راست
1.38K subscribers
99 photos
5 videos
9 files
60 links
خوش اومدی رفیق.
کانال نشریهٔ آزادِ «راست» که دربرگیرندهٔ مطالب سیاسی، اجتماعی و فرهنگی با رویکردی کاملاً و به‌غایت افراطی‌ست.
از شنیدن هرگونه انتقاد و نظر منفی خرسند خواهم شد.
Download Telegram
راست
اسکاندیناوی و توهم سوسیالیسم.pdf
❇️ خلاصه‌ای از فصل چهارم کتابچه

سرمایه‌داری چیست و چرا اهمیت دارد؟

سرمایه‌داری یکی از پرکاربردترین و در عین حال بدفهمیده‌ترین مفاهیم سیاسی و اقتصادی است. پیش از هر قضاوتی باید دانست که سرمایه‌داری پیش از آنکه یک هدف سیاسی باشد، یک نظام اقتصادی است که بر مالکیت خصوصی، آزادی مبادله، رقابت و قیمت‌گذاری از طریق بازار استوار است.
مالکیت خصوصی علاوه بر کارکرد اقتصادی، استقلال فردی و آزادی تصمیم‌گیری را تقویت می‌کند. بازار نیز تنها محل خرید و فروش نیست، بلکه سازوکاری برای انتقال اطلاعات از طریق قیمت‌هاست و بدون برنامه‌ریزی متمرکز، تصمیم‌های اقتصادی را هماهنگ می‌کند. رقابت، نوآوری، افزایش کیفیت و کاهش هزینه‌ها را به دنبال دارد.

منتقدان سرمایه‌داری بر نابرابری اقتصادی تأکید می‌کنند، اما طرفداران آن معتقدند معیار اصلی، بهبود سطح زندگی مردم است، نه برابری کامل درآمدها. در مقابل، اقتصاد دولتی تصمیم‌گیری را به دولت واگذار می‌کند، اما منتقدان آن مشکل اصلی را کمبود اطلاعات می‌دانند.

سرمایه‌داری در کنار نهادهایی مانند حاکمیت قانون و امنیت حقوق مالکیت، نقش مهمی در رشد تاریخی رفاه، توسعه فناوری و افزایش استانداردهای زندگی داشته است. تجربه کشورهای اسکاندیناوی نیز نشان می‌دهد که دولت رفاه بر پایه اقتصادی متکی بر مالکیت خصوصی، بازار آزاد، سرمایه‌گذاری و رقابت شکل می‌گیرد.
------------
#لیبرالیسم
#اسکاندیناوی
#توهم_سوسیالیسم

@RastMag | راست
👌7👍62
راست
🦠مارکسیسم مرده؟ مارکسیسم بعنوان یک راه و رسم سیاسی مرده اما میراثی از خودش برجای گذاشته. میراث مارکسیسم، الگوهای توضیحی آن است؛ یعنی چه؟ یعنی «یک مشت قواعد کلی برای توضیح این که علت هر مسئله و مشکلی و چارهٔ آن چیست». «مرده‌ریگ» این ایدئولوژی قرن نوزدهمی،…
«چرا در حالیکه مارکسیسم مرده است این الگوهای تبیینی آن اینقدر زنده و متداولند؟
از نگاه من، به این سبب که این‌ها اصالتاً و تماماً مال مارکسیسم نیستند. در اصل این حالت بَدَوی و غریزی آدمیان است که تا می‌شود مشکلات خود را نتیجهٔ بدخواهی همنوعان خود بدانند و ثروت و قدرت برتران را علت اصلی فقر و ناتوانی اکثریت فرودست. و ریشهٔ این از یک‌سو در حس عام حسادت غریزی است و از سوی دیگر در ناباوری نسبت به این‌که بسیاری از مشکلات این عالم نتیجهٔ تا حد زیادی ناگزیرِ مجموعهٔ این عالم و این ساخت سایکوفیزیولوژیک (روان‌فیزیولوژیک) یعنی بشر است. علت این ناباوری هم این است که در غیر این صورت، یعنی در صورتی که مردم ریشهٔ عمدهٔ مشکلات را نه در بدخواهی و ظلم دیگران بلکه در ساخت این جهان ببینند، آن وقت تخلیهٔ روحی و امید تغییر کم می‌شود. این غم ایجاد می‌کند و آن خشم. و غم گویا بدتر از خشم است، چون خشم با انتقام یا دست‌کم با ناله و نفرین آرام می‌گیرد و برای غم چنین راهی بسته است. به یاد بیاوریم خرافهٔ رایجی را در قدیم (و شاید هنوز هم) که عروسکی می‌ساختند بدل از دشمن و بعد با فرو کردن سوزنی در آن و نزدیک کردنش به آتش گمان می‌بردند که دشمن را شکنجه می‌دهند، و به‌این‌ترتیب احساس انتقام‌خواهی‌شان شفا می‌یافت. کاری که مارکسیسم کرد این بود که برای این احوال غریزی بدوی محمل‌های روشنفکرانه و شبه‌علمی فراهم کرد. رمز دوام و بداهت آن تحلیل‌ها یک سرش در آن احوال غریزی است یک سرش در آن آموزه‌ها. گرچه این از جرم آن‌ها کم نمی‌کند.»

—مرتضی مردیها
-------------
#مرتضی_مردیها
#سوسیالیسم
#مارکسیسم

@RastMag | راست
1142👍2
راست
اسکاندیناوی و توهم سوسیالیسم.pdf
❇️ خلاصه‌ای از فصل پنجم کتابچه

🔹بیمه، بیسمارک و ریشه‌های تاریخی دولت رفاه (فصل پیشنهادی)

🔻دولت رفاه برخلاف تصور رایج، صرفاً محصول قرن بیستم یا احزاب سوسیالیست نیست، بلکه ریشه‌های آن به شکل‌گیری نهاد بیمه بازمی‌گردد.
🔻بیمه ابتدا در بستر تجارت دریایی و اقتصاد بازار برای تقسیم داوطلبانه ریسک میان بازرگانان پدید آمد و بعدها به شرکت‌های بیمه مدرن تبدیل شد. با انقلاب صنعتی، رشد اقتصادی در کنار خود چالش‌هایی مانند بیماری، ازکارافتادگی، پیری و تضعیف شبکه‌های سنتی حمایت اجتماعی را به وجود آورد.

🔻در چنین شرایطی، اتو فون بیسمارک، سیاستمداری محافظه‌کار و سلطنت‌طلب، در دهه ۱۸۸۰ نخستین نظام بیمه اجتماعی مدرن را با اجرای بیمه درمانی، حوادث کار، ازکارافتادگی و بازنشستگی بنیان گذاشت؛ نه برای تغییر نظام سرمایه‌داری، بلکه برای حفظ ثبات اجتماعی و سیاسی. ازاین‌رو باید میان «بیمه اجتماعی» و «دولت رفاه» تمایز قائل شد؛ بیمه اجتماعی ابزاری برای مقابله با خطرهای زندگی است، درحالی‌که دولت رفاه مجموعه‌ای از سیاست‌های حمایتی را دربر می‌گیرد.

🔻بنابراین، وجود سیاست‌های رفاهی به‌خودی‌خود به معنای سوسیالیسم نیست و بسیاری از این نهادها در اقتصادهای مبتنی بر مالکیت خصوصی و بازار آزاد شکل گرفته‌اند.
------------
#لیبرالیسم
#اسکاندیناوی
#توهم_سوسیالیسم

@RastMag | راست
12👍3
راست
بخش ۳/۵ | رقابت؛ دوست مصرف‌کننده گاهی رقابت به اشتباه یک نبرد بی‌رحمانه توصیف می‌شود، اما برای مصرف‌کننده معمولاً خبر خوبی است. وقتی چندین شرکت برای جلب رضایت مردم رقابت می‌کنند، مجبور می‌شوند کیفیت را افزایش دهند و قیمت‌ها را منطقی‌تر نگه دارند. اگر رقابتی…
بخش ۴/۵ | یک سوءبرداشت رایج از آزادی اقتصادی
بعضی‌ها تصور می‌کنند آزادی اقتصادی یعنی نبود هیچ قانونی. اما واقعیت این نیست. همان‌طور که رانندگی بدون قانون خطرناک است، اقتصاد بدون قواعد شفاف نیز می‌تواند مشکل‌ساز شود. تفاوت در این است که قوانین باید از رقابت، قراردادها و حقوق مالکیت محافظت کنند، نه اینکه جای تصمیم مردم را بگیرند. آزادی اقتصادی به معنای حذف کامل دولت نیست؛ بلکه به معنای محدود شدن دخالت‌های غیرضروری است. هدف این نیست که قانون از بین برود، بلکه این است که افراد تا حد ممکن فرصت داشته باشند خودشان درباره فعالیت اقتصادی‌شان تصمیم بگیرند.
-----------
#آزادی_اقتصادی
#لیبرالیسم

@RastMag | راست
13💯2🏆1
مارکسیست‌ها می‌گویند خواهان یک جامعه «برابر» هستند؛ پس چرا همیشه بدترین دیکتاتوری‌ها را به وجود می‌آورند؟

پاسخ ساده است: مارکسیست‌ها همیشه دروغ می‌گویند.

مارکسیست‌ها خودشان می‌دانند که ایدئولوژی آن‌ها به یک دیکتاتوری بی‌رحمانه نیاز دارد. آن‌ها صرفاً باور دارند که پس از پایان «انقلاب»، خودشان در رأس آن دیکتاتوری خواهند بود...
این دقیقاً همان مشکلی است که همه ایدئولوژی‌های آرمان‌شهرگرا (یا یوتوپیایی) دارند:
محرک آن‌ها هیچ‌وقت افرادی نیستند که به دنبال تغییر باشند؛ بلکه همیشه کسانی محرک این جریان‌ها هستند که به دنبال قدرت می‌گردند!
پس هرگز حرف یک مارکسیست را وقتی از آرمان‌شهر مارکسیستی صحبت می‌کند، باور نکنید! او صرفاً دارد درباره دیکتاتوری خودش رویاپردازی می‌کند.
«بدترین اتفاقی که می‌تواند برای یک سوسیالیست بیفتد، این است که کشورش توسط سوسیالیست‌هایی اداره شود که با او دوست نیستند...»
— لودویگ فون میزس

----------------
#سوسیالیسم
#عقل‌چپ

@RastMag | راست
11👍6👌2
راست
فمینیسم لیبرال تاریخ انقضا دارد؟ اگر سیری در آمریکا و اروپای شمالی و غربی داشته باشیم میبینیم که فمینیسم لیبرال دیگر کمتر به عنوان یک جنبش شناخته می‌شود. چرا؟ آیا دلیلش این است که از یادها رفته؟ یا چنان در ساختارهای سیاسی و اقتصادی آن کشورها نفوذ داشته که…
🔴 تمایزات خیلی مهم...

«در سال ۲۰۰۳ در کِبِک، گروهی از فمینیست‌ها در ستونی در روزنامه لُ دُووآر (۲۷ مارس ۲۰۰۳) این بحث را راه انداختند که در آزمونِ ورودیِ دوره دکتری، برای داوطلبانِ زن در برابر داوطلببانِ مرد، شرایطی کمتر سختگیرانه لحاظ شود، تا با سرعتِ بیشتری بتوان به اصلِ برابریِ «جنسیتی» رسید. حالا استدلال‌شان چه بود؟ این‌که جامعه‌شناسانِ علم اثبات کرده‌اند که ادعایِ عینی بودنِ علم یک حُقه است، و با این حساب، هر تزِ دکترا هم حقه‌ای دیگر. پس چه بهتر که ما کاری اخلاقی در جهتِ تساویِ زن - مرد انجام دهیم، تا این‌که دلواپسِ شرایطِ علمیِ داوطلبان باشیم. محل دادن به شرایطِ علمیِ داوطلبان، وقتی اصلِ علم خودش یک چیزِ من‌درآوردی است، چیزی نیست مگر افتادن به چاه‌های سرپوشیدهٔ قصد‌و‌غرض‌های پنهانِ «سلطه».
​این هم (داخل پرانتز) گفتنی است که بعضی از این جنبش‌های فمینیستی فراموش می‌کنند که یکی از نخستین روشنفکران بزرگی که برای برابری زنان و مردان قلم زد، نه سیمون دوبووار، بلکه یک لیبرال بزرگ بود: جان استوارت میل (۱۸۶۱). مع‌الاسف این جنبش‌ها به جای این‌که با آرامش و عقل و اعتدال از الگوی استوارت میل الهام بگیرند و راه او را ادامه دهند، با ذوق و شوقِ روزافزونی از صندوقِ مرده‌ریگِ قالب‌های توضیحیِ متکی بر سلطه، سوءظن و توطئه، برداشت و خرج فمینیسم می‌کنند.»¹

◽️فارغ از خنده‌دار بودن عقل فمینیست‌های رادیکال، یک تمایز مهم، اساسی و تعیین کننده در این مثال وجود داره که قابل توجه‌ هست.

◽️زمانی که یک چپ، از مفاهیمی مانند برابری جنسیتی، آزادی، برابری، عدالت، دموکراسی و غیره استفاده می‌کنه قطعا اون معنی که مورد نظرش‌ هست با ما یکی نیست، اگه بود که چپ نمی‌بود.

◽️چه زمانی این تفاوت‌ها مهم می‌شن؟ زمانی که هشتگ از_دموکراسی_بگو راه میندازن و بعضی از مردم هم تصور میکنن از دموکراسی صحبت میکنن که در غرب و آمریکا رایجه اما اینطوری نیست. حتی مفهومی مانند آزادی (وغیره). افراد و گروه‌های مخالف فکری خودشون رو متهم می‌کنن به عقاید سرکوبگر و فاشیستی اما دریغ از یه تعریف از آزادی که ریشه در واقعیت داشته باشه. (یه مثال ساده مثل آزادی از دست ج.ا هم بهمون تحویل نمی‌دن اما صحبت از آزادی می‌کنن.)

🔺یکی از اون تفاوت‌های معانی، در مفهوم برابری جنسیتی که بین راست و چپ وجود داره رو، میتونیم در نقل‌ قولِ پستی که ریپلای شده ببینیم.
---
۱. برگرفته از کتابِ «چرا روشنفکران لیبرالیسم را دوست ندارند» از ریمون بودن، با ترجمهٔ مرتضی مردیها.
---------------
#دموکراسی‌لیبرال
#سوسیالیسم
#عقل‌چپ

@RastMag | راست
7👏6👍3
راست
بخش ۴/۵ | یک سوءبرداشت رایج از آزادی اقتصادی بعضی‌ها تصور می‌کنند آزادی اقتصادی یعنی نبود هیچ قانونی. اما واقعیت این نیست. همان‌طور که رانندگی بدون قانون خطرناک است، اقتصاد بدون قواعد شفاف نیز می‌تواند مشکل‌ساز شود. تفاوت در این است که قوانین باید از رقابت،…
بخش ۵/۵ | آزادی اقتصادی و فرصت
شاید مهم‌ترین مزیت آزادی اقتصادی این باشد که فرصت را از انحصار خارج می‌کند. در یک اقتصاد آزادتر، موفقیت بیشتر به توانایی، خلاقیت و تلاش افراد وابسته می‌شود تا نزدیکی به مراکز قدرت. هیچ نظامی کامل نیست و هیچ جامعه‌ای بدون مشکل نخواهد بود، اما تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که آزادی اقتصادی می‌تواند زمینه رشد، نوآوری و افزایش رفاه را فراهم کند. در نهایت پرسش ساده‌ای باقی می‌ماند: آیا مردم باید خودشان درباره کار، سرمایه و آینده اقتصادی‌شان تصمیم بگیرند، یا این تصمیم‌ها باید از جای دیگری برای آن‌ها گرفته شود؟
-------------
#آزادی_اقتصادی
#لیبرالیسم

@RastMag | راست
10👍4
«حتی اگر همه برابر شوند، و همه به هم احترام بگذارند، باز هم میل ذاتی به رقابت و برتری و نیز کسالت ناشی از یکنواختی و عادت به داشته‌ها نمی‌گذارد دنیا به بهشت شبیه شود.»
— مرتضی مردیها
--------------
#گزین‌گویه
#مرتضی_مردیها

@RastMag | راست
13👍8💔2🤝1
راست
اسکاندیناوی و توهم سوسیالیسم.pdf
❇️ خلاصه‌ای از فصل یازدهم کتابچه

🔹سوئد؛ سوسیالیسم موفق یا لیبرال‌دموکراسی بازارمحور؟

سوئد در بسیاری از بحث‌ها بعنوان نمونه‌ای از سوسیالیسم معرفی می‌شود، اما بررسی واقعیت‌های تاریخی نشان می‌دهد که این کشور هرگز اقتصاد سوسیالیستی نداشته است.
مالکیت خصوصی، شرکت‌های خصوصی و بازار آزاد همواره ستون‌های اصلی اقتصاد سوئد بوده‌اند و بخش بزرگی از ثروت این کشور پیش از گسترش دولت رفاه، با تقویت حقوق مالکیت، تجارت آزاد، سرمایه‌گذاری خصوصی و رشد صنعت ایجاد شد.

سوسیال‌دموکرات‌های سوئد نیز به‌جای دولتی‌سازی اقتصاد، سرمایه‌داری را پذیرفتند و با استفاده از مالیات و سیاست‌های رفاهی به توزیع بخشی از درآمدها پرداختند. بااین‌حال، گسترش بیش‌ازحد دولت در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ مشکلاتی ایجاد کرد و از دهه ۱۹۹۰ اصلاحات بازارمحور، افزایش رقابت و کاهش محدودیت‌های اقتصادی در دستور کار قرار گرفت. افزون بر این، اعتماد اجتماعی، حاکمیت قانون، نهادهای دموکراتیک، تجارت آزاد، صادرات و اقتصاد رقابتی در موفقیت سوئد نقش اساسی داشته‌اند.

بنابراین، سوئد را باید لیبرال‌دموکراسی با اقتصاد بازار و دولت رفاه دانست، نه نمونه‌ای از سوسیالیسم موفق.
------------
#دموکراسی‌لیبرال
#اسکاندیناوی
#توهم_سوسیالیسم

@RastMag | راست
👍93👏2
راست
بخش ۵/۵ | آزادی اقتصادی و فرصت شاید مهم‌ترین مزیت آزادی اقتصادی این باشد که فرصت را از انحصار خارج می‌کند. در یک اقتصاد آزادتر، موفقیت بیشتر به توانایی، خلاقیت و تلاش افراد وابسته می‌شود تا نزدیکی به مراکز قدرت. هیچ نظامی کامل نیست و هیچ جامعه‌ای بدون مشکل…
بخش ۱/۵ | چرا قانون از هر فردی مهم‌تر است؟
فرض کنید در کشوری زندگی می‌کنید که نتیجه یک دعوا، معامله یا شکایت، نه به قانون بلکه به قدرت، رابطه یا سلیقه مسئولان بستگی دارد. آیا در چنین جامعه‌ای احساس امنیت می‌کنید؟ حاکمیت قانون یعنی هیچ فردی، حتی قدرتمندترین مقام کشور، بالاتر از قانون نباشد. قانون باید برای همه یکسان اجرا شود؛ برای شهروند عادی، سرمایه‌دار، سیاستمدار و مقام دولتی. اگر مردم مطمئن باشند که حقوقشان با قانون حفظ می‌شود، با آرامش بیشتری زندگی، کار و سرمایه‌گذاری می‌کنند. اما اگر قانون فقط برای بعضی‌ها باشد، اعتماد عمومی به‌تدریج از بین می‌رود.
-------------
#حاکمیت_قانون
#لیبرالیسم

@RastMag | راست
9🔥5👍2
نوشتاری کوتاه از اندیشمند لیبرال، مرتضی مردیها در سال ۱۳۹۷ در باب نوع اقتصاد ایران و جفنگیات و برچسب‌زنی‌های چپولا.

با عنوان «نئولیبرالیسم یا نئوچیزدیگر؟»

[...] من نمیدانم بر چنین وضعیت اقتصادی چه نامی باید گذاشت، ولی مطمئنم که هرچه باشد نئولیبرالیسم نیست. با توجه به نظام سوسیالیستی روسیه (در زمان شوروی) و نظام تقریبا سوسیالیستی ایران (در دهه شصت)، شاید نزدیک‌تر به واقعیت این باشد که آن را نئوسوسیالیسم بنامیم.

--------------
#مرتضی_مردیها
#نئوسوسیالیسم

@RastMag | راست
👍124🔥1
راست
Photo
۱/۶ | ماست‌مالی حقیقت
۶ جستار کوتاه در خصوص رابطهٔ نئولیبرالیسم و اقتصاد ایران و برچسب‌زنی های چپ‌ها برای ماله‌کشی و فرار از واقعیت سیاسی و اقتصادی ج.ا. این جریان ماله‌کش یاد گرفته که روی مشکلات واقعی کشور سرپوش بگذارد؛ از گرانی تا اختلاس از خشکسالی تا فیلترینگ. و هر اتقاقی که در این مرز و بوم بیوفتد از این واژه استفاده می‌کند تا آدرس غلطی از مشکل و ایراد اصلی بدهد. این سلسله ماله‌کشی‌ها از دهه‌های قبل در ایران وجود داشته است و هنوزم که هنوزه مورد استفادهٔ بعضی از روشعنفکران و چپ‌ها و حتی کارگزاران حکومتی می‌شود.
--------------
#نئولیبرالیسم
#نئوسوسیالیسم
#عقل‌چپ

@RastMag | راست
10👍4👌2
«سوسیالیسم فلسفهٔ شکست، کیشِ جهالت و انجیل حسادت است؛ تنها فضیلت ذاتی آن، توزیع عادلانه بدبختی است.»
— وینستون چرچیل
--------------
#گزین‌گویه

@RastMag | راست
13👍9🔥3