محمد رفیع « قاضی زاده»
408 subscribers
92 photos
21 videos
1 file
9 links
تو بگو خواب خوشم را به چه تعبیر کنم
خواب دیدم که توهم خواب مرا می‌بینی
🆔️ @Rafi3512 🍁🍁
راه ارتباطی 👇
@mrafi32
Download Telegram
تولد نامه‌🥰

شاید تقصیر تعداد کلمات «سال» باشد که اینقدر زود می گذرد
معلوم است دیگر، سه حرف «سال» به اندازه
سه سوت
سه چشم بهم زدن
سه ثانیه
و سه ......
دیدی؟
به همین راحتی.

تولدم مبارک ❤️
آرزو میکنم که...........

#محمد_رفیع_قاضی_زاده
🎉9❤‍🔥1
هرکس در زنده‌گی خو دوستی مانند میوند جان زمانی داشته باشه از جمله انسان های خوشبخت به شمار میایه 😍❤️

ممنونت هستم شاعر توانا و نازک خیال «میوند جان » 🙏❤️
12👍3🔥1🥰1
شاعر شدم،آن شاعری که دوست داری نه
امّید دارم از تو اما، انتظاری نه

چون عاشق نیلوفرم، ترجیح خواهم‌داد
تا بستر مرداب باشم آب جاری نه

من طاقت دوری ندارم چون خداوندم
بر من دل بی صبر داد و بردباری نه

از معجزات عشق هم باید بگویم که
در عشق تو جان میدهم در انتحاری نه

از این که نامم را صدا کردی خوشم،اما
از این که نامم را برادر میگذاری نه

تو سوژه‌یِ شعری ولی افسوس دارد که
مرغوب باشی، خوب باشی، انحصاری نه



#محمد_رفیع_قاضی_زاده
10👍3💔2🤩1
«چشم‌هایت از جنس کدامین شیشه هاست؟
که هرقدر می‌بینمت، مرا نمی‌بینی»

#محمدرفیع_قاضی_زاده

#طرح
6👍2😭2
قصه های عاشقی هرگز نمی آمد به ما
من فقط دارم خدا را، ما بقی مال شما

من که اصلا سوژه‌ی عشق کسی‌هم نیستم
مثل "آ"یِ بی‌کلاهم مثل مردی در کُما


#محمدرفیع_قاضی_زاده

خلاصه دگه انه ایته 😁
💔8👏3👍2🔥1🥰1
زمانی که کافکا به دلیل بیماری به برلین نقل مکان میکنه، در پارک دختر کوچکی رو می‌بینه که عروسک مورد علاقه‌ش را گم کرده و گریه میکنه.
کافکا با دخترک تمام پارک را برای پیدا کردن عروسک میگرده اما پیداش نمی‌کنن و به دخترک میگه، فردا بیا پارک تا با هم به دنبالش بگردیم.

فردا کافکا نامه‌ای را به دخترک می‌ده که توسط عروسک نوشته شده و به دخترک گفته، گریه نکن، من به سفر دور دنیا رفتم و برایت از ماجراهایی که در سفر دارم مینویسم. کافکا هر روز نامه‌ای برای دخترک می‌آورد و دخترک از شنیدن ماجراها لذت می‌برد.
تا روزی که کافکا عروسکی را با خودش میاره و دخترک با دیدنش شروع به گریه می‌کنه و به کافکا میگه این شبیه عروسک من نیست، همونجا کافکا نامه دیگری به دخترک می‌ده که در آن عروسک به دخترک نوشته که مسافرت سبب تغییرش شده.

دخترک عروسک را با خوشحالی بغل میکنه و به خانه‌ش میره. یک سال بعد کافکا میمیره و دخترک سالها بعد زمانی که یه دختر جوان شده داخل عروسک نامه‌ای با امضای کافکا پیدا میکنه که نوشته

هر چیزی را که بدان عشق می‌ورزی، احتمالا زمانی از دست خواهی داد اما عشق به طریق دیگری به تو باز خواهد گشت.
👏65👍5
به روی پیرهنم عکس ماه می‌دوزم
تمام عکس تورا دل‌بخواه می‌دوزم

برای این‌که تورا حس کنم بروی تنم
خطوط عکس تورا گاه گاه می‌دوزم

درست باهمه دقت بروی....نه اصلا
سه دفعه شد که تورا اشتباه می‌دوزم

صدای آمدنت بین خواب می‌آید
امید چشم خودم را به راه می‌دوزم

پناه می‌برم از شرّ بی پناهی ها
و با خیال تو یک سر پناه می‌دوزم

شنیده‌ام به سیاهی علاقه‌مندی،من_
لباس بعدی خود را سیاه می‌دوزم

#محمدرفیع_قاضی_زاده
باز نشر
13👍5🔥2👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شعر و دکلمه: #محمدرفیع_قاضی_زاده

پ.ن: تهیه شده به صورت کاملا ساده و دوستانه.
تقدیم تان ❤️
23😍3👏2
من یک سرم که از همه دارایی جهان
سر مایه اش بقدر رسن هم نمی رسد
یک زندگی که چار طرف از مساحت‌اش
اندازه‌ی دومتر کفن هم‌نمی رسد

من یک فُضیلِ جاهل و یک دشت راه زن
یک عقل سرخ دارم و یک منطق سیاه
او یک زن است با همه زیبای خودش
سهم کسی نبوده به من هم‌نمی رسد

دیر از زمان خواب شدن خواب می شود
دور از هوای شانه شدن گریه می کند
کوشیده تا به او  برسد دست های من
این دست ها که تا به دهن هم نمی رسد

من یک سرم که  پُر شده  از فکر های خام
یک ابتدای بی نمک و انتهای خام
هی خشت خشت خشت همین خشت های خام
می افتد و به خانه شدن هم نمی رسد

این روز ها به خاطر جن هم نیامده
حتا درون خواب خودم هم ندیده ام
جای رسیده ام که مرا رنجه می کند
یک زن که تا به شانه من هم نمی رسد

#تمیم_حکاک
11👏4👍3🥰2🎉1🤩1
از این که کنارمی به خود می‌نازم
غیر از تو به هیچکس نمی‌پردازم
در دسترس کسی نخواهی باشم!؟
بگذار به روی حالت پروازم

#محمدرفیع_قاضی_زاده
@kar471
7👍4👏3
#رباعی

از این که کنارمی به خود می‌نازم
غیر از تو به هیچکس نمی‌پردازم
در دسترس کسی نخواهی باشم!؟
بگذار به روی حالت پروازم



یک نامه به روی صندلی بی پاسخ
هی شعر نوشته ام ولی بی پاسخ
این زنگِ هزار و سی و چندم اما
مانند تماسِ اولی بی پاسخ



با آمدن تو شد اتاقم روشن
همراه تو میشود اجاقم روشن
یخچالم، اگر درِ مرا باز کنی
از شوق تو میشود چراغم روشن

#محمدرفیع_قاضی_زاده
13👍3👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«رمضان یارب، یارب رمضان
السلام و علیکم ماه رمضان »

یکی از فرهنگ های قشنگ ما افغانستانی ها علی الخصوص ما هراتی ها، خواندن شعر رمضانی در شب های ماه مبارک رمضان است که خودم به شخصه این رسم و رسومات رو دوست دارم.

امشب به منطقه ما آمدن گفتم باشه به یادگار ویدیو‌ای از این صحنه به ثبت برسانم ❤️
9👍4👏1
گرفته چشم تورا هر طرف سیاهی ها
من از سرودن شعر سپید می‌ترسم

#محمدرفیع_قاضی_زاده
9👍1👏1
#برای_مردم_غزّه

هزار کوچه یتیم و هزار جاده شهید
چه درد ها که ازین چشم های‌مان نچکید

شنید داغِ دهان باز کرده‌یِ ما را
ولی به داد دل داغدار مان نرسید

ببین که کعبه برایت سیاه پوشیده‌است
خلافِ اهل ریا، بر خلاف کاخ سفید

نشد بخاطر خاک‌ات شبی بخوابی لیک
به زیر خاک وطن تخت می‌توان خوابید

به دوستان عزیزم چه مژده بهتر از این؟
که مرگِ دوست عزیز است و از پلید، پلید

تو زخم خوردی و اما ندیده‌ای قلبم
چگونه درد ندید و چگونه درد کشید

#محمدرفیع_قاضی_زاده
15😭7👍6👏1
رسیده ام به امیدی که نا امید بمیرم
چنانکه پشت دری بسته، با کلید بمیرم

اگرچه رنگ سیاهی، هنوز بر سر من هست
سیاه مانده جهانم که رو سفید بمیرم

دعا کنید که آدم اسیر عشق نباشد
به من که زنده به عشقم، دعا کنید بمیرم

بمیرم از تو پیامی اگر نیاید و از شوق_
به دستم از تو پیامی اگر رسید، بمیرم

به زور جان خودم را به دست شب برسانم
و شب دوباره به یک شیوه‌ی جدید بمیرم

شبیه بادکنک های پا به بند کشیده
پُر از امیدم و باید که نا امید بمیرم

#محمدرفیع_قاضی_زاده
16👍4👏2
زیرو رو کن مرا ملالی نیست
درد را می‌کشم به دامانم
من همان میوه گناهان و_
من همان سیب دست انسانم

حرف هایم سلیس و معمولیست
نم‌ نمک می‌زنم دلت را، نه؟؟
مثل شبنم چکیده‌ام از تو
اشک مهتاب و آهِ بارانم

از دو راهیِ جاده فهمیدم
که سرانجام میروی بی‌من
یک قدم مانده تا به تنهایی
یک نفس مانده تا به پایانم

هی نوشتم، نوشته‌ام برگرد
خط کشیدم به‌روی رفتن ها
واژه ها هم اثر ندارد، آه.. -
واژه هارا نشد برقصانم

من سوم شخص مفردم،آری
من همینم "ضمیر" تنهایی
در دل هیچ‌کس نمی گنجم
تک درختی که در بیابانم

بغض شعرم چه تلخ میبارد
روی ذهن همیشه درگیرم
تو که فرزندِ دردمی ای‌شعر
حیفم‌ آمد تورا نرنجانم

دیگر اینجا برای ماندن نیست
دیگر این بغض تا ابد باقیست
قبر من را بیا بکن ای شعر
یک نفس مانده تا به پایانم


#محمدرفیع_قاضی_زاده.
19👍4👏1
Joonami
Novan
جونمی😃😍😘
10🥰1
بیا که غیرت مهمان نوازی آن جا نیست
بیا به خانه که همسایه از تو بیزار است
من این طرف تر از آن مرز با تو خواهم بود
بیا که غیرتِ این سمت مرز، بسیار است

بیا قدم بزنیم در دیار انصاری
بیا که «چوک گلا» گل بباره از شادی
بیا که آن طرف فرقه جای خالی هست
بیا که چوک بسازیم به نام «آزادی»

نمان که آن طرف مرز جای خوبی نیست
نمان که بغض تو با گردنم گلاویز است
نمان، که شعر من از کوره میزند بیرون
نمان که بی تو غزل های من غم‌انگیز است

بیا که آن طرف مرز جای خوبی نیست
بیا که هر قدم از شهر بی تو خالی بود
بیا قدم بزنیم جاده های «لیلامی‌ر»
بیا که جای تو در جاده‌ی شمالی بود

به فکر نیکیِ همسایه بودی و دیدی
نه جای رفتن و ماندن نه جای خوبی بود
به هر کجا که دلی باختی همان جا باش
بیا که عشق تو در جاده‌ی جنوبی بود

من این طرف تر از آن مرز با تو خواهم بود
بیا که این طرف مرز جاده هموار است
بیا که غیرت مهمان نوازی آن جا نیست
بیا به خانه که همسایه از تو بیزار است

بیا که حسرت دیدار، سخت سنگین است
بیا که در دل ما آرزو نخواهد مُرد
اگر گذر کنی از مرز های دلتنگی
کسی به یاد تو در «چارسو» نخواهد مُرد

#محمدرفیع_قاضی_زاده
#مهاجرین_افغانستانی
17👍2👏2😐21
دنیا بشوی برای دنیا طلبی
در دل بروی بخاطر جا طلبی

وقتی که نمیرسد به «ماه»ی دستت
دریا طلبی عصای موسی طلبی

#محمدرفیع_قاضی_زاده

پ.ن: این رباعی در عالم خواب نوشته شد به همین خاطر هیچ تغییری بعد از بیداری نیاوردم
10👏5🤨2
ﺍﻟﻠَّﻬُﻢَّ ﺻَﻞِّ ﻋَﻠَﻰ ﻣُﺤَﻤﺪٍﷺ,ﻭَﻋَﻠﻰ ﺁﻝِ و اصحابِ ﻣُﺤَﻤَّﺪٍﷺ❤️
19👍3