهگذاری بدون امنیت حقوقی بسیار دشوار است. حاکمیت قانون باعث میشود مردم بدانند اگر اختلافی پیش آمد، دادگاه بر اساس قانون تصمیم میگیرد، نه بر اساس نفوذ یا رابطه. به همین دلیل بسیاری از اقتصاددانان معتقدند امنیت حقوقی یکی از پایههای اصلی رشد اقتصادی است. سرمایه بیش از هر چیز، به محیطی نیاز دارد که قابل پیشبینی و عادلانه باشد.
-----------
#حاکمیت_قانون
#لیبرالیسم
@RastMag | راست
👍9❤5💯3
راست
Photo
«جامعه در واقع یک پیمان است... عهدی مشترک در مسیر تمامی علوم، همبستگیای در تمامی هنرها، و تعهدی همگانی برای دستیابی به هر فضیلت و کمال.»
— تأملاتی درباره انقلاب در فرانسه، ۱۷۹۰.
«ادموند برک، پدر محافظهکاری مدرن، (متولد انگلستان) در ۹ ژوئیه ۱۷۹۷ در گذشت و هشداری از خودش به جا گذاشت که محافظهکاری مدرن هنوزم بر پایه آن استوار است: اینکه یک ملت، قراردادی نیست که بتوان آن را بدلخواه پاره کرد، بلکه پیمانیست میان نسلها؛ یعنی میان زندگان، مردگان و کسانی که هنوز بدنیا نیامدهاند.
برک سرانجام جامعهای رو میدید که نهادهای خود را بنام «عقل محض» دور میاندازد: نتیجه نه آزادی، بلکه هرجومرج بود. (منظور: انقلاب فرانسه است، سال ۱۷۸۹)¹ پاسخ وی مخالف با تغییر نبود، بلکه احترام و تکریم برای چیزهایی بود که پایداری میبخشند مانند: سنت، نظم و حکمتِ دیرپای و پایداری که پیشینیان ما به سختی بدست آوردهاند.»
---
۱. داستان از این قراره که انقلابیون فرانسوی یک دوگانه کاذب ساختند از «سنت» و «عقل» و آن دو را مقابل هم قرار دادند. و نتیجه این تقابل چی میشه؟ سر از این در میاد که نهادهای ریشهدار در تاریخ کشور (فرانسه) که پشتشان سالها تجربه و خردْ جمع شده بود را میخواهند بنام عقل ریشهکن کنند. از نهادهایی مانند پادشاهی مشروطه، دادگاه و امثال آنها. برک در اینجا صحبتش این بود که نباید این نهادها و سنتها را فدای تئوریهای روی کاغذ کرد، بلکه باید واقعیت و عواقب کار را دید.
برک یک پیشبینی بزرگ و موفقی را انجام داد، آنهم زمانی که انقلاب فرانسه (۱۷۸۹) هنوز به اوج خشونت خود نرسیده بود. پیشبینی کرد که این اصرار فرانسویان برای نابودی همهچیز بنام عقل، در نهایت به ظهور یک «حکومت وحشت» (Terror) و ظهور یک دیکتاتور نظامی (که بعداً ناپلئون بناپارت بود) ختم خواهد شد؛ و شد.
(از لحاظ خشونت و سرکشی میتوان انقلاب فرانسه را با انقلاب ۱۳۵۷ مقایسه کرد، دست کمی نداشتند در اعدام و قتل و کشتار.)
---------------
#محافظهکاری
#پنجاهوهفت
@RastMag | راست
— تأملاتی درباره انقلاب در فرانسه، ۱۷۹۰.
«ادموند برک، پدر محافظهکاری مدرن، (متولد انگلستان) در ۹ ژوئیه ۱۷۹۷ در گذشت و هشداری از خودش به جا گذاشت که محافظهکاری مدرن هنوزم بر پایه آن استوار است: اینکه یک ملت، قراردادی نیست که بتوان آن را بدلخواه پاره کرد، بلکه پیمانیست میان نسلها؛ یعنی میان زندگان، مردگان و کسانی که هنوز بدنیا نیامدهاند.
برک سرانجام جامعهای رو میدید که نهادهای خود را بنام «عقل محض» دور میاندازد: نتیجه نه آزادی، بلکه هرجومرج بود. (منظور: انقلاب فرانسه است، سال ۱۷۸۹)¹ پاسخ وی مخالف با تغییر نبود، بلکه احترام و تکریم برای چیزهایی بود که پایداری میبخشند مانند: سنت، نظم و حکمتِ دیرپای و پایداری که پیشینیان ما به سختی بدست آوردهاند.»
---
۱. داستان از این قراره که انقلابیون فرانسوی یک دوگانه کاذب ساختند از «سنت» و «عقل» و آن دو را مقابل هم قرار دادند. و نتیجه این تقابل چی میشه؟ سر از این در میاد که نهادهای ریشهدار در تاریخ کشور (فرانسه) که پشتشان سالها تجربه و خردْ جمع شده بود را میخواهند بنام عقل ریشهکن کنند. از نهادهایی مانند پادشاهی مشروطه، دادگاه و امثال آنها. برک در اینجا صحبتش این بود که نباید این نهادها و سنتها را فدای تئوریهای روی کاغذ کرد، بلکه باید واقعیت و عواقب کار را دید.
برک یک پیشبینی بزرگ و موفقی را انجام داد، آنهم زمانی که انقلاب فرانسه (۱۷۸۹) هنوز به اوج خشونت خود نرسیده بود. پیشبینی کرد که این اصرار فرانسویان برای نابودی همهچیز بنام عقل، در نهایت به ظهور یک «حکومت وحشت» (Terror) و ظهور یک دیکتاتور نظامی (که بعداً ناپلئون بناپارت بود) ختم خواهد شد؛ و شد.
(از لحاظ خشونت و سرکشی میتوان انقلاب فرانسه را با انقلاب ۱۳۵۷ مقایسه کرد، دست کمی نداشتند در اعدام و قتل و کشتار.)
---------------
#محافظهکاری
#پنجاهوهفت
@RastMag | راست
👍11👏3🔥2🤝1