هر روز که میگذرد
بیشتر معتقد میشوم که
آدمها شخصیت ناپایداری دارند
نمیشود روی
ظاهر ، لیاقت یا فهم و شعورشان
حساب باز کرد...
@Raahe_BiPayan
بیشتر معتقد میشوم که
آدمها شخصیت ناپایداری دارند
نمیشود روی
ظاهر ، لیاقت یا فهم و شعورشان
حساب باز کرد...
@Raahe_BiPayan
❤2
آدمی به مرور آرام میگیرد
بزرگ میشود ، بالغ میشود
و پای اشتباهاتش میایستد
گذشتهاش را قبول میکند ، نادیدهاش نمیگیرد
میفهمد که زندگی یک موهبت است
یک غنیمت است یک نعمت است
و نباید آن را فدای آدمهای بیمقدار کرد
اصلا از یک جایی به بعد حالِ آدم خودش خوب میشود...
@Raahe_BiPayan
بزرگ میشود ، بالغ میشود
و پای اشتباهاتش میایستد
گذشتهاش را قبول میکند ، نادیدهاش نمیگیرد
میفهمد که زندگی یک موهبت است
یک غنیمت است یک نعمت است
و نباید آن را فدای آدمهای بیمقدار کرد
اصلا از یک جایی به بعد حالِ آدم خودش خوب میشود...
@Raahe_BiPayan
❤2
سینما را ترجیح میدهم.
گربهها را ترجیح میدهم.
درختان بلوط کنار رود وارتا را ترجیح میدهم.
دیکنز را بر داستایفسکی ترجیح میدهم.
خودم را که آدمها را دوست دارد،
بر خودم که بشریت را دوست دارد، ترجیح میدهم.
ترجیح میدهم نخ و سوزن آماده دمِ دستم باشد،
رنگ سبز را ترجیح میدهم.
ترجیح میدهم نگویم که
همهاش تقصیر عقل است.
استثناها را ترجیح میدهم.
ترجیح میدهم زودتر بیرون بروم.
ترجیح میدهم با پزشکان، دربارهی چیزهای دیگر صحبت کنم.
تصویرهای قدیمیِ راه راه را ترجیح میدهم.
مزخرف بودن شعر نوشتن را
به مزخرف بودن شعر ننوشتن ترجیح میدهم.
در روابط عاشقانه،
جشنهای بیمناسبت را ترجیح میدهم،
برای این که هر روز جشن گرفته شود.
اخلاقگرایان را ترجیح میدهم،
آنهایی را که هیچ وعدهای نمیدهند.
مهربانیِ حسابشده را
به اعتمادِ بیشازحد ترجیح میدهم.
منطقهی غیرنظامی را ترجیح میدهم.
کشورهای اشغالشده را بر کشورهای اشغالکننده ترجیح میدهم.
ترجیح میدهم به هر چیزی، کمی شک بکنم.
جهنمِ بینظمی را بر جهنمِ نظم ترجیح میدهم.
قصههای برادران گریم را بر اخبار صفحهی اول روزنامهها ترجیح میدهم.
برگهای بدون گُل را بر گُلهای بدون برگ ترجیح میدهم.
سگهایی که دُمشان بریده نشده را ترجیح میدهم.
چشمهای روشن را ترجیح میدهم،چرا که چشمهای خودم تیرهاند.
کشوهای میز را ترجیح میدهم.
چیزهای زیادی را که در اینجا از آنها نامی نبردهام،
به چیزهای زیادی که خودم ناگفته گذاشتهام ترجیح میدهم.
صفرهای آزاد را به صفرهای بهصفشده برای عدد شدن، ترجیح میدهم.
تعیین زمان توسط حشرات را به تعیین زمان توسط ستارهها ترجیح میدهم.
ترجیح میدهم بزنم به تخته!
ترجیح میدهم نپرسم تا کِی و کِی.
ترجیح میدهم حتی این امکان را درنظر بگیرم
که دنیا به یک دلیلی بهوجود آمده است.
@Raahe_BiPayan
گربهها را ترجیح میدهم.
درختان بلوط کنار رود وارتا را ترجیح میدهم.
دیکنز را بر داستایفسکی ترجیح میدهم.
خودم را که آدمها را دوست دارد،
بر خودم که بشریت را دوست دارد، ترجیح میدهم.
ترجیح میدهم نخ و سوزن آماده دمِ دستم باشد،
رنگ سبز را ترجیح میدهم.
ترجیح میدهم نگویم که
همهاش تقصیر عقل است.
استثناها را ترجیح میدهم.
ترجیح میدهم زودتر بیرون بروم.
ترجیح میدهم با پزشکان، دربارهی چیزهای دیگر صحبت کنم.
تصویرهای قدیمیِ راه راه را ترجیح میدهم.
مزخرف بودن شعر نوشتن را
به مزخرف بودن شعر ننوشتن ترجیح میدهم.
در روابط عاشقانه،
جشنهای بیمناسبت را ترجیح میدهم،
برای این که هر روز جشن گرفته شود.
اخلاقگرایان را ترجیح میدهم،
آنهایی را که هیچ وعدهای نمیدهند.
مهربانیِ حسابشده را
به اعتمادِ بیشازحد ترجیح میدهم.
منطقهی غیرنظامی را ترجیح میدهم.
کشورهای اشغالشده را بر کشورهای اشغالکننده ترجیح میدهم.
ترجیح میدهم به هر چیزی، کمی شک بکنم.
جهنمِ بینظمی را بر جهنمِ نظم ترجیح میدهم.
قصههای برادران گریم را بر اخبار صفحهی اول روزنامهها ترجیح میدهم.
برگهای بدون گُل را بر گُلهای بدون برگ ترجیح میدهم.
سگهایی که دُمشان بریده نشده را ترجیح میدهم.
چشمهای روشن را ترجیح میدهم،چرا که چشمهای خودم تیرهاند.
کشوهای میز را ترجیح میدهم.
چیزهای زیادی را که در اینجا از آنها نامی نبردهام،
به چیزهای زیادی که خودم ناگفته گذاشتهام ترجیح میدهم.
صفرهای آزاد را به صفرهای بهصفشده برای عدد شدن، ترجیح میدهم.
تعیین زمان توسط حشرات را به تعیین زمان توسط ستارهها ترجیح میدهم.
ترجیح میدهم بزنم به تخته!
ترجیح میدهم نپرسم تا کِی و کِی.
ترجیح میدهم حتی این امکان را درنظر بگیرم
که دنیا به یک دلیلی بهوجود آمده است.
@Raahe_BiPayan
❤1
مثل یک موسیقی زیبا در تاکسی بودی!
نصفه گوش دادم
کمی از آن در خاطرم ماند
و تا ابد آن را پیدا نکردم...
@Raahe_BiPayan
نصفه گوش دادم
کمی از آن در خاطرم ماند
و تا ابد آن را پیدا نکردم...
@Raahe_BiPayan
❤1
ما عادت نمیکنیم ،
مگر آنکه چیزی درونمان بمیرد.
فکرش را بکن ،
چه چیزهایی درونمان مردند
تا توانستیم
به همهی آنچه پیرامونمان است
عادت کنیم ...
@Raahe_BiPayan
مگر آنکه چیزی درونمان بمیرد.
فکرش را بکن ،
چه چیزهایی درونمان مردند
تا توانستیم
به همهی آنچه پیرامونمان است
عادت کنیم ...
@Raahe_BiPayan
❤2
❤2
- به یک روز بعد از مردنم فکر میکنم !
به آدمهایی که بیتابِ جایِ خالیِ من ، گریه میکنند ،
به خاطراتم که ناباورانه در ذهنِ عزیزانم ، مرور خواهد شد .
- به یک سال بعد از مردنم فکر میکنم ؛
به آدمهایی که آخرین اشکهایشان را برایِ نبودنم میریزند ،
و آماده میشوند برایِ فراموش کردنم ، برایِ دلبستگیها و دلخوشیهایِ تازه !
- به پنج سال بعد از مردنم فکر میکنم ؛
به آدمهایی که دیگر مرا یادشان رفته ،
و به دنیایی که بدونِ وجود من هم پا برجاست !
چه بیهوده زمانم برایِ دردهایی سپری شد که از من نبود ،
برایِ دغدغههایی که هیچ فایدهای برایم نداشت ،
و افکارِ آزار دهندهای ، که فقط حواسِ مرا از زندگیام پرت میکرد !
چه رویاهایی که تا این لحظه در پستویِ باورم سرکوب شد ،
و چه کارهایی که باید میکردم اما نکردم !
از همین ثانیه با خودم عهد میکنم برایِ آرزوهایم بجنگم
برایِ بهتر شدن ،
برایِ مفید بودن ،
برایِ تمامِ اتفاقاتی که حالِ خودم و حالِ جهان را خوب میکند .
دیگر ثانیهای را هدر نخواهم داد !
وقتی میدانم که قرار است یکی از همین روزها ؛
بیصدا بمیرم و بیرحمانه ، لابلایِ چرخ دندههایِ زمان ، فراموش شوم.
@Raahe_BiPayan
به آدمهایی که بیتابِ جایِ خالیِ من ، گریه میکنند ،
به خاطراتم که ناباورانه در ذهنِ عزیزانم ، مرور خواهد شد .
- به یک سال بعد از مردنم فکر میکنم ؛
به آدمهایی که آخرین اشکهایشان را برایِ نبودنم میریزند ،
و آماده میشوند برایِ فراموش کردنم ، برایِ دلبستگیها و دلخوشیهایِ تازه !
- به پنج سال بعد از مردنم فکر میکنم ؛
به آدمهایی که دیگر مرا یادشان رفته ،
و به دنیایی که بدونِ وجود من هم پا برجاست !
چه بیهوده زمانم برایِ دردهایی سپری شد که از من نبود ،
برایِ دغدغههایی که هیچ فایدهای برایم نداشت ،
و افکارِ آزار دهندهای ، که فقط حواسِ مرا از زندگیام پرت میکرد !
چه رویاهایی که تا این لحظه در پستویِ باورم سرکوب شد ،
و چه کارهایی که باید میکردم اما نکردم !
از همین ثانیه با خودم عهد میکنم برایِ آرزوهایم بجنگم
برایِ بهتر شدن ،
برایِ مفید بودن ،
برایِ تمامِ اتفاقاتی که حالِ خودم و حالِ جهان را خوب میکند .
دیگر ثانیهای را هدر نخواهم داد !
وقتی میدانم که قرار است یکی از همین روزها ؛
بیصدا بمیرم و بیرحمانه ، لابلایِ چرخ دندههایِ زمان ، فراموش شوم.
@Raahe_BiPayan
👍1
سالم باشید!
آدمهای سالم بدی نمیکنند و آزار نمیرسانند و خوبی هم اگر کردند، منت نمیگذارند.
آدمهای سالم طبیعی رفتار میکنند و زیادهروی نمیکنند؛ نه در دوست داشتن و نه در دوست نداشتن!!!
آدمهای سالم، یک گوشه از جهان را گرفتهاند، راه خودشان را پیدا کردهاند و دارند مسیر خودشان را میروند.
برای آدمِ خوبی بودن، دنبال روشهای عجیب و غریب نگردید!
سالم باشید و سالم زندگی کنید و مطمئن باشید که همینها برای مفید و امن بودنتان کفایت میکند.
@Raahe_BiPayan
آدمهای سالم بدی نمیکنند و آزار نمیرسانند و خوبی هم اگر کردند، منت نمیگذارند.
آدمهای سالم طبیعی رفتار میکنند و زیادهروی نمیکنند؛ نه در دوست داشتن و نه در دوست نداشتن!!!
آدمهای سالم، یک گوشه از جهان را گرفتهاند، راه خودشان را پیدا کردهاند و دارند مسیر خودشان را میروند.
برای آدمِ خوبی بودن، دنبال روشهای عجیب و غریب نگردید!
سالم باشید و سالم زندگی کنید و مطمئن باشید که همینها برای مفید و امن بودنتان کفایت میکند.
@Raahe_BiPayan
❤2
همهچیز از دور زیباست.
فاصله، خطاهای پنهان را میپوشاند و ما تنها نقش دلنشین ظاهر را میبینیم.
در نگاه اول، هر چیز رنگی تازه و فریبنده دارد؛ تصویری که ذهن ما آن را کاملتر از حقیقت میسازد.
اما وقتی به چیزی خیره میشویم، وقتی بیش از اندازه در آن دقیق میشویم، کمکم پردهها کنار میروند.
زشتیها، ترکها و ناهمواریها آشکار میشوند.
آنچه روزی دلربا بود، حالا در چشم ما خستهکننده یا حتی آزاردهنده به نظر میرسد.
زیبایی، فرزند فاصله است.
آنچه دور است، هالهای از رمز و راز دارد و همین هاله، دل ما را میرباید.
ولی وقتی بیش از حد نزدیک شویم، افسون میشکند.
جذابیت، اگر هر لحظه در برابر چشم بماند، دیر یا زود به عادت بدل میشود و عادت، هرچه را باشکوه است بیرمق میکند.
شاید راز ماندگاریِ زیبایی این باشد که همیشه اندکی فاصله نگه داریم
بگذاریم بخشی از آن نادیده بماند، تا خیال ما همواره جایی برای پرواز داشته باشد.
@Raahe_BiPayan
فاصله، خطاهای پنهان را میپوشاند و ما تنها نقش دلنشین ظاهر را میبینیم.
در نگاه اول، هر چیز رنگی تازه و فریبنده دارد؛ تصویری که ذهن ما آن را کاملتر از حقیقت میسازد.
اما وقتی به چیزی خیره میشویم، وقتی بیش از اندازه در آن دقیق میشویم، کمکم پردهها کنار میروند.
زشتیها، ترکها و ناهمواریها آشکار میشوند.
آنچه روزی دلربا بود، حالا در چشم ما خستهکننده یا حتی آزاردهنده به نظر میرسد.
زیبایی، فرزند فاصله است.
آنچه دور است، هالهای از رمز و راز دارد و همین هاله، دل ما را میرباید.
ولی وقتی بیش از حد نزدیک شویم، افسون میشکند.
جذابیت، اگر هر لحظه در برابر چشم بماند، دیر یا زود به عادت بدل میشود و عادت، هرچه را باشکوه است بیرمق میکند.
شاید راز ماندگاریِ زیبایی این باشد که همیشه اندکی فاصله نگه داریم
بگذاریم بخشی از آن نادیده بماند، تا خیال ما همواره جایی برای پرواز داشته باشد.
@Raahe_BiPayan
❤1
کسی میداند
من چقدر تلاش کردهام
که روحم زیبا بماند
وقتی جهان پر از رنج بود!؟
زیرا در میان ویرانی و رنج
وظیفهی انسان این است که
قلبش را به زشتی نسپارد.
@Raahe_BiPayan
من چقدر تلاش کردهام
که روحم زیبا بماند
وقتی جهان پر از رنج بود!؟
زیرا در میان ویرانی و رنج
وظیفهی انسان این است که
قلبش را به زشتی نسپارد.
@Raahe_BiPayan
❤1
❤3
بعضی صداها شبیه آرامبخش روحاند،
نه از جنس کلمات، بلکه از جنس حضور.
صدای تو، آن لحظه که میآمد،
جهانم آرام میشد،
دل آشوبم تسکین مییافت،
و خستگیِ روزهای بیپایانم در نرمیِ تن صدایت حل میشد.
چقدر بیپناه است انسانی که تنها پناهش صداست
صدایی که دیگر نیست،
اما هنوز در حافظهی گوش جان میپیچد،
چنان نزدیک که گویی اگر دست دراز کنم،
میتوانم آن را در آغوش بگیرم…
و برای لحظهای،
دوباره زنده شوم.
@Raahe_BiPayan
نه از جنس کلمات، بلکه از جنس حضور.
صدای تو، آن لحظه که میآمد،
جهانم آرام میشد،
دل آشوبم تسکین مییافت،
و خستگیِ روزهای بیپایانم در نرمیِ تن صدایت حل میشد.
چقدر بیپناه است انسانی که تنها پناهش صداست
صدایی که دیگر نیست،
اما هنوز در حافظهی گوش جان میپیچد،
چنان نزدیک که گویی اگر دست دراز کنم،
میتوانم آن را در آغوش بگیرم…
و برای لحظهای،
دوباره زنده شوم.
@Raahe_BiPayan
❤3👍1
دنیا گاهی آنقدر بیجهت میچرخد که راهها رنگ میبازند و مقصدها بیمعنا میشوند.
در آن لحظهی سرگردانی، که همه چیز سرد و خاموش است،
آغوش من هنوز چراغیست روشن، بیقیدِ جهت و بیشرطِ زمان.
نه نقشه میخواهد، نه توضیح، نه واژهای از دلتنگی فقط بیا.
من همان جغرافیاییام که در آن، خستگی معنا ندارد.
در آغوش من، جهان متوقف میشود؛
@Raahe_BiPayan
در آن لحظهی سرگردانی، که همه چیز سرد و خاموش است،
آغوش من هنوز چراغیست روشن، بیقیدِ جهت و بیشرطِ زمان.
نه نقشه میخواهد، نه توضیح، نه واژهای از دلتنگی فقط بیا.
من همان جغرافیاییام که در آن، خستگی معنا ندارد.
در آغوش من، جهان متوقف میشود؛
@Raahe_BiPayan
❤2💔1
آرامش بعضیها فریبنده است.
آنها فریاد نمیزنند، چون سالها پیش فریادشان را در آتشِ درونشان سوزاندهاند.
در نگاهشان صلحی هست که از میانِ ویرانی گذشته است؛
لبخندشان یادگارِ جنگی خاموش است که هیچکس جز خودشان شاهدش نبوده.
چنین آدمهایی طوفان را میشناسند، آتش را لمس کردهاند و هنوز، انتخابشان مهربانیست.
آنها قهرمان نیستند، اما هر روز بیصدا از خاکستر خود دوباره زاده میشوند
و همین است معنای واقعیِ قدرت؛ نجات خویش، بیهیاهو.
@Raahe_BiPayan
آنها فریاد نمیزنند، چون سالها پیش فریادشان را در آتشِ درونشان سوزاندهاند.
در نگاهشان صلحی هست که از میانِ ویرانی گذشته است؛
لبخندشان یادگارِ جنگی خاموش است که هیچکس جز خودشان شاهدش نبوده.
چنین آدمهایی طوفان را میشناسند، آتش را لمس کردهاند و هنوز، انتخابشان مهربانیست.
آنها قهرمان نیستند، اما هر روز بیصدا از خاکستر خود دوباره زاده میشوند
و همین است معنای واقعیِ قدرت؛ نجات خویش، بیهیاهو.
@Raahe_BiPayan
❤3
وقتی عاشق میشویم، بخشی از روانمان را به دیگری میسپاریم؛
در یک مبادلهی ناپیدا، مرز بین من و او کمرنگ میشود.
و وقتی او میرود، روان به سوگِ خودش مینشیند
چون تنها او را از دست ندادهایم،
بلکه تکهای از خودمان را...
همین است که عشق، هم زیباترین تجربهی زندگیست،
و هم عمیقترین زخمش.
@Raahe_BiPayan
در یک مبادلهی ناپیدا، مرز بین من و او کمرنگ میشود.
و وقتی او میرود، روان به سوگِ خودش مینشیند
چون تنها او را از دست ندادهایم،
بلکه تکهای از خودمان را...
همین است که عشق، هم زیباترین تجربهی زندگیست،
و هم عمیقترین زخمش.
@Raahe_BiPayan
❤3
چیزهایی که هیچکس مهم نمیداند، همانهاییاند که جهان را سرپا نگهداشتهاند.
بوی خاک وقتی باران میبارد،
ترکهای ریز روی دیوار قدیمی خانهی مادربزرگ،
آوای خستهی پرندهای که پیش از سپیدهدم میخواند،
دستهای پیرمردی که در سکوت، بند کفشش را میبندد،
یا نوری که از لابهلای پرده کهنه روی میز میافتد.
اینها همه زمزمههای آرام زندگیاند؛
گنجینههایی که از چشم شتابزدهی مردم پنهان ماندهاند.
اما برای کسی که هنوز میتواند مکث کند، ارزششان از تمام طلاهای جهان بیشتر است!
تو !
برایم از چیزهایی بگو که فکر میکنی برای هیچکس مهم نیست…
@Raahe_BiPayan
بوی خاک وقتی باران میبارد،
ترکهای ریز روی دیوار قدیمی خانهی مادربزرگ،
آوای خستهی پرندهای که پیش از سپیدهدم میخواند،
دستهای پیرمردی که در سکوت، بند کفشش را میبندد،
یا نوری که از لابهلای پرده کهنه روی میز میافتد.
اینها همه زمزمههای آرام زندگیاند؛
گنجینههایی که از چشم شتابزدهی مردم پنهان ماندهاند.
اما برای کسی که هنوز میتواند مکث کند، ارزششان از تمام طلاهای جهان بیشتر است!
تو !
برایم از چیزهایی بگو که فکر میکنی برای هیچکس مهم نیست…
@Raahe_BiPayan
❤2
گاهی گمان میکنم
نمیتوانم کسی را
دوست داشته باشم،
اما در عین حال میدانم
چقدر عاشقی را خوب بلدم.
@Raahe_BiPayan
نمیتوانم کسی را
دوست داشته باشم،
اما در عین حال میدانم
چقدر عاشقی را خوب بلدم.
@Raahe_BiPayan
❤1
باور کن!
هیچکس نخواهد فهمید…
میتوانی در هر آغوشی که بخواهی آرامگیری،
در بازتاب تصویر هر چشمی که بخواهی خود را ببینی،
هرچه خواهی از زبان گویندهی خوشسخن دلچسبت بشنوی…
اما هیچکس نخواهد فهمید…
و حتی خودت
هیچوقت نخواهی فهمید…
که هیچ عشقی به اندازهی عشق من به تو نبود…
و نخواهد بود…
@Raahe_BiPayan
هیچکس نخواهد فهمید…
میتوانی در هر آغوشی که بخواهی آرامگیری،
در بازتاب تصویر هر چشمی که بخواهی خود را ببینی،
هرچه خواهی از زبان گویندهی خوشسخن دلچسبت بشنوی…
اما هیچکس نخواهد فهمید…
و حتی خودت
هیچوقت نخواهی فهمید…
که هیچ عشقی به اندازهی عشق من به تو نبود…
و نخواهد بود…
@Raahe_BiPayan
❤2