راست
1.37K subscribers
99 photos
5 videos
9 files
60 links
خوش اومدی رفیق.
کانال نشریهٔ آزادِ «راست» که دربرگیرندهٔ مطالب سیاسی، اجتماعی و فرهنگی با رویکردی کاملاً و به‌غایت افراطی‌ست.
از شنیدن هرگونه انتقاد و نظر منفی خرسند خواهم شد.
Download Telegram
جریان چپ، حکومت ایران را به وجود آورد.

در سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۷)، بخش بزرگی از چپ‌گرایان غربی سقوط شاه را جشن گرفتند؛ اما نه به خاطر اینکه عاشق آزادی بودند، بلکه چون از آمریکا متنفر بودند.
اسمش را گذاشتند «امپریالیسم‌ستیزی»؛ آن‌ها از انقلابی حمایت کردند که شناخت چندانی از آن نداشتند، آن هم صرفاً به این دلیل که با یک حکومت طرفدار غرب مخالف بود.
تنفرشان از غرب، آن‌ها را کور کرده بود.
کور در برابر اسلام‌گرایان، کور در برابر خمینی و کور در برابر کابوسی که در راه بود.
تصاویر بعد...
--------------
#عقل‌چپ
#سوسیالیسم

@RastMag | راست
👍136
نتیجه چه شد؟
حکومتی که مخالفان را زندانی می‌کند، زنان را تحت فشار قرار می‌دهد، حامی تروریسم است و آزادی را سرکوب می‌کند...
یعنی دقیقاً تمام آن چیزهایی که جریان چپ ادعا می‌کند دارد با آن‌ها مبارزه می‌کند

درس این ماجرا همچنان یکی است:
وقتی پایه‌های ایدئولوژی شما بر روی تنفر از غرب بنا شده باشد، دیگر برایتان فرقی نمی‌کند چه چیزی جایگزین آن می‌شود؛ و این دقیقاً همان روشی است که همیشه با آن هیولا خلق می‌کنید
«رفتاری که ما با شاه داشتیم، یک اشتباه بزرگ بود... اگر ایالات متحده پشت دوستانش نایستد، دیگر هیچ دوستی برای ما باقی نخواهد ماند.»
ریچارد نیکسون (سی و هفتمین رئیس‌جمهور آمریکا (۱۹۶۹-۱۹۷۴ / ۱۳۴۷-۱۳۵۳) و نخستین رئیس‌جمهور آمریکا که به جمهوری خلق چین سفر کرد.)
--------------
#پنجاه‌و‌هفت
#محمد‌رضا‌‌شاه‌_پهلوی

@RastMag | راست
👍143👏2💔1
راست
جریان چپ، حکومت ایران را به وجود آورد.
مار همانست که بسیرت که هست
ورچه بصورت بدر آید ز پوست

-----------
#پادشاه‌سخن_سعدی

@RastMag | راست
11👍4🔥2😁1
راست
بخش ۱/۵ | آزادی اقتصادی یعنی چه؟ وقتی صحبت از آزادی می‌شود، بسیاری فقط به سیاست یا فرهنگ فکر می‌کنند؛ اما بخش بزرگی از زندگی ما به اقتصاد مربوط است. آزادی اقتصادی یعنی افراد بتوانند تا حد ممکن درباره کار، سرمایه، کسب‌وکار و دارایی خود تصمیم بگیرند. یعنی یک…
بخش ۲/۵ | چرا آزادی اقتصادی به رشد کمک می‌کند؟
فرض کنید دو نفر ایده‌ای برای تولید یک محصول جدید دارند. در یک جامعه، آن‌ها می‌توانند به‌راحتی شرکت تأسیس کنند و رقابت کنند. در جامعه دیگر، با انبوهی از مجوزها، محدودیت‌ها و موانع روبه‌رو می‌شوند. کدام جامعه احتمال بیشتری برای رشد و نوآوری دارد؟ آزادی اقتصادی به مردم اجازه می‌دهد ایده‌های خود را آزمایش کنند. بسیاری از کالاها، خدمات و فناوری‌هایی که امروز استفاده می‌کنیم، نتیجه همین آزادی برای تجربه کردن و ریسک کردن هستند. وقتی افراد فرصت خلق ارزش داشته باشند، نه‌تنها خودشان سود می‌برند، بلکه فرصت‌های بیشتری برای دیگران نیز ایجاد می‌شود.
------------
#آزادی_اقتصادی
#لیبرالیسم

@RastMag | راست
👍952
🦠مارکسیسم مرده؟

مارکسیسم بعنوان یک راه و رسم سیاسی مرده اما میراثی از خودش برجای گذاشته. میراث مارکسیسم، الگوهای توضیحی آن است؛ یعنی چه؟ یعنی «یک مشت قواعد کلی برای توضیح این که علت هر مسئله و مشکلی و چارهٔ آن چیست».

«مرده‌ریگ» این ایدئولوژی قرن نوزدهمی، پس از ویرانی‌هایی که در قرن بیستم به بار آورد، در قرن بیست‌ویکم نیز زنده مانده و می‌توان آن را در چند مورد خلاصه کرد:
مفاهیم اصلی مانند طبقه¹ و مبارزهٔ طبقاتی. اینکه در همهٔ جوامع دو طبقهٔ نامرئی وجود دارد که همیشه در نزاع و ستیز هستند؛ «طبقهٔ سلطه‌گر و طبقهٔ‌ زیرسلطه». یعنی «یک جامعه ترکیبی از دو طبقهٔ آشتی‌ناپذیر است.»
عقیدهٔ مارکسیستی دیگر که ممکن است خودمان هم دچارش باشیم، این است که «دولت‌ها بنا به ذات و طبیعت خودشان نوکر و چاکر طبقهٔ مسلط هستند.» تئوری توطئه هم ارتباط نه چندان دور با این عقیده دارد که یهودیان مُتمَول و پولدار کنترل جهانی بر دولت‌ها دارند.
همچنین، این نزاع و جنگ طبقاتی که در مورد یکم توضیح داده شد، توسط «لیبرالیسم، به کمک ترفند‌های جهانی شدن، نزاع طبقاتی را گسترش داده و به عرصهٔ کرهٔ‌زمین و از کشورها به قاره‌ها کشانده، تا منافع شمال را به خرج جنوب تأمین کند.»
این عقاید که در بین اهالی روشعنفکر و جوانان دانشگاهی کم‌طرفدار نیست، به مردم جوامع هم سرایت کرده و توضیح و تبیین‌های گل‌وگشادی را ارائه می‌دهد که همچنان که در قرن بیست و یکم زندگی می‌کنیم، بازارش داغ است.
---
۱. بجای واژهٔ طبقه، از واژهٔ «جایگاه» می‌توان استفاده کرد یا از واژهٔ خنثی‌تر «قشر».

--------------
#سوسیالیسم
#کمونیسم

@RastMag | راست
👍134👏2💯1
«مارکس جملهٔ معروفی دارد که همه شنیده‌ایم: ایدئولوژی فریب دوران است. گمان نمی‌کنم هیچ متفکری در تاریخ به این زیبایی حاصل کار خود را توصیف کرده باشد.»
—مرتضی مردیها
----------------
#گزین‌گویه
#مرتضی_مردیها

@RastMag | راست
👍13😁54🔥3
راست
بخش ۲/۵ | چرا آزادی اقتصادی به رشد کمک می‌کند؟ فرض کنید دو نفر ایده‌ای برای تولید یک محصول جدید دارند. در یک جامعه، آن‌ها می‌توانند به‌راحتی شرکت تأسیس کنند و رقابت کنند. در جامعه دیگر، با انبوهی از مجوزها، محدودیت‌ها و موانع روبه‌رو می‌شوند. کدام جامعه احتمال…
بخش ۳/۵ | رقابت؛ دوست مصرف‌کننده
گاهی رقابت به اشتباه یک نبرد بی‌رحمانه توصیف می‌شود، اما برای مصرف‌کننده معمولاً خبر خوبی است. وقتی چندین شرکت برای جلب رضایت مردم رقابت می‌کنند، مجبور می‌شوند کیفیت را افزایش دهند و قیمت‌ها را منطقی‌تر نگه دارند. اگر رقابتی وجود نداشته باشد، تولیدکننده چه انگیزه‌ای برای بهتر شدن خواهد داشت؟ آزادی اقتصادی از رقابت دفاع می‌کند، نه از امتیازهای انحصاری. در واقع بسیاری از مشکلات اقتصادی زمانی به وجود می‌آیند که برخی افراد یا نهادها از رقابت واقعی دور نگه داشته شوند. رقابت سالم می‌تواند یکی از مؤثرترین ابزارهای بهبود کیفیت زندگی مردم باشد.
------------
#آزادی_اقتصادی
#لیبرالیسم

@RastMag | راست
13👍7
راست
اسکاندیناوی و توهم سوسیالیسم.pdf
❇️ خلاصه‌ای از فصل چهارم کتابچه

سرمایه‌داری چیست و چرا اهمیت دارد؟

سرمایه‌داری یکی از پرکاربردترین و در عین حال بدفهمیده‌ترین مفاهیم سیاسی و اقتصادی است. پیش از هر قضاوتی باید دانست که سرمایه‌داری پیش از آنکه یک هدف سیاسی باشد، یک نظام اقتصادی است که بر مالکیت خصوصی، آزادی مبادله، رقابت و قیمت‌گذاری از طریق بازار استوار است.
مالکیت خصوصی علاوه بر کارکرد اقتصادی، استقلال فردی و آزادی تصمیم‌گیری را تقویت می‌کند. بازار نیز تنها محل خرید و فروش نیست، بلکه سازوکاری برای انتقال اطلاعات از طریق قیمت‌هاست و بدون برنامه‌ریزی متمرکز، تصمیم‌های اقتصادی را هماهنگ می‌کند. رقابت، نوآوری، افزایش کیفیت و کاهش هزینه‌ها را به دنبال دارد.

منتقدان سرمایه‌داری بر نابرابری اقتصادی تأکید می‌کنند، اما طرفداران آن معتقدند معیار اصلی، بهبود سطح زندگی مردم است، نه برابری کامل درآمدها. در مقابل، اقتصاد دولتی تصمیم‌گیری را به دولت واگذار می‌کند، اما منتقدان آن مشکل اصلی را کمبود اطلاعات می‌دانند.

سرمایه‌داری در کنار نهادهایی مانند حاکمیت قانون و امنیت حقوق مالکیت، نقش مهمی در رشد تاریخی رفاه، توسعه فناوری و افزایش استانداردهای زندگی داشته است. تجربه کشورهای اسکاندیناوی نیز نشان می‌دهد که دولت رفاه بر پایه اقتصادی متکی بر مالکیت خصوصی، بازار آزاد، سرمایه‌گذاری و رقابت شکل می‌گیرد.
------------
#لیبرالیسم
#اسکاندیناوی
#توهم_سوسیالیسم

@RastMag | راست
👌7👍62
راست
🦠مارکسیسم مرده؟ مارکسیسم بعنوان یک راه و رسم سیاسی مرده اما میراثی از خودش برجای گذاشته. میراث مارکسیسم، الگوهای توضیحی آن است؛ یعنی چه؟ یعنی «یک مشت قواعد کلی برای توضیح این که علت هر مسئله و مشکلی و چارهٔ آن چیست». «مرده‌ریگ» این ایدئولوژی قرن نوزدهمی،…
«چرا در حالیکه مارکسیسم مرده است این الگوهای تبیینی آن اینقدر زنده و متداولند؟
از نگاه من، به این سبب که این‌ها اصالتاً و تماماً مال مارکسیسم نیستند. در اصل این حالت بَدَوی و غریزی آدمیان است که تا می‌شود مشکلات خود را نتیجهٔ بدخواهی همنوعان خود بدانند و ثروت و قدرت برتران را علت اصلی فقر و ناتوانی اکثریت فرودست. و ریشهٔ این از یک‌سو در حس عام حسادت غریزی است و از سوی دیگر در ناباوری نسبت به این‌که بسیاری از مشکلات این عالم نتیجهٔ تا حد زیادی ناگزیرِ مجموعهٔ این عالم و این ساخت سایکوفیزیولوژیک (روان‌فیزیولوژیک) یعنی بشر است. علت این ناباوری هم این است که در غیر این صورت، یعنی در صورتی که مردم ریشهٔ عمدهٔ مشکلات را نه در بدخواهی و ظلم دیگران بلکه در ساخت این جهان ببینند، آن وقت تخلیهٔ روحی و امید تغییر کم می‌شود. این غم ایجاد می‌کند و آن خشم. و غم گویا بدتر از خشم است، چون خشم با انتقام یا دست‌کم با ناله و نفرین آرام می‌گیرد و برای غم چنین راهی بسته است. به یاد بیاوریم خرافهٔ رایجی را در قدیم (و شاید هنوز هم) که عروسکی می‌ساختند بدل از دشمن و بعد با فرو کردن سوزنی در آن و نزدیک کردنش به آتش گمان می‌بردند که دشمن را شکنجه می‌دهند، و به‌این‌ترتیب احساس انتقام‌خواهی‌شان شفا می‌یافت. کاری که مارکسیسم کرد این بود که برای این احوال غریزی بدوی محمل‌های روشنفکرانه و شبه‌علمی فراهم کرد. رمز دوام و بداهت آن تحلیل‌ها یک سرش در آن احوال غریزی است یک سرش در آن آموزه‌ها. گرچه این از جرم آن‌ها کم نمی‌کند.»

—مرتضی مردیها
-------------
#مرتضی_مردیها
#سوسیالیسم
#مارکسیسم

@RastMag | راست
1142👍2
راست
اسکاندیناوی و توهم سوسیالیسم.pdf
❇️ خلاصه‌ای از فصل پنجم کتابچه

🔹بیمه، بیسمارک و ریشه‌های تاریخی دولت رفاه (فصل پیشنهادی)

🔻دولت رفاه برخلاف تصور رایج، صرفاً محصول قرن بیستم یا احزاب سوسیالیست نیست، بلکه ریشه‌های آن به شکل‌گیری نهاد بیمه بازمی‌گردد.
🔻بیمه ابتدا در بستر تجارت دریایی و اقتصاد بازار برای تقسیم داوطلبانه ریسک میان بازرگانان پدید آمد و بعدها به شرکت‌های بیمه مدرن تبدیل شد. با انقلاب صنعتی، رشد اقتصادی در کنار خود چالش‌هایی مانند بیماری، ازکارافتادگی، پیری و تضعیف شبکه‌های سنتی حمایت اجتماعی را به وجود آورد.

🔻در چنین شرایطی، اتو فون بیسمارک، سیاستمداری محافظه‌کار و سلطنت‌طلب، در دهه ۱۸۸۰ نخستین نظام بیمه اجتماعی مدرن را با اجرای بیمه درمانی، حوادث کار، ازکارافتادگی و بازنشستگی بنیان گذاشت؛ نه برای تغییر نظام سرمایه‌داری، بلکه برای حفظ ثبات اجتماعی و سیاسی. ازاین‌رو باید میان «بیمه اجتماعی» و «دولت رفاه» تمایز قائل شد؛ بیمه اجتماعی ابزاری برای مقابله با خطرهای زندگی است، درحالی‌که دولت رفاه مجموعه‌ای از سیاست‌های حمایتی را دربر می‌گیرد.

🔻بنابراین، وجود سیاست‌های رفاهی به‌خودی‌خود به معنای سوسیالیسم نیست و بسیاری از این نهادها در اقتصادهای مبتنی بر مالکیت خصوصی و بازار آزاد شکل گرفته‌اند.
------------
#لیبرالیسم
#اسکاندیناوی
#توهم_سوسیالیسم

@RastMag | راست
12👍3
راست
بخش ۳/۵ | رقابت؛ دوست مصرف‌کننده گاهی رقابت به اشتباه یک نبرد بی‌رحمانه توصیف می‌شود، اما برای مصرف‌کننده معمولاً خبر خوبی است. وقتی چندین شرکت برای جلب رضایت مردم رقابت می‌کنند، مجبور می‌شوند کیفیت را افزایش دهند و قیمت‌ها را منطقی‌تر نگه دارند. اگر رقابتی…
بخش ۴/۵ | یک سوءبرداشت رایج از آزادی اقتصادی
بعضی‌ها تصور می‌کنند آزادی اقتصادی یعنی نبود هیچ قانونی. اما واقعیت این نیست. همان‌طور که رانندگی بدون قانون خطرناک است، اقتصاد بدون قواعد شفاف نیز می‌تواند مشکل‌ساز شود. تفاوت در این است که قوانین باید از رقابت، قراردادها و حقوق مالکیت محافظت کنند، نه اینکه جای تصمیم مردم را بگیرند. آزادی اقتصادی به معنای حذف کامل دولت نیست؛ بلکه به معنای محدود شدن دخالت‌های غیرضروری است. هدف این نیست که قانون از بین برود، بلکه این است که افراد تا حد ممکن فرصت داشته باشند خودشان درباره فعالیت اقتصادی‌شان تصمیم بگیرند.
-----------
#آزادی_اقتصادی
#لیبرالیسم

@RastMag | راست
13💯2🏆1
مارکسیست‌ها می‌گویند خواهان یک جامعه «برابر» هستند؛ پس چرا همیشه بدترین دیکتاتوری‌ها را به وجود می‌آورند؟

پاسخ ساده است: مارکسیست‌ها همیشه دروغ می‌گویند.

مارکسیست‌ها خودشان می‌دانند که ایدئولوژی آن‌ها به یک دیکتاتوری بی‌رحمانه نیاز دارد. آن‌ها صرفاً باور دارند که پس از پایان «انقلاب»، خودشان در رأس آن دیکتاتوری خواهند بود...
این دقیقاً همان مشکلی است که همه ایدئولوژی‌های آرمان‌شهرگرا (یا یوتوپیایی) دارند:
محرک آن‌ها هیچ‌وقت افرادی نیستند که به دنبال تغییر باشند؛ بلکه همیشه کسانی محرک این جریان‌ها هستند که به دنبال قدرت می‌گردند!
پس هرگز حرف یک مارکسیست را وقتی از آرمان‌شهر مارکسیستی صحبت می‌کند، باور نکنید! او صرفاً دارد درباره دیکتاتوری خودش رویاپردازی می‌کند.
«بدترین اتفاقی که می‌تواند برای یک سوسیالیست بیفتد، این است که کشورش توسط سوسیالیست‌هایی اداره شود که با او دوست نیستند...»
— لودویگ فون میزس

----------------
#سوسیالیسم
#عقل‌چپ

@RastMag | راست
11👍6👌2